Image

اسکار آیزاک درباره نسخه لاتین آمریکایی «فرانکنشتاین» گی‌یرمو دل تورو و انتخاب پروژه‌ها برای مردم، نه فیلمنامه

📋 خلاصه مقاله:

اسکار آیزاک در نقش ویکتور فرانکنشتاین در بازآفرینی گیلرمو دل تورو، تجربه‌ای لذت‌بخش و چالش‌برانگیز داشت. او با تأکید بر اهمیت همکاری با افراد مناسب، به بررسی جنبه‌های روانی شخصیت پرداخت و رابطه عمیقی با دل تورو برقرار کرد.

اسکار آیزاک در حال بازی در نقش یکی از روح‌های عذاب‌کشیده ادبیات، بهترین لحظات زندگی‌اش را تجربه کرد.

نقش‌آفرینی در بازآفرینی گیلرمو دل تورو

در بازآفرینی گیلرمو دل تورو از «فرانکنشتاین»، آیزاک نقش ویکتور فرانکنشتاین را بر عهده دارد. او اجرای خود را به رغم تاریکی شخصیت، به طرز غیرمنتظره‌ای لذت‌بخش توصیف می‌کند. آیزاک حتی به دل تورو اعتراف کرد که نگران است چقدر از بازی در نقش مردی که توسط خشم و وسواس تسخیر شده، لذت می‌برد.

اسحاق در طول پادکست جوایز سیرکت می‌گوید: “انتظار نداشتم بازی در این شخصیت این‌قدر سرگرم‌کننده و لذت‌بخش باشد. برخی چیزهای تاریک وجود دارد. این شخصیت پر از خشم و آسیب است. با این حال، من واقعاً از آن لذت می‌برم.”

در این قسمت، اسحاق درباره به عهده گرفتن یکی از پرکارترین شخصیت‌های ادبیات صحبت می‌کند. او همچنین به پیدا کردن خانواده در گیلرمو دل تورو اشاره دارد. این موضوع بر نحوه تصمیم‌گیری او در هالیوود تأثیر گذاشته است.

توضیح دل تورو برای این پارادوکس به آیزاک نشان داد که ویکتور فرانکنشتاین بدون شک و تردید عمل می‌کند. او تا زمانی که به لحظه فاجعه‌بار خود می‌رسد، همچنان به این روش ادامه می‌دهد.

نقش ویکتور فرانکنشتاین

آیزاک به یاد آورد: «او با هوشمندی گفت، ‘خب، شاید به این دلیل که شما نقشی را بازی می‌کنید که هیچ شکی ندارد.’ در نیمه اول فیلم، و حتی شاید بیشتر از آن، او بدون شک در مورد آنچه می‌خواهد انجام دهد و آنچه نیاز دارد انجام دهد، عمل می‌کند. این کار حتی اگر با خشم و کینه و سرکشی انجام شود، همچنان ادامه دارد.»

بازیگران و ظاهر بصری فیلم

فیلم نتفلیکس که شامل بازیگرانی همچون جیکوب الوردی، کریستوف والتز و میا گاث است، یک فرانکنشتاین بصری خیره‌کننده را به نمایش می‌گذارد. آیزاک با موهای بلند و تیره که یادآور نمادهای راک است ظاهر می‌شود. این انتخابی عمدی است که ویکتور را بیشتر به عنوان یک هنرمند تا یک دانشمند معرفی می‌کند.

«گی‌یرمو و من زیاد درباره این صحبت کردیم که او بیشتر شبیه یک هنرمند است تا یک دانشمند. او در فضا مانند یک موسیقیدان حرکت می‌کند، مانند پرینس یا جیمی هندریکس»، آیزاک توضیح داد. او اشاره کرد که طراح لباس، کیت هاولی، از سبک دهه ۱۹۶۰ هندریکس الهام گرفته است.

تعهد و همکاری در خلق ظاهر

این ظاهر نیاز به هشت ماه تعهد داشت و تولید آن ۱۰۵ روز به طول انجامید. آیزاک با هنرمند موی قدیمی خود، تیم نولان، که از سال ۲۰۱۷ با او همکاری کرده است، کار کرد. نولان به خلق ظاهرهای به یادماندنی، از جمله ریش خاص شخصیت او در «تل‌ماسه» کمک کرده است.

رویکرد دل تورو به داستان کلاسیک

رویکرد دل تورو به داستان کلاسیک شامل یک دستگاه روایتی مهم است. کل داستان از دیدگاه ویکتور روایت می‌شود و او را به یک راوی غیرقابل اعتماد تبدیل می‌کند. این چارچوب به آیزاک اجازه داد تا به بررسی تحریفات روانی شخصیت بپردازد.

«این داستانی است که او درباره خودش تعریف می‌کند، بنابراین لزوماً حقیقت ندارد»، آیزاک می‌گوید. «او می‌گوید بخشی از آن واقعیت است، بخشی نیست، اما همه‌اش حقیقت دارد — به این معنا که این همان احساسی است که او داشت.»

نقش‌های دوگانه و روایت غیرقابل اعتماد

انتخاب گاث در نقش‌های دوگانه به عنوان مادر ویکتور و الیزابت نیز به روایت غیرقابل اعتماد کمک می‌کند. «در ذهن او، این تنها زنی است که او تا به حال دیده است — مادرش»، آیزاک توضیح می‌دهد. او اشاره می‌کند که ویکتور از نظر احساسی در سن ۱۲ سالگی، زمانی که مادرش فوت کرد و او پدرش را مقصر دانست، متوقف شده است.

تلاش برای زنده کردن کودک زخمی درون

آیزاک خلق موجود را به عنوان تلاش ویکتور برای زنده کردن کودک زخمی درون خود تفسیر می‌کند. «نگاه کردن به آن بسیار دردناک است، بنابراین او تصمیم می‌گیرد که سعی کند آن را نابود کند»، او بیان می‌کند. «و این کودک — این کودک زنده شده از مرگ — باید او را تا انتهای زمین دنبال کند تا او را ببخشد.»

برخلاف اجراهای طبیعی، دل تورو، آیزاک را به سمت نمایشی اغراق‌آمیز و تقریباً اپرایی هدایت کرد. کارگردان شخصیت را به‌عنوان یک کهن‌الگوی یونگی توصیف کرد که نیازمند دقت فنی بیشتری نسبت به واقع‌گرایی روان‌شناختی بود.

تجربه آیزاک با دل تورو

آیزاک به یاد می‌آورد: «گی‌یرمو به سرعت، وقتی شروع کردیم، گفت: ‘این یک اجرای طبیعی نیست.’ او مثل یک کهن‌الگوی یونگی است. حالا، نمی‌توان یک کهن‌الگو را بازی کرد، اما ایده این است که به تاریکی او تکیه کنیم — به اید او که به جنون می‌رسد. چیزی ابتدایی در مورد او وجود دارد.»

رابطه عمیق‌تر آیزاک و دل تورو

این تولید رابطه آیزاک با دل تورو را فراتر از یک همکاری معمولی کارگردان-بازیگر عمیق‌تر کرد. آیزاک آن را به‌عنوان «یافتن یک عضو گمشده خانواده» توصیف می‌کند و تجربه را به «ساختن فیلم با عمویم» تشبیه می‌کند. او می‌گوید: «فکر نمی‌کنم روزی گذشته باشد که از آن زمان با هم صحبت نکرده باشیم.»

این پیوند رویکرد آیزاک را در انتخاب پروژه‌ها تغییر داده است. او پس از تعادل بین فیلم‌های مستقل مانند «A Most Violent Year» و بلاک‌باسترهایی مانند «Star Wars: The Last Jedi»، اکنون به جای کیفیت فیلمنامه، اولویت را به افرادی که در پروژه دخیل هستند می‌دهد.

تغییر اولویت‌های آیزاک در انتخاب پروژه‌ها

آیزاک می‌گوید: «این کافی نیست که شخصیت خوبی در یک فیلمنامه خوب با یک کارگردان خوب باشد. این است: با چه کسانی قرار است زندگی کنم؟ برای همکاری با چه کسانی قرار است روال زندگی خانواده‌ام را مختل کنم و به جایی بروم؟» او به اهمیت افرادی که با آن‌ها کار می‌کند، تأکید می‌کند.

شور و شوق دل تورو برای سینما

شور و شوق مسری دل تورو برای سینما، فضایی را ایجاد می‌کند که آیزاک آن را در صنعت نادر می‌داند. او به سخاوت کارگردان نسبت به دیگر فیلمسازان و تمرکز او بر جشن گرفتن چیزهایی که دوست دارد به جای انتقاد از چیزهایی که دوست ندارد، اشاره می‌کند. این رویکرد دل تورو باعث می‌شود که همکاری با او تجربه‌ای منحصر به فرد باشد.

آیزاک مشاهده کرد: «او به چیزهایی که دوست دارد بسیار بیشتر از چیزهایی که از آن‌ها متنفر است، علاقه‌مند است. به اشتراک گذاشتن چیزهایی که او دوست دارد بسیار جالب‌تر و هیجان‌انگیزتر است.» این دیدگاه مثبت دل تورو، الهام‌بخش آیزاک و دیگران در صنعت سینما است.

«فرانکنشتاین» آنچه را که آیزاک «روایت آمریکای لاتین» از داستان گوتیک می‌نامد، به تصویر می‌کشد. این روایت با احساسات و خواسته‌ها هدایت می‌شود. تفسیر پانک-راک از ادبیات رمانتیک است که از طریق دهه‌ها جذب مواد اصلی توسط دل تورو و بازتاب آن از دیدگاه منحصر به فرد او فیلتر شده است.

برای آیزاک، این نقش ممکن است یکی از پیچیده‌ترین و فنی‌ترین اجراهای احساسی او تا به امروز باشد. برای یک ستاره راک بد نیست.

اسکار آیزاک درباره نسخه لاتین آمریکایی «فرانکنشتاین» گی‌یرمو دل تورو و انتخاب پروژه‌ها برای مردم، نه فیلمنامه