📋 خلاصه مقاله:
جان وو در جشنواره لومیر فرانسه نسخههای 4K از فیلمهای تأثیرگذارش را نمایش میدهد و درباره تأثیرات هنری و سبک منحصر به فردش صحبت میکند. او از تأثیر فیلمهای اروپایی و رمانتیسم بر کارش میگوید و به چالشها و موفقیتهایش در هالیوود اشاره میکند.
ایده استفاده از دو اسلحه از کجا آمد؟ هنگامی که وو به جشنواره لومیر فرانسه سفر میکند تا نسخههای 4K از تاثیرگذارترین فیلمهایش را ارائه دهد، او توضیح میدهد که سبک او از کجا نشأت گرفته است.
امروزه ما به راحتی از کنار آن میگذریم. با این حال، جان وو یکی از شناختهشدهترین سبکهای بصری را در میان فیلمسازان زنده دارد. در اواسط دهه ۱۹۸۰، آنچه در هنگ کنگ آغاز شد، در سراسر جهان طنینانداز شد. وو در آن زمان در پایینترین نقطه از حرفه خود قرار داشت. او اکشن را به هنر ارتقا داد و در مخربترین ژانر این رسانه، شعر یافت.
برای سالهای زیادی، بدون دلیل خاصی، دیدن سه فیلم جان وو که حرفه او را نجات داد و چو یون فات را به ستاره تبدیل کرد، برای مخاطبان بینالمللی تقریباً غیرممکن بود. این فیلمها سینمای اکشن را برای همیشه متحول کردند. به ترتیب زمانی، این فیلمها عبارتند از: «فردایی بهتر» (۱۹۸۶)، «قاتل» (۱۹۸۹) و «سختجوش» (۱۹۹۲).
نمایش در جشنواره لومیر
هر سه فیلم این هفته در جشنواره لومیر در لیون، فرانسه، در نسخههای بازسازی شده ۴K خیرهکننده به نمایش درمیآیند. جان وو برای معرفی این سه شاهکار اول خود در این جشنواره حضور خواهد داشت.
پیش از پرواز به خارج از کشور، این افسانه ۷۹ ساله با مهربانی مرا به دفتر مرکزی خود در غرب لس آنجلس دعوت کرد. این دفتر مشرف به موزه گتی است. سوئیت نمای پانورامایی از شهری که وو اکنون آن را خانه خود مینامد، ارائه میدهد. با این حال، خود را در حال خیره شدن به دیوارها یافتم. پوسترهای بزرگ فیلمهای تأثیرگذار او بر روی دیوارها آویزان است.
در گوشهای، جدا شده توسط یک دیوار شیشهای بلند، دفتر وو قرار دارد. این دیوار از آن نوعی است که میتوان تصور کرد چاو با حرکت آهسته و اسلحههای در دست از آن عبور میکند. دفتر با پوسترهای بزرگ دو فیلم کلاسیک از کارگردان فرانسوی، ژان-پیر ملویل، تزئین شده است: «دایره سرخ» با بازی آلن دلون و «برادر بزرگتر فرشو» با بازی ژان-پیر بلموندو. میتوانم بگویم که این گفتگو خوبی خواهد بود، چون ملویل کارگردان مورد علاقه من هم هست.
تأثیرات هنری وو
وو به من میگوید: «وقتی جوان بودم، شعرهای زیادی نوشتم. همیشه تصور میکردم که هر اتفاقی که در این دنیا بیفتد، نوعی زیبایی وجود دارد. من همچنین به رمانتیسم علاقه دارم. سبک من به شدت تحت تأثیر فیلمهای اروپایی و به ویژه فیلم ژاک دمی، «چترهای شربورگ» قرار گرفته است.»
این چیزی نیست که انتظار داشتم بشنوم. با این حال، ارتباط با فیلمهای جنایی فرانسوی واضح است. ملویل به شدت به سینمای ژانر آمریکایی علاقهمند بود. او این کدها را در کلاسیکهای فیلم نوآر مانند “This Gun for Hire” و “Odds Against Tomorrow” مطالعه و جذب کرد. در نهایت، او این کدها را بهبود بخشید. دههها بعد، وو همین کار را با فیلمهای ملویل مانند “Le Samouraï” و “Le Cercle Rouge” انجام داد.
تأثیرات مختلف بر سبک وو
اما یک موزیکال مانند “The Umbrellas of Cherbourg” که با رنگها منفجر میشود و با اشک پایان مییابد؟ این اولین مرجعی نیست که به ذهن میآید. “The Wild Bunch” از سم پکینپا یا مارتین اسکورسیزی؟ این بیشتر شبیه آن است. وو همه این تأثیرات را به یک رویکرد روان و زیبا تبدیل میکند.
نگاه وو به فیلمسازی
وو توضیح میدهد: “وقتی دارم یک فیلم اکشن میسازم، آن را به عنوان یک فیلم اکشن نمیبینم. این مثل یک نقاشی یا یک شعر است، گاهی حتی مثل یک موزیکال. من به دنبال آن حس هستم، چون من یک رویاپردازم. فکر میکنم این سبک من است چون همیشه نوعی رویای زیبا در ذهنم دارم.”
اولین شغل فیلمسازی وو به عنوان دستیار کارگردان برای چانگ چه، یکی از کهنهکاران برادران شاو بود. در زمانی که صنعت فیلمسازی هنگ کنگ تحت سلطه کمدیهای جنسی و فیلمهای کونگفو بود، چانگ اصول اکشن پویا را به او آموخت. اگرچه وو هرگز هیچیک از هنرهای رزمی را مطالعه نکرده است، اما همیشه به رقص علاقه داشته است. این علاقه تفاوت زیادی در نحوه صحنهسازی نبردهای مسلحانه او ایجاد کرده است.
تأثیر رقص بر صحنههای اکشن وو
وو که خود صحنههای اکشن بالهمانند فیلمهایش را طراحی میکند، میگوید: «وقتی جوان بودم، رقصندهی خوبی بودم. وقتی صحبت از اکشن در یک فیلم میشود، همه چیز درباره زیبایی حرکت بدن و مهارت در مبارزه است.»
در دهه ۱۹۷۰، وو در کارگردانی کمدیها و پروژههای مختلف موفقیتهای زیادی کسب کرد. این پروژهها ممکن است اکنون برای طرفدارانش غیرمعمول به نظر برسند. از جمله این آثار، اپرای کانتونی “پرنسس چانگ پینگ” در سال ۱۹۷۶ و کمدی اکشن کمهزینه “پول دیوانه” بودند.
تغییر روند در دهه ۸۰
اما این روند در اوایل دهه ۸۰ تغییر کرد. وو با مشکلاتی مواجه شد و با خنده میگوید: “فیلمهایم اصلاً موفق نبودند و سپس به سم گیشه تبدیل شدم. بسیاری از مردم به من نگاه تحقیرآمیز داشتند و حتی برخی از دوستانم گفتند که باید بازنشسته شوم.”
در همین حال، دوست وو و کارگردان همکارش تسوی هارک در اوج موفقیت بود. این موفقیت او را در موقعیت ایدهآلی با شرکت تولیدی جدیدی به نام گلدن پرینسس قرار داد. این شرکت تازهتاسیس بود و تجربه محدودی در سینما داشت. بنیانگذاران آن ثروت خود را از شرکت اتوبوسرانی کولون به دست آورده بودند. تسوی که از دیدن همکاران با استعداد خود که نمیتوانستند کار پیدا کنند ناراضی بود، از این فرصت استفاده کرد. او پروژههایی برای وو و دیگران تولید کرد.
وو به یاد میآورد: «این اولین فیلم مؤلف من بود. او مرا تشویق کرد که خودم را در فیلم بگذارم و فیلم را به خودم اختصاص دهم. او به من اجازه داد تمام دیالوگها را تغییر دهم تا آنچه واقعاً از دلم میخواستم بگویم را بیان کنم.»
وو سالها آرزو داشت فیلمی مانند «Le Samouraï» بسازد، اما هیچکس به او این فرصت را نمیداد. سرانجام به او اجازه داده شد تا سبک شخصی خود را در پروژهای به کار گیرد. او چو را در یک کت بارانی سفت و سخت پوشاند که اشارهای به آلن دلون و ستاره محبوب ژاپنیاش، کن تاکاکورا بود. همچنین به شخصیت یک کد افتخار سختگیرانه داد که به امضای وو تبدیل شد.
تأثیر ارزشهای سنتی در فیلم
در آن زمان، کارگردان احساس میکرد نسل جوان قدردانی از اخلاق سنتی را از دست دادهاند. بنابراین او دینامیک بین شخصیتهای چو و تی لانگ را طراحی کرد. این دینامیک به مخاطبان چینی یادآور پیوندی بود که نسبت به همکلاسیهای قدیمی خود احساس میکردند. هدف این بود که ارزشهای برادری، دوستی و فداکاری را تقویت کند.
چالشهای پیش از «A Better Tomorrow»
او میگوید: «قبل از «A Better Tomorrow»، من خیلی فرصت نداشتم که این نوع سبک را امتحان کنم. چون هیچوقت از استودیو یا کسی حمایتی دریافت نکردم، نتوانستم آزمایش کنم.»
همکاری با تسوی برای فیلم “پرنسس طلایی” تجربهای متفاوت بود. تا زمانی که فیلمها سودآور بودند، سرمایهگذاران به آنها کاری نداشتند.
وو به یاد میآورد: “ما آزادی خلاقانه زیادی داشتیم. بین ما اعتمادی وجود داشت، بنابراین میتوانستیم هر کاری که میخواستیم انجام دهیم. هر کارگردانی فرصت بزرگی داشت تا چیزی جدید را امتحان کند، چیزی که قبلاً هرگز انجام نداده بود.”
شناخت بازار توسط تسوی و وو
از نظر سرمایهگذاران، تسوی و وو بازار را به خوبی میشناختند. با حفظ بودجهها در حد معقول، میتوانستند مطمئن باشند که فیلمها به نقطه سر به سر میرسند. بسیاری از این فیلمها به شدت موفق بودند. فیلم “فردایی بهتر” تمام رکوردهای باکس آفیس در هنگ کنگ را شکست و دنبالهای برای آن ساخته شد، حتی با وجود اینکه شخصیت چو در نسخه اصلی کشته شده بود.
وو میگوید: «چون به یکدیگر اعتماد داشتیم، نیازی نبود که فیلمنامه کامل را به آنها بدهیم. فقط ایده، بودجه تقریبی و برنامهریزی فیلمبرداری را به آنها اطلاع دادیم.» او اضافه میکند: «نگرانی اصلی آنها درباره انتخاب بازیگر بود، اینکه آیا میتوانید کسی را پیدا کنید که تضمین کند پولساز خواهد بود.»
روشهای وو در انتخاب بازیگر و طراحی حرکات
وو میگوید: «او هرگز در زندگیاش به کسی مشت نزده بود.» وو که حرکات اکشن را برای هر بازیگری که با او کار میکند، متناسب میسازد، ممکن است سعی کند بفهمد که بازیگر چه ورزشی را ترجیح میدهد — مانند دویدن یا شنا. سپس حرکات او را بر اساس آن مدلسازی کرده و در طراحی حرکاتش بگنجاند. وو حتی اندازه انگشت ماشه بازیگرانش را هنگام انتخاب اسلحه مناسب برای استفاده در تیراندازی در نظر میگیرد. «اگر انگشت بلندی داشته باشد، میتواند اسلحههای کمی بزرگتر را نگه دارد. اگر انگشت کوتاهی مثل من داشته باشد، پس یک تپانچه نگه میدارد، نه خیلی بلند.»
یکی از ویژگیهای خاص وو، بازیگرانی هستند که دو اسلحه در دست دارند و همزمان با هر دو شلیک میکنند. این ویژگی منشأ غیرمنتظرهای دارد. وو میگوید: «من تعداد زیادی فیلم وسترن دیده بودم.» اما او به کابویهایی با هولستر در هر دو طرف فکر نمیکرد.
تأثیر فیلمهای وسترن بر وو
در فیلم «فردایی بهتر»، وو میخواست نبرد نهایی اسلحه در تاریخ سینمای هنگکنگ را به تصویر بکشد. او فکر کرد: «اگر او یک قاتل حرفهای و یک قهرمان واقعی باشد، هرگز از مسلسل استفاده نمیکند. این کار خیلی آسان و غیر ظریف است.»
وو ایده روشنی از صدایی که میخواست داشت. او میتوانست ضربان طبل را در ذهنش بشنود. اما هرگز در زندگیاش اسلحهای نداشت، بنابراین از تیم لوازم صحنه کمک خواست. کارشناسان اسلحه یک تپانچه نیمهخودکار برتا 92F را پیشنهاد دادند. این تپانچه میتوانست تا ۱۵ گلوله را بدون توقف شلیک کند، اما سرعت آن کافی نبود. سپس وو ایدهای به ذهنش رسید: «چطور است از دو اسلحه استفاده کنیم؟» با تغییر ریتم، جایی که چو با هر دست به نوبت ماشه را میکشید، وو به «موسیقی» مورد نظرش دست یافت.
«فردایی بهتر» در هنگ کنگ موفقیت بزرگی بود. این موفقیت به وو فرصت داد تا چندین فیلم دیگر برای گلدن پرینسس بسازد. او در فیلم «قاتل» کنترل خلاقانه بیشتری داشت. تسوی در آن زمان مشغول تولید فیلمهای دیگری بود. وو را آزاد گذاشت تا هر کاری که میخواهد انجام دهد. در این مورد، او فیلمی شاعرانه درباره یک آدمکش به سبک «سامورایی» ملویل ساخت. داستان درباره قاتلی است که برای خوانندهای که شاهد جنایت او بوده، خود را قربانی میکند.
کنترل خلاقانه وو در فیلم «قاتل»
وو میگوید: «من کل فیلم را در ذهنم داشتم». او بدون فیلمنامه فیلمبرداری کرد. به بازیگران و گروه تولید در هر صحنه میگفت که چه میخواهد. به گفته کارگردان، آنها فکر میکردند که او در حال ساختن یک «فردایی بهتر» دیگر است. انتظار چیزی اینچنین رمانتیک را نداشتند.
وقتی فیلم «قاتل» برای نمایش در جشنواره فیلم تورنتو دعوت شد، وو بلافاصله به عنوان یک استعداد بصیر توسط منتقدان بینالمللی شناخته شد. فیلم «جوشان» که تا به حال پرهیاهوترین فیلم اوست، او را به یک کالای داغتر در خارج از کشور تبدیل کرد. داستان این فیلم از یک گزارش خبری ژاپنی الهام گرفته شده بود که وو را به شدت ناراحت کرده بود. این گزارش درباره یک دیوانه بود که به جرم مسموم کردن شیر خشک نوزادان گناهکار شناخته شد. وو که همیشه اخلاقگرا بود، با وجود سطح خشونت در فیلمهایش، ایده را تغییر داد. او بر دو پلیس تمرکز کرد که در نهایت از بیماران بیگناه بیمارستان، از جمله بخشی پر از نوزادان تازه متولد شده، در برابر یک رئیس بیرحم تریاد محافظت میکنند.
استقبال گرم از وو در دنیای غرب
وو میگوید: «آنچه مرا شگفتزده کرد این بود که چگونه از سوی دنیای غرب چنین استقبال گرمی دریافت کرد». او شروع به دریافت پیشنهادهایی برای کار در هالیوود کرد.
بزرگترین دلیلی که به هالیوود آمدم این بود که میخواستم چیز جدیدی یاد بگیرم. در عین حال، سعی کردم ثابت کنم سبک من میتواند در یک فیلم هالیوودی هم کار کند. وو میگوید نوآوریهای او در فیلمهای اکشن — فیلمبرداری آهسته، رقصپردازیهای جاذبهگریز، آتشبازیهای اغراقآمیز — قبلاً بر کارگردانان غربی مانند رابرت رودریگز و لوک بسون تأثیر گذاشته بود.
چالشهای وو در صنعت فیلمسازی آمریکا
وو کاملاً آماده نبود برای اینکه چقدر صنعت آمریکایی در همه چیز سختگیرتر است. از بازنگری کارگردان تا نحوه نمایش خشونت، همه چیز متفاوت بود. اولین فیلم هالیوودی او، “هدف سخت”، در این زمینه رتبه NC-17 دریافت کرد.
در آمریکا، وو مشاهده میکند که استودیو و ستاره بزرگ کنترل زیادی داشتند. آنها تأیید نهایی فیلمنامه و نقشهای پشتیبان را دارند. اما در هنگ کنگ، کارگردان همه چیز است.
در فیلم «هدف سخت»، ژان کلود ون دام، بدنساز بلژیکی و قهرمان اکشن، میخواست در نحوه تدوین فیلم توسط وو نظر بدهد. کارگردان هنگکنگی خوششانس بود که تهیهکنندگان سم ریمی، جیم جکس و راب تاپرت را در کنار خود داشت. او میگوید: «وقتی ستاره سعی کرد کنترل تدوین را به دست بگیرد، او را بیرون انداختند.»
تجربه وو در ساخت فیلم «تغییر چهره»
بهترین تجربه وو در استودیوهای آمریکایی ساخت فیلم «تغییر چهره» بود. این فیلم در ابتدا به عنوان یک سناریوی علمی تخیلی آشکارتر و در ۲۰۰ سال آینده طراحی شده بود. وو با آن ژانر و جلوههای بصری مورد نیاز آن راحت نبود. بنابراین فیلم به عنوان یک «درام انسانی» معاصرتر (به گفته وو) بازنویسی شد.
حمایت شری لانسینگ از وو
آنچه این تجربه را بسیار رضایتبخش کرد، علاوه بر تمام آنچه ستارگان جان تراولتا و نیکلاس کیج به شخصیتهایشان افزودند، حمایت کامل رئیس پارامونت، شری لانسینگ بود. به گفته وو، لانسینگ در ابتدای کار تمام اعضای گروه را جمع کرد و به آنها گفت: «تنها چیزی که میخواهم یک فیلم جان وو است. بنابراین هیچکس نباید به او یادداشتی بدهد.»
اما برای تمام آزادی خلاقانهای که وو در هنگ کنگ تجربه کرده بود، یک معامله سخت وجود داشت. گلدن پرینسس حقوق تمام فیلمهایی که او و تسوی ساخته بودند را در اختیار داشت و آنها را به مناطق مختلف فروخت. سپس شرکت ورشکست شد و فیلمها در بیشتر نقاط جهان از دسترس خارج شدند. وو میگوید: «بنابراین فیلمهای هنگ کنگی که ساخته بودیم، فقط به یک خاطره تبدیل شدند.» او خوشحال است که میبیند این فیلمها بالاخره بازسازی شده و دوباره در دسترس قرار گرفتهاند. از زمانی که استودیوهای شوت! کتابخانه گلدن پرینسس را اوایل امسال خریداری کردند.
بازسازی فیلم «قاتل» و چالشهای حقوقی
دلیل اینکه وو توانست سال گذشته «قاتل» را بازسازی کند، به یک اتفاق نادر در مورد حقوق فیلم برمیگردد. نزدیک به سه دهه پیش، کلمبیا میخواست نسخهای آمریکایی از آن بسازد، اما نتوانست آن را به نتیجه برساند. بسیاری از فیلمنامهنویسان و کارگردانان به پروژه آمدند و رفتند، اما موفق نشدند.
وو میگوید: «هیچوقت به نتیجه نرسید. سپس بعد از ۲۰ سال، حقوق آن را به ما بازگرداندند.» او در آن زمان در چین مشغول فیلمبرداری «صخره سرخ» بود. اما ایده برایان هلگلند درباره تغییر جنسیت قاتل او را جذب کرد. به طوری که شخصیت چو یونفت به یک زن تبدیل میشد.
او میگوید: «وقتی برگشتم، واقعاً هیجانزده شدم. زیرا هرگز به یک قاتل زن فکر نکرده بودم.»
افسوس وو از فیلمهای گذشته
به گفته وو، بزرگترین افسوس او در دوره پرنسس طلایی — و فیلمی که هرگز نمیتواند به طور کامل بازیابی کند — «گلوله در سر» در سال ۱۹۹۰ است. این فیلم را او بین «قاتل» و «جوشانده سخت» ساخت.
او توضیح میدهد: «نسخه اصلی سه ساعت بود، اما برای اکران در هنگ کنگ مجبور شدم آن را به دو ساعت کاهش دهم.» وو مجبور شد چندین صحنهای که به آنها افتخار میکرد را برای راضی کردن تهیهکنندگان حذف کند. وقتی وو به هالیوود آمد و پول کافی به دست آورد، سعی کرد حقوق فیلم را بخرد. اما خیلی دیر شده بود. آزمایشگاه هنگ کنگ که فیلمهای حذف شده را نگه داشته بود، آنها را پس از یک سال دور انداخته بود. او میگوید: «آنها فقط برای یک سال نگه داشته میشوند و سپس مثل زباله دور ریخته میشوند.»
پروژههای باقیمانده وو
خبر خوب این است که دیگر پروژههای وو با پرنسس طلایی باقی ماندهاند و اکنون میتوانند توسط مخاطبانی که با «ماتریکس» و فیلمهای جان ویک بزرگ شدهاند، دوباره کشف شوند.




