Image

بررسی نمایش «Ragtime»: احیای باشکوه برادوی و چشم‌اندازی از تغییرات زمانه در آمریکا

📋 خلاصه مقاله:

موزیکال “رگ‌تایم” با اقتباس از رمان ای. ال. دکتروف، به مسائل اجتماعی و فرهنگی مانند نژادپرستی و مهاجرت می‌پردازد. این نمایش با موسیقی استیون فلارتی و ترانه‌های لین آرنس، داستان‌های متصل را با شور و شوق به هم پیوند می‌دهد و تجربه‌ای هیجان‌انگیز در تئاتر ویوین بومونت ارائه می‌دهد.

چه در تولیدات عظیم مانند Ragtime در اولین نمایش آن در سال ۱۹۹۸ و چه در تولیدات ساده‌تر مانند احیای آن در سال ۲۰۰۹، این موزیکال اقتباس شده از رمان رنگارنگ سال ۱۹۷۵ نوشتهٔ ای. ال. دکتروف است. این اثر با صراحت و شور و وزن تمثیلی یک حماسهٔ فولکلور آمریکایی طنین‌انداز می‌شود.

لیر دبسونت دوره خود را به عنوان مدیر هنری تئاتر مرکز لینکلن با نسخه‌ای گسترش‌یافته و استثنایی از تولید کنسرت‌پلاس آغاز می‌کند. این نمایش در مرکز شهر نیویورک در هفته‌های اطراف انتخابات ریاست‌جمهوری پاییز گذشته به صحنه رفت. انتخاب این نمایش هوشمندانه بود، زیرا استقبال مثبتی دریافت کرد. گستره پانورامیک نمایش و موضوعات همیشه حیاتی اثر نیز بر جذابیت آن افزود.

تجربه‌ای هیجان‌انگیز در تئاتر ویوین بومونت

این تجربه‌ای هیجان‌انگیز است، هرچند در صحنه وسیع تئاتر ویوین بومونت، این نمایش موزیکال کمی کم‌حجم به نظر می‌رسد. موزیکال نیازی به دکورهای مجلل ندارد، اما صحنه‌پردازی خیره‌کننده‌ای می‌طلبد که با شگفتی اهدافش همخوانی داشته باشد. در اینجا تنها به صورت متناوب به آن دست یافته شده است.

ترنس مک‌نالی، نویسنده کتاب، به‌طور هنرمندانه‌ای رمان تاریخی و پرمحتوای دکتروف را اقتباس کرد. از همان ابتدا به نظر می‌رسید این رمان برای تبدیل شدن به یک موزیکال مقدر شده است. تنها عنوان آن کافی بود تا حقوق نمایشی را به حرکت درآورد. اما به دلیل تعدد شخصیت‌ها و داستان‌های کتاب، این کار آسانی نبود. نسخه فیلم ۱۹۸۱ موفقیت تجاری چندانی نداشت.

مک‌نالی با بهره‌گیری از روایت خونسرد و شیک دکتروف و ایده‌های پرشور او، کتاب پر از رویداد را به یک اثر شفاف، منسجم و پویا برای صحنه تبدیل کرد.

موسیقی داستان‌های متصل در این حماسه را به هم پیوند می‌دهد و شور و شوق آن را گسترش می‌دهد. این اثر با نمره‌ای باشکوه از آهنگساز استیون فلارتی و ترانه‌سرا لین آرنس خلق شده است. آن‌ها به طیف گسترده‌ای از سبک‌ها، اصطلاحات و ترکیبات آمریکایی پرداخته‌اند. حتی زمانی که پرده دوم به سمت ناهماهنگی بیشتر می‌رود، این تنوع حفظ می‌شود. همچنین باید به ارکستراسیون‌های غنی ویلیام دیوید بی جان و کارهای کرال زیبای نمایش اشاره ویژه‌ای کرد.

کارگردان دبسونت با صحنه‌پردازی روان خود سه گروه متفاوت را دنبال می‌کند: یک خانواده سفیدپوست از طبقه متوسط بالا، یک زوج آفریقایی-آمریکایی و یک بیوه یهودی تازه مهاجر و دختر جوانش. همه آن‌ها در آستانه قرن گذشته با تغییرات بزرگی در زندگی خود روبرو می‌شوند. تغییرات دراماتیکی نیز در آمریکا رخ می‌دهد.

تغییرات اجتماعی و فرهنگی در «رگ‌تایم»

«رگ‌تایم» به مسائل سنگینی مانند نژادپرستی، مهاجرت، طبقه اجتماعی، صنعتی‌سازی، ظهور اتحادیه‌ها و دنیای در حال تغییر زنان و فرهنگ عامه می‌پردازد. این بار سنگینی است که باید متعادل شود — علاوه بر انبوهی از نمادها و استعاره‌ها. اما بازیگران اصلی موفق می‌شوند خطوط کلی شخصیت‌های آرکی‌تایپی خود را با ظرافت پر کنند. آن‌ها با آشفتگی زمان‌های سریع در حال تغییر سازگار می‌شوند، آن را می‌پذیرند، شورش می‌کنند یا شکست می‌خورند.

از جایگاه حومه‌ای خود، پدر مستبد (کالین دانل) قادر به شنیدن یا درک موسیقی تغییر نیست. به ویژه صداهای جدید و همزمانی رگتایم که اجتناب‌ناپذیری ضرب‌آهنگ را به چالش می‌کشد و ریتم جدیدی برای زمانه ایجاد می‌کند.

با این حال، مادر (کسی لوی، درخشان) این موسیقی جدید را که داستان تحول‌آفرین او را همراهی می‌کند، می‌پسندد. او از یک همسر و مادر وظیفه‌شناس قرن نوزدهمی (با خواندن آهنگ دلنشین «خداحافظ، عشق من») به زنی در قرن بیستم تبدیل می‌شود. او سرانجام قدرت اختیار خود را پیدا می‌کند (با آهنگ طنین‌انداز «بازگشت به قبل»).

برادر کوچکتر او، بن لوی راس، که هم خنده‌دار، هم غم‌انگیز و هم جذاب است، به دنبال چیزی فراتر از راحتی مرفه می‌گردد. او هدف و الهام خود را در فعال اجتماعی، اما گلدمن، که شاینا تاب با گرمایی که به شورش می‌افزاید، به تصویر می‌کشد، می‌یابد.

پسر کوچک مادر، نیک برینگتون، با خودباوری طنزآمیز، ناظر کنجکاوی بر تغییراتی است که در اطرافش رخ می‌دهد. او همچنین دارای قدرت پیش‌بینی است و رویداد محرک برای یک جنگ جهانی را پیش‌بینی می‌کند. این ویژگی به اثر حالتی پیشگویانه می‌بخشد که در رمان بهتر ادغام شده است.

داستان دوم سفر تاته (براندون اورانوویتز)، مهاجر لتونی و دختر کوچکش (تابیتا لاوینگ) را دنبال می‌کند. این داستان از محله‌های فقیرنشین نیویورک آغاز می‌شود و به بهره‌کشی کارخانه‌ای در یک شهر صنعتی می‌رسد. سپس، بازآفرینی او به عنوان یک فیلمساز مردمی در صنعتی نوپا را به تصویر می‌کشد. اورانوویتز در مبارزات و پیروزی‌هایش هم لطیف و هم سخت است. این داستان با شرحی از صعود شخصیتش در یک “بافالو نیکل فوتوپلی اینک.” خیره‌کننده به اوج می‌رسد.

محرک اصلی این داستان‌های درهم‌تنیده، روایت کولهاوس واکر جونیور (جاشوا هنری، به‌سادگی فوق‌العاده)، موسیقیدانی موفق و کاریزماتیک، و سارا (نیشل لوئیس) است. او را دوست داشت، از دست داد و دوباره با او متحد شد، تنها برای اینکه تراژدی بر هر دوی آن‌ها نازل شود. لوئیس به‌طور ظریف نوسانات احساسی چالش‌برانگیز شخصیت را از جنون، بهبودی، امید و ناامیدی به تصویر می‌کشد. اما این حضور فرماندهانه هنری، احساسات عمیقاً حس‌شده و آوازهای قدرتمند اوست که نمایش را لنگر می‌اندازد و تولید را به اوج می‌رساند.

لحظات فراتر از انتظار در نمایش

اگرچه موسیقی متن پر از سرود و جدیت همیشه در حال پرواز است، لحظاتی در نمایش وجود دارد که فراتر از انتظار است. شماره افتتاحیه همچنان خیره‌کننده است. النور اسکات، طراح رقص، راه‌های تازه‌ای برای ترسیم همه شخصیت‌های اصلی و فرعی پیدا می‌کند و تنش‌هایی را معرفی می‌کند که در طول نمایش بیشتر و بیشتر خواهد شد.

لحظات ویژه‌ای در این نمایش شامل تلاش کولهاوس برای جلب توجه سارا با آهنگ جذاب “موسیقی جدید” است. دوئت عاشقانه آن‌ها “چرخ‌های یک رویا”، جستجوهای متضاد پدر و تاته در “سفر ادامه دارد”، شور و شوق برادر جوان‌تر در “شبی که گلدمن در میدان یونیون سخن گفت” و با گلدمن که آنچه جوان نمی‌تواند بیان کند را می‌خواند، “او می‌خواست بگوید” و آلیسون بلکول به عنوان دوست سارا که با هنرمندی در پایان پرده اول “تا روزی که به آن برسیم” را اجرا می‌کند، نیز از دیگر لحظات به‌یادماندنی هستند.

لحظات سبک‌تر و شخصیت‌های فرعی جذاب

خالقان نمایش همچنین می‌دانند که نیاز به لحظات سبک‌تر نیز وجود دارد. آن‌ها به تماشاگران فرصتی برای نفس کشیدن می‌دهند، در حالی که به طرز شگفت‌انگیزی موضوعات را در جریان نگه می‌دارند. این کار با بهره‌گیری از جذابیت شخصیت‌های فرعی مانند هنرمند فرار هودینی (راد سایرس)، اولین نسبیت (آنا گریس بارلو، که به عنوان شاید اولین سلبریتی بی‌معنی آمریکا لذت‌بخش است) و گروهی بی‌ادب از برادران عاشق بیسبال انجام می‌شود.

در تولیدات بزرگ یا کوچک، یا حتی در اینجا که به طور ناقص در میانه قرار دارد اما همچنان باشکوه است، همه چیز در خدمت نمایشی است. این نمایش با استفاده از کلمات، موسیقی و حرکت، یک تابلوی بزرگ آمریکایی را خلق می‌کند که اشک‌ها و همه چیز را در بر می‌گیرد.

بررسی نمایش «Ragtime»: احیای باشکوه برادوی و چشم‌اندازی از تغییرات زمانه در آمریکا