📋 خلاصه مقاله:
فیلم “اورین” یک حماسه فضایی مستقل با تمرکز بر طبیعت انسانی است که داستان فضانوردی با حافظه از دست رفته را روایت میکند. کارگردان جاکو بوور با استفاده از لنزهای متنوع و تمرکز بر اجراهای بازیگران، تجربهای پویا و احساسی خلق کرده است.
در حالی که «Orion» یک حماسه فضایی مستقل و بلندپروازانه است، بررسی آن از طبیعت انسانی به وضوح زمینی است.
داستان فیلم و نقشها
این فیلم با بازی اندرو مککارتی در نقش جیم، یک مقام ارشد ناسا، آغاز میشود. او وظیفه دارد به آپولو (درو ون اکر)، فضانوردی که حافظهاش را از دست داده، کمک کند. هدف این است که بفهمد چه اتفاقی باعث سقوط سفینهاش شده و دیگر اعضای خدمه را کشته است. تعاملات آنها هسته اصلی فیلم را تشکیل میدهد. پیچشها و چرخشهای داستان به تدریج آشکار میشوند و کشفیات جدیدی را به نمایش میگذارند.
کارگردان جاکو بوور عناصر زیادی را در فیلمنامه “اورین” نوشته آن ویتایاتیل پیدا کرده است. مخاطبان در اولین نمایش جهانی این فیلم در فیلماست در پرووو، یوتا، در تاریخ ۲۵ اکتبر به تماشای آن خواهند نشست.
جذابیت علمی تخیلی در فیلم “اورین”
او میگوید: “فکر نمیکنم دیگر حقیقت مطلقی در این دنیا وجود داشته باشد. این فیلم واقعاً به این موضوع میپردازد بدون اینکه خیلی مستقیم باشد. علمی تخیلی برای من بسیار جذاب است. من این ژانر را دوست دارم زیرا به نوعی بیانگرانهتر به احساسات میپردازد.”
بوور از همکارانش برای کمک به عبور از طناب باریک فیلم که عمدتاً دو نفره است و احساس گستردگی میکند، تشکر میکند. او به کنجکاوی مککارتی درباره فیلمنامه اشاره میکند. این فیلمنامه کیلومترها با نقشهای برت پک که او را مشهور کرد فاصله دارد و به عنوان یکی از مزایای بزرگ محسوب میشود.
نقش مککارتی در فیلم
بوور درباره مککارتی میگوید: «او باید دقیقاً بداند چه اتفاقی میافتد». او واقعاً جیم را به خوبی به تصویر میکشد. جنبهای ذهنی در او وجود دارد و او استاد دستکاری است. در فیلم ما، لحظهای در انتها وجود دارد که بخشی از انسانیت را پشت آن میبینیم. من او را واقعاً حرفهای میدانم و فکر میکنم دامنه او بسیار بزرگتر از چیزی است که قبلاً دیدهایم.
چالشهای تولید فیلم مستقل
فراتر از دیالوگها، بوور و فیلمبردارش دیوید کراتا مشتاق بودند تا فیلم محدود را محکم و پویا جلوه دهند. این کار در یک تولید مستقل کار آسانی نیست.
بوور میگوید: «ما از لنزهای مختلفی استفاده کردیم. برای فلشبکها از لنزهای آنامورفیک بهره بردیم و نسبت تصویر را تغییر دادیم. گاهی از لنزهای فوقالعاده واید استفاده میکردیم. بیشتر افکتها در دوربین انجام میشد. برای من، همیشه عملکرد بازیگران در اولویت است. بنابراین مهم است که بازیگران این را احساس کنند. چون همه چیز زیر یک سقف اتفاق میافتد، حرکتها دارای انگیزه هستند. صبحها میآمدم و صحنه را مسدود میکردیم. سپس جلسهای با مدیر فیلمبرداریام داشتم تا ببینیم چگونه میتوانیم بهترین هماهنگی را بین دوربین و بازیگران ایجاد کنیم. گاهی این کار صرفاً برای جلوههای بصری بود. اما بیشتر برای ترسیم مسیر حرکت آنها و اجازه دادن به دوربین برای دنبال کردن یا ثبت بهترین حالت آنها بود.»
همچنین، نگاههای مختصر و کمتعداد به مناطق دورتر فضا که به انتقال مقیاس داستان کمک میکردند، بسیار مهم بودند. از جمله صحنه نهایی خیرهکنندهای که داشتیم.
«بهویژه آن نما در انتها که عقب میکشد و کوچکی و مقیاس آن را میبینید»، بوور میگوید. «برای من چیزی واقعاً عالی و احساسی و غمانگیز در مورد آن تصویر وجود دارد. این به نوعی ناخودآگاه است، اما همیشه در ذهنم بود که احساس کنم چیزی بزرگتر در اطراف وجود دارد. این باعث میشود جهان بزرگتر به نظر برسد، اگرچه این یک فیلم با دو مکان است.»
لذت خلق هیجانات در داستان کوچکمقیاس
در حالی که وسعت جهان ارزش تأمل دارد، بوور بیشترین لذت را از خلق تمام سرگرمیها و هیجانات از یک داستان کوچکمقیاس برده است. او میگوید: «من واقعاً سعی داشتم بهطور ظریفی مخاطب را گمراه کنم.»
نقش اجراها در باورپذیری داستان
بوور ادامه میدهد: «فکر میکنم این به اجراها برمیگردد. اگر اجراها باورپذیر نبودند، شما در مشکل بزرگی هستید. بنابراین بسیار خوشحال بودم که درو و اندرو به عنوان راهنمایان اصلی من در این پیچ و خم از پیچشها و چرخشها بودند.»




