Image

کالین فارل درباره مقابله با اعتیاد خود در «Ballad of a Small Player» و تأثیر احساسی فیلمنامه «The Batman 2»

📋 خلاصه مقاله:

کالین فارل در نقش‌های متنوعی از بلاک‌باسترهای اکشن تا درام‌های شخصیت‌محور بازی کرده و اخیراً در سریال «پنگوئن» ظاهر شده است. او در فیلم جدید «Ballad of a Small Player» نقش لرد دویل را بازی می‌کند که به اعتیاد دچار است. فارل از تجربه‌های شخصی و حرفه‌ای خود و چالش‌های بازیگری می‌گوید.

کالین فارل همیشه به سختی قابل تعریف بوده است. او یک لحظه دلربای هالیوود و لحظه‌ای دیگر آفتاب‌پرست مستقل است. فارل در ۲۵ سال گذشته با سرعت کامل در صنعت حرکت کرده است. او از بلاک‌باسترهای اکشن تا درام‌های شخصیت‌محور صمیمی را تجربه کرده است. اخیراً نیز با پروتزهای سنگین به عنوان شخصیت شرور دی‌سی کامیکس، آزوالد کابلبات، در سریال «پنگوئن» از HBO Max ظاهر شده است.

اما نقش جدید فارل در درام اپرایی ادوارد برگر به نام “Ballad of a Small Player” شاید یکی از شخصی‌ترین نقش‌های او باشد. این بازیگر ایرلندی در نقش لرد دویل، یک قمارباز بریتانیایی شکست‌خورده که در هرج و مرج نئون‌زده ماکائو سرگردان است، از گذشته‌اش پنهان می‌شود و بیشتر به اعتیاد فرو می‌رود.

اقتباس از رمان لارنس آزبورن

این فیلم که از رمان لارنس آزبورن اقتباس شده، یک انحراف کالیدوسکوپی برای برگر است. آثار گذشته‌اش شامل درام جنگی آلمانی “All Quiet on the Western Front” و تریلر مذهبی “Conclave” می‌شود. در حالی که آن فیلم‌ها محکم و ساده بودند، “Ballad” پر سر و صدا، اشباع و سورئال است.

«سفر شخصیت با نگاهی به کارکردهای درونی و نفرت و شرم اجتناب‌ناپذیر که همراه با سفر یک معتاد به سمت نقطه سقوط خود است، طراحی شده است»، فارل به ورایتی می‌گوید.

چالش‌های فیلم «یک سفر بزرگ و زیبا»

با این حال، زمانی که فارل به استودیوی پادکست می‌آید، دوشنبه‌ای است که پس از اعلام ارقام باکس آفیس فیلم «یک سفر بزرگ و زیبا» از سونی است. این ارقام خوب نبودند. این فیلم، یک اثر فانتزی عاشقانه و لطیف از کارگردان کوگونادا، بسیار پایین‌تر از انتظارات افتتاح شد. فارل از موضوع فرار نمی‌کند. او با فروتنی که تنها از تجربه به دست می‌آید، با آن روبرو می‌شود.

او می‌گوید: «البته که ناامیدکننده است. همه خیلی سخت کار کردند. فکر می‌کردم داستان زیبایی است و واقعاً به آن افتخار می‌کنم. اما بعد از این همه مدت یاد می‌گیری که اعداد یک چیز هستند و تجربه ساختن چیزی معنادار چیز دیگری است. این همان چیزی است که با تو می‌ماند.» او مکثی می‌کند و سپس با یک شانه بالا انداختن کوچک اضافه می‌کند: «این یادآوری است که معجزه زمانی است که همه چیز به هم متصل می‌شود – اما این نادر است و اشکالی ندارد.»

تجربه بازیگر با چالش‌ها

این موضوع برای بازیگر آشناست، کسی که در طول سال‌ها به صراحت درباره مبارزات خود با اعتیاد و افراط صحبت کرده است. با این حال، برخلاف خودتخریبی که زمانی به آن گرایش داشت، اکنون فارل از جایگاه تأمل صحبت می‌کند. او مردی است که سرعت خود را کاهش داده بدون اینکه آتش درونش را از دست بدهد.

نگاه جدید به کار و زندگی

او تأمل می‌کند: «اکنون کار را هیجان‌انگیزتر از همیشه می‌یابم. کنجکاوی بیشتری نسبت به زمانی که ۲۴ ساله بودم دارم. صدای دنیای بیرون دیگر مرا غرق نمی‌کند.»

بازیگر نامزد اسکار فیلم «The Banshees of Inisherin» (۲۰۲۲) به سرعت احساسات متناقض خود را درباره شهرت، فشار نظارت عمومی و انتظارات بی‌پایان صنعت اذعان می‌کند. او همچنین درباره عدم اطمینانی که نسبت به ادامه نقش خود به عنوان پنگوئن دارد، صادق است. این در حالی است که تحسین‌هایی پس از سریال به دنبال داشت.

تجربه‌های متناقض بازیگری

او اعتراف می‌کند: «هم آن را دوست داشتم و هم در پایان از آن خسته شدم. احساس نمی‌کنم که تمایل شدیدی برای داشتن هشت ساعت دیگر دارم.»

بازگشت به نقش پنگوئن

با این حال، او برای فیلم «The Batman 2» به کارگردانی مت ریوز که قرار است تولید آن در سال ۲۰۲۶ آغاز شود، به این نقش بازمی‌گردد. او فیلمنامه را خوانده و می‌گوید که از نظر احساسی او را تحت تأثیر قرار داده است.

لذت بردن از وقفه‌ای در هالیوود

فعلاً، فارل از چیزی که در هالیوود ناآشناست لذت می‌برد: یک وقفه. هیچ تولیدی در برنامه نیست و هیچ نقشی در صف نیست. فقط زمانی برای گذراندن با دو پسرش، تماشای گاه‌به‌گاه فیلم و شاید یک یا دو سفر جاده‌ای.

او می‌گوید: «این یک نقطه شیرین برای بودن است.»

در قسمت این هفته از پادکست Variety Awards Circuit، فارل درباره حرفه‌اش و همکاری‌هایش صحبت می‌کند. او همچنین به هوشیاری، بتمن و آنچه که به او در دنیای پرآشوب امید می‌دهد، می‌پردازد.

همچنین در این قسمت، مارک همیل، ستاره فیلم «زندگی چاک»، درباره کار با مایک فلانیگان صحبت می‌کند. او بازتاب دوران حضورش در دنیای «جنگ ستارگان» را نیز بررسی می‌کند.

گزیده‌هایی از نسخه ویرایش و خلاصه شده را در زیر بخوانید.

شما اخیراً اشاره کردید که از یک دوره نادر آرامش لذت می‌برید. در حال حاضر زمان استراحت برای شما چگونه به نظر می‌رسد؟

آیا به طور مفید بیکار هستید؟ من واقعاً بدون برنامه‌ریزی قبلی، پشت سر هم کار کرده‌ام. نمی‌خواهم بگویم که جاه‌طلب نیستم. همه ما جاه‌طلبی‌هایی داریم. من ۲۵ سال پیش سوار هواپیما شدم و به اینجا آمدم. جاه‌طلبی دارم، اما به اندازه‌ای که از بیرون ممکن است فکر کنید جاه‌طلب نیستم، زیرا زیاد کار می‌کنم. اکنون به آینده نگاه می‌کنم و نوامبر و دسامبر، زمانی که هیچ برنامه‌ای ندارم، یک نقطه شیرین برای بودن است.

منتظر هستم که فقط در خانه باشم، چند فیلم ببینم، شاید یک یا دو سفر جاده‌ای داشته باشم، و با [پسرانم] وقت بگذرانم.

جذابیت ماکائو و لحن اپرایی

در «Ballad of a Small Player»، شما و کارگردان ادوارد برگر به دنیایی پرشور و اپرایی وارد می‌شوید. چه چیزی شما را به این لحن و ماکائو به عنوان یک مکان جذب کرد؟

زمینه سینمایی آنچه شخصیت من، رایلی، تجربه می‌کند، یعنی لرد دویل در فیلم، به اندازه “ترک لاس وگاس” واقع‌گرایانه نیست. این فیلم بسیار پرشورتر است. ادوارد واقعاً مشتاق بود که پس از انجام کاری که به شدت و به طرز وحشتناکی واقع‌گرایانه بود، مانند “همه آرام در جبهه غربی”، به چیزی با درجه‌ای بیشتر از استریلیته وارد شود. او می‌خواست نگاهی به درون کارکردهای داخلی واتیکان در “مجمع” داشته باشد. ادوارد واقعاً می‌خواست بال‌های خود را باز کند و کاری انجام دهد که بی‌پرده اپرایی و بزرگ و پرشور و جسور و بلند و پر از رنگ باشد.

ویژگی‌های ماکائو

ماکائو اساساً همه این ویژگی‌ها را ارائه می‌دهد، حداقل در نوار قمار ماکائو که بسیار شبیه به وگاس است. این فقط یک کپی برابر اصل است. اما همچنین جایی است که نمی‌توانم تصور کنم زندگی‌ام هرگز مرا به آنجا می‌برد اگر این فیلم نبود. واقعاً از زمانم در آنجا لذت بردم.

تجربه همکاری با ادوارد برگر

من “پاتریک ملروز” را دیده بودم که او با بندیکت کامبربچ ساخته بود. این اثر در آب‌های جنون و ناامیدی اعتیاد شناور بود و من آن را دوست داشتم. این سریال را دو یا سه سال قبل از “در جبهه غرب خبری نیست” دیده بودم. سپس “در جبهه غرب خبری نیست” مرا شگفت‌زده کرد و “کونکلاو” را نیز دوست داشتم.

او فوق‌العاده است و به طرز باورنکردنی همکاری می‌کند. شما اغلب کارگردانانی را پیدا نمی‌کنید که به عنوان مولف شناخته می‌شوند و به اندازه ادوارد دیدگاه خاص و روشنی دارند. در عین حال، او به اندازه‌ای فراگیر و همکار است که با گروهی شگفت‌انگیز از خلاقان کار می‌کند. جیمز فرند، فیلمبردارش، تا اپراتور دوربین و فوکوس‌کش از جمله این افراد هستند.

اد همچنین دارای دیدگاه زیبایی‌شناسی بسیار قوی و رویکردی دقیق به جزئیات است. این ویژگی‌ها در سراسر فیلم «همه آرام» و به‌ویژه در پنج دقیقه ابتدایی «کنکلاو» به وضوح دیده می‌شود. من طرفدار استفاده از اینسرت‌ها در فیلم نیستم و دیالوگ‌های آموزشی که همه چیز را توضیح می‌دهند، نمی‌پسندم. اما وقتی به عنوان یک هنر ارائه می‌شود، همان‌طور که ادوارد آن را می‌سازد، بسیار زیباست.

پیچیدگی‌های شانس، سرنوشت و اعتیاد

فیلم به پیچیدگی‌های شانس، سرنوشت و اعتیاد می‌پردازد. چقدر از این موضوع برای شما شخصی بود؟

من قطعاً با این ایده ارتباط برقرار می‌کنم، زیرا خودم نیز گاهی قربانی آن بوده‌ام. اگرچه نه به اندازه‌ای که در دهه‌های ۲۰ و ۳۰ زندگی‌ام بودم، اما هنوز هم تا به امروز، در ۴۹ سالگی، آن را تجربه می‌کنم. همه انسان‌ها این‌گونه نیستند. اکثر انسان‌ها در تلاش برای تأمین نیازهای خانواده و خودشان هستند. واقعاً، اکثر آن‌ها در تلاشند تا بفهمند وعده غذایی بعدی از کجا می‌آید و سقفی بالای سر خود و خانواده‌شان نگه دارند.

اما به ویژه در دنیای غرب، بسیاری از انسان‌ها به دنبال چیزی در محیط هستند که به ما احساسی بدهد که وجودمان توجیه شده است. من هم در بسیاری از مواقع به این کار متهم هستم. انسان بودن چیز بسیار قدرتمندی است و همه ما احساس می‌کنیم که برای آن درخواست نکرده‌ایم. ما در مهمانی‌ای گیر افتاده‌ایم که به یاد نمی‌آوریم دعوت‌نامه‌ای برای آن دریافت کرده باشیم. بنابراین دائماً به دنبال چیزی خارج از خودمان هستیم تا وجودمان را توجیه کنیم یا چیزی پیدا کنیم که ارزش ما را تأیید یا نشان دهد.

ارتباط شخصی با مبارزه دویل

من می‌توانم به صورت شخصی با مبارزه دویل، به ویژه با اعتیاد، ارتباط برقرار کنم. من هم تاریخچه‌ای با اعتیاد دارم. اما این نوع جستجو برای توجیه وجود خود در خارج از خود، کمی شبیه به تلاش بیهوده است.

پنگوئن و فصل دوم

«پنگوئن» با مخاطبان و منتقدان ارتباط برقرار کرد. بعد از این ماراتن، درباره فصل دوم چه فکری دارید؟

اگر آن‌ها راه جالبی پیدا کنند، زیرا باید به نوعی موازی با دنیای مت باشد، در ابتدای “بتمن”، نمایش “پنگوئن” به‌طور زیبا، معماری، زیرساختی، احساسی، روان‌شناختی، و فرصت‌طلبانه توسط آنچه در پایان فیلم “بتمن” اتفاق افتاد، یعنی سیل، تنظیم شده بود. این دو چیز، سیل و کشته شدن کارماین فالکون و وجود یک خلاء قدرت در شهر گاتهام، فرصت‌های جدیدی را ایجاد کردند. این یک فرصت عالی برای ما بود تا یک داستان موازی هشت ساعته ایجاد کنیم که سپس ممکن است در فیلم دوم مورد استفاده قرار گیرد.

جذابیت داستان جدید

بنابراین باید چیزی واقعاً جذاب باشد. من دوست ندارم فقط به خاطر اینکه اولی موفق بود، دوباره به آن برگردم و چیزی را بگذارم که مردم به آن علاقه‌مند شوند و بگویند، “چرا آن را به حال خود نگذاشتید؟” این شرم‌آور خواهد بود. بنابراین اگر آن‌ها با چیزی فوق‌العاده بیایند، من علاقه‌مند به انجام دوباره آن خواهم بود.

من موظفم درباره “بتمن ۲” از شما بپرسم. شما فیلمنامه مت ریوز را خوانده‌اید. چه چیزی می‌توانید درباره آنچه انتظار می‌رود به اشتراک بگذارید؟

فیلمنامه “بتمن ۲” و دیدگاه من

من موظفم که این سوال را رد کنم تا به تعهد قراردادی شما با تعهد قراردادی خودم پاسخ دهم. چه نبردی! اما همان‌طور که چند هفته پیش گفتم، شاید در یکی از جشنواره‌ها بود، من فیلمنامه را خواندم و واقعاً فوق‌العاده است.

درخشش در ژانر معاصر

از دیدگاه من، این یک اثر درخشان در ژانر معاصر است. واقعاً همین‌طور است. مت بسیار سخت کار می‌کند و خودش را تحت فشار زیادی قرار می‌دهد. او می‌داند که این شخصیت و این دنیا برای بسیاری از مردم چه معنایی دارد. همچنین، او می‌داند که این داستان برای دهه‌ها وجود داشته است. او واقعاً مرد این کار است و یک فیلمساز فوق‌العاده به شمار می‌رود. نکته درباره مت این است که با وجود توجه به جنبه تجاری، از نظر فکری نیز بسیار دقیق است.

این فیلم، مانند فیلم اول، در چندین سطح کار می‌کند. هم به عنوان یک سرگرمی خالص و هم به عنوان تحقیقی در روانشناسی شخصیت‌های بروس وین و بتمن. واقعاً تأثیرگذار است. وقتی آن را می‌خواندم، به شدت تحت تأثیر احساسی قرار گرفتم.

بازگشت به آغاز: سفر ۲۵ ساله

ما را به آغاز برگردانید. سفر ۲۵ ساله شما از امروز چگونه به نظر می‌رسد؟

خدای من، چگونه زندگی در ۲۵ سال تغییر کرده است. این یک فضای ذهنی کاملاً متفاوت بود. باید بگویم که زمان فوق‌العاده هیجان‌انگیزی بود. من ۲۲ یا ۲۳ ساله بودم وقتی که از هواپیما در دوبلین پیاده شدم. سه هفته ملاقات داشتم. هرگز در زندگی‌ام به آمریکا نیامده بودم. ناگهان به عنوان یک بازیگر به اینجا آمدم. می‌توانستم علامت هالیوود را در تپه‌ها ببینم. هم هیجان‌انگیز و هم خالص بود.

سپس جوئل شوماخر، خدا روحش را بیامرزد و سخاوت روحش را. جوئل واقعاً علاقه زیادی به کشف بازیگران جدید یا بازیگرانی که در فیلم‌ها دیده نشده بودند، داشت. او با فیلم‌های “آتش سنت المو” و “پسران گمشده” و همچنین بازیگرانی که اولین فرصت‌هایشان را در فیلم به آن‌ها داد، شناخته می‌شود.

فرصت‌های جدید برای بازیگران

من یکی از آن بازیگران بودم. چند کار در خانه انجام داده بودم. یک برنامه تلویزیونی به نام “عاشق یک رقاص شدن” را انجام دادم. اما به شدت ناشناخته بودم و جوئل ریسک کرد و مرا در “تایگرلند” قرار داد. آن روزها واقعاً هیجان‌انگیز بودند.

اما اکنون زندگی بسیار متفاوت شده است. من دو پسر دارم که به سرعت در حال تبدیل شدن به جوانان هستند. کار برایم هیجان‌انگیزتر شده و شغلم اکنون از همیشه جذاب‌تر است. زیرا در ۲۲ یا ۲۳ سالگی وقتی همه چیز شروع شد، بسیار تحت تأثیر قرار گرفتم.

این اتفاق بسیار سریع رخ داد. مثل اینکه از “Tigerland” به “American Outlaws” رفتم که موفق نبود و سپس به “Hart’s War” رسیدم. ناگهان خودم را در یک صحنه با جان مک‌کلین دیدم. به‌طور جدی، ناگهان خودم را در یک صحنه با جان مک‌کلین دیدم و سپس در یک صحنه با مایکل کورلئونه در حال انجام “The Recruit” بودم. من ۲۴ ساله بودم و این یک نوع سردرگمی شگفت‌انگیز بود. آن فوق‌العاده بود، اما بسیار گیج‌کننده بود.

حالا احساس می‌کنم که زندگی به نوعی آرام شده است یا من بیشتر با زندگی کنار آمده‌ام. این به من اجازه داده است که واقعاً از ایده رفتن به کار و زنده کردن داستان‌ها با گروهی از افراد و کار بر روی متون مختلف لذت ببرم. اکنون کنجکاوی بیشتری نسبت به زمانی که ۲۴ ساله بودم دارم. زیرا وقتی که یک مرد ۲۴ ساله هستید، چیزهای زیادی در جریان است. جهان، با وجود اینکه گاهی اوقات هنوز هم می‌تواند پر سر و صدا باشد، ذهنم را با هرج و مرج و سر و صدای خود یا حتی جاه‌طلبی که قبلاً به آن اشاره کردم، غرق نمی‌کند.

وضعیت پروژه‌های جدید

فراتر از گاتهام، پروژه‌هایی مانند “Sgt. Rock” و “Belly of the Beast” اثر اندرو هیگ در چه وضعیتی هستند؟

«Sgt. Rock؟» اوه، نه، و راستش را بخواهید، کمی خوشحالم که این پروژه متوقف شد. چون قرار بود مستقیم از فصل دوم سریال تلویزیونی «Sugar» برای اپل بروم و واقعاً باید آن را تمام می‌کردم و سوار هواپیما می‌شدم. حالا عالی است که می‌توانم با بچه‌ها در خانه باشم. بنابراین، نمی‌دانم آیا دوباره به جریان می‌افتد یا چه اتفاقی خواهد افتاد.

چالش‌های ساخت فیلم جدید

خدا، این یکی واقعاً دل‌شکن است، مرد. من آن فیلمنامه را دوست دارم و اندرو هیگ را هم همین‌طور. در حال حاضر شرایط به گونه‌ای است که نمی‌توان مقدار مشخصی که زیاد هم نیست برای ساخت آن فراهم کرد. بن استیلر می‌خواهد نقش نورمن میلر را بازی کند و من با بن درباره آن صحبت کرده‌ام. من نقش جک هنری ابوت را بازی می‌کنم. اندرو هیگ یک فیلمنامه فوق‌العاده نوشته است. اما ساخت این فیلم سخت است. موضوع آن دشوار است و روشی که اندرو می‌خواهد آن را فیلمبرداری کند، می‌دانم که می‌خواهد آن را روی فیلم ضبط کند.

این دوره همچنین زمانی جذاب در تاریخ فرهنگ، سینما و ادبیات آمریکاست. نورمن میلر در حال تجربه کاهش جزئی در دیدگاه عمومی بود. جک هنری ابوت نیز در تلاش بود تا ایده‌ای را ترویج دهد که هنر او به اندازه کافی دلیل برای آزادی او از زندان باشد. به طرز وحشتناکی، در عرض چند هفته پس از آزادی او، ثابت شد که نباید آزاد می‌شد.

زیبایی و چالش‌های ساخت فیلم

اما این یک فیلمنامه زیباست. مطمئن نیستم که بتوانیم آن را بسازیم. دوست دارم این کار را انجام دهم. این فیلم از نظر زیبایی‌شناسی و حس و حال، شبیه به “راننده تاکسی” و “کابوی نیمه‌شب” خواهد بود. این یک بازگشت واقعی به گذشته خواهد بود. اکنون بسیار سخت است که چنین فیلمی را معرفی کنیم.

دیدگاه شما نسبت به زندگی

در این زمان دشوار جهانی، دیدگاه شما نسبت به زندگی چیست؟

برای بسیاری از مردم در سراسر جهان، زندگی بسیار سخت است. اگر کلی‌گویی می‌کنم، باید مرا ببخشید. اما این کار را از صمیم قلب انجام می‌دهم وقتی به تاریخ تجربه انسانی در این سیاره نگاه می‌کنم. همیشه یک فاجعه بوده است. با این حال، لحظات و دوره‌هایی از بزرگواری و مهربانی بزرگ نیز وجود داشته است.

چالش‌ها و امیدها در دنیای امروز

در این دنیا خوبی‌های زیادی وجود دارد و به راحتی می‌توان احساس غرق شدن کرد. وقتی خشونت، بی‌صبری و تفرقه را می‌بینیم، احساس ناامیدی می‌کنم. سپس به مسائل بزرگ‌تر نگاه می‌کنیم و جنگ‌ها، مرگ و گرسنگی را می‌بینیم. این سیاره واقعاً جای آشفته‌ای است. برای اکثر ساکنانش، جای بسیار بی‌رحمی است. اما همچنین جایی است که هر روز اعمال فوق‌العاده‌ای از مهربانی، شرافت و همکاری جمعی رخ می‌دهد.

باید به خودم یادآوری کنم که خوبی‌هایی در این سیاره وجود دارد. در غیر این صورت، به راحتی می‌توان از بدی‌ها غرق شد. به ساده‌ترین شکل، فقط آرزو دارم که همه ما بتوانیم بهتر با هم کنار بیاییم. واقعاً این را می‌خواهم. باور ندارم که این کار به اندازه‌ای که به نظر می‌رسد سخت باشد.

کالین فارل درباره مقابله با اعتیاد خود در «Ballad of a Small Player» و تأثیر احساسی فیلمنامه «The Batman 2»