📋 خلاصه مقاله:
مگی رز، خواننده تحسینشده نشویل، با آلبومهای موفق و نامزدی جایزه گرمی، به عنوان هنرمندی نوظهور در موسیقی آمریکانا شناخته میشود. او با انتشار EP جدید “Cocoon” و همکاری با هنرمندان مختلف، به تکامل سبک خود ادامه میدهد و به دنبال اصالت در موسیقی است.
از هر حرفهای در موسیقی در نشویل بپرسید که پنج خواننده مورد علاقهشان چه کسانی هستند، احتمالاً مگی رز در لیست کوتاه آنها قرار دارد. او تنها در شهر موسیقی شناخته نشده است. با چندین آلبومی که منتشر کرده، به ویژه آلبوم نامزد جایزه گرمی سال ۲۰۲۴ با عنوان “هیچکس زنده بیرون نمیرود”، شهرتی به دست آورده است.
استعدادهای آواز او باعث شده تا به عنوان همکار در پروژههای مختلف دعوت شود. به عنوان مثال، او به عنوان همخوان با جیم جونز از گروه My Morning Jacket در رویداد MusiCares Persons of the Year امسال حضور یافت. اما در جامعه موسیقی زادگاهش است که او به عنوان خوانندهای برای خوانندگان دیگر شناخته میشود. این امر در میان افرادی که به ویژه صلاحیت قضاوت در این زمینه را دارند، بسیار مورد توجه است.
نویسندهای تحسینشده توسط دیگر نویسندگان
نویسندهای که دیگر نویسندگان او را تحسین میکنند، در زمینههای مختلفی استعداد دارد. او به اندازهای که برای تواناییهای آوازش مورد تقدیر قرار گرفته، در حال رشد است. این موضوع با نامزدی او در جوایز اخیر Americana Honors & Awards برای عنوان هنرمند نوظهور سال نشان داده میشود. این تقدیر تنها به خاطر سبک آوازش به او تعلق نمیگیرد.
انتشار آلبومهای جدید
اکنون، او به سرعت پس از انتشار آلبوم پرآهنگ و دراماتیک «No One Gets Out Alive»، یک EP شادابتر و متمرکز بر پاپ به نام «Cocoon» منتشر کرده است. موضوع این شش آهنگ جدید از یک سو تحت تأثیر تولد قریبالوقوع اولین فرزندش، گراهام، قرار گرفته است. از سوی دیگر، برخی از معاملات صنعت موسیقی که منجر به تغییر لیبل او بین این دو پروژه اخیر شد، بر آن تأثیر گذاشته است.
رز در پشت صحنه مرکز سمفونی شرمرهورن نشویل، جایی که او با سمفونی نشویل یک نمایش فوقالعاده اجرا کرد، درباره EP و دیگر تحولات اخیر با ورایتی صحبت کرد. در آنجا، رز به نظر میرسید که به دنیای ارکسترال تعلق دارد. اگرچه “کوکون” برخلاف آلبوم قبلی، از سازبندی پیچیده صرف نظر کرده و به سمت نوعی پاپ سادهتر حرکت کرده است. رز درباره تکامل سبک خود صحبت کرد. این تکامل در آلبومی که با دنیل تاشیان و لارنس راثمن برای سال ۲۰۲۶ کار میکند، بیشتر دیده خواهد شد. او توضیح داد چرا در پاپ، آمریکانا، دنیای گروههای جمی و حتی کانتری احساس راحتی میکند. اگرچه او مدتی است که واقعاً بخشی از آن صحنه نبوده است.
شما به تازگی توسط انجمن موسیقی آمریکانا به عنوان هنرمند نوظهور سال نامزد شدهاید. با این حال، شما به مدت ۱۲ سال است که موسیقی منتشر میکنید. احساس شما از نوظهور بودن چگونه است؟
فکر میکنم این هوشمندی جایزه است: آنها میدانند که تفاوتی بین هنرمندان جدید و هنرمندان نوظهور وجود دارد. من در سال ۲۰۰۸ به نشویل نقل مکان کردم، بنابراین مدتی است که در اینجا فعالیت میکنم و این برای بسیاری از افرادی که مرا دنبال کردهاند، مشهود است.
سال بزرگ و پذیرش در جامعه
امسال برای من سال بزرگی بوده و همیشه در این فضا موسیقی نمیساختم. احساس میکنم توسط این جامعه که واقعاً به آن احترام میگذارم و دوستش دارم، پذیرفته شدهام. بنابراین این را میپذیرم. این یک افتخار بزرگ است و همچنین فکر میکنم نشانهای است که من همچنان عاشق ساختن موسیقی هستم.
یافتن صدای خود و اصالت در موسیقی
همچنان خودم را به عنوان یک هنرمند بررسی میکنم و خودم را در این مکانهای جدید پیدا میکنم. من به طور صادقانه به این تغییرات رسیدم. شاید کمی طول کشید تا صدای خودم را پیدا کنم، اما اکنون موسیقیای میسازم که بیشترین اصالت را با آنچه هستم و آنچه میخواهم انجام دهم، دارد.
آزادی در سبک آمریکانا
آمریکانا نیز دامنه بسیار وسیعی دارد، بنابراین احساس نمیکنم به نوعی صدا وابسته باشم. فکر میکنم آنها به بسیاری از هنرمندانی که قابلیتهای خود را کاوش میکنند و هنرمندانی که میخواهند حرفههای پایداری داشته باشند و تصویری دقیق از جایی که در آن لحظه از زندگیشان هستند، با هر آلبوم ارائه دهند، احترام میگذارند.
حتی با اینکه موسیقی آمریکانا برای کسانی که واقعاً با آن همذاتپنداری میکنند، یک چتر بزرگ است، بسیاری از افراد بیرون از این دایره هنوز آن را به معنای “طنیندار” یا چیزی شبیه به آن میدانند. و هر کسی که به آلبوم یا EP اخیر شما گوش دهد، چنین تصوری از موسیقی شما نخواهد داشت.
تعریف و تکامل موسیقی آمریکانا
بله، موافقم. احساس میکنم همیشه نیاز به توضیحاتی وجود دارد. اما فکر میکنم جامعه آمریکانا هنوز در حال تعریف داستان خود است و در این کار موفق عمل میکند. هیجانانگیز است که اکنون بخشی از این جامعه باشم زیرا این ژانر در حال تکامل است. فکر میکنم این ژانر بیشتر به یک سیستم اعتقادی شباهت دارد تا به صداها. این موسیقی آنالوگ و بسیار انسانی است.
تنوع و تفاوت در موسیقی آمریکانا
نمیدانم که آیا من و امجی لندرمن صدای مشابهی داریم یا نه، اما موسیقی او را دوست دارم و فکر میکنم که ما به دلایل مشابهی موسیقی میسازیم. اما این فقط یک نظریه است. هیچکس اشتباه نمیکند. راههای زیادی برای تعریف آمریکانای امروزی وجود دارد.
من داشتم برخی از مقالاتی که درباره شما در مجله People نوشته شده بود را بررسی میکردم. به نظر میرسد این مجله تمام تحولات مهم زندگی شما را پوشش میدهد، از جمله ازدواج و مادر شدن در آینده.
آنها در این مورد بسیار ثابتقدم بودهاند و این واقعاً عالی است.
اما وقتی به مقالهای که درباره ازدواج شما در اواسط دهه ۲۰۱۰ نوشته شده بود نگاه میکردم، متوجه شدم که شما را به عنوان “خواننده کانتری مگی رز” معرفی کردهاند. احتمالاً اکنون هیچکس این شناسه را به شما نمیچسباند.
حتی آن زمان هم سعی داشتم از آن فاصله بگیرم. به حرفی که زدی درباره اینکه مردم فکر میکنند موسیقی آمریکانا صدای خاصی دارد، فکر میکنم. چون من یک هنرمند نشویل هستم، بهویژه با نشریهای مثل People که مخاطبان گستردهای دارد، فکر میکنم چیزی هممعنی با بودن در نشویل و موسیقی کانتری وجود دارد.
همچنین، من هنوز هم هر ماه یک بار در Opry اجرا میکنم. بنابراین، فکر میکنم عوامل منطقی زیادی وجود دارد که باعث میشود مردم مرا با آن مرتبط بدانند. من واقعاً در اوایل موسیقی کانتری تجاری منتشر کردم. اما فکر میکنم در آن زمان من در حال شروع به کشف تواناییهای خودم بودم.
این اتفاق با آلبوم ۲۰۱۸ “تغییر همه چیز” رخ داد که کاملاً به صورت زنده ضبط کردم. در آن زمان بود که روش ضبط موسیقی را کنار گذاشتم. این روش بد نبود، اما برای من محدود کننده بود. یافتن نوازندگان جلسهای که روی بسیاری از آلبومها کار میکنند، سپس به استودیو رفتن و ترک را ضبط کردن، وکال را خواندن و آن را به شدت ویرایش و کامل کردن، مرا در آن صدا گم کرد. بنابراین سعی کردم با یک گروه زنده و بدون اتاقهای ایزوله یک آلبوم بسازم. جایی که همه ما باید با ضبطی که دوست داشتیم زندگی کنیم و بمیریم.
فاصله گرفتن از سبک کانتری
اینگونه بود که از سبک کانتری فاصله گرفتم. در سال ۲۰۱۵، شرایط برای زنانی که تلاش میکردند در رادیو پخش شوند، خیلی مساعد نبود. اکنون از آن چالشها خوشحالم زیرا به خودم گفتم: “خب، من هنوز هم موسیقی خواهم ساخت، اما این برای من کار نمیکند.”
در آلبوم آخرتان، “No One Gets Out Alive”، شما با بیگ لود همکاری داشتید که به عنوان یک لیبل کانتری شناخته میشود. اما اکنون با EP جدیدتان از آن جدا شدهاید. آیا این تجربه تنها برای یک آلبوم بود؟
بله، با Big Loud، من واقعاً “No One Gets Out Alive” را بهطور کامل به آنها ارائه دادم. پس از تصمیم به انتشار مستقل آن، مانند دو آلبوم قبلیام، این کار را انجام دادم. فکر میکنم Big Loud در تلاش بود تا فهرست خود را متنوع کند. باور دارم که آنها واقعاً این پروژه را دوست داشتند و به من وعدههای بزرگی دادند. بنابراین گفتم، “باشه، بیایید آن را با هم منتشر کنیم.” آنها میخواستند چیزی که من ارائه میدادم را داشته باشند تا در بازی یک هنرمند با نقدهای مثبت حضور داشته باشند. سه ماه پس از انتشار آلبوم، آنها تصمیم گرفتند به مسیر دیگری بروند. احساس کردم که زندگی این آلبوم به پایان رسیده و بسیار ناراحت شدم. مجبور شدم دوباره به موسیقی متعهد شوم.
فکر میکنم حدود یک هفته بعد متوجه شدم که باردار هستم. چند هفته بعد فهمیدم که آلبوم ما نامزد جایزه گرمی در دسته آمریکانا شده است. چون خودم برای گرمی ثبتنام کرده بودم، این خبر برایم بسیار هیجانانگیز بود. با خودم گفتم، این همان چیزی است که این آلبوم دربارهاش است: تلاش و باور به خود.
در ابتدای چرخه زندگی این آلبوم، ناامیدیهایی وجود داشت. اما من تجربه داشتم و زیر و بم اینکه چطور هنرمندان میتوانند برای برخی از برچسبها بیارزش باشند را دیده بودم. از این بابت بسیار ناامید شدم، اما از آنچه بعد از آن اتفاق افتاد بسیار دلگرم شدم. احساس مالکیت کامل بر موفقیتی که در نهایت با این موسیقی داشتیم، کردم. فقط باید ثابتقدم میماندم و به آن باور داشتم.
برخی از آهنگهای دیگر در EP جدید، “Cocoon”، به من کمک کردند تا آن شگفتی و اندوه را پردازش کنم. همچنین بخشی از آن قدرت و خشم را بپذیرم و سعی کنم شنونده، خودم و پسرم را تشویق کنم که آن فرصتها را بگیرند. بنابراین، این رویداد خاص به شدت بر فرآیند خلاقانه من تأثیر گذاشت. اما من توانستم مسترها و تمام داراییهایم را پس بگیرم. به سرعت به One Riot با Virgin Records منتقل شدم و آنها به من کمک کردند تا با این موسیقی به کارم ادامه دهم.
تفاوتهای EP جدید “Cocoon” با آثار قبلی
شما شش آهنگ در EP جدید “Cocoon” دارید و میدانیم که در حال کار بر روی یک آلبوم کامل دیگر برای سال ۲۰۲۶ هستید. به نظر میرسد “Cocoon” در مسیری متفاوت از “No One Gets Out Alive” قرار دارد. ما در این EP هیچ ارکستر ۶۰ نفرهای نمیشنویم.
نه. هدف از “Cocoon” ایجاد پلی بین لحظات زمانی مختلف بود. این آلبوم به بررسی رشد در تمام جنبهها و زیباییهایش میپردازد. زمانی که در انتظار تولد پسرم بودم، که اکنون شش ماهه است، میخواستم آهنگهایی داشته باشم که گراهام در لحظات شک یا نیاز به تشویق بشنود. برخی از آهنگها برای رهایی از احساسات یا عواطفی نوشته شدند که نمیخواستم با خودم به این فصل جدید ببرم. بسیاری از این آهنگها در اواخر بارداری و قبل از تولد او ضبط شدند. بنابراین، احساس میکردم این یک راه عالی برای احترام به رشدی است که به عنوان یک فرد و هنرمند تجربه میکردم. این آلبوم به نوعی به عنوان سکوی پرتابی برای پروژه بعدی که همزمان روی آن کار میکردم، عمل میکرد.
صدای محوری و ساختار پاپ
این پروژه صدای محوری داشت و برخی از این آهنگها ساختار پاپ بیشتری داشتند. همچنین، اجرای دوئت با Grace Potter نیز بخشی از این تجربه بود.
این چیزی بود که واقعاً برای انجام آن هیجانزده بودم. بنابراین، احساس میکنم این مجموعهای جالب از آهنگها است که برای زمانی کوتاه ساخته شده و بسیار پویا است.
شخصیت متمایز EP در مقایسه با آلبوم کامل
آیا فکر میکنید که این EP شخصیت متمایزی از آلبوم کامل بعدی خواهد داشت؟
قطعاً همینطور است. با رکوردی که در حال حاضر روی آن کار میکنم، میدانستم که صدا قرار است یک تغییر بزرگ دیگر باشد. من هنوز در حال پرورش این LP هستم که با دنیل تاشیان و لارنس راثمن کار میکنم. توصیف آن برایم دشوار است، اما بسیار رویایی است و ظرافتی جدی دارد. دنیل و لارنس موسیقیدانان بسیار توانمندی هستند. کمی جاز در آن وجود دارد و مقداری R&B و حالتی اثیری دارد.
آهنگهای «Cocoon» به کاوش در هویت میپردازند و در آنها هیجان و نگرانی درباره تغییرات مهم زندگی وجود دارد. این آلبوم پر از شادی است، اما گاهی برای من سخت است که واقعاً وارد آن شوم و شادی را بپذیرم.
عنوان «Cocoon» به نظر میرسد که از «No One Gets Out Alive» شادتر است.
پیله نشان میدهد که چیزهای بیشتری در راه است و پس از این مرحله، ظهور خواهد کرد. همچنین، این به نوعی تلاش من برای محافظت از خودم بود. میدانستم که نیاز دارم از این زمان بزرگ بهبود پیدا کنم، خلاق باشم و کمی در خودم فرو بروم. بنابراین، این یک آلبوم شاد است به بسیاری از جهات. تصاویر زیادی از طبیعت وجود دارد. یک آهنگ به نام “Sting” و حشرات زیادی وجود دارد. نمیدانم چه اتفاقی میافتاد، اما به طور ناخودآگاه به آن فکر میکردم. نمیتوانم صبر کنم تا گراهام به اندازه کافی بزرگ شود تا بداند چه اتفاقی میافتاد وقتی که آن آهنگها ضبط میشدند. وقتی هفت ماهه باردار هستید، خواندن سخت است. در استودیو کمی این را حس کردم. اما حالا اجرای زنده آنها راحتتر است.
تاثیر موسیقی بر گراهام
فکر میکنید گراهام وقتی روزی به موسیقی گوش دهد، چه چیزی از آن خواهد گرفت؟
فکر میکنم این واقعیت که همه اینها در حالی ضبط شدهاند که ما منتظر او بودیم، برای او بسیار جالب خواهد بود. مثل این است که او میتواند دفترچه خاطرات من از آن لحظات قبل از آمدنش را بخواند. هنوز هم آهنگهای دیگری وجود دارند که منتشر نشدهاند و به عمق بیشتری از آسیبپذیری که احساس میکردم، میپردازند.
درک چالشها و مدیریت زمان
فکر میکنم او شاید برخی از چیزهای دشواری که در آن زمان سعی داشتم مدیریت کنم را درک کند. اما او قطعاً برای من هیچ باری نیست. دانستن اینکه او در راه است باعث شد که سخت کار کنم و خودم را جمع و جور کنم. همچنین، در مورد زمانم انتخابیتر باشم و این را به عنوان کسب و کاری که هست، حتی اگر شغل رویایی من باشد، در نظر بگیرم.
اهمیت مراقبت از خود و محیط
تورهای زیادی که انجام میدهم شوخی نیست و باید از خودت مراقبت کنی. میخواستم او به محیطی عالی وارد شود، بنابراین سعی داشتم محیط اطرافم را هم درست کنم و در این مورد هم انتخابی باشم.
شما به اولین تکآهنگ، “Sting”، اشاره کردید که به نوعی با تم حشرات ناخواسته همخوانی دارد. این موضوع چیست؟
این آهنگ درباره پردازش احساساتی است که باید پشت سر میگذاشتم. احساساتی مانند ناراحتی و ناامیدی از افرادی در صنعت که به وعدههایشان به من و موسیقیام عمل نکردند. با این حال، طنز زیادی در این موضوع وجود دارد. در آن لحظه فهمیدم که اوضاع خوب خواهد بود. اما باید اشارهای کوچک به این موضوع میکردم که “من تو را میبینم و میدانم چه کردی، اما من خوب خواهم بود. من اینجا نیش نمیزنم.”
شما به دوئت خود با گریس پاتر، “Poison in My Well”، به عنوان آهنگی درباره افرادی که از یکدیگر حمایت نمیکنند اشاره کردهاید. آیا ممکن است این آهنگ به طور خاص درباره زنانی باشد که این کار را نمیکنند؟ در این صورت، جالب یا شاید کنایهآمیز است که شما تصمیم گرفتید آن را به عنوان دوئت با یک زن قدرتمند دیگر بخوانید.
من واقعاً احساس میکنم که سیستم حمایتی من از زنان در این صنعت بسیار قوی است. بیشتر درباره این است که چقدر اتفاقات خوب زیادی در حال رخ دادن است. برخی افراد کمی در پذیرش آن مشکل دارند. یا اینکه میخواهند شما را در این وضعیت معلق نگه دارند. از دیدن رشد و دستاوردهای واقعی شما که به صورت صادقانه به دست آوردهاید، خودداری میکنند.
اهمیت حمایت و همکاری
گریس اصلاً آن شخص نیست. احساس کردم که [دوئت] راهی برای تأکید بر این است: “این چیزی است که حمایت از یکدیگر به نظر میرسد.” او یک خواننده فوقالعاده است. او دقیقاً میداند که چه میخواهد انجام دهد. من نمیخواهم به او بگویم که چه چیزی را بخواند. من گفتم، “بیت دوم و هر چیز دیگری که میخواهی.” او تحویل داد و آن آهنگ دارای نگرش و همچنین بازیگوشی است که او به وفور دارد. او زمان خوبی است. اگر گریس را بشناسید، گریس را دوست خواهید داشت.
صحبت کردن درباره گریس من را به یاد این میاندازد که میخواستم یک سوال ساده درباره دیدگاه شما نسبت به صدایتان بپرسم. به نوعی، شما من را کمی به یاد گریس میاندازید. یا برعکس، وقتی به برخی از موسیقیهای او گوش میدهید، بلافاصله نمیدانید که او چه تواناییهایی دارد.
شباهتهای شما و گریس در موسیقی
کاملاً.
شما به عنوان یک خواننده حرفهای شناخته میشوید. اگر کسی به دنبال یک مهمان یا دوئت باشد، شما یک گزینه عالی هستید. اما در موسیقیتان، به طور آشکار خودنمایی نمیکنید. من این حس را درباره گریس هم دارم. او و شما همیشه به دنبال اجرای احساسی نیستید.
بله. منظورم این است که شما ما را نمیبینید که در هر چیزی آواز میخوانیم. او و من عاشق این هستیم که با تمام قدرت بخوانیم. مثل این است که ما نیاز داریم به طور منظم این کار را انجام دهیم؛ خوانندگان باید بخوانند. اما ما همچنین مقداری خودداری داریم.
همکاری و هماهنگی در موسیقی
او و من واقعاً همکاران خوبی هستیم. به وضوح با یکدیگر و با افراد دیگر ارتباط برقرار میکنیم. این به معنای توانایی ترکیب با دیگران و با آهنگ است. نباید بیش از حد بر چیزی که نیاز ندارد، تأکید کنیم. گاهی اوقات آسیبپذیری و یک آهنگ بسیار ساده میتواند مؤثرتر از داشتن یک تنظیم ارکسترال بزرگ باشد. اما ما میدانیم که این خشونت را داریم.
تأثیرات و الهامات موسیقی
هر دو عاشق تینا ترنر و بانی ریت هستیم. دوست داریم به نوعی به مردانگی خود به عنوان خوانندهها وارد شویم. ما میخواهیم وقتی میخوانیم متعهد باشیم. اما اگر این کار به طور مداوم انجام شود، سنگین میشود. بنابراین دینامیکها بسیار مهم هستند. آن لحظات آرام باعث میشوند که لحظات دیگر برجسته شوند. اما او قطعاً راک اند رول است. او آن غرغر را دارد و من فکر میکنم که من ویبراتو دارم. این ترکیب جالبی است که هر دو داریم.
شما به تازگی یک تکآهنگ غیرآلبومی با همکاری خود و وینس گیل منتشر کردهاید که در آن آهنگ “I Can’t Make You Love Me” را میخوانید. برای کاور کردن آهنگی که با بانی ریت شناخته میشود، به جرأت خاصی نیاز است.
تجربههای همکاری و اجراهای صحنهای
در زمینه همکاریها، بسیاری از افراد دوست دارند شما را برای اجراهای صحنهای دعوت کنند. شما درباره صحنه گروههای جَم و اینکه چقدر در آن دنیا مورد استقبال قرار گرفتهاید صحبت کردهاید.
همکاریهای به یادماندنی
همکاریهایی که من دوست داشتم شامل خواندن با جیم جیمز از گروه My Morning Jacket در مراسم MusiCares Persons of the Year امسال بود. من فکر میکنم آنها هنرمندانی واقعی هستند. خواندن در ادای احترام به Grateful Dead، تجربهای سورئال بود. من به قدری عصبی بودم که همه چیز را فراموش کردم. اتاقی پر از افراد فوقالعاده بود و ما به بابی (ویر) نگاه میکردیم و میگفتیم: “عصبانی نشو — تلاش میکنیم تا به آهنگ شما احترام بگذاریم.”
همکاری با هنرمندان مختلف به گسترش بحث درباره ژانری که به آن تعلق دارید کمک میکند. این موضوع، مانند بیشتر هنرمندان، احتمالاً از پرسیده شدن درباره آن خسته شدهاید.
با ژانر گفتگو، هرگز از صحبت درباره آن خسته نمیشوم. زیرا فکر میکنم این یک ضرورت در صنعت ماست. میخواهم مردم به نمایش زنده بیایند و نه فقط بر اساس اولین آهنگ اسپاتیفای کسی او را قضاوت کنند. اما در حال حاضر انتظار این از مخاطبانتان سخت است. میدانید؟ چیزهای زیادی وجود دارد. بنابراین فکر میکنم این دلیل دیگری است که به انتشار موسیقی ادامه دهیم. سعی کنیم با آنچه در حال حاضر با شما میگذرد، سخاوتمندانه رفتار کنیم. تعادلی بین اینکه خیلی به آهنگهایتان حساس نباشید و همچنین اطمینان حاصل کنید که حال و هوایی که میخواهید ایجاد کنید را به خوبی منتقل میکنید. اما وقتی سالها و سالها مردم را با خود همراه کردهاید و سعی میکنید بفهمید چه چیزی کار میکند، مردم از شما میپرسند که خودتان را در چه ژانری میبینید. این یک امتیاز است.
یافتن صدای خود
«یافتن صدای خود» دارای معانی مجازی و واقعی است.
فکر میکنم که منِ ۲۵ ساله فردی بسیار متفاوت از کسی هستم که اکنون هستم. او را تحسین میکنم و به شجاعتی که داشت تا کاری را که دوست دارد انجام دهد، افتخار میکنم. اما قطعاً فکر میکنم که او تصمیمات عجیبی گرفته است. این نوعی زیبایی است. خوشحالم که توانستهام به ساخت موسیقی ادامه دهم و هر چه بیشتر به چیزی نزدیک شوم که احساس میکنم بهترین نماینده موسیقی است که میخواهم بسازم.
تکامل و تغییر در موسیقی
فکر میکنم ما یک صدا داریم که باید خم شود و تغییر کند و تکامل یابد. این اشکالی ندارد. ما فقط یک وسیله داریم، اما نباید احساس کنیم که به یک صدا محدود شدهایم. ممکن است مخاطبان مخالف باشند و تیم بازاریابی شما نیز مخالف باشد، اما باید به دنبال آن بروید.




