📋 خلاصه مقاله:
نمایش “بافت موهای آفریقایی جاجا” در مارک تیپر فوروم لسآنجلس، ترکیبی از فرهنگ و جذابیت عمومی را ارائه میدهد. این نمایش با کارگردانی ویتنی وایت و بازیگران پرانرژی، داستان مهاجران و چالشهایشان را در محیطی صمیمی و کمدی به تصویر میکشد.
اگر تا به حال نمایشی وجود داشته که به نظر میرسید به طور خاص برای Mark Taper Forum ساخته شده باشد، یا به طور خاص بافته شده باشد، این نمایش است.
در دهه ۲۰۲۰، نمایش “بافت موهای آفریقایی جاجا” در مرکز موسیقی لسآنجلس به صحنه آمده است. این تئاتر که یکی از صمیمیترین سالنهای مرکز موسیقی در مرکز شهر لسآنجلس است، به وضوح به تعهد خود برای ارائه برنامههایی که نمایانگر طیف گستردهتری از فرهنگها هستند، پایبند است. اما با ۷۳۹ صندلی، این سالن آنقدر کوچک نیست که بتواند از تعهد به سرگرم کردن مخاطبان سنتی تئاتر چشمپوشی کند.
ترکیب فرهنگ و جذابیت عمومی
چقدر لذتبخش است که ببینیم چگونه “جاجا” به زیبایی در نقطهای قرار میگیرد که ویژگیهای فرهنگی خاص و جذابیت بیچون و چرای عمومی به هم میرسند. شنیدن خندههای زنان سیاهپوست در برخی از صحنههای ابتدایی، در واکنش به ارجاعاتی که تنها کسی که به سالن بافت مو رفته باشد، احتمالاً متوجه میشود، حس خوبی دارد. حتی بهتر از آن زمانی است که تمام مخاطبان به سرعت و با صدای بلند به این خندهها میپیوندند، زیرا هیچ پیشزمینهای از بافت موهای کورنرو یا پیچهای پرشور واقعاً لازم نیست. این نوع نمایشی است که تقریباً هر کسی که وارد آن شود، با یا بدون وقت قبلی، آن را جذاب خواهد یافت.
کمدی دراماتیک نویسنده نمایشنامه جوسلین بیوه با دو شخصیت خود آغاز میشود: ماری (جردن رایس)، دختر ۱۸ ساله صاحب مغازه، و میریام (بیسرت تسگای)، کارمند کمی بزرگتر از سیرالئون. آنها در سالن خود در هارلم در حال بالا بردن درب مغازه هستند. حتی قبل از اینکه دیگر افراد روزانه مغازه به آنها بپیوندند تا گروه را کامل کنند، ممکن است بلافاصله به این فکر بیفتید: چرا جایزه تونی برای بهترین مو وجود ندارد؟
اوه، صبر کنید — یا حداقل زمانی بود که نسخه برادوی این نمایش در سال ۲۰۲۴ برای طراحی مو و کلاهگیس یک جایزه “ویژه” تونی را برد. خوشبختانه، “جاجا” حتی بیشتر از جذابیت ظاهری موها برای ارائه دارد. این نمایش در چندین دسته دیگر که تولید نیویورک نامزد تونی شد، از جمله بهترین نمایش و بهترین کارگردانی، و یک برد برای طراحی لباس، دیده میشود.
موفقیتهای تولید برادوی
آنچه در تولید برادوی داشت به طور کامل در این توقف در تپر که در پایان یک تور ملی میآید، به نمایش گذاشته شده است. این نمایش به طور بینقصی توسط ویتنی وایت کارگردانی شده است. کل بازیگران به اندازهای پرانرژی هستند که انگار برای اولین بار در حال باز کردن آن دروازه هستند. آنها هر شب بافتههای شگفتانگیز خود را انجام میدهند.
این دو شخصیت مقدماتی با سه نفر دیگر از بافندگان مو همراه میشوند. با وجود تمام اشتراکاتی که به عنوان مهاجر دارند، همیشه یک واحد محکم هستند.
چالشهای مهاجران در محیط کار
بحثبرانگیزترین آنها بی (کلودیا لوگان) است. او مهاجری از غناست که به دلیل اینکه جاجا (که هنوز دیده نشده) این مغازه را بدون ورود او به عنوان شریک مالکیت راهاندازی کرده، با وضعیت مالی متفاوتشان دلخوری بزرگی دارد. بی همچنین با همکارش ندیدی (ابیگیل سی. اونوالالی)، مهاجری از نیجریه مشکل دارد. رفتار خوشایند و مهارتهای بافتن موی برتر ندیدی باعث شده برخی مشتریان وفاداری خود را تغییر دهند و به سمت او بروند.
روابط دوستانه و چالشهای وفاداری
سپس، در جایی در میان مقیاس ملایم تا تهاجمی، آمیناتا (تیفانی رنه جانسون) جذاب قرار دارد. او تنها کسی است که به اندازه کافی پرشور است تا با بی دوست شود و در سطح او باشد. اگرچه جریان شکایات بی به اندازهای ناخوشایند خواهد شد که حتی وفاداری آمیناتا را نیز به چالش بکشد.
داستانهای پنهان مهاجران
در مورد میریام که به نظر خجالتی میآید، مدتی طول میکشد تا شعلهاش آشکار شود. اما داستانی که او به یک مشتری درباره شرایط ترک سیرالئون میگوید، نشان میدهد که او ممکن است از همه این افراد سختتر باشد.
و ماری، که به نوعی مدیر جوان فروشگاه است، همیشه صدای آرامش و منطق خواهد بود. او به عنوان کسی که به طور ذاتی آمریکاییترین فرد این گروه است، شناخته میشود. ماری یاد گرفته است در مدرسه خصوصی دور از این صحبتهای آزاد مهاجران، جلب توجه نکند.
حضور ژاژا در نمایش
اما مادر ماری، صاحب فروشگاه سنگالی، تقریباً به همان اندازه که باید برای گودو در نمایش او منتظر بمانیم، باید برای حضور ژاژا (ویکتور چارلز) در نمایشی که به نام اوست، صبر کنیم. او در نهایت در یک سوم پایانی، در لباس عروسی ظاهر میشود. آیا گفتیم که او امروز ازدواج میکند؟ وقتی برای اولین بار آن را میبینید، مانند هشتمین شگفتی جهان به نظر میرسد. کسی نباید حدس بزند چرا نمایش آن جایزه تونی برای طراحی لباس را برده است.
وقتی ژاژا بالاخره در یک صحنه طولانی در این نمایش یکپردهای ظاهر میشود، تقریباً به اندازه هر کدام از آنها صحبت میکند. او به نظر میرسد که بیادب است اما همچنین به شدت برای ازدواج قریبالوقوعش هیجانزده است. ممکن است به دلایل صرفاً عاشقانه به آن وارد نشود.
دلیل خوبی وجود دارد که فیلم “Barbershop” به یک مجموعه فیلم و تلویزیونی در دهههای ۲۰۰۰ و ۲۰۱۰ تبدیل شد. یک محیط مراقبت از مو برای یک کمدی محیط کار یا کمدی-درام ایدهآل است. این محیط امکان حضور دوستان یا غریبهها را به عنوان نمایندگان مخاطب یا همصحبتهای گفتگویی فراهم میکند. تعجبآور است که یک سالن از این نوع تا کنون به عنوان یک محیط به کار نرفته است. چیزی که با یک مکان مردانه متفاوت است، این است که وقتی کسی برای فرآیندی پیچیده روی این صندلیها مینشیند، تقریباً تمام روز آنجا خواهد بود. بنابراین بیو نیازی به بهانههای ساختگی برای نگه داشتن شخصیتهای فرعی برای مدت طولانی در این نمایش روزانه ندارد.
خب، شخصیتهای زن مکمل معمولاً برای مدت طولانی در داستان حضور دارند. اما این موضوع برای مردان یا مرد خاصی صدق نمیکند. شخصیتهای مردی که وارد فروشگاه میشوند، نقشهای کوتاهی در داستان دارند. این مسئله باعث میشود فکر کنید آیا واقعاً تولید میتواند این همه مرد را با کارهای کم نگه دارد. تا اینکه متوجه میشوید، آهااا… شاید همه آنها یک نفر باشند. برنامه نمایش و البته تشویق پایانی شک شما را تأیید میکند: این مایکل اولوییده است که همه این نمونههای مردانگی را به شکلی آفتابپرستگونه بازی میکند. او تنها کسی است که از تولید اصلی برادوی در اینجا باقی مانده است.
البته، تعجبی ندارد که بیوه چیزی جدیتر از نمایش روابط و رقابتهای ساده زنانه در ذهن دارد. میتوانید تقریباً حدس بزنید که بی، هرچند خشن و ناعادلانه سلطهگر است، به نوعی رستگاری خواهد یافت. یا حداقل به عنوان شخصیت منفی داستان شناخته نخواهد شد.
دشمن واقعی در پسزمینه
دشمن واقعی، البته در پشت صحنه، جامعهای است که به اندازهای که این زنان تصور یا امید دارند، پذیرای مهاجران نیست. حتی با وجود محلهای مانند هارلم که به نظر میرسد به عنوان یک حائل عمل میکند. بنابراین، بله، داستان به سمت تاریکی پیش خواهد رفت. اما نه به قدری که احساس کنید تمام خندههایی که قبلاً کردهاید از شما گرفته شده است.
جالب است که «جاجا» دومین تولید بزرگ در لس آنجلس در پاییز امسال است. این نمایش به عنوان یک قطعه دورهای در اواخر دهه ۲۰۱۰ تنظیم شده است. طبیعتاً این انتخاب تصادفی نیست. در مورد نمایش دیگری مانند «روز اورکا» در پلیهاوس، موضوعات واکسیناسیون تنها قبل از کووید معنا پیدا میکنند، نه بعد از آن. در مورد «بافتن موی آفریقایی جاجا»، عدم وحشت کامل زنان به عنوان مهاجران، در دوره دوم ترامپ منطقی نخواهد بود. این نمایش در دوره اول تنظیم شده است، قبل از اینکه این دولت، اداره وحشت را به عنوان یک ویژگی افتخارآمیز معرفی کند. ناراحتکننده است که هر نمایشنامهنویسی که میخواهد یک نمایش معاصر بنویسد که در آن شخصیتهای شهری به شدت خسته یا در ترس مطلق زندگی نمیکنند، همیشه باید روایتهای خود را در زمانی کمی قبل از زمان حال تنظیم کند. اما فعلاً این وضعیت وجود دارد.
تلخی و شیرینی که نمایش «Jaja» را توصیف میکند، به این معنا نیست که این نمایش از انرژی خالی است. در این نمایش، نه تنها شور و نشاط بلکه شادی واقعی وجود دارد. شور و شوقی که شاید نباید فکر کنید میتواند برای همیشه باقی بماند. اما این روز داغ در هارلم، نسیم خنکی از شب در تئاتر را به ارمغان میآورد. این تا زمانی است که ادامه دارد و تسکینی دلپذیر از احساس سرما مانند یخ است. دوست دارم بگویم جذابیت آن به قدری جهانی است که حتی یک مأمور مهاجرت تازه استخدام شده هم میتواند آن را دوست داشته باشد. اما همه تئاترها برخی محدودیتها در جذابیت خود دارند. «Jaja» واقعاً به نظر نمیرسد که محدودیتهای زیادی داشته باشد.




