📋 خلاصه مقاله:
مستند “Ozzy: No Escape From Now” به کارگردانی تانیا الکساندر، زندگی پایانی آزی آزبورن را با تمرکز بر درد، ضعف و افسردگی او به تصویر میکشد. این مستند به چالشهای پزشکی و روانی او پرداخته و نشان میدهد که پیری برای افراد ضعیفدل نیست.
در مستند بیپرده به کارگردانی تانیا الکساندر، بهطور شگفتانگیزی از سفیدنمایی خبری نیست. این مستند به تصویر کشیدن مردی میپردازد که با مشکلات پزشکی و افسردگی دست و پنجه نرم میکند. او در سالهای پایانی زندگیاش به این فکر میکند که آیا نمایش میتواند ادامه یابد یا خیر.
آیا مخاطبان اصلی مستند «Ozzy: No Escape From Now» طرفداران موسیقی متال هستند یا مراقبان؟ معمولاً این دو گروه مخاطب مشترک زیادی ندارند. اما مستند Paramount+ درباره سالهای پایانی زندگی این خواننده بیشتر به درد، ضعف و افسردگی او میپردازد. این مستند کمتر به لحظات اندکی که او را متقاعد میکنند تا به حالت سرگرمکننده برگردد، میپردازد. خواننده «Diary of a Madman» در پرترهای نسبتاً بیپرده از کارگردان تانیا الکساندر، بیشتر به مردی غمگین تبدیل شده است. او با کاهش کیفیت زندگیاش دست و پنجه نرم میکند، زیرا بدنش راههای جدیدی برای ناکارآمدی پیدا میکند. طرفدارانی که انتظار چیزی آشکارا دلگرمکنندهتر دارند، ممکن است نیاز به آمادهسازی داشته باشند.
گاهی اوقات به نظر میرسد که مخاطبانی که احتمالاً «فراری از اکنون نیست» را ارزشمند میدانند، اعضای خانوادهای هستند که عزیزانی دارند که با مشکلات مشابهی از پیری تدریجی دست و پنجه نرم میکنند. اما در نهایت، در ساعت دوم، فیلم به حالت «سرگرمی» میرسد. یا به اندازهای که میتواند نزدیک شود، زیرا ستاره خسته و تا حدودی بیمیل به فعالیتهایی سوق داده میشود که لحظاتی از آرامش را برای او به ارمغان میآورد.
جلسات ضبط با حضور ستارههای بزرگ و با تشویقهای پرشور تهیهکننده، اندرو وات، برای آخرین آلبوم او در سال ۲۰۲۲ به نام “Patient Number 9” برگزار شد. در سال ۲۰۲۴، او برای ورود به تالار مشاهیر راک اند رول به عنوان یک هنرمند انفرادی حضور یافت. جایی که جک بلک با شور و شوق تیم تشویق را رهبری میکرد. البته، در ماه ژوئیه امسال، آزبورن واقعاً خود را برای خواندن از روی یک تخت سلطنتی در یک کنسرت خداحافظی آماده کرد. این کنسرت به طور گستردهای تبلیغ و پخش شد و در زادگاهش بیرمنگام، تنها سه هفته قبل از مرگش، برگزار شد. اینکه این پایان چقدر خوشحالکننده است، به نظر بیننده بستگی دارد. اما نسبت به برخی از بخشهای قبلی که او به نظر میرسید آماده است تا خود را از دید عموم کنار بکشد، خوشحالکنندهتر است.
پایان سریال “The Osbournes”
علاوه بر هر چیز دیگری، این به طور مؤثری پایان دو ساعته سریال “The Osbournes” است. این سریال با سرگرمی و گفتوگوهای کمتر همراه بود. همچنین این یک پرتره بسیار تحسینبرانگیز از اوست.
شارون آزبورن، که به عنوان یکی از تهیهکنندگان اجرایی نیز شناخته میشود، به طرز قابلتوجهی تحسینبرانگیز است. برای یک بیننده دشوار است بداند آیا همسر او به همان اندازه که در مقابل دوربین آرام و حمایتگر است، در خارج از آن نیز چنین است یا خیر. با این حال، محبت بین این دو وقتی که با هم به سختیها میپردازند، واقعی به نظر میرسد. او به عنوان مربی انگیزشی برای همسری که دلایل خوبی برای احساس نخواستن از تخت بلند شدن دارد، عمل میکند. اگر برای «بهترین پشتیبان» جایزه امی میدادند، او شایسته آن بود. در حالی که اوزی با مشکلاتی که ممکن است هر کسی در این مرحله از زندگی با آنها مواجه شود، دست و پنجه نرم میکند، واضح است که همه کسی مانند او را ندارند تا به آنها کمک کند. او هم از جنبههای منفی و هم از جنبههای مثبت بهرهمند شده است.
داستانی که آزبورن را به وضعیت ناراحتکنندهای که در برخی صحنهها نشان داده شده رساند، غمانگیز است. خانواده او به سوءمدیریت پزشکی اشاره میکنند. اگر این موضوع درست باشد، یادآوری تکاندهندهای است که حتی ثروت زیاد نیز لزوماً تشخیص یا درمان صحیح را به همراه نمیآورد. فهرست مشکلاتی که این خواننده با آنها مواجه شده، تقریباً نیاز به نقشه راه دارد. در اکتبر ۲۰۱۸، در میانه یک تور دو ساله، او مجبور شد همه چیز را لغو کند. او به عفونت استاف در گردن و سیستم ایمنی ضعیف دچار شد. چهار ماه بعد، او سقوط کرد و به گفته شارون، این پایان سلامتی آینده او بود.
این مستند تصاویری از آزبورن را نشان میدهد که با خوشحالی در تخت خود در حال جنب و جوش است. او قبل از رفتن به جراحی، به نظر میرسد که در وضعیت بدتری از جراحی بیرون آمد. دخترش کلی میگوید او «با حالتی مثل گالوم لعنتی» به خانه بازگشت.
دیدگاه خانواده و جراحان
نظر خانواده این است که جراحی «بیش از حد تهاجمی» بوده است. با این حال، جراح دیگری میگوید که نمیتواند تمام آسیبها را جبران کند. این واقعیت تلخ را نشان میدهد که در برخی از مصیبتهای زندگی، هیچ فرصتی برای جبران وجود ندارد.
«داشتم آماده میشدم که خودم را بکشم»، آزبورن میگوید، توصیف دردی که هرگز او را ترک نمیکند. اما «با شناختی که از خودم دارم، نصفهنیمه این کار را میکردم و نصفهجان میماندم… خودم را آتش میزدم. یعنی نمیمردم. این شانس من است.»
تحول ذهنی آزبورن
این یک گام بزرگ به جلو است که از این ذهنیت به حداقل تمایل به مجبور کردن خود برای بازگشت به کار، حتی به صورت کم و جزئی، برسد. به طوری که به نظر میرسد حداقل کمی تجدید قوا را ارائه میدهد. اما صحنهای که ممکن است بیشتر از «هیچ راه فراری از اکنون نیست» به یاد بیاورید، صحنهای از آن کنسرت خداحافظی در ماه ژوئیه است. نیمهپشتصحنه و روی صحنه، آزبورن روی یک سکو قدم میگذارد و شبیه به مردی شکستخورده به نظر میرسد.
لحظهای از شادی واقعی
سپس، چند ثانیه قبل از ورود به دید عمومی آخرین مخاطبانش، به لبخند معروف لونی تونز خود میشکند. این انتقال ناگهانی و اجباری کمی غمانگیز است. اما میتوانیم امیدوار باشیم که ستایش ۱۰۰,۰۰۰ نفر در نهایت به لحظهای از شادی واقعی برای او تبدیل شده باشد.
اگر شما از طرفداران بزرگ آزی هستید، احتمالاً او را به خاطر شجاعتش در مواجهه با عموم مردم دوست دارید. حتی با وجود اینکه اکنون میتوانیم از این فیلم ببینیم که تقریباً همه چیز علیه او بود. اما شاید شجاعت بزرگتر این بود که بارها جلوی دوربین این مستند برود. او اجازه داد نشان دهد که پیری برای افراد ضعیفدل نیست، حتی اگر شما را ضعیفتر کند. این حقیقت به نوعی در حکمت تلخ خود، به اندازه یک مهمانی بزرگ خداحافظی، کاتارتیک به نظر میرسد.




