📋 خلاصه مقاله:
جیسون بلوم، تهیهکننده مشهور فیلمهای ترسناک، با چالشهای اخیر در گیشه و رقابتهای شدید مواجه است. او با موفقیتهای گذشتهاش همچنان به دنبال نوآوری و احیای فرنچایزهای قدیمی است. بلومهاوس با ادغام با Atomic Monster به گسترش فعالیتهای خود ادامه میدهد.
جیسون بلوم بیلچهای را در خاک نرم فرو میبرد. در این حال، دو قاتل خندان به او نگاه میکنند.
حضور قاتلان معروف در کنار جیسون بلوم
در سمت چپ او M3GAN، عروسک هوش مصنوعی قاتل، قرار دارد. این عروسک در دو فیلم به نمایش درآمده است. در سمت راست او بیبیفیس، قاتل زنجیرهای با ماسکی شبیه به چهره پیچیده یک نوزاد دندانخرگوشی، ایستاده است. او ستاره فیلم «روز مرگ مبارک» و دنباله آن است. بلوم خاک تازه را بر روی شانهاش میریزد و به کندن ادامه میدهد.
این صحنهای از یکی از فیلمهای ترسناک کمهزینه نیست که بلومهاوس، شرکت تولیدی او که امسال پانزدهمین سالگرد خود را جشن میگیرد، به طور معمول تولید میکند. بلکه بخشی از یک فرصت عکاسی در اواخر سپتامبر در استس پارک، کلرادو است. در این مکان، بلوم در حال آغاز توسعه هتل استنلی است که الهامبخش رمان “درخشش” استیون کینگ در سال ۱۹۷۷ بود. به زودی این اقامتگاه به محل ترسناک بلومهاوس اسپیس تبدیل خواهد شد. این موزهای است که شرکت بلوم در آن آثار فیلمهای ترسناک را به نمایش خواهد گذاشت.
بلوم نیازی به موزه ندارد تا جایگاهش در تاریخ هالیوود را تأیید کند. فیلمهای ترسناک کمهزینه و ماوراءالطبیعه او بیش از ۶ میلیارد دلار فروش بلیت داشتهاند. این موفقیت شرکت او را به یکی از سودآورترینها در صنعت سرگرمی تبدیل کرده است. عناوین فیلمهای او خود به برندهایی تبدیل شدهاند. برای مثال، «Insidious»، «The Purge»، «Paranormal Activity»، «Five Nights at Freddy’s» و «The Black Phone» را میتوان نام برد.
موفقیتهای بلوم در صنعت فیلمسازی
بسیاری از این فیلمها در میان مخاطبان محبوبتر از منتقدان هستند. با این حال، بلوم به شاخههای دیگری نیز پرداخته است. او تهیهکننده فیلم فرهنگی «Get Out» در سال ۲۰۱۷ بود که نامزد جایزه اسکار بهترین فیلم شد. همچنین از برخی چرخشهای هنری که برای هالووین مناسب نیستند، مانند «Whiplash» و «BlacKkKlansman» حمایت کرده است.
اما امسال برای این سازنده موفق، سال سختی بوده است. بلومهاوس به سرعت فیلمهای «شنا در شب»، «خیالی» و «M3GAN 2.0» را منتشر کرد. با این حال، این فیلمها در گیشه شکست خوردند. در همین حال، فیلمهای ترسناک از استودیوهای رقیب مانند «سلاحها» و «گناهکاران» موفقیتهای بزرگی کسب کردند. این فیلمها توسط کارگردانان برجستهای مانند زک کرگر و رایان کوگلر ساخته شده بودند و هزینههایشان دهها میلیون بیشتر از فیلمهای بلوم بود. این موضوع سوالاتی را درباره اینکه آیا مدل ترسهای ارزان بلوم در خطر است، مطرح میکند.
چالشهای اخیر بلوم
بلوم اخیراً با شکست دیگری مواجه شد. او در مزایدهای برای حقوق بازسازی «کشتار با ارهبرقی در تگزاس» شکست خورد. این فیلم کلاسیک ۱۹۷۴ درباره گروهی از نوجوانان است که به خانوادهای از آدمخواران جنوبی برخورد میکنند.
بلوم میگوید: «ما در این معامله بودیم. معامله هنوز بسته نشده است، اما احتمالاً آن را به دست نخواهیم آورد.» او لحظهای در دفتر خود در مجتمع کرهتاون لسآنجلس با حالتی شکستخورده به نظر میرسد.
A24، شرکت فیلمسازی مستقل و محبوب، در رقابت “کشتار با ارهبرقی در تگزاس” با تیم خلاقی به رهبری روی لی، تهیهکننده “Weapons” و گلن پاول پیروز شد. بلوم از این که فرصتی برای احیای یک فرنچایز که به پایان رسیده بود، ندارد، ناراحت است. او میگوید: “من دوست دارم مالکیت فکریای را که مردم نسبت به آن بدبین هستند، بگیرم و انتظارات را برعکس کنم.”
با این حال، بلوم ۵۶ ساله حتی در مواجهه با شکست نیز شاداب است. او با دستها و پاهایش (در کفشهای کانورس همرنگ، هر کدام به رنگی متفاوت) اشاره میکند. او میتواند برای Leatherface سوگواری کند، اما دیوارهای دفترش با بسیاری از موفقیتهای بزرگ تزئین شدهاند.
«یک استودیو تنها به اندازه همکاران خلاقش قوی است.» دانا لنگلی، رئیس یونیورسال اینترتینمنت، به ورایتی میگوید. «جیسون همیشه در خط مقدم بوده و کار کردن در کنار او بیش از یک دهه شگفتانگیز بوده است. اکنون بیش از هر زمان دیگری، داشتن شرکایی با دیدگاه نوآورانه و خرد برای تکامل در مواجهه با چشمانداز متغیر صنعت، بسیار ارزشمند است.»
افتخارات و دستاوردهای بلوم
قفسه افتخارات بلوم پس از دریافت جایزه معتبر Milestone از سوی انجمن تهیهکنندگان آمریکا در این دوره، حتی شلوغتر خواهد شد. این جایزه به فردی اهدا میشود که تأثیر تاریخی بر صنعت سرگرمی داشته است. برندگان قبلی شامل استیون اسپیلبرگ، دانا لنگلی و جورج لوکاس هستند. کتاب «موج جدید وحشت»، که به بررسی کتابخانه فیلمهای بلومهاوس میپردازد، این ماه منتشر خواهد شد. در هفتههای آینده، بلوم دنبالههای بسیار مورد انتظار «Five Nights at Freddy’s» و «The Black Phone» را منتشر خواهد کرد. این آثار باید درخشش تجاری او را بازگردانند.
اما بلوم هنوز آماده نیست که استراحت کند. او همچنان در حال جستجو در مدارس فیلم و شبکههای اجتماعی است تا استعدادهای کارگردانی جدید و اقتصادی را پیدا کند. همچنین، او به دنبال بازگرداندن چهرههای محو شده ترسناک به زندگی است. بلومهاوس اخیراً قراردادی برای بازسازی “اره” بسته است. این شرکت کارخانه ترس خود را گسترش داده و در سال ۲۰۲۴ با اتمیک مانستر، تهیهکننده “احضار”، ادغام شده است. بلوم میگوید که او همیشه یک “سازنده” بوده است.
دیدار با ایتن هاوک
ایتن هاوک، ستاره سه فرنچایز بزرگ بلومهاوس از جمله “پاکسازی”، میگوید: “من او را در یک رستوران در حدود سال ۱۹۹۱ ملاقات کردم.” کفشهای بلوم حتی در روزهای اولیه نیز تأثیرگذار بودند.
هاوک به یاد میآورد: «او با یکی از دوستدخترهای سابق من در حال قرار گذاشتن بود و در نیویورک با دمپایی راه میرفت، مثل یک آدم عجیب و غریب کامل.» از او پرسیدم که چه کار میکند و او گفت: ‘من تهیهکنندهام.’ او احتمالاً ۲۱ ساله بود. در آن زمان با همه این جوانانی که میگفتند میخواهند بازیگر مشهور یا نویسنده نابغه یا کارگردان بزرگ شوند، آشنا شدم. او اولین کسی بود که گفت ‘تهیهکننده’ و به وضوح نبود — او داشت املاک میفروخت یا چیزی — اما من این را در مورد او دوست داشتم.
بلوم و اعتماد به نفس
بلوم هرگز از اعتماد به نفس کم نداشته است، اما او همچنین درباره اشتباهاتش صادق است. در یک گفتگوی گسترده که به مناسبت سالگرد شرکتش انجام شد، او درباره مشکلات اخیر در گیشه، چالشهای پیش روی هالیوود و اقدام بعدیاش صحبت میکند.
ژانر وحشت و جریان اصلی
ژانر وحشت آنقدر به جریان اصلی تبدیل شده که مردم میگویند بیش از حد اشباع شده است. نظر شما چیست؟
آنها درست میگویند. امسال اینطور بود. همه عقبنشینی کردند و سال آینده اینطور نخواهد بود. من این چرخه را حدود سه بار تجربه کردهام. چند فیلم ترسناک پولساز میشوند، سپس همه فیلم ترسناک میسازند و بعد دیگر پولساز نمیشوند. سپس همه عقبنشینی میکنند و این چرخه ادامه دارد. هیچ اعتدالی وجود ندارد. هالیوود مثل چارلی شین است.
پس چه چیزی کار میکند؟
مالکیت فکری و دنبالهها. چیزی که یک رویداد تجربی باشد. بزرگترین فیلم “Conjuring” تمام دوران که توسط شرکت خواهر ما، Atomic Monster، چند هفته پیش اکران شد. مردم به چیزهایی میروند که میشناسند.
اما در حال حاضر، اتفاقات واقعاً جالبی در ژانر وحشت در حال رخ دادن است. این تغییر عمدتاً به خاطر فیلم «Get Out» است. وقتی ما شروع کردیم، ژانر وحشت برای افراد عجیب و غریب بود و برای فیلمسازان اصلی نبود. اگر شما دانشجوی برجسته کارگردانی در دانشگاه نیویورک بودید، فیلمی برای جشنواره ساندنس میساختید. سپس میخواستید که Focus Features یا Searchlight آن را خریداری کنند. بعد در صف دریافت جایزه اسکار و فیلمهای درام بزرگتر قرار میگرفتید. تعداد بسیار کمی از جوانان ۲۰ ساله آرزوی ساخت فیلمهای وحشت را داشتند. اکنون برعکس این موضوع صادق است. من این تغییر را به جوردن پیل نسبت میدهم. اکنون بچههای باحال فیلمهای وحشت میسازند.
احتمالاً این موضوع در مورد همه ژانرها صدق میکند، اما بهویژه در مورد ژانر وحشت امروز: در دنیای سینمایی پس از کووید، موفقیتها بزرگتر و شکستها نیز بزرگتر شدهاند. فروش گیشه هنوز ۲۰ درصد کمتر از سال ۲۰۱۹ است. این به این معنی است که تعداد کمتری از فیلمها سهم بیشتری از بازار را به خود اختصاص میدهند. همچنین، به نظر من به دلیل پنجرههای انتشار فعلی، ژانر و آثار اصلی بیشتر آسیب میبینند.
چالشهای ژانر وحشت در بازار سینما
بله، امسال دو فیلم ترسناک اصلی موفقیت بزرگی داشتند – «گناهکاران» و «سلاحها» – اما تنها دو فیلم توانستند موفق شوند. قبلاً شش یا هفت فیلم موفق میشدند. اکنون بازار باید بینقص باشد و فیلمها نیز باید بینقص باشند.
دو شکست بزرگ که هر روز به آنها فکر میکنم، «جم و هولوگرامها» و «شکار» هستند. اینها باید فیلمهای موفقی میبودند. نکته هیجانانگیز و وحشتناک درباره صنعت فیلم این است که میتوانید همه چیز را درست انجام دهید و باز هم نتیجه ندهد. فکر میکنم جان ام. چو همه چیز را در «جم و هولوگرامها» درست انجام داد، اما موفق نشد. همچنین، «شکار» هم همه چیز را درست انجام داد، اما اخبار جعلی فیلم را نابود کرد. این موضوع قلبم را شکست، زیرا یک روایت نادرست به فیلم چسبید که آن را نابود کرد. این خیلی بد بود و میتوانست یک موفقیت بزرگ باشد و برای فرهنگ عالی باشد.
چالشهای فیلم «شکار»
«شکار» در سال ۲۰۱۹ به دلیل گزارشهای اولیه که میگفتند این فیلم نبردی بین «ایالتهای آبی» و «ایالتهای قرمز» است، به تأخیر افتاد. اینطور نبود. آیا این فیلم در شرایط سیاسی امروز ما تأیید میشود؟ خب، هیچکس که درباره فیلم گزارش داد، آن را ندیده بود یا فیلمنامه را نخوانده بود. و آیا امروز تأیید میشود؟ نمیدانم.
پس از حملات به مجریان برنامههای شبانه و حذف جیمی کیمل، هالیوود در حال گفتگوی گستردهتری درباره سانسور سیاسی است. نظر شما چیست؟
آزادی بیان و چالشهای سانسور سیاسی
سانسور سیاسی میتواند تأثیرات منفی زیادی داشته باشد. آزادی بیان همیشه ارزشمند است. با این حال، پذیرش آزادی بیان به معنای پذیرش شنیدن نظراتی است که ممکن است خوشایند نباشند. هر دو طرف در این زمینه گاهی به صورت ریاکارانه عمل میکنند. اما باید توجه داشت که آزادی بیان میتواند احساسات را جریحهدار کند.
به عنوان مثال، به سری فیلمهای «پاکسازی» نگاه کنید. این فیلمها بسیار سیاسی بودند و واکنشهای متفاوتی را برانگیختند. برخی افراد ناراحت شدند و برخی دیگر نه. بحث اصلی این است که چگونه میتوانیم از این تجربیات برای رشد و یادگیری استفاده کنیم.
هر احساسی که نسبت به هوش مصنوعی دارید، باید بدانید که این فناوری ماندگار است. بسیار مهم است که از آن به صورت اخلاقی و قانونی استفاده کنیم. استودیوها و انجمنها باید از حقوق هنرمندان محافظت کنند. اما اگر ما در هالیوود سرمان را در برف فرو کنیم و اصلاً از آن استفاده نکنیم، تولید محتوا را به دیگران واگذار خواهیم کرد. مصرفکننده اهمیتی نمیدهد که آنچه میبیند توسط هوش مصنوعی تولید شده است یا نه. ما باید آن را بپذیریم، اما به صورت اخلاقی و قانونی.
من فکر میکردم ایدهآل این است که فیلمها را به صورت مستقل بسازیم و توسط استودیوها منتشر کنیم. در آن زمان هیچکس این کار را نمیکرد و این همان چیزی بود که «فعالیت فراطبیعی» بود. سپس با سرعت زیادی با «موذی»، «شوم» و سپس «پاکسازی» وارد میدان شدیم. همه اینها نمونههایی از فیلمهای مستقل با بودجه بسیار کم بودند که توسط استودیوها منتشر شدند.
چالشهای ساخت فیلمهای مستقل
هنوز در دیانای هالیوود این است که اگر موفقیتی داشته باشید، باید فیلمهای بسیار گرانتری بسازید. چه شما تهیهکننده باشید، چه بازیگر — بهویژه اگر کارگردان باشید. شما با یک فیلم ۵ میلیون دلاری در ساندنس موفق شدید؟ باید یک فیلم ۲۰ میلیون دلاری برای سرچلایت بسازید! این هرگز برای من منطقی نبود. من در حرفهام اشتباهات زیادی کردهام، اما یک چیز را درست انجام دادم و آن این بود که به این وسوسه ساختن فیلم گرانتر پس از یک موفقیت بزرگ تن ندادم.
چگونه از این وسوسه اجتناب کردید؟
من بعد از “فعالیت فراطبیعی” به سمت ساخت نسخه ۶۰ میلیون دلاری “دراکولا” نرفتم. بلکه یک فیلم ترسناک ۹۸۰ هزار دلاری به نام “موذی” ساختم. توانستم از تمام مزایای فیلمسازی با بودجه کم بهرهمند شوم. یکی از این مزایا کنترل خلاقانه است. در بلومهاوس، اگر صدایی یا بافتی در فیلمهای ما میبینید، این چیزی است که بودجههای کم ما اجازه میدهد: صدای بلندتر از کارگردانان. لبههای فیلمهای ما بسیار کمتر از فیلمهای با بودجه بالا صاف شدهاند.
مزایای فیلمسازی با بودجه کم
فیلمبرداران، طراحان تولید و همه افرادی که به سختی در اطراف فیلم کار میکنند ممکن است این را دوست نداشته باشند. اما من به طور اساسی معتقدم که میتوانید فیلمی داشته باشید که خوب به نظر نرسد و خوب نورپردازی نشده باشد. اگر مخاطب واقعاً به شخصیتها و آنچه میگویند علاقهمند باشد، فیلم میتواند کار کند. شما میتوانید بهترین ظاهر را داشته باشید. اما اگر مخاطب به آنچه بازیگران به یکدیگر میگویند علاقهمند نباشد، فیلم کار نمیکند.
آیا تا به حال خواستهاید یک فیلم ترسناک کارگردانی کنید؟
من نمیتوانم. نمیتوانم برای مدت طولانی روی یک چیز تمرکز کنم.
موج ادغامها و خریدهای هالیوود چه تاثیری بر بلومهاوس داشته است؟
من همیشه درباره کسبوکار بزرگتر رسانه صحبت میکنم. قطعاً این موضوع به ما هم میرسد، اما خارج از کنترل ماست. به نظر من، ما واقعاً در حال ادغام نیستیم. فقط مجموعهای متفاوت از بازیگران به وجود آمده است. قبلاً هفت استودیو بود و حالا چهار استودیو با سه شرکت فناوری وجود دارد.
آیا بلومهاوس برای فروش است؟
شنیدهام که سه سال است این موضوع مطرح است. بلومهاوس برای فروش نیست.
میتوانم با اطمینان بگویم که هیچ دک، هیچ بانکی استخدام نشده است. بزرگترین کاری که در ۱۵ سال گذشته انجام دادهایم، ادغام با Atomic Monster بوده است. این بزرگترین معامله ما بوده و از روند آن راضی هستم.
ادغام با Atomic Monster
Atomic Monster بهطور فوقالعادهای برای کسبوکار رویدادهای IP که واقعاً نمایانگر استودیوی مدرن وحشت است، مناسب است. فکر نمیکنم هیچ شرکتی امروز بهتر از این موقعیت داشته باشد. میانگین درآمد فیلمهای Atomic Monster حدود ۲۶۰ میلیون دلار در سراسر جهان بوده است.
شما اشاره کردهاید که دورههای کوتاهتر اکران سینمایی به ژانر وحشت آسیب میزنند. چرا؟
باید بگویم که من یکی از طرفداران بزرگ اکران همزمان بودم. اما فکر میکنم اشتباه بزرگی کردم. این کار برای کسبوکار خوب نبود و به سختی این را یاد گرفتم. ترجیح میدهم که زمانبندیها حداقل ثابت باشند، زیرا برای مصرفکننده بسیار دشوار است. دوست دارم فیلمها بهطور انحصاری در سینماها به مدت ۳۰ روز یا چیزی شبیه به آن در سراسر صنعت نمایش داده شوند. اما من از این تصمیم بسیار دور هستم و تأثیر بسیار کمی بر آن دارم. هیچ ارتباطی با آن ندارم. به نظر من، زمانبندیها برای حفاظت از تجربه سینمایی بسیار مهم هستند و ارزش حفاظت را دارند.
چشمانداز خلاقانه شما برای مجموعه «اره» چیست؟
ساختن ۱۰ فیلم در یک مجموعه واقعاً چالشبرانگیز است. من این را از تهیهکنندگان اصلی سری نمیگیرم و از آنها برای اجازه ادامه کار سپاسگزارم. دیدگاه خلاقانه من این است که افرادی که جادو را در ابتدا خلق کردند، بیشتر درگیر شوند. جیمز وان، کارگردان اصلی، به شدت درگیر خواهد بود. اینگونه است که قصد داریم آن را بازآفرینی کنیم.
آیا کار شما با «هالووین» تمام شده است؟
ما دیگر حقوق آن را نداریم. من یک قرارداد سهفیلمی داشتم، اما دوست دارم یک فیلم دیگر از «هالووین» بسازم.
تجربه شما در فضای تلویزیون چگونه بوده است؟
ما حدود ۱۰ سال است که در این حوزه فعالیت داریم. ما «اشیاء تیز»، «جینکس» و «قلب عادی» را ساختهایم و دو جایزه امی بردهایم.
شما همچنین تهیهکننده فیلم «Merrily We Roll Along» به کارگردانی ریچارد لینکلیتر هستید. او این فیلم را با همان بازیگران در طول ۲۰ سال فیلمبرداری میکند. یک موزیکال از سوندهایم یک تغییر جهت برای بلومهاوس است.
این یک تغییر جهت واقعی است. ما برای ۲۰ سال در این پروژه هستیم. پنج سال است که در حال انجام آن هستیم و فقط ۱۵ سال دیگر باقی مانده است. تقریباً نزدیک است.
بودجهبندی فیلمهای بلندمدت
تفکر جادویی. ما بودجهای داریم: یونیورسال در حال تأمین مالی فیلم است. بودجه فقط یک حدس است. اما اعتبار این فیلم به دو جا برمیگردد: اول، ریک. کاری که او و گروه خلاق انجام میدهند فوقالعاده است. اما باید به یونیورسال اعتبار داد — هیچ سرمایهگذاری هرگز چنین کاری نمیکند. جیمی هوروویتز عاشق موزیکالهاست — ما با هم «مرگ او را میپذیرد» را تولید کردیم. آنها واقعاً روی این پروژه ریسک کردند و من معتقدم که برای همه افراد درگیر سودآور خواهد بود. این بسیار غیرمعمول است.
من قبلاً در چلسی پیرز با ایتن هاوک و دوست قدیمیام فرانک ویلی بسکتبال بازی میکردم. من بازیکن بسکتبال بدی بودم و هنوز هم هستم. فرانک مرا بلومهاوس صدا میزد. وقتی در سال ۲۰۰۹ شرکت را ثبت کردیم و از آن نام برای شرکت استفاده کردیم، این شوخی دیگر متوقف شد.
آرزوی تهیهکنندگی فیلمهای استودیویی
همیشه آرزو داشتم که تهیهکننده فیلمهای استودیویی باشم. بالاخره در سال ۱۹۹۹ توانستم این کار را انجام دهم. فیلم «پری دندان» با دواین جانسون تنها فیلمی است که واقعاً برای یک استودیو تهیه کردهام. همه چیزهایی که فکر میکردم درباره تهیه فیلم استودیویی عالی خواهد بود، وحشتناک بود. اما فرآیند توزیع بهتر از آن چیزی بود که میتوانستم تصور کنم. ما وارد فاکس شدیم و در جلسه توزیع ۱۵۰ نفر حضور داشتند. همه آنها کارهای بسیار خاصی داشتند. یک نفر مسئول تبلیغات در نمایندگیهای خودرو بود.
نهنگ سفید در فضای ژانر
«جمعه سیزدهم» و فردی کروگر، اینها دو نهنگ سفید من هستند.
و آنها جای دیگری زندانی هستند؟
ما همیشه در حال چانهزنی هستیم و هر روز به سراغشان میروم. هرگز از این جستجو دست نخواهم کشید. اگر بدون من یکی بسازند، به دنبال فیلم بعدی خواهم رفت.
و درباره M3GAN چطور؟ آیا او تمام شده است؟
M3GAN دوباره بازخواهد گشت. راهی پیدا خواهم کرد.




