گر مِیفروش حاجتِ رندان روا کند
ایزد گنه ببخشد و دفعِ بلا کند
ساقی به جامِ عدل بده باده تا گدا
غیرت نیاوَرَد، که جهان پُربلا کند
حقّا کز این غَمان برسد مژدهٔ امان
گر سالِکی به عهدِ امانت وفا کند
گر رنج پیشآید و گر راحت ای حکیم
نسبت مَکُن به غیر که اینها خدا کند
در کارخانهای که رَهِ عقل و فضل نیست
فهمِ ضعیفْ رایْ فضولی چرا کند؟
مطرب بساز پرده که کس بیاجل نمرد
وان کو نه این ترانه سُراید خطا کند
ما را که دردِ عشق و بلای خُمار کُشت
یا وصلِ دوست یا میِ صافی دوا کند
جان رفت در سرِ می و حافظ به عشق سوخت
عیسیدَمی کجاست که احیایِ ما کند؟
تعبیر فال شما
در این غزل، حافظ به اهمیت وفای به عهد و نقش آن در رسیدن به آرامش و رهایی از غمها اشاره میکند. او میگوید که در دنیای پر از بلا، تنها با انصاف و وفاداری میتوان به آرامش دست یافت. همچنین، او به قدرت عشق و نیاز به تجدید حیات و امیدواری در زندگی اشاره دارد. پیام این غزل این است که با وفاداری و عشق میتوان بر مشکلات فائق آمد و به آرامش رسید. در زندگی، وفای به عهد و عشق را سرلوحه قرار دهید تا راههای نجات و آرامش برایتان گشوده شود.


توسط
توسط
توسط



