Image

بررسی نمایش برادوی «Liberation»: نگاهی تازه و صریح به جنبش حقوق زنان در یک نمایش خاطره‌انگیز

📋 خلاصه مقاله:

نمایش “آزادی” نوشته بس وول و کارگردانی ویتنی وایت، داستانی از تلاش زنان برای برابری در دهه ۱۹۷۰ و زمان حال را روایت می‌کند. این نمایش با بررسی چالش‌های نژادی و هویت، به موضوعات صریحی مانند انقلاب و خودگذشتگی می‌پردازد و با طنز و صداقت، مخاطبان را به تأمل وامی‌دارد.

ارائه چیزی تازه و منحصر به فرد در ژانر نمایش‌های خاطره‌ای می‌تواند چالش‌برانگیز باشد. با این حال، در نمایش جدید برادوی نویسنده بس وول به نام “آزادی“، او موفق به انجام این کار شده است.

به کارگردانی ویتنی وایت، «آزادی» در دهه ۱۹۷۰ و زمان حال روایت می‌شود. در سال‌های پس از جنبش حقوق مدنی که توسط آمریکایی‌های سیاه‌پوست هدایت می‌شد، زنان در تلاش بودند تا جایگاهی برابر در جامعه پیدا کنند. اکنون، نیم قرن بعد، دولت آمریکا در حال بازپس‌گیری چندین پیروزی سخت‌کسب‌شده است. «آزادی» با پل زدن بین این دوره‌های زمانی، به بررسی آنچه بود و آنچه به عنوان یک جامعه شده‌ایم می‌پردازد.

نمایشنامه در زمان حال آغاز می‌شود. زنی (سوزانا فلوود) در حال سوگواری برای از دست دادن مادرش، لیزی (که همچنین توسط فلوود به تصویر کشیده شده)، است. او تلاش می‌کند تا همسر و مادری سنتی که می‌شناخت را با روزنامه‌نگار جوان و جاه‌طلبی که در سال ۱۹۷۰ گروه آگاهی زنان را تأسیس کرد، آشتی دهد.

آشنایی با لیزی و دوستانش

با رفت و برگشت بین حال و گذشته، با لیزی و پنج دوستش آشنا می‌شویم. خواسته‌های آنها بسیار بیشتر از آن چیزی بود که جهان حاضر به ارائه آن به آنها بود.

طراحی شده توسط دیوید زین، «آزادی» در یک سالن بسکتبال زیرزمینی و نوستالژیک در اوهایو قرار دارد. لیزی، روزنامه‌نگاری است که در دانشگاه شیکاگو تحصیل کرده و در شغل روزنامه‌نگاری خود به بخش‌های آگهی ترحیم و ازدواج اختصاص داده شده است. او که احساس محدودیت می‌کند، یک گروه هفتگی زنان تشکیل می‌دهد که زنان مختلفی از اقشار مختلف را به خود جذب می‌کند.

دورا (Audrey Corsa) زنی بلوند با چشمان درشت است که در رابطه‌ای بی‌عشق و کسل‌کننده گرفتار شده است. او به شدت تلاش می‌کند تا شغل نوپای خود در یک برند نوشیدنی را به حرفه‌ای کامل تبدیل کند. در مقابل، ایزیدورا (Irene Sofia Lucia) یک ایتالیایی پرشور است که می‌خواهد دنیا را به چالش بکشد. اما به دلیل وضعیت مهاجرتی‌اش به ازدواجش وابسته است.

گروه همچنین مارگی (Betsy Aidem)، خانه‌داری میانسال را شامل می‌شود که مصمم به فرار از شوهر تازه بازنشسته‌اش و یکنواختی بی‌پایان زندگی‌اش است. در همین حال، سوزی (Adina Verson)، یک لزبین آشکار، با فرسودگی ناشی از فعالیت‌های اجتماعی مبارزه می‌کند. اما هنوز به آخرین ذره امید خود چسبیده است.

در نهایت، سلست (Kristolyn Lloyd)، زنی سیاه‌پوست است که مجبور شد نیویورک را ترک کند تا به خانه برگردد و از مادر بیمار خود مراقبت کند. اما همچنان رویای نوشتن و ایجاد تغییر را در سر دارد.

همان‌طور که «رهایی» با طنز، اندوه و صداقت پیش می‌رود، مخاطبان چیزهای زیادی درباره این شخصیت‌ها می‌آموزند. اینکه حتی پس از انحلال گروه به چه کسانی تبدیل شدند و چرا برخی انتخاب‌ها انجام شد. در حالی که برخی رویاها محقق می‌شوند، برخی دیگر سرکوب یا به‌کلی کنار گذاشته می‌شوند.

بررسی موضوعات صریح در نمایشنامه

از طریق نوشتار تیز ووهل، نمایشنامه به بررسی موضوعات صریحی می‌پردازد. از جمله اینکه واقعاً چه چیزی لازم است تا یک انقلابی باشیم و چرا خودگذشتگی اغلب چیزی نیست که مردم مایل به انجام آن باشند. علاوه بر این، نشان می‌دهد که چرا مردم تصمیم می‌گیرند در یک جهت یا جهت دیگر حرکت کنند، به‌ویژه زمانی که ممکن است به نفع خودشان باشد تا دیگران.

برخی از جذاب‌ترین جنبه‌های «رهایی» در نیمه دوم رخ می‌دهند. با جهشی به سال ۱۹۷۳، همه زنان، از جمله لیزی، در مکان‌های بسیار متفاوتی قرار دارند.

آغاز پرده دوم با آسیب‌پذیری

پرده دوم با انفجاری از آسیب‌پذیری آغاز می‌شود. با الهام از مقاله‌ای در مجله Ms.، خانم‌ها خود را در سالن ورزشی محاصره کرده و برهنه می‌شوند. هر کدام یک جنبه از بدن خود را که دوست دارند و یک جنبه که از آن متنفرند، به اشتراک می‌گذارند. این صحنه‌ای جسورانه و بی‌باک است که توسط کارگردان صمیمیت، کِلسی رین‌واتر، هدایت می‌شود. این صحنه کمتر درباره برهنگی و بیشتر درباره همبستگی و پیوندی است که زنان برای حمایت از یکدیگر، حتی در میان اختلافات، ایجاد می‌کنند.

در ادامه نمایش، جوان (کیلا داویون)، زنی سیاه‌پوست، به دنبال کیف گمشده پسرش وارد سالن ورزش می‌شود. او در جلسه گروهی شرکت می‌کند و از آن‌ها درباره کنار گذاشتن مادرانی که نمی‌توانند در شب‌های مدرسه ساعت شش شرکت کنند، سوال می‌پرسد.

چالش‌های نژادی و هویت

علاوه بر این، او حضور سلست به عنوان یک زن سیاه‌پوست را زیر سوال می‌برد. او به او یادآوری می‌کند که هیچ “ما”یی وجود ندارد. همان‌طور که اخیراً در انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۴ ایالات متحده دیده‌ایم، زنان سفیدپوست و زنان سیاه‌پوست اغلب به شکل‌های بسیار متفاوتی رأی می‌دهند، زندگی می‌کنند و جهان را تجربه می‌کنند.

در حالی که دختر لیزی با این موضوع دست و پنجه نرم می‌کند، سلست به او می‌گوید که به داستان خودش پایبند باشد. این یادآوری جسورانه‌ای است از اینکه چگونه نژاد و نژادپرستی به شدت شکل‌دهنده هویت ما و دیدگاه‌های متنوع ما هستند.

«رهایی» یک روایت درخشان است که با بازی‌های عالی و تأمل‌برانگیز به جنبش حقوق زنان می‌پردازد. این اثر به همدستی و نگاهی که از طریق آن به مراقبان خود، به‌ویژه مادرانمان، می‌نگریم، توجه دارد. اگرچه گاهی به سمت ملودرام تمایل پیدا می‌کند و در لحظات پایانی کمی طولانی می‌شود، اما هسته اصلی نمایش طنین‌انداز است. این نمایش به ما یادآوری می‌کند که آزادی در یک ملت تحت رهبری پدرسالارانه و برتری‌طلب سفیدپوستان، مبارزه‌ای دائمی و پیوسته است.

بررسی نمایش برادوی «Liberation»: نگاهی تازه و صریح به جنبش حقوق زنان در یک نمایش خاطره‌انگیز