📋 خلاصه مقاله:
مارک همیل درباره نقشهایش در فیلم «زندگی چاک» و صداپیشگی جوکر صحبت میکند و به نگرانیهایش درباره بازیگران هوش مصنوعی اشاره دارد. او از آزادی هنری در صداپیشگی و تجربههای تئاتریاش میگوید و به تأثیرات میراث و خاطرات در زندگیاش میپردازد.
مارک همیل نزدیک به پنج دهه در کانون توجه بوده است. با این حال، این بازیگر اصرار دارد که هنوز در حال یادگیری ناپدید شدن است.
نقش همیل در فیلم «زندگی چاک»
همیل درباره نقش خود در فیلم «زندگی چاک» به کارگردانی مایک فلاناگان میگوید: «تعریف یک بازیگر شخصیت، بازیگری است که ناپدید میشود و شما فقط شخصیت را میبینید.» این فیلم جایزه تماشاگران جشنواره بینالمللی فیلم تورنتو را در سال ۲۰۲۴ به دست آورد. سپس توسط نئون خریداری شد.
در اقتباس فلاناگان از رمان کوتاه استیون کینگ، همیل نقش یک حسابدار سالخورده را بازی میکند. این نقش صمیمی و شگفتانگیز تفاوت زیادی با شخصیتهای بزرگ و معروفی دارد که او را مشهور کردند، مانند لوک اسکایواکر از سری «Star Wars». این فیلم که با بازی تام هیدلستون، چیویتل اجیوفور و کارن گیلان ساخته شده، به بررسی حافظه، مرگ و نشانههایی که از خود به جا میگذاریم میپردازد.
رازهای همیل
یکی از ویژگیهای همیل این است که او میداند چگونه یک راز را نگه دارد. قبل از بازی در نقش حسابداران و صداپیشگی شخصیتهای شرور کارتونی، همیل یکی از بزرگترین رازهای هالیوود را نگه داشت. در حین فیلمبرداری «The Empire Strikes Back» در سال ۱۹۷۸، کارگردان اروین کرشنر او را کنار کشید و خبر تغییر در فیلمنامه را به او داد.
«میخواهم چیزی به تو بگویم. من میدانم آن را. جورج لوکاس میداند آن را. وقتی به تو بگویم، تو هم خواهی دانست.» همیل به یاد میآورد که کرشنر گفت: «پس اگر فاش شود، میدانیم که تو بودی.»
در فیلمنامه اصلی، دارث ویدر به لوک اسکایواکر میگفت که اوبیوان کنوبی پدرش را کشته است. اما کرشنر جمله جدید را فاش کرد: «من پدر تو هستم.»
«بخش سخت این بود که باید این راز را بیش از یک سال و نیم نگه میداشتم»، همیل میگوید. او آن را به قدری خوب نگه داشت که هریسون فورد، که در جلوی او در نمایش اولیه نشسته بود، برگشت و گفت: «حتی به من هم نگفتی.»
همیل گفت که پیچش اصلی به خودی خود میتوانست جذاب باشد. او افزود: “این یک پیچش عالی است، اگر معلوم شود که او خود را صادقانه معرفی نکرده و او یک شرور بوده است.” با این حال، افشای پدر به یکی از بزرگترین پیچشهای تاریخ سینما تبدیل شد.
آزادی هنری در صداپیشگی
در حالی که “جنگ ستارگان” همیل را به یک نام آشنا تبدیل کرد، کار صداپیشگی به او آزادی هنری داد. نقشآفرینی او به عنوان جوکر در “بتمن: سریال انیمیشنی” برای طرفداران این سریال محبوب به یک نقش تعیینکننده تبدیل شد. همیل میگوید: “هیچکس باور نمیکرد که این من هستم.” او در فروشگاههای مواد غذایی برای مردم صدای جوکر را اجرا میکرد و واکنشهای آنها را میدید. این نقش به نقطه عطفی در حرفه او تبدیل شد و به او دنیایی را نشان داد که در آن ظاهر فیزیکی محدودیتی برای فرصتهای بازیگری او ایجاد نمیکرد.
علاقه همیل به انیمیشن
همیل به عنوان یک رسانه به انیمیشن علاقهمند است. او معتقد است که صداپیشگی آزادی از محدودیتهای فیزیکی را فراهم میکند. این در حالی است که نیاز به همان عمق احساسی دارد که در کارهای جلوی دوربین وجود دارد.
او وقتی درباره بردن جایزه امی ۲۰۲۱ برای نقش مهمانش در سریال انیمیشنی «Regular Show» پرسیده میشود، میخندد. او اعتراف میکند: «حتی آن را ندیدهام. البته که خوشحال شدم — چه کسی از دریافت جایزه بدش میآید؟ اما این یکی از آن لحظات سورئالی بود که با خودت میگویی، ‘صبر کن، دقیقاً برای چی؟’ این فقط نشان میدهد که این صنعت چقدر غیرقابل پیشبینی است. میتوانی تمام عمرت را صرف دنبال کردن یک نوع شناخت کنی و سپس از چیزی که به سختی به یاد میآوری، به تو میرسد.»
تجربههای تئاتری و نقشهای برجسته
در بین فیلمهای «جنگ ستارگان»، همیل یک دهه را در برادوی گذراند و به دنبال نقشهایی بود که به او اجازه دهد در شخصیت دیگری فرو رود. او نقش موتزارت را در «آمادئوس» و گوردون میلر فریبکار را در «خدمات اتاق» بازی کرد و تحسین منتقدان را به دست آورد. با وجود اینکه برنامهای برای بازگشت به صحنه ندارد، همیل تئاتر را ضروری میداند. «تماشاگران هر شب متفاوت هستند و آنها بخش عمدهای از تجربه تئاتری هستند.»
هنگامی که درباره تیلی نورود، “بازیگر” تولید شده توسط هوش مصنوعی که گفته میشود در حال مذاکره برای امضای قرارداد با آژانسهای استعدادیابی است، پرسیده شد، لحن همیل به نگرانی تغییر میکند.
نگرانیهای همیل درباره بازیگران هوش مصنوعی
او میگوید: “این وحشتناک است. بعد از مرگ من، آیا به خانوادهام میروند و میگویند، ‘ما به شما این همه پول میدهیم تا بتوانیم او را در سن ۲۸ سالگی بازسازی کنیم’ یا هر کاری که میکنند؟”
مقایسه با تبلیغات گذشته
او این توسعه را با تبلیغاتی که شامل اجراکنندگان فوت شده مانند جین کلی است، مقایسه کرد. همیل میگوید: “آیا جین میخواست سخنگوی یک جاروبرقی باشد؟ نمیدانم. این سوالات بیپاسخ زیادی دارد.”
توصیف احساسات درباره اجراکنندگان هوش مصنوعی
این بازیگر، اجراکنندگان هوش مصنوعی را “وحشتناک”، “ترسناک”، “شبحوار” و “عجیب” توصیف کرد و تلاش کرد نگرانیهایی را بیان کند که به نظر میرسید فراتر از درک باشد.
با این حال، کار بر روی “زندگی چاک” هامیلی را وادار کرد تا با سوالاتی درباره میراث و خاطرات خود روبرو شود. این تجربه به طریقی بود که کارهای بلاکباستر او نکرده بودند. همسرش به او گفته است که “زندگی چاک” بهترین کاری است که او تا به حال انجام داده است. برای بازیگری که نمادها را بازی کرده، صداپیشگی شخصیتهای شرور را انجام داده و شمشیرهای نوری را به دست گرفته، این نظر از کسی که او را بهتر از همه میشناسد، شادی بزرگی به او میبخشد.
نقش متمایز و چالشبرانگیز
هامیلی با اشتیاق میگوید: «اگر مایک فلاناگان نبود، من اینجا نمینشستم و دربارهاش صحبت نمیکردم.» کارگردان با انتخاب او به عنوان یک نقش کوچک اما متمایز، خارج از چارچوب فکر کرد. این نقش او را به وحشت انداخت زیرا نمیتوانست بلافاصله بفهمد که شخصیت کیست.
بازگشت به جذابیت اولیه بازیگری
این عدم قطعیت هامیلی را به چیزی که او را در وهله اول به بازیگری جذب کرد بازگرداند. فرصتی برای نگاه کردن به آینه و نشناختن خود، او را به چالش کشید و جذابیت اولیه بازیگری را برایش زنده کرد.
در قسمت این هفته از پادکست Awards Circuit, همیل درباره حرفهاش صحبت میکند. او از لذت کار بر روی “زندگی چاک” و داستانهایی که او را به یکی از بازیگران محبوب هالیوود تبدیل کردهاند، میگوید.
بخشهایی از نسخه ویرایششده و خلاصهشده را در زیر بخوانید.
شما اینجا برای فیلم “زندگی چاک” مایک فلاناگان هستید. چه چیزی در مورد این فیلم و همکاری با او بر روی اثر استیون کینگ شما را شگفتزده کرد؟ و آیا از رقص تام هیدلستون به اندازه ما لذت بردید؟
رقص غیرمنتظره تام هیدلستون
این یکی از بزرگترین سکانسهای رقص تمام دوران است. دلیل آن این است که کاملاً غیرمنتظره بوده و به شکلی باورپذیر و طبیعی رشد میکند. اگر به یک موزیکال MGM بروید، انتظار یک شماره رقص را دارید. اما این سکانس از هیچ جا رشد میکند و مانند همه چیزهای دیگر در مورد فیلم، بسیار غیرمنتظره است.
یکی از چالشهای من این بود که چگونه این را تبلیغ کنم. چگونه میتوان توصیفناپذیر را توصیف کرد؟ وقتی مایک به من ایمیل زد و گفت نقشی دارد که برای من مناسب است، بلافاصله “اگر خونریزی کند” را سفارش دادم. این مجموعهای است که در آن قرار دارد. من قبلاً برای مایک در “سقوط خانه آشر” کار کرده بودم و کارهای او را دیده بودم. از جمله “تسخیر خانه هیل”، “تسخیر مانور بلی” و “مراسم نیمهشب”. با توجه به شهرت او و استیون کینگ، انتظار داشتم فیلمنامهای حماسی از وحشت ماوراء طبیعی باشد. اما من به اشتباه آماده شده بودم. این اشتباه واقعاً کار کرد زیرا بسیار غیرمنتظره بود.
استیون کینگ به خاطر تنوعپذیریاش به عنوان نویسنده به اندازه کافی اعتبار نمیگیرد. او آثار معروفی مانند «مسیر سبز»، «رستگاری در شاوشنک» و «بدن» را نوشته است که به فیلم «با من بمان» تبدیل شد. او تواناییهای بیشتری از «درخشش» یا «کری» دارد. حتی آن زمان هم تعجب میکردم که چگونه به این ایدهها میرسد. سپس فکر کردم، چگونه آنها را اقتباس خواهند کرد؟ مایک کار فوقالعادهای انجام داد. من سه بار آن را دیدهام و هر بار چیز جدیدی کشف کردهام. همسرم میگوید این بهترین کاری است که تا به حال انجام دادهام. او شش یا هفت بار آن را دیده است.
تجربهای از انزوا و همکاریهای موفق
در انزوا بودن من در پرده اول – که در پایان میآید – هشدار اسپویلر – من آنچه را که در صفحه نوشته شده بود خواندم. اما دیدن اجراهای کارن گیلان و چیویتل اجیوفور، یعنی، بیایید. کارل لامبلی، که با او در «آشر» کار کردهام، همیشه عالی است. تام هیدلستون – چه کسی میدانست که او چنین شخص مهربان و با استعدادی است؟
همکاری موفق با فلاناگان
شما با فلاناگان در «آشر» کار کردهاید. چه چیزی باعث شد این همکاری برای شما موفقیتآمیز باشد؟
آنچه برایم شگفتانگیز بود، این بود که این نقش در دوبله معمولی میبود. من نقشهای جامعهستیز را بازی کردهام، اما هرگز جلوی دوربین. این موضوع برایم بسیار جالب بود. نقش کوچک اما متمایزی بود و ترسناک، زیرا معمولاً وقتی چیزی را میخوانید، میگویید: «آه، میدانم این شخص کیست.» من بدون هیچ سرنخی به ونکوور پرواز کردم که واقعاً ترسناک بود.
تجربهای متفاوت با نقش جدید
به طرز شگفتانگیزی، مایک اصلاً به من فکر کرد. آیا باید از این که او میخواهد من نقش یک تسهیلگر شرور و جامعهستیز را بازی کنم، ناراحت شوم؟ یکی از چیزهایی که در مورد مایک دوست دارم این است که او آن را قابل درک میکند. خانواده آشر Ligodone میفروشند — میلیاردها دلار — اما بسیار اعتیادآور است و صدها هزار نفر را میکشد. آه، منظور شما مثل خانواده سکلر با OxyContin است. با این پایه قابل درک، میتوانید اتفاقات عجیب را بپذیرید. به عنوان وکیل خانواده، من در حال تحقیق هستم. مرا آقای توضیحگر بنامید، زیرا من اطلاعاتی را که مخاطب نیاز دارد، ارائه میدهم. حفظ کردن آن سخت بود.
اما من سپاسگزارم که مایک به من فکر کرد و خارج از چارچوب فکر کرد. هرگز چنین پیشنهادی به من داده نشده بود. او یکی از آرامترین افراد است. هرگز نشنیدهام که صدایش را بلند کند، عصبانی شود یا چیزی پرتاب کند. این مثل بودن در یک خانواده بزرگ است.
معنای انیمیشن برای من
گفتهاید که انیمیشن به شما اجازه میدهد ناپدید شوید. انیمیشن برای شما چه معنایی دارد و چگونه بازی در نقش جوکر در «بتمن: سریال انیمیشنی» اوضاع را تغییر داد؟
میتوانم بفهمم چرا مردم این رسانهها را از هم متمایز میکنند. در یکی از آنها، شما دیده نمیشوید و این آزادکننده است. شما انتخابهایی میکنید که ممکن است در مقابل دوربین انجام ندهید. جایی که ظرافت و نکتهسنجی اهمیت زیادی دارند.
آنچه که من در مورد انیمیشن دوست دارم این است که تعریف بازیگر شخصیت – بازیگری که ناپدید میشود و شما فقط شخصیت را میبینید – برای همه صدق میکند. شما بلافاصله یک بازیگر شخصیت میشوید و نقشهایی را میگیرید که هرگز جلوی دوربین به شما نمیدادند چون از نظر فیزیکی مناسب آنها نیستید. اگر بتوانید صدای یک محافظ ۶ فوت و ۲ اینچی با عضلات قوی را در بیاورید، نقش را خواهید گرفت.
کشف دنیای انیمیشن
این برای من یک کشف بود. من ۱۰ سال در برادوی کار کردم، اما وقتی واقعاً به عمق انیمیشن رفتم، با کارگردانان و نویسندگان به خاطر وقتشناسی و حرفهای بودنم شهرت پیدا کردم. مطمئنم مردم فکر میکردند، “اوه، او با یک گروه همراه خواهد آمد.” اما وقتی ثابت کنید که برای کار آنجا هستید، با خودم گفتم، این کجا تمام عمرم بوده است؟ من خوشحال میشوم که دیگر هرگز جلوی دوربین نباشم. اینقدر که آن را دوست داشتم. جامعه صداپیشگان خوشآمدگو است و همه آنها بسیار با استعداد هستند. به نظر نمیرسد که به اندازه رقابت برای نقشهای جلوی دوربین بیرحم باشد.
جوکر نقطه عطفی بود زیرا تأثیر عمیقی داشت. این سریال به خوبی نوشته شده و بازیگران فوقالعادهای داشت. قسمتهایی وجود داشت که میتوانستند به صورت زنده اجرا شوند. این سریال دارای یکپارچگی و جدیت در هدف بود. این نسخهای از “دوستان فوقالعاده” صبح شنبه نبود. این سریال به گونهای نوشته شده بود که کودکان، والدینشان و مخاطبان بزرگتر را جذب کند.
تجربه بازگشت به برادوی
آیا دوباره به برادوی بازخواهید گشت؟ تئاتر به شما چه آموخت؟
همسرم میگوید از آنجا که من نقش موتزارت را در “آمادئوس” بازی کردم، اکنون به اندازه کافی پیر شدهام که نقش سالییری را بازی کنم. من میگویم نه. هرچه پیرتر میشوید، به نوعی کمتر اهمیت میدهید. اما اگر چیزی پیش بیاید، باید بله بگویید. من عاشق افرادی هستم که برای یک اجرای ۱۶ هفتهای قرارداد میبندند، نه تعهدی باز برای یک سال یا یک سال و نیم. شما شروع به دیوانه شدن میکنید.
یک لحظه نگرانکننده بعد از اجرای “آمادئوس” رخ داد. دختری نوجوان در درب صحنه در حال گریه بود. او بسیار تحت تأثیر قرار گرفته بود و با تحسین فراوان صحبت میکرد. در تاکسی به خانه، فکر کردم باید به یاد بیاورم چه کاری کردم که او را اینگونه تحت تأثیر قرار دادم — و نمیتوانستم چیزی به یاد بیاورم. فکر کردم، “وای، آیا دارم به آقای ماشین تبدیل میشوم؟”
تجربه منحصر به فرد تئاتر
مردم میگویند، “چطور میتوانی هر شب هشت بار در هفته همان کار را انجام دهی؟” تماشاگران هر شب متفاوت هستند و آنها بخش عمدهای از تجربه تئاتری هستند. برخلاف هر چیزی در تلویزیون یا فیلمها، این یک تجربه منحصر به فرد است که هر بازیگری باید امتحان کند.
خاطراتی از “جنگ ستارگان”
بیایید به “جنگ ستارگان” و زمان شما در این مجموعه برگردیم. آیا داستانهای خوبی دارید که بخواهید برای ما تعریف کنید؟
اجازه دهید داستانی کوتاه درباره آن افشاگری در فیلمنامه برایتان بگویم. جمله این بود: «تو حقیقت را نمیدانی. اوبیوان پدرت را کشت.» دقیقاً همانطور که در فیلم میبینید، اجرا شد: «نه، این درست نیست. این غیرممکن است. احساساتت را جستجو کن. میدانی که حقیقت دارد.» اینگونه فیلمبرداری کردیم.
افشاگری در فیلمنامه و تغییرات آن
بهطور طنزآمیز، در عرض دو روز، یکی از استورمتروپرها در زمان ناهار به میخانه میرفت. افرادی از روزنامههای زرد به او پنج یا ده پوند برای هر خبری پیشنهاد میدادند. اروین کرشنر به اتاق لباس من آمد و گفت: «میخواهم چیزی به تو بگویم. من میدانم، جورج لوکاس میداند و وقتی به تو بگویم، تو هم خواهی دانست. پس اگر این خبر درز کند، میدانیم که کار تو بوده است.» و من گفتم: «چیست؟» او گفت: «ما جمله ‘اوبیوان پدرت را کشت’ را حذف میکنیم و به جای آن ‘من پدرت هستم’ را میگذاریم.»
چیز مربوط به گینس یک پیچش خوب بود. کنترل نشتها غیرممکن است، اما همچنان شگفتانگیز بود. سختترین بخش، نگه داشتن این راز برای بیش از یک سال و نیم بود.
در اولین نمایش، هریسون جلوی من نشسته بود. او برگشت و گفت، “حتی به من هم نگفتی.” من خیلی ترسیده بودم. این را به هیچکس نگفتم و حتی به همسرم هم نگفتم. فکر کردم، “خب، من در خواب حرف میزنم.”
احساسی که دارم این است که زمان من گذشته و عاشق کاری هستم که با “The Mandalorian” و “The Book of Boba Fett” انجام میدهند. از من خواستند که در زمان اوج قدرتهای لوک، حضور کوتاهی داشته باشم. به جورج گفتم که این تقریباً مثل این است که شما این کار را برای جیمز باند انجام دهید. قسمت اول، او کودکی است که درباره آینده و شنیدن درباره مأموران مخفی رؤیاپردازی میکند. در قسمت دوم، او برای تبدیل شدن به یک مأمور مخفی آموزش میبیند. در قسمت سوم، او مجوز کشتن را به دست میآورد و سپس متوقف میشوید. نه “Dr. No”، نه “From Russia With Love”، نه “Goldfinger”. لوک یک آغاز و یک پایان دارد، اما هیچ میانهای ندارد. این فقط نحوه اجرای آن بود.
زمان گذشته و آرزوهای آینده
زمان من گذشته است. آنها کار فوقالعادهای انجام میدهند و من برایشان بهترینها را آرزو میکنم.
بازیگران هوش مصنوعی و آینده سینما
یک “بازیگر” جدید هوش مصنوعی به نام تیلی نورود وجود دارد که گزارش شده قرار است توسط یک آژانس استعدادیابی قرارداد ببندد. نظر شما درباره بازیگران هوش مصنوعی چیست؟
[نمایش تصویر تیلی نورود] وای خدای من، او شبیه یک انسان واقعی به نظر میرسد. این واقعاً وحشتناک است. بعد از مرگ من، چه کسی میداند؟ ممکن است به خانوادهام بروند و بگویند، “ما به شما این همه پول میدهیم تا او را در سن ۲۸ سالگی بازسازی کنیم.” این غیرقابل تصور است و فراتر از درک من از نظر تأثیرات. تقریباً نمیدانم چه فکری کنم، جز اینکه این وحشتناک، ترسناک و عجیب و غریب است.
آیا یادتان هست آن تبلیغی که جین کلی با یک جاروبرقی میرقصید؟ اموال او پول گرفتند و همه آنها. اما آیا جین میخواست سخنگوی یک جاروبرقی باشد؟ نمیدانم. سوالات بیپاسخ زیادی وجود دارد.
فیلم و تأثیر آن بر میراث
فیلم به میراث میپردازد. آیا ساخت آن باعث شد به میراث خودتان فکر کنید؟
این باعث شد به آن جنبه آگاه شوم. این چیزی است که ترجیح میدهید به آن فکر نکنید.
همچنین در این قسمت، کالین فارل، ستاره فیلم “Ballad of a Small Player”، درباره همکاری با کارگردان ادوارد برگر صحبت میکند. او همچنین به انتظاراتی که از فیلم “The Batman 2” داریم، اشاره میکند.
پادکست “Awards Circuit” از Variety
پادکست “Awards Circuit” از Variety، به میزبانی کلیتون دیویس، جاز تانگکی، امیلی لانگرتا، جنل رایلی و مایکل اشنایدر که همچنین تهیهکننده است، منبع شما برای گفتگوهای پرشور درباره بهترینهای فیلم و تلویزیون است. هر قسمت از “Awards Circuit” شامل مصاحبههایی با استعدادها و خلاقان برتر فیلم و تلویزیون است. همچنین بحثها و مناظرات درباره رقابتهای جوایز و اخبار صنعت و بسیاری موارد دیگر در آن مطرح میشود.




