من که باشم که بر آن خاطرِ عاطِر گذرم؟
لطفها میکنی ای خاکِ دَرَت، تاجِ سرم
دلبرا بنده نوازیت که آموخت؟ بگو
که من این ظَن، به رقیبانِ تو هرگز نَبَرم
همتم بدرقهٔ راه کن ای طایرِ قدس
که دراز است رَهِ مقصد و من نوسفرم
ای نسیمِ سحری بندگیِ من برسان
که فراموش مکن وقتِ دعایِ سحرم
خُرَم آن روز کز این مرحله بَربَندَم بار
و از سرِ کوی تو پرسند رفیقان خبرم
حافظا شاید اگر در طلبِ گوهرِ وصل
دیده دریا کُنم از اشک و در او غوطه خورم
پایهٔ نظم بلند است و جهان گیر بگو
تا کُند پادشهِ بحر دهان پُر گهرم
تعبیر فال شما
این غزل از حافظ به شما یادآوری میکند که در مسیر عشق و دوستی، تواضع و قدرشناسی از اهمیت ویژهای برخوردار است. در سفر زندگی، از نیروهای معنوی و دعاهای خالصانه بهره بگیرید تا به مقصد دلخواه خود نزدیکتر شوید. در لحظات سخت، امید و استقامت خود را حفظ کنید و از دوستان و همراهان خود یاری بخواهید. در نهایت، تلاش و اشکهای شما در جستجوی وصال، همچون مرواریدی ارزشمند خواهد درخشید. به یاد داشته باشید که هر گامی که برمیدارید، شما را به هدف نزدیکتر میکند.


توسط
توسط
توسط
توسط


