📋 خلاصه مقاله:
مستند «پادشاهی حبابهای صابون» به کارگردانی تاتانا مارکووا، داستان سلسله بوهمی شیشت را روایت میکند که با نوآوری و برندینگ درخشان به شهرت رسیدند. این خانواده با چالشهای تاریخی مواجه شدند و پس از جنگ جهانی دوم اموالشان مصادره شد، اما همچنان به سرمایهگذاریهای اجتماعی ادامه دادند.
«حبابهای صابون» به دنبال یک سلسله بوهیمیایی از دست رفته: «یک امپراتوری صنعتی بزرگ میتواند مانند یک حباب بترکد»
مستندساز چک، تاتانا مارکووا میگوید که پس از ملاقات با یکی از وارثان احتمالی، به موضوع فیلم «پادشاهی حبابهای صابون» علاقهمند شد. این فیلم درباره یک سلسله بزرگ بوهمی است که تقریباً فراموش شده است.
یکی از شخصیتهای اصلی فیلم قبلی من، «لیبوسا آزاد»، کارگردان و تهیهکننده مستقر در ایالات متحده، کنستانتین ورنر بود. او برخی داستانهای خانوادگی را برای من تعریف کرد. من آنها را چنان جذاب یافتم که خواستم درباره خانواده شیشت که او از آن میآید، بیشتر بدانم.
نام شیشت زمانی در هر خانهای در مناطق امروزی جمهوری چک و اسلواکی و حتی فراتر از آن شناخته شده بود. این نام در روزهای پایانی امپراتوری هابسبورگ به شهرت رسید. موفقیت فوقالعاده کارآفرین جورج شیشت، که کارخانه صابونی در شهر امروزی رینولتیتسه تأسیس کرد، پایهگذار این شهرت بود.
نوآوریهای جسورانه و برندینگ درخشان
با نوآوریهای جسورانهای مانند محصولات جانبی لوازم آرایشی الیدا و خمیردندان کالودنت، تأمین روغن نارگیل و نخل از آفریقا، برندینگ و بازاریابی درخشان با دختری سالم در بیلبوردها و تبلیغات فیلمهای صامت شیک، برند شیشت به معنای “آسان، ارزان و تمیز” در خانهها تبدیل شد.
محصول شاخص: صابون با گوزن
محصول شاخص این برند، “صابون با گوزن”، به خاطر نماد گوزن جهندهاش شناخته میشد. در اوایل قرن بیستم، این محصول تقریباً به اندازه اپل یا استارباکس امروز قابل شناسایی بود.
امروزه تنها پوستهای از پایگاه صنعتی خانواده و عمارت نزدیک آنها در شهر اوستی ناد لابم جمهوری چک باقی مانده است. این شهر در دوران اوج خانواده تحت امپراتوری هابسبورگ به نام آوسیک شناخته میشد.
شروع مستند در تالارهای تاریک
در تالارها و راهروهای تاریک این ساختمانها که تقریباً خالی شدهاند، دوربین مارکووا در حال چرخش است. مستند او در بخش شادی چک جشنواره فیلم جی.هلاوا رقابت میکند و از همینجا آغاز میشود.
چالشهای ساخت مستند
مارکووا میگوید که او در سال ۲۰۱۹ شروع به نوشتن کرد. این درست به موقع برای چالشهای قرنطینههای کووید بود. اما به زودی با دشواری دیگری تقریباً به همان اندازه بزرگ مواجه شد.
مشکلات فیلمبرداری وارثان
او میخواست وارثان شرکت را در حال ورود به خانه سابق خانواده فیلمبرداری کند. اما میگوید: «نوادگان خانواده کارآفرین شیشت در سراسر جهان پراکندهاند و بسیار مشغول هستند. برای آنها ممکن نیست که به طور مکرر به جمهوری چک سفر کنند.»
همچنین موضوعات زیادی برای پوشش وجود داشت. تأسیس چکسلواکی پس از جنگ جهانی اول به نفع شیشتها نبود. همانطور که فیلم روایت میکند، آنها را در میانه یک مبارزه قدرت زبانی قرار داد. در این مبارزه، زبان آلمانی دیگر بهطور رسمی استفاده نمیشد و بسیاری نسبت به هر چیزی که اسلاوی نبود، احساس نارضایتی میکردند.
پیشرفت شیشتها در شرایط دشوار
شیشتها توانستند بقا و پیشرفت کنند. آنها شرکت را ساختند و با یونیلیور ادغام شدند. همچنین سینمایی تأسیس کردند و شبکههای بینالمللی ایجاد نمودند. حتی در مسابقات هوایی نیز شرکت کردند.
چالشهای دوران جنگ جهانی دوم
اما با نزدیک شدن به جنگ جهانی دوم، پایگاه شرکت در میانه آنچه آلمان نازی سودتنلند مینامید، قرار گرفت. خانواده خود را در جهانی بهطور فزایندهای خطرناک یافتند. در واقع، با ظهور رایش سوم، شرکت شیشت تحت فشار بود تا خود را آریایی ثابت کند. حتی بر روی اجزای موشکهای V1 کار کردند، مارکووا میگوید.
پاسخ به سوالات درباره تاریخچه
آیا به او اجازه داده نشد درباره هیچیک از این موضوعات سؤال کند؟ “نه”، مارکووا میگوید. “آنها بسیار باز بودند.”
پس از جنگ، شهروندان چک که از قومیت آلمانی بودند، از چکسلواکی اخراج شدند. زمینها و داراییهای آنها نیز مصادره شد.
احساس گناه جمعی و مصادره اموال
مارکووا میگوید: «آن احساس گناه جمعی به کل خانواده اعمال شد. ملک اوستی ناد لابم که متعلق به گئورگ شیشت بود، پس از جنگ جهانی دوم مصادره شد. با وجود اینکه او در لندن زندگی میکرد و تابعیت بریتانیایی داشت، پسرانش در ارتش بریتانیا جنگیدند.
استفاده از خاطرات و توصیهنامهها در فیلم
من از خاطرات دفترچه الئونور شیشت و توصیهنامه کتبی وزیر امور خارجه یان ماساریک در فیلم برای نشان دادن این واقعیت استفاده میکنم.»
با نزدیک شدن کشور به کنترل شوروی، سرمایهداران موفقی مانند خانواده شیشت به عنوان دشمنان عمومی شناخته شدند. کارخانه به یک شرکت دولتی به نام ستوزا تبدیل شد. پس از انقلاب مخملی ۱۹۸۹، چکهایی که اموالشان توسط دولت مصادره شده بود، اجازه یافتند بسیاری از آن را از طریق یک سیستم بازگردانی مجدد به دست آورند. اما آلمانیهای قومی که اموالشان را تحت فرمانهای بنش پس از جنگ از دست داده بودند، این امکان را نداشتند.
فرمانهای بنش و تاثیر آن بر آلمانیهای چک
فرمانهای بنش که به طور قانونی آلمانیها را پس از جنگ جهانی دوم از چکسلواکی اخراج کردند، هرگز لغو نشدند. هیچ فرآیند بازگردانی برای اموال آلمانیهای چک وجود نداشت.
خانواده شیشت پس از جنگ جهانی دوم به کسبوکارها و سرمایهگذاریهای دیگری در لندن، زوریخ و حتی برزیل روی آوردند. آنها در نهایت به اندازهای موفق شدند که توانستند خانه سابق خانوادگی خود در اوستی را بازخرید کنند. قصد دارند این خانه را برای عموم باز کنند.
سرمایهگذاریهای محلی و اجتماعی
در این شهر، حداقل، آنها هرگز فراموش نشدند. مارکووا میگوید بخشی از این به دلیل سرمایهگذاریهای محلی اجتماعی شرکت است. این سرمایهگذاریها شامل ساخت خانه برای کارگران، یک استخر عمومی و موارد دیگر بود.
یوهان شیشت و تأثیر او
مارکووا میگوید: «در سال ۲۰۰۶، ‘پادشاه صابون’ یوهان شیشت برنده یک نظرسنجی محلی شد. او به عنوان مهمترین شهروند اوسیگ در ۱۵۰ سال گذشته شناخته شد. بنابراین بسیاری از مردم این نام را میشناسند. خارج از اوستی ناد لابم، این نام چندان شناخته شده نیست.»
نیکوکاری و آیندهنگری در کسبوکار
یوهان شیشت، مدیر شرکت در نسل بعد از بنیانگذار گئورگ، یک آیندهنگر و نیکوکار بود. او به مکانی که کسبوکارش را در آن داشت، رابطهای داشت. پسرش هاینریش نیز همینطور بود. این مورد در مورد بسیاری از کارآفرینان معاصر صدق نمیکند.
«یک نام مشهور ممکن است به فراموشی سپرده شود. همچنین، یک امپراتوری صنعتی بزرگ میتواند مانند حبابی بترکد. اما ارزشهای غیرمادی مانند مسئولیت اجتماعی و نیکوکاری میتوانند از نسلی به نسل دیگر منتقل شوند.» مارکووا میگوید.
«این یک عمل زیبا از احترام به نیاکان است که ویلای آنها را با دیدگاه باز کردن آن برای عموم خریداری کنیم.»




