📋 خلاصه مقاله:
لری جکسون، بنیانگذار گاما، اهمیت جزئیات در مدیریت رویدادها را در برنامه “گلها: ماریا کری و SZA در گفتگو” برجسته میکند. این رویداد با چالشهای فنی و حضور هنرمندان برجسته برگزار شد و به موفقیت چشمگیری دست یافت.
«جزئیات»، میگوید لری جکسون، بنیانگذار گاما در حالی که از راهروهای پشت صحنه جاز در مرکز لینکلن نیویورک عبور میکند. «جزئیات همه چیز هستند: نورپردازی، صحنه، موسیقی، سوالات، گلها، همه چیز.»
اهمیت جزئیات در مدیریت رویداد
اما در این لحظه، هنوز یک ساعت تا شروع نمایش باقی مانده است. بله، جزئیاتی وجود دارد که باید به آنها رسیدگی شود. تقریباً همه آنها به توجه جکسون نیاز دارند. مهمترین مسئله، مشکلی با پخش زنده اینستاگرام است. «میبینی؟»، او میگوید و به سرعت با تلفن همراهش تماس میگیرد. «فقط تا حدی میتوانی کارها را واگذار کنی.»
وقتی که تماس تلفنی به پایان میرسد، او با اعضای تیم خود جمع میشود. سپس سوالاتی را که برای پرسش و پاسخ با ماریا و SZA آماده کردهاند، مرور میکند. او چند سوال دیگر را نیز مطرح میکند و یکی از کارکنان آنها را یادداشت میکند. بعد از آن، به کار بعدی میپردازد.
حضور هنرمندان و تیمها در اتاقهای لباس
هر دو هنرمند در اتاقهای لباس خود هستند و مدیران و چندین عضو تیم نیز حضور دارند. میزهایی که صفحهنمایشهایی با زاویههای مختلف دوربین را نمایش میدهند، در راهروها قرار دارند. او با عجله از آنها عبور میکند. هر ۲۰ قدم یک نفر با صدای بلند سلام میکند — “لری!” یا “الجی!” — و به دنبال آن یک بغل، دست دادن یا هر دو انجام میشود. جکسون به طور مختصر برای سلام کردن توقف میکند اما به سختی قدمهایش را کند میکند. او مودب و به طرز شگفتانگیزی آرام است. احتمالاً این ویژگی را در طول دههای که برای کلایو دیویس کار میکرده، آموخته است. تجربهای که از سالهای کار با جیمی آیون در اینترسکوپ و اپل به دست آورده است. جایی که روی پروژههایی با دریک، لیل وین، کانیه وست کار میکرده است.
دوستش در یک مکث کوتاه در جریان کار از او میپرسد: “چطوری لری؟”
او پاسخ میدهد: “دارم استراحت میکنم.”
او برای مدت طولانی آرام نمیماند. درب اتاق رختکن باز میشود و شلوغی آشنای امنیتیها و دستیاران به سرعت بیرون میروند. در نهایت، ماریا با لباس چرمی سیاه که با موهای بلند بلوندش تضاد دارد، ظاهر میشود. گروه همراه او مانند یک موجود چند سر از راهروها به سمت منطقه صحنه حرکت میکنند.
چند دقیقه میگذرد و نگرانی و سردرگمی افزایش مییابد. در نهایت مشخص میشود که ماریا آماده بود اما SZA نبود. کری و تیمش همان مسیر را به سمت اتاق رختکن او بازمیگردند.
«یک دقیقه به من وقت میدهی؟» جکسون میگوید و سپس به یک اتاق و بعد به اتاق دیگری میرود. چند دقیقه میگذرد، در اتاق SZA باز میشود و پس از اینکه تیم او راه را باز میکند، او بیرون میآید.
او در یک لباس چند رنگ خیرهکننده به نظر میرسد و موهای قرمز رنگ شدهاش بر روی شانههایش ریخته است. او همچنین عصبی به نظر میرسد و این قابلفهم است. البته، او یک اجراکننده با تجربه است که بهتازگی یک تور استادیومی ۳۹ روزه در آمریکای شمالی و اروپا را به پایان رسانده است. او هر شب برای تا ۷۵,۰۰۰ نفر اجرا کرده و صدها بار مصاحبه شده است.
تجربه جدید SZA در مصاحبه
اما هدایت یک مصاحبه با یکی از بتهای خود در مقابل چند صد طرفدار وفادار و هزاران نفر آنلاین، تجربهای جدید است. SZA و تیمش به کنار صحنه میروند و منتظر بازگشت کری میمانند.
مدیر او میگوید: «ما اینجا هستیم، ما اینجا هستیم، ما اینجا هستیم». تیم ماریا لحظاتی بعد میرسد. ایبرو داردن، مجری اپل موزیک، به روی صحنه میآید. دیجی دی-نایس صدا را کم میکند و کری و SZA به روی صحنه میروند. طرفداران پرشور در جمعیت که تمام بعدازظهر منتظر بودند، با فریادهای بلند استقبال میکنند. جکسون به سرعت به صندلی خود در میان جمعیت، درست در مرکز و پشت دوربینهای اصلی میرود و گفتگو آغاز میشود.
سخنرانی با موفقیت چشمگیری برگزار شد. حضار با قطعاتی از آهنگهای منتشر نشده از آلبوم جدید کری، “Here for It All” — اولین آلبوم او برای Gamma — و نظرات او درباره آنها مواجه شدند. SZA به عنوان یک مصاحبهگر ماهر، نه تنها سوالات آگاهانهای که نشاندهنده طرفداری چندین ساله اوست، بلکه مشاهداتی که تنها یک خواننده همکار میتواند بشنود، مطرح میکند. او در یک لحظه با شگفتی میگوید: «به انتخاب نتهای او گوش کنید!» در حالی که یک آهنگ پخش میشود.
رویداد روان و چالشهای فنی
برای یک نمایش اول، این رویداد به طرز شگفتانگیزی روان برگزار شد. تنها مشکل، مسائل مربوط به پخش زنده اینستاگرام بود که هرگز به طور کامل حل نشد. همه اینها تنها در دو هفته به هم پیوست.
پس از پایان رویداد، جکسون به سرعت عکسها، بغلها، دست دادنها و پشت زدنها را انجام میدهد. سپس به اتاق لباس کری برای حدود ۱۵ دقیقه میرود و بعد به اتاق SZA. او هنوز آنجا بود وقتی که ما حدود ۲۰ دقیقه بعد آنجا را ترک کردیم.
گفتگوی تلفنی با جکسون
او به ورایتی میگوید: «من دکترای دیوا دارم، مرد» وقتی که روز بعد با او تلفنی صحبت میکنیم.
ایدهای که به ذهن جکسون رسید
نهم سپتامبر! من قصد داشتم مفهومی به نام «پوند به پوند» را اجرا کنم. میخواستم ماریا کری و جنت جکسون را در مقابل هم قرار دهم و این دو با بزرگترین آهنگهایشان به رقابت بپردازند. اما پس از صحبت با چند نفر از دوستانم، از جمله سوئیز بیتز، احساس تکراری بودن میکردم. من قبلاً با او Verzuz را انجام داده بودم. اما مهمتر از همه، نمیدانم آیا به یک نبرد دیگر نیاز داریم یا نه. دنیا در چنین وضعیت تفرقهانگیزی قرار دارد. و واقعاً در مذاکرات با جنت جکسون به جایی نمیرسیدم. معمولاً وقتی چیزها کلیک میکنند، بلافاصله کلیک میکنند، میدانید؟
میخواستم کاری انجام دهم که حس احترام را منتقل کند. این ایده به ذهنم رسید وقتی که دیدم SZA با هیجان زیادی پستی گذاشته بود. ماریا درباره او به عنوان هنرمند مورد علاقهاش در لایو استریم کای سیناک صحبت کرده بود. بنابراین، [الکسا ددلو، معاون ارشد خدمات بصری و خلاقانه گاما] که یک نابغه خلاق است، و من گفتیم چرا به جای آن ماریا و SZA را انجام ندهیم؟ فکر کردم میتوانیم آن را به چیزی احترامآمیز تبدیل کنیم. به نظر میرسید SZA بسیار هیجانزده است که ماریا کری درباره او صحبت میکند. بنابراین من تماس گرفتم. این ایده حدود ساعت ۳ صبح به ذهنم رسید. فقط شروع به فکر کردن درباره گلها و تقدیم گل به مردم کردم. اینگونه بود که کل این ماجرا شکل گرفت.
ایدهای برای تبلیغ آلبوم جدید
آیا این ایده از جستجوی راههای مختلف برای تبلیغ آلبوم جدید ماریا به وجود آمد؟
نه، در واقع. وقتی در اپل بودم، برنامههای رادیویی متنوعی را اجرا کردم. از جمله “Queen Radio” با نیکی میناژ، “OVO Sound Radio” با دریک، “Blonde Radio” با فرانک اوشن، “Young Money Radio” با لیل وین و “Verzuz” با سوئیز و تیمبلند. همچنین برنامههایی با کانیه در دوران همهگیری با پخش زنده از استادیومهای شیکاگو و آتلانتا برای رونمایی از آلبوم “Donda” برگزار کردم.
حالا که به نوعی به سمت دیگر میز به عنوان مدیر اجرایی یک لیبل حرکت کردهام، حسادت میکردم. با خود میگفتم: “چرا ما در گاما برنامههای خودمان را نداریم؟” اما گاما یک لیبل موسیقی نیست، بلکه یک شرکت ایدههاست. مدتی بود که این موضوع اذیتم میکرد که برنامههای خودمان را نداریم.
بنابراین، از همه اینها بسیار خوشحالم. این ایدهای بود که شبانهروز روی آن کار کردیم و به نظر من، واقعاً به نتیجه رسید. این حتی از نظر تنوعپذیری ما به عنوان یک شرکت، عمیقتر هم میرود.
اعلامیه مهم در ماه آینده
این ماه آینده اعلام خواهد شد و من اینجا بیش از حد اطلاعات میدهم. اما ما در حال انجام کاری واقعاً ویژه در حوزه فناوری با Snoop هستیم. نمیخواهم بگویم که آن چیست، اما قرار است در ۱۵ اکتبر در لاس وگاس اعلام شود. این اعلامیه در یک کنفرانس بزرگ برای شرکتی به نام CloudFlare که یک شرکت نرمافزاری بزرگ است، انجام خواهد شد.
سخنرانی اصلی و معرفی فناوری جدید
Snoop و من در آنجا یک سخنرانی اصلی داریم. قرار است یک قطعه فناوری هوش مصنوعی را معرفی کنیم. در آن روز بیشتر درباره آن توضیح خواهم داد.
شما قبلاً گفتید که میخواهید آنها را ماهی یک بار انجام دهید؟
میتوانم اگر بخواهم، اما در حال حاضر درگیر کارهای مختلفی هستم. از مدیریت سرمایهگذارانم گرفته تا اداره یک شرکت با ۱۲۵ نفر کارمند و ارائه ایدههایی مانند این. همین الان از کسی در یک شرکت بزرگ شنیدم که میپرسید: «آیا میتوانیم هنرمندانمان را برای قسمت بعدی بیاوریم؟» اینها تماسهایی هستند که میخواستم دریافت کنم.
من میخواهم چیزهایی بسازم که برای کسبوکار به صورت متنباز باشد. در هیئت مدیره یک شرکت نرمافزاری سازمانی به نام ServiceNow هستم. بسیاری از شرکتهای Fortune 100 از نرمافزار آن استفاده میکنند. این نرمافزار در زمینههایی مانند فناوری اطلاعات، تدارکات و منابع انسانی کاربرد دارد.
معرفی ابزارهای جدید
این شرکت در حال ایجاد ابزارهایی برای جهان است. آنچه که ما در لاسوگاس با Snoop نشان خواهیم داد نیز بخشی از این تلاشهاست. قصد داریم این ابزارها را در شش ماه آینده از دیدگاه توزیع برای Gamma Distribution که Vydia است، معرفی کنیم. این ابزارها برای استفاده سایر شرکتها نیز طراحی شدهاند.
کاربرد ابزارها برای شرکتهای دیگر
ابزارهایی مانند “Flowers” میتوانند برای سایر شرکتهای ضبط موسیقی نیز مفید باشند. این ابزارها به منظور نمایش و تجلیل از افسانههای موسیقی و همچنین معرفی هنرمندان جدید طراحی شدهاند. این رویکرد به شرکتها کمک میکند تا هنرمندان خود را در نور جدیدی به نمایش بگذارند.
در ساعاتی قبل از شروع “Flowers”، به نظر میرسید هر ۳۰ ثانیه کسی با یک سوال فوری یا یک سلام بزرگ به سمت شما میآمد. چگونه همه اینها را مدیریت میکنید و همچنان به همه چیز توجه لازم را میدهید؟
مدیریت زمان و کارهای همزمان
در واقع، من برای این تماس دیر کردم زیرا داشتم اعداد ساعت اول ماریا را بررسی میکردم و استراتژی انتشار جهانی آلبوم را میدادم. اما من در مدیریت زمان بسیار مؤثر هستم. در انجام همزمان کارها مهارت دارم و همچنین در واگذاری کارها خوب هستم. من با افراد بسیار با استعداد و درجه یک کار میکنم. البته، هر چه قرار است اتفاق بیفتد، خواهد افتاد. همیشه این احتمال وجود دارد که چیزی به یک فاجعه کامل و غیرقابل کنترل تبدیل شود. اما من شبها خوب میخوابم چون به استعداد تیمم اطمینان دارم و همچنین بسیار، بسیار درگیر کارها هستم.
من این موضوع را زمانی که برای کلایو دیویس کار میکردم، مشاهده کردم. او دقیقاً همینطور بود. مثلاً میگفت “صدای وکال را ۳ دسیبل بالا ببر، خیلی پایین است” یا “از طراحی جلد تکآهنگ خوشم نمیآید.” جیمی [آیووین] هم با Beats همینطور بود. او شکل، رنگ و سیلوئت هدفونها را انتخاب میکرد و تبلیغات را میساخت. من به این افراد و تواناییشان در انجام این کارها شگفتزده میشدم. به همین دلیل بود که آنها و شرکتهایشان بسیار موفق بودند. این موفقیت به خاطر سطح دقت و توجهی بود که به کارشان میدادند.
به نظر من یکی از مشکلات اصلی صنعت موسیقی در حال حاضر، ذهنیت کمیتگرایی است. هیچ جزئیاتی وجود ندارد، هیچ تفکری نیست، هیچ سلیقهای وجود ندارد. انگار که میگویند: “خب، بیایید یک تور بزرگ در اقیانوس بیندازیم و Lil JimJim از تالاهاسی را با ۱۵ هزار دلار قرارداد ببندیم، حقوقش را برای همیشه بگیریم” و این کار را میلیونها بار انجام دهیم. چه کسی این هنرمندان را توسعه میدهد؟ چه کسی به فکر آنهاست؟ این فقط یک بازی تجارت و کمیت است. و این هرگز، هرگز با کلایو دیویس اینطور نبود.
هنرمندان موفق در گاما
گاما هنرمندان زیادی دارد که همه آنها واقعاً خوب عمل میکنند و این من را هیجانزده میکند. سکسی رد و اسنوپ و آشر و مولی که بزرگترین آهنگ سال از آفریقا را دارد. ماریا هم به تازگی شانزدهمین آلبوم خود را از طریق ما منتشر کرده است.
همکاری با اپل
اپل یک شرکت بزرگ است، چگونه آنها را برای اجرای یک ایده بزرگ در دو هفته بسیج کردید؟ آیا به این دلیل است که قبلاً آنجا کار میکردید و میدانستید چه کسی میتواند این کار را انجام دهد؟
من با افراد مختلفی در سراسر صنعت دوست هستم. اما اپل، البته، محل کار سابق من است. من در حال مذاکره با Amazon Music برای “Pound for Pound” بودم. سپس ایده را تغییر دادم. این ایدهای نبود که به آنها گفتم و ممکن است هنوز هم در آینده مفهوم “Pound for Pound” را انجام دهم.
ارتباط با اپل و پیشنهاد جدید
اما بله، با اپل تماس گرفتم و گفتم: “هی، من یک ایده برای سریال دارم. من نیمی از هزینه را پرداخت میکنم و شما هم نیمی را پرداخت کنید.” زیرا میخواهم این یک وضعیت عادلانه و منصفانه باشد. برای من مهم است که بخشی از این هزینهها را پرداخت کنم. نمیخواهم تحت مالکیت باشم. این ایده ماست، بنابراین این مالکیت فکری ماست و مهم است که به طور برابر از آن مراقبت کنیم.
و من همه افراد آنجا را میشناختم: آرون لوین که تولید را انجام میدهد. من با او در Young Money Radio، Verzuz و سه پخش زنده “Donda” کار کردهام. او یک استعداد شگفتانگیز است. همچنین، [استعدادها و مدیران تولید اپل مانند] دنیس ویلیامز واتس، استفانی فرای، دنیل مکداول، کلی بیلز، ریچل نیومن، نیک فیشباو، همه آنها، چون آنها مرا میشناسند.
اختیار کامل و همکاری تیمی
و آنها به من اختیار کامل دادند. من با استعدادها صحبت کردم و مکان را رزرو کردم. جهت هنری را با آقای فلاور فنتستیک که به هر حال شگفتانگیز است، طراحی کردم. من در طول نمایش کنار او نشسته بودم و در یک لحظه صدای جیرجیرکها را شنیدم. گفتم، “آیا اینها جیرجیرک هستند؟” او گفت، “بله، نمیخواستم بهت بگم، مرد، اما من جیرجیرکها را آوردم.” همه واقعاً همکاری کردند.
اما بله، برای اپل این که یک شخص ثالث بیاید و بگوید، “فقط بوم را به من بدهید، نقاشی را بعداً به شما نشان میدهم” — آنها اینگونه کار نمیکنند. معمولاً شش ماه طول میکشد تا چیزی در این مقیاس با آنها برنامهریزی شود. شما تماس کنفرانسی دارید، سپس جلسهای درباره تماس کنفرانسی دارید. بعد از آن، جلسهای درباره تماس کنفرانسی درباره جلسه دارید و سپس ارائهای درباره تماس کنفرانسی درباره جلسه درباره تماس کنفرانسی که تازه داشتید (با خنده). همه اینها و بیشتر. اما این همان روشی است که با سرعت فرهنگ حرکت میکنید.




