📋 خلاصه مقاله:
پروژه «یک نبرد پس از دیگری» با ضرر ۱۰۰ میلیون دلاری در گیشه مواجه است و فیلمهای دیگر نیز به دلیل بودجههای بالا با مشکلاتی روبرو هستند. تغییر عادات تماشای فیلم و کاهش زمان اکران سینمایی، چالشهای جدیدی برای صنعت فیلمسازی ایجاد کرده است.
پروژه «یک نبرد پس از دیگری» پیشبینی میشود که در گیشه ۱۰۰ میلیون دلار ضرر کند. در همین حال، «ماشین خردکن» و دیگر فیلمها نیز به دلیل بودجههای بیش از حد با مشکلاتی روبرو هستند.
هر دوشنبه صبح، مالک سینمایی در ویرجینیا به نام مارک اومرا به بررسی درآمدها میپردازد تا ببیند جدیدترین اکرانها در منطقه او چگونه عمل کردهاند. آخر هفته گذشته، چیز زیادی برای جشن گرفتن وجود نداشت. برخی از فیلمهای نامزد اسکار با نقدهای خوب در گیشه شکست خوردند.
عملکرد فیلمهای جدید در گیشه
فیلم بیوگرافی ورزشی A24 به نام “The Smashing Machine” با بازی دواین جانسون در نقش مبارز MMA مارک کر، به سرعت از بین رفت. اومرا گزارش میدهد که این فیلم نتوانست توجه مخاطبان را جلب کند. در همین حال، هیچکس واقعاً با فیلم “Roofman” که یک درام کمدی با بازی چنینگ تیتوم است، موفق نشد. این فیلم نیز نتوانست انتظارات را برآورده کند.
«خیلی کند بود»، اومرا میگوید. «فکر میکردم فیلمها خوب بودند. تبلیغات زیادی برایشان شد که اصلاً اتفاق نیفتاد.»
عملکرد ضعیف فیلمها در منطقه مترو دیسی
منطقه مترو دیسی تنها جایی نبود که این فیلمها نتوانستند ارتباط برقرار کنند. «روفمن» با فروش ناچیز ۸ میلیون دلار آغاز به کار کرد. در حالی که «ماشین خردکن» در دومین هفته خود با کاهش شدید ۷۰ درصدی مواجه شد و درآمدش به ۱۰.۱ میلیون دلار رسید. در مورد دیگر فیلمهای بزرگسالان، «بوسه زن عنکبوتی»، یک اقتباس موزیکال با بودجه ۳۴ میلیون دلاری با حضور جنیفر لوپز، با فروش ۸۵۰ هزار دلار شکست خورد. هرچند که در تعداد کمتری از سینماها نسبت به فیلم تاتوم اکران شد.
حتی فیلم «یک نبرد پس از دیگری» به کارگردانی پل توماس اندرسون و با بازی لئوناردو دیکاپریو، با وجود اینکه به عنوان یک شاهکار نسلها شناخته شده بود، نتوانست به موفقیت چشمگیری دست یابد. اگرچه درآمد جهانی ۱۴۰ میلیون دلاری برای یک فیلم اصلی، با درجه R و نزدیک به سه ساعت طول، قابل توجه است، اما «یک نبرد» به حدود ۳۰۰ میلیون دلار نیاز دارد تا به نقطه سر به سر برسد.
هزینههای تولید و تبلیغات
این به این دلیل است که کمپانی وارنر برادرز بیش از ۱۳۰ میلیون دلار برای تولید و ۷۰ میلیون دلار برای تبلیغات هزینه کرده است. فروش بلیتها معمولاً به صورت ۵۰-۵۰ بین استودیوها و اپراتورهای سینما تقسیم میشود. در همین حال، دیکاپریو معمولاً از درآمد ناخالص اولیه فیلمهایش سهم میبرد. به این معنی که او درصدی از درآمد گیشه را قبل از اینکه استودیو هزینهها را جبران کند، دریافت میکند.
«این فیلمهای نوع پرستیژ نتوانستهاند حس FOMO را در میان مخاطبان ایجاد کنند»، تحلیلگر باکس آفیس فاندانگو، شاون رابینز میگوید. «آنها به اندازه کافی به عنوان یک رویداد مطرح نشدهاند.»
تغییرات در عادات تماشای فیلم
رابینز همچنین این سوال را مطرح میکند که آیا مخاطبان به دیدن فیلمها در زمان پخش استریم عادت کردهاند. بهویژه آنهایی که ابرقهرمانان، دایناسورهای مهاجم یا آتشبازیهای سبک کریستوفر نولان را ندارند. از زمان کووید، استودیوها مدت زمانی که فیلمها بهطور انحصاری در سینماها در دسترس هستند را از ۹۰ روز به، در برخی موارد، چند هفته کاهش دادهاند.
او میگوید: «مردم انتظار دارند این فیلمها خیلی زودتر از گذشته در خانه در دسترس باشند.»
در مورد فیلم «Roofman» که توسط Paramount Pictures و Miramax پشتیبانی میشود، بودجه کم ۱۹ میلیون دلاری به این معناست که ضررها حداقل خواهند بود. دیگر فیلمهای اخیر که به دنبال جوایز هستند، این شانس را نخواهند داشت.
چالشهای مالی فیلمهای جدید
«یک نبرد پس از دیگری» که در حال اجرای یک کمپین چند میلیون دلاری برای اسکار است، طبق گفتههای مدیران استودیو که از اقتصاد فیلمهای مشابه آگاهی دارند، در حال پیگیری برای از دست دادن ۱۰۰ میلیون دلار است. سخنگوی Warner Bros. این تخمینها را رد کرد و اشاره کرد که شرکت سال موفقی در باکس آفیس با فیلمهایی مانند «Sinners» و «A Minecraft Movie» داشته است.
پاسخ Warner Bros. به تخمینها
سخنگوی استودیو میگوید: «Warner Bros. منابع ناشناس Variety و تخمینهای ناآگاهانه آنها را رد میکند. فیلمهای مختلف استودیو، از جمله «یک نبرد پس از دیگری»، در سال ۲۰۲۵ به پاداش مالی دست یافتهاند و تاکنون بیش از ۴ میلیارد دلار درآمد کسب کردهاند.»
رقم ۴ میلیارد دلار به درآمد گیشه اشاره دارد، نه سود. با این حال، موفقیتهای برنامه ۲۰۲۵ وارنر برادرز به جبران زیانهایی مانند «یک نبرد» کمک میکند. فیلم اندرسون انتظار میرود که یکی از نامزدهای اصلی اسکار باشد. این امر آن را به شکلی فراتر از ترازنامه برای شرکت ارزشمند میکند.
سودهای تئاتری وارنر برادرز
اوایل پاییز، یکی از منابع وارنر برادرز سودهای تئاتری سال تا به امروز را تقریباً ۶۰۰ میلیون دلار برآورد کرد. این برآورد قبل از احتساب یک برنده بزرگ در «احضار: آخرین مناسک» و یک زیانده در «یک نبرد پس از دیگری» بود.
فیلم «The Smashing Machine» بهطور نگرانکنندهای خطرات استراتژی جدید شرکت A24 را آشکار میکند. در سال ۲۰۲۴، این استودیوی مستقل دوری از تأمین مالی را تکمیل کرد که ارزش آن را به ۳.۵ میلیارد دلار رساند. این شرکت از سرمایه برای پشتیبانی از مجموعهای از فیلمهای بسیار گرانتر استفاده کرده است.
سرمایهگذاریهای بزرگ و چالشهای پیش رو
به عنوان مثال، «The Smashing Machine» دارای برچسب قیمتی ۵۰ میلیون دلاری است که دهها میلیون دلار بیشتر از یک فیلم مستقل معمولی است. در همین حال، درام تنیس روی میز با بازی تیموتی شالامه به نام «Marty Supreme» که در دسامبر امسال اکران میشود، بودجهای ۷۰ میلیون دلاری دارد. این فیلم به گرانترین فیلم در تاریخ این استودیو تبدیل شده است. A24 به وضوح میخواهد نوعی از فیلمهای با بودجه متوسط را بسازد که استودیوهای بزرگ از آنها دست کشیدهاند. اما هزینههای بالاتر به معنای این است که شکستها بیشتر آسیب خواهند زد.
A24 با فروش حقوق خارجی فیلم «The Smashing Machine» برخی از ریسکها را کاهش داد. مدیران استودیوهای رقیب معتقدند که این اقدام زیانهای فیلم را به حدود ۱۰ میلیون دلار محدود میکند. با این حال، این کار طعم بدی در دهان شرکای خارجی استودیو باقی خواهد گذاشت که بخش عمدهای از ضرر را متحمل خواهند شد.
واکنش مدیران مستقل
«این یک شکست حماسی است»، یکی از مدیران مستقل رقیب میگوید. او اضافه میکند که A24 خود را پوشش داد، اما همه دیگر در سطح بینالمللی به شدت آسیب دیدند. ممکن است دیگر نخواهند دوباره به این چاه بازگردند.
چالشهای فیلمهای بزرگسالان
اگرچه برخی فیلمهای بزرگسالان با چالشهای بیشتری مواجه هستند، تحلیلگران امیدوارند که استودیوها به ساخت این نوع فیلمها ادامه دهند. آنها معتقدند که برای بازگرداندن سینما به سطح قبل از همهگیری، به فیلمهایی در همه اشکال و اندازهها نیاز است. درآمدها همچنان حدود ۲۰ درصد کمتر از سال ۲۰۱۹ باقی مانده است.
اریک ولد، تحلیلگر Texas Capital Securities، میگوید: «مصرفکنندگان در طول سال چند بار به سینما میروند. آنها به سمت چیزهایی که میشناسند جذب میشوند؛ دنبالهها، پیشدرآمدها و اسپینآفها که احتمال ناامیدی در آنها کمتر است.»
او اضافه میکند: «همیشه برای استودیوها سخت بوده که سرمایهگذاری زیادی روی مالکیت فکری اصلی انجام دهند. ریسک شکست بالاتر است.»




