Image

بررسی فیلم «The History of Sound»: عاشقانه‌ای همجنس‌گرایانه با بازی پل مسکال و جاش اوکانر، شبیه به «کوهستان بروکبک» آرام‌بخش

📋 خلاصه مقاله:

فیلم «تاریخ صدا» به کارگردانی الیور هرمانوس داستان عاشقانه دو مرد در اوایل قرن بیستم را روایت می‌کند که با موسیقی پیوند دارند. با وجود زیبایی بصری، فیلم به دلیل سبک بیش از حد مودبانه و بی‌روح، نتوانسته احساسات عمیق را به خوبی منتقل کند.

کارگردان الیور هرمانوس داستان دو مرد را روایت می‌کند که در عشق و موسیقی به هم پیوسته‌اند. با این حال، سبک او بیش از حد تصویری و مودبانه است. این امر باعث می‌شود شور و شوق عاشقانه فیلم نیز به همین شکل باشد.

«The History of Sound» داستانی عاشقانه و همجنس‌گرایانه است که در آن شخصیت‌ها هرگز به‌طور مستقیم احساسات خود را بیان نمی‌کنند. دلیل این امر را می‌توان درک کرد. فیلم در اوایل قرن بیستم رخ می‌دهد و دو شخصیت اصلی به‌عنوان دانشجویان موسیقی مؤدب و محافظه‌کار در نیو انگلند شروع می‌کنند. این افراد به‌طور طبیعی کسانی نیستند که صبح‌ها با فریاد «ما اینجاییم! ما همجنس‌گرا هستیم! به هیاهوی جوایز ما عادت کنید!» از خواب بیدار شوند. با این حال، برای موفقیت چنین فیلمی، صحنه‌ها باید با طنین احساسی درونی به لرزه درآیند. نمی‌توانند به‌طور پراکنده و بی‌هدف به منطقه‌ای مسطح از «اشاره‌گری» آزاد و بی‌روح وارد شوند.

فیلم «کوهستان بروکبک» داستان دو شخصیت اصلی را روایت می‌کند که بیشتر وقت خود را صرف سرکوب هویت واقعی‌شان می‌کنند. این موضوع فیلم را به یک تراژدی تبدیل کرده است. این اثر یکی از بزرگترین فیلم‌های ساخته شده به شمار می‌رود. هیث لجر با لهجه‌ای آرام و خفه نشان داد که یک اجرا می‌تواند همزمان سرکوب‌شده و متعالی باشد. سکوت او قلب‌ها را می‌شکند. در مقابل، «تاریخ صدا» که می‌توان آن را به عنوان نسخه‌ای مینیمالیستی از «تئاتر شاهکار» در مرزهای «بروکبک» توصیف کرد، درامی است که بیشتر به نظر می‌رسد در جای خود نشسته است. این فیلم از نظر فنی بی‌عیب نیست، اما بی‌روح و از نظر معنوی بی‌بیان است. این فیلم «کوهستان بروکبک» در حالت آرام‌بخش است.

لایونل، که در یک مزرعه در کنتاکی بزرگ شده است، و دیوید (جاش اوکانر)، که به عنوان یتیمی ثروتمند در نیوپورت، رود آیلند رشد کرده است، یک شب در یک پیانو بار با هم ملاقات می‌کنند. هر دو دانشجوی کنسرواتوار موسیقی نیوانگلند در بوستون هستند. سال ۱۹۱۷ است. دیوید پشت پیانو نشسته و یک آهنگ فولکلور آمریکایی می‌خواند. این توجه لایونل را جلب می‌کند، زیرا او با آواز خواندن آهنگ‌های فولکلور که از پدر ویولن‌نوازش یاد گرفته بود، بزرگ شده است.

موسیقی در خون لایونل

این موسیقی در خون اوست. همان‌طور که در روایت آغازین فیلم به ما اطلاع می‌دهد، او چنان روحی موسیقی‌دوست دارد که نت‌ها به معنای واقعی کلمه او را به دیدن رنگ‌ها وادار می‌کنند. دیوید، با نواختن پیانو، لبخندی مشتاق و گرگ‌مانند و نگرشی تحریک‌آمیز دارد. او مانند هوگی کارمایکل پرشورتر است. لایونل، با عینک بی‌سیم و قاب بیضی، محتاط‌تر و محافظه‌کارتر است. اما واضح است که این دو روح‌های هم‌نواز موسیقی هستند. همان‌طور که در طول شب به یکدیگر چشم می‌دوزند و می‌خوانند و می‌نوازند، شاید بیشتر از این هم باشند.

آن‌ها در سپیده‌دم تاریک به خانه می‌روند. دیوید از لیونل می‌پرسد که آیا دوست دارد برای نوشیدن آب به آپارتمانش بیاید. لیونل می‌گوید بله. قبل از اینکه لحظاتی بگذرد، هر دو بدون ترس یا تردید به تخت می‌روند.

صبح روز بعد، لیونل بیدار می‌شود و می‌بیند تخت خالی است. اما یادداشتی از دیوید روی بالش است. در آن نوشته شده: “شنبه آینده؟” در این دو کلمه ساده و نگاه آرامش‌بخش لیونل، می‌توانیم کشش وعده‌آمیز شکوفایی عاشقانه را احساس کنیم.

برای مخاطبان و شخصیت‌ها روشن است که در جامعه‌ای زندگی می‌کنند که نمی‌توانند به‌طور آشکار درباره مسائل صحبت کنند. این کار می‌تواند مرگبار باشد. می‌گویم روشن، زیرا در «تاریخ صدا» هیچ‌چیز به‌طور مستقیم بیان نمی‌شود. اگر این‌طور بود، فیلم اعتبار ظاهری «ظرافت» خود را از دست می‌داد.

فضای زمانی و ریشه‌های روستایی

فضای زمانی و ریشه‌های روستایی جنوبی لیونل، به کمبود دیالوگ‌های فراوان کمک می‌کند. فیلم نشان می‌دهد که در دوره‌ای هستیم که مردم به اندازه امروز خودآگاه یا پرحرف نبودند. لیونل و دیوید در اواخر قرن نوزدهم به دنیا آمده‌اند. کیفیت رابطه عاشقانه‌شان این است که به‌سادگی با هم کنار می‌آیند و از بودن با یکدیگر لذت می‌برند.

صحنه‌های عاشقانه و احساسات

صحنه‌های عاشقانه، پرشور اما نه بیش از حد صریح، تصاویری لطیف از بدن‌های درهم‌تنیده هستند. اگر هر یک از این دو نفر احساس گناهی درباره جذب به یکدیگر دارند، آن را نشان نمی‌دهند.

رمانس با شروع جنگ جهانی اول قطع می‌شود. دیوید به جبهه‌ها می‌رود تا در سنگرها بجنگد و لیونل به مزرعه بازمی‌گردد که تجربه‌ای ناخوشایند است، به‌ویژه پس از مرگ پدرش. او در یک وضعیت معلق قرار دارد.

بازگشت دیوید و آغاز سفر

سپس، در سال ۱۹۱۹، نامه‌ای از دیوید دریافت می‌کند: “مرا در اول ژانویه در ایستگاه قطار آگوستا ملاقات کن.” دیوید که از جنگ بازگشته، می‌خواهد لیونل او را در یک سفر کمپینگ طولانی همراهی کند. هدف این سفر ضبط موسیقی‌دانان محلی در طبیعت مین است.

تجربه‌ای نزدیک به بهشت

هنگامی که آن‌ها این سفر را آغاز می‌کنند، وارد مکانی از هم‌نشینی هنری، اروتیک و معنوی می‌شوند که بهشت نزدیک به نظر می‌رسد. دیوید که تکنولوژی ضبط صدا بر روی سیلندرهای مومی را دارد، به نوعی شبیه به آلن لومکس اولیه است. او یک قوم‌موسیقی‌شناس نوپا است که می‌خواهد آهنگ‌ها را “جمع‌آوری” کند. هدف او این است که شکوه موسیقی محلی را که به صورت خام ضبط شده، بگیرد و از طریق ضبط‌هایش به چیزی ابدی تبدیل کند.

الیور هرمانوس، فیلمساز اهل آفریقای جنوبی، فیلم «تاریخ صدا» را کارگردانی کرده است. او بر اساس فیلمنامه‌ای از بن شاتاک کار می‌کند. داستان کوتاه فیلم نیز بر اساس همین فیلمنامه نوشته شده است. هرمانوس تلاش دارد سبکی زیبا و تصویری پیرامون سادگی دیالوگ‌های شاتاک ایجاد کند.

زیبایی بصری و فضای تأمل‌برانگیز

فیلم بسیار زیباست و پر از رنگ‌های خاکی و لباس‌های تیره است. هیچ رنگ روشنی در فیلم وجود ندارد که مانع از فضای تأمل‌برانگیز شود. با این حال، جریان تصاویر بیشتر کاربردی است تا شاعرانه. من سبک فیلم را به سبک کلی رایکارت با دقت کمتر توصیف می‌کنم.

هرمانوس به شدت به هاله بازیگرانش تکیه دارد. اما در این مورد تنها نیمی از آنچه نیاز دارد را به دست می‌آورد.

عملکرد بازیگران

جاش اوکانر، در نقش دیوید که ظاهراً جسور اما در باطن رازآلود و آسیب‌پذیر است، حضور خود را در هر صحنه‌ای احساس می‌کند. او یک ستاره تپنده است. اما پل مسکال، با لهجه‌ای بسیار ملایم جنوبی، هرگز شبیه یک بچه از کنتاکی به نظر نمی‌رسد. او بیش از حد رسمی است و فاقد طنز محلی.

نقد عملکرد پل مسکال

در اجرای مسکال نوعی سکون وجود دارد که فقط… ساکن است. هیچ چیزی از خود ساطع نمی‌کند. این بخشی از آن چیزی است که به نظر من، نقطه عطف حیاتی داستان را تشکیل می‌دهد. نقطه‌ای که با شرایط خود فیلم همخوانی ندارد.

در پروژه ضبط در مناطق دورافتاده، لیونل و دیوید به شریکانی در عشق و صدا تبدیل شده‌اند. در یک لحظه، آنها بحثی دارند که حدود ۳۰ ثانیه طول می‌کشد. این بحث درباره این است که آیا باید یک موقعیت را ترک می‌کردند یا نه. سپس دوباره مانند بچه‌مدرسه‌ای‌ها به یکدیگر لبخند می‌زنند.

پیشنهاد بزرگ دیوید

بنابراین وقتی دیوید از لیونل می‌پرسد که آیا مایل است برای گرفتن موقعیت تدریس در کنسرواتوار نیوانگلند تلاش کند، او حرف بزرگی زده است. در واقع، این تقریباً یک پیشنهاد ازدواج است. او می‌گوید: این کار را انجام بده تا بتوانیم با هم باشیم.

ما در نیمه‌ی فیلم هستیم و اتفاقات زیادی در پیش است. سال ۱۹۲۱ است و لیونل اکنون در ایتالیا است. او هر ماه یک نامه به دیوید فرستاده و این نامه‌ها بی‌پاسخ مانده‌اند.

سفر لیونل به بریتانیا

لیونل به بریتانیا سفر خواهد کرد و به طور عاشقانه و جنسی با کلاریسا (اما کانینگ) درگیر خواهد شد. اما هرگز از احساس درد درونی‌اش دست نخواهد کشید. او به طور ناگزیر و با گذشت زمان، به کنسرواتوار نیو انگلند بازخواهد گشت. به عشقی که درونش است و جرات بیان ندارد.

تأثیرگذاری داستان

همه این‌ها روی کاغذ بسیار تأثیرگذار و دل‌نشین به نظر می‌رسند. همین‌طور صحنه‌هایی با کریس کوپر در نقش لیونل پیر. اما «تاریخ صدا» فیلمی است که هرگز به طور کامل زندگی‌ای فراتر از آنچه روی کاغذ است پیدا نمی‌کند.

تلاش برای تأثیرگذاری

این فیلم می‌خواهد قلب‌های ما را به درد آورد. اما ۲۰ سال پس از آنکه «کوهستان بروکبک» این کار را کرد، این تقلید هنری و کم‌خون از تراژدی آن فیلم، ممکن است در سینماها بدون هیچ صدایی سقوط کند.

پست‌های مرتبط

پخش هفتگی قسمت‌های جدید «South Park» در فصل ۲۷ ادامه دارد

پخش هفتگی قسمت‌های جدید «South Park» در فصل ۲۷ ادامه دارد

فصل ۲۷ سریال «South Park» با نقد ترامپ و انتشار هر دو هفته یک‌بار، تا ۱۰ دسامبر ادامه دارد. این فصل با سرعت تولید سریع و طنز به‌روز، بیشترین بیننده را از سال…

توسطتوسطسارا رستگارشهریور ۴, ۱۴۰۴
بلیک لایولی خواستار پرداخت میلیون‌ها دلار توسط جاستین بالدونی به دلیل شکایت بی‌اساس تحت قانون #MeToo کالیفرنیا

بلیک لایولی خواستار پرداخت میلیون‌ها دلار توسط جاستین بالدونی به دلیل شکایت بی‌اساس تحت قانون #MeToo کالیفرنیا

بلیک لایولی از جاستین بالدونی به دلیل طرح دعوی افترا بی‌اساس شکایت کرده و خواستار میلیون‌ها دلار خسارت شده است. او به قانون “حفاظت از بازماندگان از دعاوی افترا آمیز” تکیه کرده که…

توسطتوسطپیمان نیکخواهشهریور ۱۸, ۱۴۰۴
استخدام ماریل ردلین توسط Kilter Films به عنوان مدیر توسعه و تولید تلویزیون

استخدام ماریل ردلین توسط Kilter Films به عنوان مدیر توسعه و تولید تلویزیون

لیزا جوی و جاناتان نولان از Kilter Films، ماریل ردلین را به عنوان مدیر اجرایی توسعه و تولید تلویزیونی منصوب کردند. ردلین از Range Media Partners به Kilter پیوسته و تجربه کار بر…

توسطتوسطعلی محتشمشهریور ۲۷, ۱۴۰۴
سارا پلسون: الهام از فیلمسازان جوان و رویارویی با لحظات سیاسی نامطمئن امروز؛ آیا به انقلاب نیاز داریم؟

سارا پلسون: الهام از فیلمسازان جوان و رویارویی با لحظات سیاسی نامطمئن امروز؛ آیا به انقلاب نیاز داریم؟

برنامه فیلمسازان زن تریبکا و شنل در نیویورک با حضور زنان برجسته هالیوود برگزار شد. کاریشما دو داب و ام‌جی اونجلیستا برای فیلم کوتاه «غریبه‌ها» برنده شدند. این برنامه فرصتی برای فیلمسازان جوان…

توسطتوسطپیمان نیکخواهشهریور ۲۸, ۱۴۰۴
بررسی فیلم «The History of Sound»: عاشقانه‌ای همجنس‌گرایانه با بازی پل مسکال و جاش اوکانر، شبیه به «کوهستان بروکبک» آرام‌بخش