📋 خلاصه مقاله:
جان ام. چو، آلیس بروکس و میرون کرستین به خاطر همکاری در فیلمهای «Wicked» و «Wicked: For Good» تقدیر شدند. این فیلمها داستان دوستی و چالشهای آن را بررسی میکنند. همکاری و اعتماد در تیم، کلید موفقیت این پروژهها بوده است.
به نظر میرسد که دریافتکنندگان جایزه همکاری خلاقانه امسال، جان ام. چو، فیلمبردار آلیس بروکس و تدوینگر میرون کرستین، بخشی از تیمی هستند که فیلم «Wicked» و دنباله آن، «Wicked: For Good»، را به پرده سینما آوردند.
این فیلم داستانی درباره دوستی است. چو که از دوران دانشجویی در دانشگاه USC بروکس را میشناسد، میگوید: «واقعاً جالب است که فیلمی مانند این بسازیم و دوستی را با دوستانم بررسی کنیم.»
«Wicked» داستان جادوگران اوز قبل از «جادوگر شهر اوز» را روایت میکند. ماه آینده، «Wicked: For Good» این داستان را به پایان میرساند. در این قسمت، دوستی گلینا (آریانا گرانده) و الفابا (سینتیا اریوو) به آزمایش گذاشته میشود.
همکاری در فیلمهای متعدد
Variety با برگزیدگان درباره همکاری در چندین فیلم، از جمله «Wicked: For Good» به گفتگو پرداخت.
اولین برداشت شما از جان زمانی که در مدرسه فیلم با او ملاقات کردید چه بود؟
آلیس بروکس: جان یک طراح تولید بود که من در مدرسه با او کار کردم. من میخواستم جان این آپارتمان را به یک محله فقیرنشین نیویورک تبدیل کند. او روزنامهها را با چسب به دیوار چسباند. این کار بسیار زیبا به نظر میرسید. بعد از آن هرگز آن را تمیز نکرد و فقط رفت.
جان ام. چن: من یک شریک داشتم که گفتند قرار است این کار را انجام دهند. این توضیح من است.
کرستین: شنیدم که در لیست ویراستاران احتمالی بودم که وارنر برادرز برای معرفی به جان برای فیلمی به نام «Crazy Rich Asians» در نظر داشت. به سرعت علاقهمند شدم زیرا قبلاً از طرفداران فیلمهای جان بودم. در نهایت از هر منبعی که میتوانستم استفاده کردم تا وارد اتاق شوم. آن اتاق در واقع اسکایپ بود و جان در مالزی بود. من باید با تمام توان وارد میشدم و میگفتم: «من ۳۰۰٪ انرژیام را برای این کار میگذارم. میدانم که نمیدانید من کی هستم، اما از همین حالا عاشق این فیلمنامهام.» و او مرا استخدام کرد.
چو: وقتی به مالزی نقل مکان کردیم، اوقات خوبی داشتیم و مرغ و برنج میخوردیم. ما واقعاً آن فیلم را با هم پیدا کردیم. برای اولین بار پوشک عوض میکردم، در حالی که در اتاق کناری در حال ویرایش بودیم. بچه را با هدفون میآوردم تا چیزی نشنود و ما آهنگهای Coldplay را با صدای بلند پخش میکردیم. این تجربه واقعاً زیبا بود. سپس گفتم: “هرگز، هرگز نمیگذارم تو بروی. تو زندگی من را خیلی بهتر کردی و فیلمهای ما را بهتر میکنی.”
با گذشت این سالها، شما در حال همکاری بر روی “Wicked” و “Wicked: For Good” هستید. چگونه این دوستی و ارتباط کوتاه خود را توصیف میکنید؟
بروکس: ما چهار و نیم سال است که روی این کار هستیم. جان اولین بار تماس گرفت در حالی که میرون در حال ویرایش “In the Heights” بود. فکر نمیکنم روزی گذشته باشد که حداقل یکی از ما با دیگری صحبت نکرده باشد. من همیشه با میرون صحبت میکنم و تمام هفته را با جان گذراندم.
وقتی با آنها صحبت نمیکنم، آنها با یکدیگر صحبت میکنند. این پایان تلخ و شیرینی برای فیلم است. زیرا ما سه نفر در چهار و نیم سال گذشته با هم در جاده زرد قدم زدهایم.
اهمیت حمایت و بیان نگرانیها
کرستین: اینکه حامی یکدیگر باشیم، اما همچنین بتوانیم نگرانیهای خود را بدون نگرانی از آسیب رساندن به احساسات کسی بیان کنیم، بسیار مهم است. این یک سفر شگفتانگیز است. از زمانی که با جان و آلیس آشنا شدم، بیشتر از ۱۵ سال قبل از آن رشد کردهام. این اعتماد و عشق در این صنعت بسیار منحصر به فرد است.
چو: فکر میکنم اعتماد و عشق اهمیت زیادی دارند. اعتماد شماره یک است. همه ما در زمانی از زندگیمان به نقطهای رسیدیم که باید چیزی را اثبات میکردیم. در کارمان همیشه دست کم گرفته شدهایم. من عاشق کار با افرادی هستم که کارشان را بیشتر از هر چیز دیگری دوست دارند و به آن افتخار میکنند. این همیشه اتفاق نمیافتد، به خصوص اگر افراد مدتی در این حرفه بوده باشند.
اهمیت اعتماد و عشق در کار
ما برای چیزی که به آن اعتقاد داریم میجنگیم و به دنبال چیزی بزرگتر در داستانگوییمان هستیم. ما به عنوان افراد کمتجربه وارد شدیم، به ویژه در «Wicked» که همه اطرافیانمان – استودیو و همه میگفتند، “آیا این افراد میتوانند این کار را انجام دهند؟” و ما میگفتیم، ما از قبل میدانیم که میتوانیم. ما این کار را در مقیاسهای مختلف انجام دادهایم. بنابراین فکر میکنم این همبستگی واقعاً زیباست.
همبستگی و خلاقیت در کار
ما در هر لحظه از یکدیگر محافظت میکنیم. اما اکنون به فرآیند خلاقانهمان اعتماد داریم که میتوانیم بداههپردازی کنیم و پیدا کنیم، و اینجاست که جادوی ماست.
چه انتظاری میتوانیم از “Wicked: For Good” داشته باشیم؟
بروکس: این فیلم بسیار بزرگتر و گستردهتر از فیلم اول است. این یک پایان حماسی برای داستان ماست. زیبا، شگفتانگیز و یک سفر احساسی بزرگ است. فیلم اول پر از نشاط و درباره انتخابهاست. فیلم دوم درباره پیامدهاست و شما میتوانید آن وزن و تراکم را در سراسر فیلم احساس کنید. نیمی از فیلم اول در روز اتفاق میافتد و فیلم دوم در شب. این باعث میشود هر دو فیلم با هم احساس انسجام کنند.
مردم حتی نمیدانند چه چیزی قرار است آنجا اتفاق بیفتد. آری در حال خواندن “Couldn’t Be Happier.” اوه، خدای من، این یکی از سختترینها برای شکستن است. وقتی جاناتان بیلی و سینتیا در حال خواندن هستند، این احساس بیشتر میشود.
فیلمبرداری روز به روز
به هر حال، ما این را یک روز بعد از دیگری فیلمبرداری میکنیم. بنابراین، اینطور نیست که آنها مجبور باشند به طور مداوم بپرند. این همه کار دستساز افرادی است که واقعاً مطمئن میشوند که کار میکند.
دوستی و زیبایی آن
چو: برای ارتباط دادن همه اینها برای فیلمی که همه چیز درباره دوستی، سختیهای دوستی و زیبایی دوستیها است، خداحافظی سخت است. اما در عین حال، به همان اندازه زیبا است که این کار توسط دوستانی که از فراز و نشیبها عبور کردهاند، انجام شود. کسانی که به طور منظم با هم مبارزه میکنند، اما در نهایت یکدیگر را دوست دارند.




