📋 خلاصه مقاله:
نقشآفرینی کیت هادسون در فیلم “آهنگ آبی خوانده شده” به کارگردانی کریگ بروئر، تحسینبرانگیز و شایسته نامزدی اسکار است. این فیلم داستان دو موسیقیدان مبارز را روایت میکند و با بازیهای برجسته و کارگردانی دقیق، توجه آکادمی را جلب کرده است.
برخی اجراها ما را به یاد چیزهایی میاندازند که از قبل میدانستیم. سپس اجراهایی هستند که فرضیات ما را به کلی در هم میشکنند و ما را مجبور میکنند با استعدادی روبرو شویم که به نوعی آن را دست کم گرفته بودیم.
نقشآفرینی کیت هادسون در “آهنگ آبی خوانده شده”
نقشآفرینی کیت هادسون به عنوان کلر ساردینا معروف به “تندر” در فیلم “آهنگ آبی خوانده شده” اثر کریگ بروئر به طور قاطع در دسته دوم قرار میگیرد. این یک قطعه بازیگری افشاگرانه است که خود را اعلام میکند. درست مانند قدرت کامل یک کر نِیل دایموند، قطعهای به طرز غیرممکن لطیف و خشن که به وضوح زنده به نظر میرسد.
پس از نمایش جهانی فیلم در جشنواره فیلم AFI در روز یکشنبه، به نظر میرسد چیزی ملموس در هوا وجود دارد. یک درک جمعی وجود دارد که ممکن است شاهد لحظات آغازین یک مدعی واقعی اسکار باشیم.
نمایشهای برجسته بازیگران
هادسون آسیبپذیری خام ریس ویترسپون را در سایه جانی کش به تصویر میکشد. تحول فیزیکی هیلاری سوانک در تبدیل شدن به یک بوکسور، اصالت زندگیکرده فرانسیس مکدورمند در پیمایش در منظره یخزده اخلاقی فارگو و تعهد ستارهوار رنی زلوگر در تبدیل شدن به راکسی هارت را به نمایش میگذارد. و البته با چاشنی از آلی لیدی گاگا که متوجه میشود او در واقع یک ستاره است که متولد شده است. این بدون شک بهترین کار او در حرفهاش است.
فیلمی که در روز کریسمس توسط Focus Features منتشر شده، داستان واقعی دو موسیقیدان مبارز را روایت میکند. این دو، گروه موسیقی ادای احترامی به Neil Diamond تشکیل میدهند. موضوعی که در دستهای کمتر ماهر ممکن است عجیب به نظر برسد. اما بروئر، فیلمساز متولد ممفیس که فیلم برنده اسکار «Hustle & Flow» را به ما هدیه داد، مسیر Da’Vine Joy Randolph را به سمت جایزه «Holdovers» با «Dolemite Is My Name» آغاز کرد. او چیزی اساسی درباره رویابافان آمریکایی در حاشیهها میداند. او میداند که کرامت در جزئیات نهفته است و رستگاری اغلب لباسهای پر زرق و برق به تن دارد.
علاقه آکادمی به موسیقیدانان به خوبی مستند شده است. از «Walk the Line» تا «Ray» و «Bohemian Rhapsody»، این علاقه به وضوح دیده میشود. واکنش رأیدهندگان به داستانهای مربوط به ناتوانی نیز با شناخت ویژه مشخص است. اما «Song Sung Blue» این عناصر را به چیزی واقعاً جذاب برای عموم تبدیل میکند. این فیلم میتواند با جمعیت گستردهتر و مسنتر آکادمی همخوانی داشته باشد و در عین حال احساس زنده و معاصر بودن را حفظ کند. این همان نقطهای است که هنر و دسترسیپذیری به هم میرسند.
ارائه هادسون از طریق دستهبندی کمدی/موزیکال گلدن گلوبها بهطور استراتژیک منطقی است. این رقابت در سالهای اخیر به سکوی پرتاب غیررسمی اسکار تبدیل شده است. بازیگرانی مانند اما استون (“چیزهای فقیر”) و میشل یئو (“همهچیز همهجا بهیکباره”) را به جایزه بزرگ رسانده است.
رقابت و اهمیت نامزدی
حتی زمانی که گلوب در جهت دیگری حرکت میکند، همانطور که سال گذشته با دمی مور در برابر برنده نهایی اسکار، مایکی مدیسون، انجام داد، خود نامزدی دیدگاه مهمی را فراهم میکند. اگرچه این محتوا بهسختی “کمدی” است، انعطافپذیری دستهبندیهای ژانر گلوبها به هادسون برتری میدهد. این میتواند رقابت نزدیکی بین او و رقابتهای مورد انتظار سینتیا اریوو (“جادوگر: برای همیشه”) و چیس اینفینیتی (“یک نبرد پس از دیگری”) ایجاد کند.
۲۵ سال از زمانی که هادسون برای نقش پنی لین با موهای طلایی در فیلم «تقریباً مشهور» نامزد بهترین بازیگر نقش مکمل زن شد، میگذرد. این نقش باید نویدبخش کارنامهای پر از لحظات درخشان میبود. اما به جای آن، بیش از یک دهه کمدیهای رمانتیک را به همراه داشت. اگرچه این فیلمها از نظر مالی موفق بودند، اما هرگز نتوانستند ما را وادار کنند او را به عنوان یک بازیگر جدی بپذیریم. البته کسانی که دقت میکردند، نشانههایی از استعداد او را میدیدند. کار او در «نه» و نقشآفرینی برجستهاش در «چاقوی شیشهای» به ذخایر عمیقتری اشاره داشتند.
نامزدی اسکار و بازیگران فراموششده
اگر او این نامزدی را به دست آورد، هادسون به جمع نادر بازیگرانی میپیوندد که فاصلههای نسبتاً طولانی بین نامزدیهای اسکار دارند. جولی کریستی، سالی فیلد، و آنجلا باست از جمله زنانی هستند که صنعت سینما گهگاه استعدادشان را فراموش کرده و سپس دوباره به یاد آورده است.
اینکه بروئر معمار این نمایشگاه است، برای روایت کلی اهمیت دارد. او کارگردانی سفیدپوست است که در طول دوران حرفهای خود به عنوان یک همپیمان واقعی عمل کرده است. نه از نوع نمایشی، بلکه کسی که در کنار جان سینگلتون بزرگ و فقید آموخته است. این سینگلتون بود که در اولین فیلم بروئر که در ممفیس ساخته شده بود، چیزی اساسی دید و به او کمک کرد تا برای “Hustle & Flow” تأمین مالی کند. سینگلتون که اولین کارگردان سیاهپوستی بود که با “Boyz n the Hood” نامزد اسکار شد، در بروئر همکاری را دید که میفهمید نمایندگی واقعی درباره این نیست که چه کسی داستان را میگوید، بلکه چگونه – با دقت و جزئیات.
تأثیرگذاری بروئر در هالیوود
کارهای بعدی بروئر، از جمله کارگردانی ۱۱ قسمت از “Empire”، راهاندازی حرفههای بازیگران سیاهپوست و انتخاب مداوم پروژههایی که بر صداهای حاشیهنشین تمرکز دارند، نوعی همپیمانی هالیوودی را نشان میدهد که واقعاً تأثیرگذار است. کارهای او بلندتر از هر بیانیه مطبوعاتی یا اعلامیه استودیویی صحبت میکنند.
اینکه آیا خود بروئر نامزدی دریافت میکند یا نه، در رقابتی پر از کارگردانان نامشخص است. اما فیلمنامه اقتباسی او میتواند در دستهای که به طور تاریخی انتخابهای مردمی را پذیرفته است، جایگاهی پیدا کند. نمونههایی از این دسته شامل “تاپ گان: ماوریک” و “لوگان” هستند. ارزیابی اولیه من این است که این اثر محبوب منتقدان نیست. اما همیشه به شما یادآوری میکنم که قانون شماره ۱ در پیشبینی اسکار این است: منتقدان رأیدهنده نیستند.
دستاوردهای احتمالی فوکوس فیچرز
به طور خاص، اگر فوکوس فیچرز بتواند نامزدیهایی برای هادسون در کنار همکاران استودیوییاش به دست آورد، موفقیت بزرگی خواهد بود. این همکاران شامل جسی باکلی (“هملت”) و اما استون (“بوگونیا”) هستند. این توزیعکننده به چیزی دست خواهد یافت که از سهگانه شگفتانگیز میرامکس در سال ۲۰۰۲ با سلما هایک، رنی زلوگر و برنده نهایی نیکول کیدمن دیده نشده است.
در حالی که هادسون ممکن است مرکز توجه باشد، «آهنگ آبی» نیز از گروهی که او را احاطه کردهاند بهره میبرد. هیو جکمن، نامزد اسکار برای «بینوایان»، اجرایی جسورانه و تأثیرگذار ارائه میدهد. او به عنوان یک موسیقیدان شکستخورده که به رویاهای محو شده و غرور شکستهاش چسبیده، نمایشگری را کاهش داده و به آسیبپذیری خاص خود تکیه میکند.
اکران «آهنگ آبی» و توانمندی هادسون
با آماده شدن «آهنگ آبی» برای اکران در ۲۵ دسامبر، بزرگترین هدیهای که امسال دریافت میکنیم یادآوری این است که پس از این همه سال، هادسون هنوز هم بسیار توانمند است. ممکن است اسکارها نیز چنین فکر کنند.




