Image

زندگی یک شوگرل: دیان فون فورستنبرگ درباره حرفه درخشانش، ازدواج با بری دیلر و اهمیت کمد لباس

📋 خلاصه مقاله:

دایان فون فورستنبرگ، طراح مشهور مد، با معرفی لباس پیچشی در دهه ۱۹۷۰ به شهرت رسید و تأثیر زیادی بر مد و جامعه گذاشت. او به عنوان یک فمینیست و نماد فرهنگی، به قدرت مهربانی و ارتباطات اعتقاد دارد و همچنان به توسعه برند DVF و حمایت از زنان ادامه می‌دهد.

عکس‌ها توسط OK McCausland

اگر به دفتر دایان فون فورستنبرگ در منطقه میت‌پکینگ بروید، او لزوماً به شما لباس نمی‌دهد. اما ممکن است با یک کیف هدیه غیرمعمول‌تر – پر از کتاب – آنجا را ترک کنید. در حالی که درباره دوران طولانی حرفه‌ای او صحبت می‌کنیم، فون فورستنبرگ به دستیارش می‌گوید که داستان زندگی‌اش را که در چند مجموعه نوشته شده است، بیاورد.

کتاب‌های دایان فون فورستنبرگ

یک کتاب خودیاری وجود دارد به نام «مالک آن باشید: راز زندگی». همچنین یک کتاب میز قهوه‌ای از برخی از بهترین ظاهرهای او به نام «دایان فون فورستنبرگ: زن قبل از مد» موجود است. علاوه بر این، یک کتاب کوچک نوآورانه به زبان ایتالیایی که من صحبت نمی‌کنم به نام «سرنیسیما: راه‌حل و اغوا» وجود دارد. همچنین کتابی درباره مجسمه آزادی نیز هست، زیرا او به عنوان «مادرخوانده» این بنا در یک رویداد جمع‌آوری کمک مالی خدمت کرده است. او درباره این انتصاب خودساخته می‌گوید: «فکر کردم این عنوان بهتری نسبت به عضویت در هیئت مدیره است.»

زندگی و موفقیت‌های دیان فون فورستنبرگ

مادرخوانده لیبرتی به خوبی به او می‌آید. در بهترین کتابش، خاطرات سال ۲۰۱۴ با عنوان «زنی که می‌خواستم باشم»، فون فورستنبرگ از تمام ماجراجویی‌هایش می‌گوید. او دختر یکی از بازماندگان هولوکاست است. فون فورستنبرگ در سال ۱۹۶۹ به نیویورک آمد. او پس از یک نوجوانی پر از سفر در اروپا، با لباس پیچشی که در سال ۱۹۷۳ معرفی کرد، دنیای مد را تغییر داد.

وقتی به شهر رسید، فون فورستنبرگ به عنوان همسر اجتماعی شاهزاده آلمان، اگون فون فورستنبرگ، از قبل درباری بود. او به زودی صحنه مهمانی‌ها را نیز تسخیر کرد. پس از تبدیل شدن به یک میلیونر خودساخته، او برای خود آپارتمانی در پارک اونیو و یک مزرعه در کنتیکت خرید. در سال ۲۰۰۱، او برای بار دوم با بری دیلر، مغول هالیوود، ازدواج کرد. او خود را به عنوان بخشی از یک زوج قدرتمند دیگر در نیویورک بازتعریف کرد.

امروزه، فون فورستنبرگ زمان خود را بین مزرعه‌اش، کلودواک، که در آن زندگی می‌کند؛ نیویورک، جایی که کار می‌کند؛ و ونیز، ایتالیا، جایی که به تفریح می‌پردازد، تقسیم می‌کند. او می‌گوید: «من یک بیوگرافی از ونیز خواندم و متوجه شدم که ونیز یک زن است.»

فمینیسم و دیدگاه‌های DVF

فمینیسم اغلب در ذهن DVF است و او می‌گوید خانواده‌اش او را به عنوان «پیشگو یا بز» می‌خوانند. چرا بز؟ او می‌گوید: «من بالا می‌روم.»

جوایز و دیدگاه DVF

در سن ۷۸ سالگی، او با من صحبت می‌کند زیرا پذیرفته است که جایزه آیکون فرهنگ مرکز هنرهای نمایشی پرلمن نیویورک را بپذیرد. اما DVF از جوایز خوشش نمی‌آید. او با اکراه پذیرفت که پس از دعوت شهردار سابق مایکل بلومبرگ، این جایزه را بپذیرد. او به بلومبرگ گفت که تنها در صورتی در مراسم گالا در ۲۸ اکتبر حضور خواهد یافت که برگزارکنندگان مراسم او را به شوخی بگیرند.

در ملاقات حضوری، DVF آنقدر متواضع است که ترجیح می‌دهد درباره هر چیزی جز دستاوردهایش صحبت کند. او می‌گوید: «رامین، آیا شما ایرانی هستید؟ من فارسی صحبت می‌کنم»، و چند جمله جذاب به فارسی به من می‌گوید.

جایگاه DVF در تاریخ مد

با کمی اصرار، او به جایگاهش در تاریخ مد اذعان می‌کند. اما وقتی شروع به صحبت می‌کند، داستان‌ها از او جاری می‌شوند. بعد از یک ساعت، او مرا با نوشته‌هایی با ماژیک در تمام کتاب‌هایش و داستان‌های جادویی که فقط یک مادرخوانده نیویورکی می‌تواند بگوید، به خانه می‌فرستد.

تماس غیرمنتظره و پیشنهاد جالب

او با من تماس گرفت و گفت: «تو تنها نمادی هستی که می‌شناسم، پس باید بله بگویی.» من کاملاً خجالت‌زده شدم. گفتم: «نمی‌خواهم این کار را انجام دهم. تنها راهی که موافقم این است که آن را به یک کمدی تبدیل کنی.»

نه. چون در غیر این صورت خسته‌کننده و خجالت‌آور است. اما اگر آن را به صورت کمدی انجام دهید، امیدوارم سرگرم‌کننده باشد.

نماد فرهنگی در نیویورک بودن به چه معناست؟

نمی‌دانم. یعنی مدت زیادی زندگی کرده‌اید و حضور طولانی‌مدتی داشته‌اید. آیا من فرهنگ ما را شکل داده‌ام؟ نمی‌دانم. اما من فرهنگ ما را زندگی کرده‌ام.

دایان فون فورستنبرگ در اوایل دهه ۱۹۷۰

با اجازه دایان فون فورستنبرگ

اما شما همچنین فرهنگ ما را تغییر دادید.

نمی‌دانم آیا من آن را تغییر دادم یا نه. من شاهد آن بودم و با لباس آن را تغییر دادم.

با اختراع لباس پیچ، ناگهان به یک ستاره تبدیل شدید. در سال ۱۹۷۶ روی جلد مجله نیوزویک ظاهر شدید و مد را مقرون به صرفه‌تر کردید.

من قطعاً این کار را انجام دادم. از خیابان پارک به خیابان هفتم رانندگی می‌کردم و لباس‌ها را در خیابان می‌شمردم. آن‌ها همه جا بودند. در یک مقطع، هفته‌ای ۲۵,۰۰۰ لباس پیچ تولید می‌کردم. هر زنی در آمریکا یکی داشت. پنج تا. بیست تا! به همین دلیل بود که در اولین بار اشباع شد.

تأثیر لباس پیچ بر مد و جامعه

به جای اینکه نخبه‌گرا باشد، به همه اجازه می‌داد خوب به نظر برسند. همچنین، QVC — من بری را به آنجا بردم. در سال ۱۹۹۲، دیلر رئیس QVC شد و فون فورستنبرگ در این کانال ظاهر شد و آخرین طراحی‌های خود را فروخت. من همه را به آنجا بردم — مارک جیکوبز. کارل لاگرفلد یک نقاشی از من در یک گوی کریستالی مانند یک جادوگر در تلویزیون کشید. آن را جایی دارم.

اما شما همه کارهایی که انجام می‌دهید را فراموش می‌کنید. گاهی با بچه‌ها صحبت می‌کنم و می‌گویم: «اوه، من این یکی را می‌شناختم.» نمی‌خواهم بگویم، چون انگار دارم خودستایی می‌کنم. من همه هم‌سن و سال‌های خودم که در نیویورک می‌گشتند را می‌شناختم. همچنین، من اندی وارهول را می‌شناختم.

هیلاری کلینتون، الیس نلسون و فون فورستنبرگ در ونیز در سال ۲۰۲۲

با اجازه از دایان فون فورستنبرگ

وارول چگونه بود؟

اندی وارهول هرگز صحبت نمی‌کرد. او می‌خواست درباره شما بداند. او از شما عکس می‌گرفت و صدای شما را ضبط می‌کرد. او یک تماشاچی بود و کسی بود که ایده آیکون را خلق کرد. او با مادرش در نیویورک زندگی می‌کرد. مادرش بسیار مذهبی بود و در کلیساهای یونانی یا روسی، تعداد زیادی آیکون وجود دارد.

مهمانی‌های معروف در نیویورک

وقتی برای اولین بار به نیویورک نقل مکان کردید، به عنوان یک اجتماعی‌گرا با پرنس ایگون مهمانی‌های معروفی برگزار کردید. مدونا قبل از اینکه مدونا شود به یکی از آنها آمد. او قبلاً مدونا بود، اما هیچ‌کس او را نمی‌شناخت. او ۱۹ ساله بود و با یک کلاه بزرگ قهوه‌ای آمد و تمام مدت با مادرم صحبت کرد.

بازپس‌گیری کنترل برند DVF

بسیار خوب، بیایید درباره DVF به عنوان یک برند صحبت کنیم. شما اخیراً کنترل را از یک شرکت در چین بازپس گرفتید.

ما کنترل محصول را دوباره به دست گرفته‌ایم. این آخرین کاری بود که می‌خواستم انجام دهم. اکنون در این مرحله از زندگی‌ام، ۷۸ ساله‌ام و در زمستان زندگی‌ام هستم. بسیار مهم است که تمام چیزهایی که یاد گرفته‌ام و تجربه کرده‌ام را به نوعی در یک بسته قرار دهم. همچنین باید از تمام ارتباطاتی که دارم بهره‌برداری کنم و دیگران را نیز از آن بهره‌مند سازم.

چگونه این کار را انجام می‌دهید؟

من قدرت مهربانی را کشف کرده‌ام و این قرار است تمرکز اصلی من برای هر زمانی که باقی مانده باشد، باشد. مهربانی مانند پول، یک ارز است که انباشته می‌شود. البته، این یک فضیلت است و همچنین یک ابزار و ترفند. مهربانی مانند یک عضله است که وقتی شروع به تمرین آن می‌کنید، نتایج فوق‌العاده‌ای به همراه دارد.

من یک بیانیه کوچک دارم که به شما می‌دهم: ارتباط برقرار کنید. هر روز یک معجزه می‌سازم با معرفی یک نفر به فردی که می‌تواند زندگی‌اش را تغییر دهد. نیازی به صحبت کردن ندارم. تنها چیزی که نیاز دارم یک ایمیل خوب، معنادار و با فکر است — و یک معجزه رخ می‌دهد!

بری دیلر و فون فورستنبرگ در افتتاحیه های لاین منهتن در سال ۲۰۰۹ حضور داشتند. این رویداد با شکوه و جذابیت خاصی برگزار شد.

با اجازه از دایان فون فورستنبرگ

به عنوان یک طراح، همیشه به مدل‌هایتان می‌گفتید که در روی صحنه لبخند بزنند.

بسیار مهم است. قبل از نمایش می‌گفتم، “زنی باشید که می‌خواهید باشید — و لبخند بزنید.” آن‌ها به من نگاه می‌کردند، چون هیچ‌کس نمی‌خواهد آن‌ها لبخند بزنند. نمی‌دانم چرا. زیباترین چیز در یک زن، تماس چشمی، لبخند و زبان بدن است. یا گاهی می‌گفتم، “مثل یک مدل رفتار نکنید. فقط زن باشید. و وقتی به دوربین نگاه می‌کنید، به دوست‌پسر خود فکر کنید. دوربین را اغوا کنید.” من از یک کلمه کمتر جذاب استفاده می‌کردم.

تغییرات نیویورک در طول زندگی شما

وقتی به اینجا آمدم تا زندگی کنم، سال ۱۹۷۰ بود. نیویورک کثیف، ارزان و خطرناک بود. خطرناک بودنش باعث شده بود ارزان باشد. و چون ارزان بود، هنرمندان زیادی داشتید. نیویورک عالی بود چون هیچ هزینه‌ای نداشت. من به سوپرمارکت می‌رفتم و برای ۲۵ نفر ۵۰ دلار پرداخت می‌کردم.

و شما به احیای منطقه Meatpacking کمک کردید با آوردن DVF به اینجا. اکنون منطقه Meatpacking مترادف با مد و لوکس است.

بله، این کار را کردم. من یک خانه کالسکه‌ای در خیابان دوازدهم غربی خریدم. همه فکر می‌کردند که من دیوانه‌ام. اما من شرکت خود را دوباره شروع کرده بودم و فکر کردم، چرا در بالای شهر اجاره بدهم؟ همه بارهای سخت هنوز اینجا بودند. من درگیر شدم و خط آهن بالا را به واقعیت تبدیل کردیم. سپس بری بعد از من آمد و اسکله را بازسازی کرد. این رویای او بود و چیز فوق‌العاده‌ای بود.

می‌خواستم درباره ازدواجتان با بری، عشق بزرگ زندگی‌تان بپرسم.

او به هم‌روح من تبدیل شد. در ابتدا به آن فکر نمی‌کردم. او مردی در شهر بود. من برای سو منگرز مهمانی می‌دادم و او آمد. من علاقه‌مند به دوستی خوب بودم و هرگز فکر نمی‌کردم چیز دیگری باشد. سپس به عشق تبدیل شد. او بسیار مصر بود.

روز بعد او با من تماس گرفت و سپس با هم شام خوردیم. بعد از آن، من به پاریس رفتم و او دوباره تماس گرفت و گفت: «چرا به لس‌آنجلس نمی‌آیی؟» در مسیر، در مونترال توقف کردم. به دوست‌پسرم که در آن زمان داشتم زنگ زدم تا به او بگویم که به لس‌آنجلس می‌روم تا با شخص دیگری ملاقات کنم. بری آمد تا مرا بردارد و برای چمدان‌هایم یک لیموزین آورده بود. آیا او این را در کتابش گفته است؟

دایان فون فورستنبرگ در نیویورک، ۱۹۷۴

جیل کرمنتز/با اجازه دایان فون فورستنبرگ

شما در کتابتان درباره این موضوع نوشته‌اید. در کتاب او، “چه کسی می‌دانست”، که امسال منتشر شد، تصمیم گرفت به عنوان یک مرد همجنس‌گرا آشکار شود. آیا می‌توانید درباره حمایت از او در این کار صحبت کنید؟

آیا حمایت از او به معنای تشویق او به نوشتن کتاب است؟ مردم ممکن است این‌گونه فکر کنند، اما برای من این‌طور نیست. نمی‌دانم. بله، من او را تشویق کردم که آن کتاب را بنویسد و همچنین نسخه صوتی آن را تهیه کند. اما برای من، کتاب درباره این موضوع نیست. این کتاب درباره زندگی اوست. البته، او با من به سرعت صمیمی شد. به مدت ۵۰ سال، من تنها کسی بودم که او به من اعتماد کرد و سپس کتاب را نوشت.

معنای زن بودن در ازدواج با مردی که همجنس‌گراست چیست؟

تفاوت در چیست؟ من واقعاً نمی‌فهمم.

بسیاری از زنان نمی‌خواهند با مردی همجنس‌گرا ازدواج کنند.

اما این موضوع چیزی را تغییر نمی‌دهد. این یک سوال بی‌معنی است. من با دو مرد همجنس‌گرا ازدواج کردم. نمی‌دانم چرا، اما برای من، آن‌ها همجنس‌گرا نیستند و بنابراین هیچ تفاوتی ندارد.

فکر می‌کنید متوجه شدم. آیا موفقیت در سنین جوانی معایبی هم داشت؟

نه، البته که نه. در آن زمان می‌توانستم اشتباه کنم. فکر می‌کردم تا ۳۰ سالگی می‌میرم چون همه چیز را تجربه کرده بودم. اما اینطور نشد. به طرز عجیبی، همان انرژی را که در آن سال‌های اولیه داشتم، احساس می‌کنم.

کسب‌وکار خود را در سال ۲۰۲۵ چگونه توصیف می‌کنید؟

برند بیشتر از کسب‌وکار. برند واقعاً درباره این است: ما لباس‌هایی برای زنانی که در رأس هستند می‌سازیم. هدف این است که به زنان اعتماد به نفس بدهیم و آن‌ها را در حرکت، آماده و جذاب احساس کنیم. این لباس‌ها بهترین دوست زنان در کمد لباس هستند. من به کمد لباس پایبندم: لباس‌ها از کمد بیرون می‌آیند، مردان از کمد بیرون می‌آیند! کمد بسیار مهم است.

آیا کمد بزرگی دارید؟

بله، در کشور، من آرشیو دارم. من خودم هم یک آرشیو هستم. من یک آرشیو در کمد هستم. نه، من اصلاً در کمد نیستم.

من این را نمی‌پرسیدم. در کتابتان درباره انتخاب محل دفن خود در قطعه‌ای از زمین در مزرعه‌تان در کانکتیکات نوشته‌اید.

هر شنبه با پسرم قدم می‌زدیم و می‌گفتیم: “آه، کجا باید دفن شویم؟” اینجا بود، آنجا بود و آنجا بود. کمی زمین بیشتر گرفتم و آنجا بود. سپس آن را به یک قبرستان واقعی تبدیل کردم. باید به شهر بروید تا رسمی شود.

دی‌وی‌اف پیراهنی به تن دارد. ابتدا مکعب خالی بود و او احساس کرد که خیلی ساده به نظر می‌رسد. بنابراین نوشت: “احساس زن بودن کن، پیراهن بپوش!”

با اجازه از دایان فون فورستنبرگ

بله، اما ممکن است در یک هواپیما هم خرد شوم. شما کنترل همه چیز را ندارید.

اگر فیلمی درباره زندگی شما ساخته شود، چه کسی نقش شما را بازی خواهد کرد؟

قبلاً می‌گفتم کسی، و بعد او پیر شد. اکنون نمی‌دانم. مستندهای زیادی بوده‌اند.

روزی ممکن است فیلمی ساخته شود

اما به خوبی فیلمی که زندگی کردم نخواهد بود.

لس آنجلس، کالیفرنیا – ۲۲ آوریل: جوی گرازیادی در رویداد Hulu’s Get Real House در کاسا لاگو در ۲۲ آوریل ۲۰۲۵ در لس آنجلس، کالیفرنیا حضور دارد. (عکس از مونیکا شیپر/گتی ایمیجز)

رقص با ستارگان – شب شگفتی‌های یک‌ضربه‌ای

رقص با ستارگان برخی از نمادین‌ترین تک‌آهنگ‌های موسیقی را به کف سالن می‌آورد. زمانی که هر ۱۴ زوج به آهنگ‌هایی از هنرمندانی که به خاطر یک ضربه فراموش‌نشدنی شناخته می‌شوند، اجرا می‌کنند. سه‌شنبه، ۲۳ سپتامبر (۸:۰۰-۱۰:۰۰ شب به وقت شرق) در ABC.

پخش - 3301 - «رقص با ستارگان» با فصلی جدید و پرستاره بازمی‌گردد! با میزبانی آلفونسو ریبیرو و جولیان هاوگ، این سریال برای فصل 33 بازمی‌گردد و 13 سلبریتی جدید آماده‌اند تا به کف سالن رقص بروند. سه‌شنبه، 17 سپتامبر (8:00-10:00 شب EDT/PDT، 7:00-9:00 شب CDT)، در ABC. (دیزنی/اریک مک‌کندلس) کری آن اینابا

زندگی یک شوگرل: دیان فون فورستنبرگ درباره حرفه درخشانش، ازدواج با بری دیلر و اهمیت کمد لباس