Image

بررسی «Predator: Badlands»: بازگشت کارگردان «Prey» با اثری الهام‌بخش که ما را طرفدار شکارچی می‌کند

📋 خلاصه مقاله:

دن تراختنبرگ با فیلم «Predator: Badlands» داستانی تازه و هیجان‌انگیز از شکارچیان بین‌کهکشانی ارائه می‌دهد. این فیلم با تمرکز بر دک، پسر یک رئیس یائوتجا، و همراهی او با تیا، یک مصنوعی به سبک «بیگانه»، به ماجراجویی در سیاره‌ای ناشناخته می‌پردازد.

دن تراختنبرگ با ورود جدید و الهام‌بخش خود به فرانچایز محبوب دهه ۸۰، هیجان تازه‌ای را ایجاد کرده است. او ال فانینگ را به عنوان یک سینت به سبک «بیگانه» معرفی کرده که با یک شکارچی کوچک همراه است. این شکارچی همه چیز برای اثبات دارد.

به مدت نزدیک به ۴۰ سال، شرکتی که قبلاً به نام فاکس شناخته می‌شد، مالک یک دارایی قدرتمند به نام “Predator” بود. اما استودیو واقعاً نمی‌دانست با آن چه کند، حداقل در پرده بزرگ. اسطوره‌شناسی این اثر در کمیک‌ها و رمان‌های بی‌شماری شکوفا شد. بدون حضور آرنولد شوارتزنگر، فیلم‌ها به مشکل برخوردند. نکته اصلی این بود که گونه مرگبار شکارچیان بین‌کهکشانی، که در کتاب‌ها به نام “Yautja” شناخته می‌شوند، ستاره واقعی این سری بود.

در «Predator: Badlands»، کارگردان و نگهبان فرنچایز دن تراختنبرگ داستان را بر روی دک (دیمیتریوس شوستر-کولواماتانگی)، پسر “ضعیف” یک رئیس یائوتجا، متمرکز می‌کند. او دک را به یک قهرمان غیرمنتظره تبدیل می‌کند. این در حالی است که شکارچیان همیشه به عنوان ضدقهرمانان شناخته می‌شدند، مگر در مواردی که بیگانگان مطرح هستند. دک که کوچک‌ترین عضو قبیله‌اش است، بسیار مشتاق اثبات خود است. او به گنا، سیاره‌ای که به “سیاره مرگ” معروف است، سفر می‌کند. در آنجا او متعهد می‌شود کالیسک، موجودی که به نظر می‌رسد غیرقابل کشتن است و حتی پدرش را نیز می‌ترساند، را از بین ببرد.

این داستان به نظر می‌رسد که یک روایت معمولی از شکارچی باشد. در واقع، شبیه به نسخه زنده‌ای از معروف‌ترین شعر لوئیس کارول است: “از جبرواک بپرهیز، پسرم! آرواره‌هایی که می‌گزند، چنگال‌هایی که می‌گیرند! از پرنده جوب‌جوب بپرهیز، و از بندر‌اسنچ خشمگین دوری کن!” هشدار داده می‌شود که این خلاصه داستان، آنچه “بدلندز” را جالب‌ترین و قوی‌ترین فیلم با عنوان “شکارچی” از زمان نسخه اصلی ۱۹۸۷ می‌سازد، نادیده می‌گیرد. اگرچه بحث درباره آن بدون افشای چندی از آن شگفتی‌ها دشوار است.

«Badlands» به دسته‌ای از فیلم‌ها تعلق دارد که من آن‌ها را دوست دارم. این فیلم‌ها مخاطبان را به دنیایی کاملاً ناشناخته می‌برند و سپس به ما اعتماد می‌کنند تا همراه با شخصیت‌های اصلی بفهمیم که چگونه جاذبه کار می‌کند. وقتی این استراتژی به درستی اجرا شود، به هوش ما احترام می‌گذارد. این در حالی است که ما را در فرهنگی یا مکانی که قبلاً اطلاعات کمی درباره آن داشتیم، غرق می‌کند. این توصیف به همان اندازه برای کلاسیک‌های علمی-تخیلی مانند تریلر «Pitch Black» با بازی وین دیزل و فیلم‌های هنری مانند نامزد رسمی اسکار عراق، «کیک رئیس‌جمهور»، امسال صدق می‌کند.

هیچ‌کس «Predator: Badlands» را با یک فیلم هنری اشتباه نمی‌گیرد. این فیلم به خوبی فرمول «Avatar» را دنبال می‌کند. پس از یک پیش‌درآمد آشکاراً متاثر از «Dune»، دک را به سیاره‌ای ناشناخته می‌فرستد. در اینجا انتظار داریم با گیاهان و جانوران مرگبار آنجا آشنا شویم.

ماجراجویی در سیاره ناشناخته

در این سیاره، تاک‌های مارپیچی و سریع وجود دارند که به اندازه کافی ماهر هستند تا تجهیزات دک را بربایند. همچنین حلزون‌های کوچک قابل اشتعال که مانند نارنجک منفجر می‌شوند، دیده می‌شوند. گل‌های عجیب و غریبی نیز وجود دارند که وقتی چیزی نزدیک می‌شود، باد کرده و دارت‌های فلج‌کننده پرتاب می‌کنند.

چالش‌های بقا در «Badlands»

اگر تا به حال بازی حدس زدن اینکه اولین کسی که صدف یا توت‌های قرمز سمی را خورده چه کسی بوده است را انجام داده‌اید، «Badlands» به عنوان یک مرور سریع از نیم دوجین چنین سناریوهایی عمل می‌کند. در اینجا هیچ جایی برای اشتباه وجود ندارد و هر تصمیمی می‌تواند به بقا یا نابودی منجر شود.

مدت‌ها پیش از ملاقات با کالیسک، دک با تیا (ال فانینگ) روبه‌رو می‌شود. تیا یک مصنوعی است که به نظر می‌رسد مستقیماً از فیلم‌های «بیگانه» آمده باشد. این موضوع منطقی است، زیرا فاکس در سال ۲۰۰۴ کراس‌اور «AvP» خود را ارائه داد و از آن زمان به بعد به طور فعال از هر دو فرنچایز بهره‌برداری کرده است. اگرچه دک به طور انحصاری به زبان بومی یوتجا صحبت می‌کند، که شبیه به زبان کلینگون است و با کلیک‌ها و غرغرها همراه است، تیا دارای یک عملکرد زبان جهانی است. این ویژگی به ما اجازه می‌دهد بدون نیاز به زیرنویس، صحبت‌های او را به راحتی متوجه شویم.

آنچه او ندارد، پاهایی است که در برخورد اولیه با کالیسک از بدنش جدا شده‌اند. این موضوع او را به عنوان یک راهنما یا به تعبیر دک، یک “ابزار” مفید می‌کند. زیرا برای یائوتجا تقلب محسوب می‌شود که در شکار کمک بگیرند.

فنینگ همچنین نقش یک سینث دوم به نام تسسا را بازی می‌کند. تسسا شخصیتی کاملاً متفاوت از تیا دارد و به ستاره این فرصت را می‌دهد که در هر دو جهت، کمدی خشک و شرارت سرد، مرزهای خود را آزمایش کند. تسسای مطیع وظیفه دارد کالیسک را بگیرد و به شرکت وایلند-یوتانی بازگرداند. او حتی بی‌رحم‌تر از دک است. برخلاف انتظار، دک برای ترک روش‌های یائوتجایی خود نیاز به قانع کردن زیادی ندارد.

این “ضعف” دلیل این است که پدر دک قصد داشت او را به خانه برگرداند. اما البته در طول فیلم به قوت او تبدیل می‌شود. این درسی است که در کارتون‌های انتقادی از مردانگی مانند “فردیناند”، “داستان کوسه” و “چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم” به کرات ارائه می‌شود. با این تفاوت که “بدلندز” هیچ علاقه‌ای به صلح‌طلبی ندارد.

خشونت در فیلم و درجه‌بندی آن

در واقع، فیلم آنقدر خشونت‌آمیز است که به نوعی معجزه است که با درجه PG-13 پذیرفته شده است. در حالی که همه فیلم‌های قبلی به جز “بیگانه علیه غارتگر” درجه R گرفته بودند. احتمالاً به این دلیل که سینث‌ها ماده‌ای سفید شیری ترشح می‌کنند و یائوتجا خون سبز ضدیخ دارند. در حالی که احشاء گونه‌های دیگر یا بنفش یا نارنجی است. این نشانه واضحی است که سیستم MPA کار نمی‌کند. وقتی فیلمی که مفهوم آن حتی بزرگسالان را به تأمل وامی‌دارد برای کودکان در دسترس قرار می‌گیرد، اما این چیز جدیدی نیست.

راحت بودن با قطع شدن دست‌ها، خرد شدن جمجمه‌ها و کاوش مغزها توسط شاخک‌های گوش‌خراش، لذت بردن از چند شوخی مربوط به تیا که پاهایش به تنهایی می‌توانند کونگ‌فو انجام دهند را آسان‌تر می‌کند. این نمونه‌ای از چیزی است که در دیگر فیلم‌های Predator به شدت کمبود دارد: حس خوشایند طنز سیاه که پذیرش موجود بامزه‌ای به نام باد که شبیه به جار جار بینکس است را آسان‌تر می‌کند.

طنز سیاه و موجودات بامزه

این موجود CG بامزه به نوعی همدم تبدیل می‌شود. ممکن است پدر دک مخالف باشد، اما هدف این مأموریت گسترش اسطوره‌شناسی یائوتجا و ایجاد زمینه برای دنباله‌های احتمالی است.

ارزش کار تیمی در “Badlands”

کالو! کالای! در نهایت، “Badlands” درباره ارزش کار تیمی و یادگیری این است که “آلفا” و “اوج” در مورد شکارچیان معنای یکسانی ندارند.

بررسی «Predator: Badlands»: بازگشت کارگردان «Prey» با اثری الهام‌بخش که ما را طرفدار شکارچی می‌کند