📋 خلاصه مقاله:
فیلم «V/H/S/Halloween» با همکاری ریک بیکر، افسانه آرایش، موفقیت بزرگی کسب کرد. بیکر که برای فیلمهای معروفی چون «گرگینه آمریکایی در لندن» شناخته میشود، با کارگردانان نورمن در این پروژه همکاری کرد و بخش نهایی برجستهای را به نمایش گذاشت.
فیلم «V/H/S/Halloween» با همکاری ریک بیکر، افسانهای در زمینه آرایش، موفقیت بزرگی را در یک حضور خونین به دست آورد. این فیلم با الهام از مهمانیهای هالووین بیکر، توانست بخش نهایی برجستهای را به نمایش بگذارد.
در تاریخ سینما، افراد کمی به اندازه ریک بیکر با هنر خود شناخته شدهاند. او در سال ۱۹۸۲ برای فیلم «یک گرگینه آمریکایی در لندن» اولین جایزه اسکار برای آرایش را دریافت کرد. این جایزه اولین از هشت جایزهای بود که در طول پنج دهه فعالیت حرفهای خود کسب کرد.
دستاوردهای برجسته ریک بیکر
او طراحی شخصیتهای بار در «جنگ ستارگان» را انجام داد. همچنین خلق دهها گرملین برای «نسخه جدید» و پوشاندن جیم کری با خز سبز در «چگونه گرینچ کریسمس را دزدید» از دیگر کارهای اوست. بیکر در سال ۲۰۱۰ بازنشسته شد. اما برای کسی که برخی از بهیادماندنیترین تغییرات را در تاریخ سینما خلق کرده، به طرز شگفتآوری از ژانر خاصی دوری میکند.
او میگوید: «من کارهای ترسناک انجام دادهام، اما واقعاً علاقه زیادی به فیلمهای اسلشر ندارم. مردم این را باور نمیکنند، اما من حساس هستم. اگر خودم را ببرم، از حال میروم.»
همکاری بیکر با کارگردانان مشهور
با این حال، بیکر موافقت کرد که برای دوستانش آر. اچ. نورمن و میشلین پیت-نورمن سرش را به حالت مایع درآورند. این زوج کارگردان که با هم ازدواج کردهاند، این هنرمند پشت صحنه را برای بخش خود در «V/H/S/Halloween»، هشتمین قسمت از مجموعه آنتولوژی فیلمهای پیدا شده، جلوی دوربین آوردند. این فیلم در روز یکشنبه در جشنواره Beyond Fest به نمایش درآمد و قبل از پخش در Shudder در تاریخ ۳ اکتبر به نمایش گذاشته شد.
برای کسانی که با آن آشنا نیستند، “V/H/S” به یک پروژه سالانه برای طرفداران ژانر وحشت تبدیل شده است. هر قسمت شامل چند فیلم کوتاه با سبک فیلمبرداری پیدا شده است که هر کدام توسط کارگردانی متفاوت هدایت میشود. کارگردانان برجستهای مانند تی وست، تیمو تجاهجانتو و تیم احیای “جیغ” یعنی رادیو سایلنس در طول سالها به این مجموعه پیوستهاند.
ورود نورمنها به دنیای “V/H/S”
نورمنها جدیدترین اعضای این سنت هستند که به “V/H/S” پیوستهاند. آنها در حال آمادهسازی تولید اولین فیلم بلند خود “Cosmetic” در اتمیک مانستر هستند. بخش آنها، “خانه وحشت”، فصل نهایی “V/H/S/Halloween” است. این بخش با داستانی که زیباییشناسی آمبلین دهه ۸۰ را خونین میکند، مخاطبان را به پایان میبرد. یک خانه وحشت حومهای که توسط پدری بیش از حد مشتاق اداره میشود و پسرش از روحیه تعطیلات گذشته است، به طور ناخواسته مهمانان هالووین را به یک واقعیت جایگزین مرگبار منتقل میکند.
پیت-نورمن به ورایتی میگوید: «وقتی از ما خواسته شد ایدههایی برای ‘V/H/S’ ارائه دهیم، یکی از آنها از خانواده ریک و دیگر خانوادههای بربنک که خانههای ترسناک خانگی خود را داشتند، الهام گرفته شد. ما به ریک درباره آن گفتیم و اینکه چگونه او الهامبخش آن بود. او گفت: ‘باید من را در آن بگذارید.’ ما این را به معنای واقعی کلمه گرفتیم.»
بیکر با خنده میگوید: «اوه، تو من را برای این سرزنش میکنی. این چیزی نیست که من به یاد میآورم.»
آشنایی و دوستی پیت-نورمن و بیکر
این دو نفر در اواسط ژوئن، در داخل یک دفتر در طبقه دوم استودیو زیو در بربنک با من ملاقات میکنند. پیت-نورمن ابتدا به عنوان یک طرفدار با بیکر آشنا شد. اما پس از اینکه از او خواست تا به عنوان عروس فرانکشتاین برای کمپین لوازم آرایشی مک مدل شود، دوستی شکل گرفت. پس از تجدید دیدار بیکر و پیت-نورمن، من به سرعت به نوعی نفر سوم تبدیل میشوم. پیت-نورمن بیکر را به عنوان «بهترین پدر دختر» تحسین میکند، چرا که او از یک جلسه پیلاتس با خانوادهاش آمده است. بیکر اشاره میکند که چگونه «خانه ترسناک» تیم جلوههای ویژهاش را با «پسر قدیمی فوم» خود تکمیل کرده است.
پیت-نورمن با دقت به یاد میآورد: «این اولین باری است که یک جادوگر سبز در مقابل دوربین بچهها را میخورد. همچنین، اولین جادوگر سبز در یک فیلم با درجه R است.» او ادامه میدهد: «تهیهکنندگان میگفتند، ‘ما نیاز داریم که ترسناکتر باشد. این خیلی شبیه “مورمور” است.’ من هم گفتم، ‘خب، فکر کنم باید بچهها را بکشیم.’»
شخصیت بیکر در فیلم یک خداحافظی به یادماندنی دارد. اگرچه پیت-نورمن میگوید او در صحنهی شلیک نهایی حضور نداشت. با تمام آن خونریزی، آنها میخواستند کار را برای او آسان کنند. در یک لمس جالب برای بینندگانی که بیکر را میشناسند و به کار او آگاه هستند، شخصیت او یک آدم بدخلق است. او چیزی جز انتقاد از دکوراسیون هالووین ندارد. هر یک از دیالوگهای او به نوعی میگوید: “این افتضاح به نظر میرسد!”
نگرانیهای پیت-نورمن درباره بیکر
پیت-نورمن میگوید: “من نگران بودم که ریک بگوید، ‘من نمیخواهم این کار لعنتی را انجام دهم.’ اما او بازیگر بسیار خوبی است. او میداند که چه زمانی دوربین روی اوست و چه زمانی باید کاری ظریف انجام دهد. او همهی نشانههایش را درست اجرا کرد، به جز یکی.”
واکنش بیکر به از دست دادن نشانه
بیکر با تکان دادن سرش میگوید: “من کاملاً نشانهام را از دست دادم. داشتم به چیزها نگاه میکردم و واقعاً توجهی نمیکردم.”
در طول این گفتگو، نگاه بیکر همچنان در حال جستجو است. در یک لحظه، او از پیت-نورمن میخواهد که حرکت دوربین آینده را توضیح دهد. بعداً، او میخواهد بداند که یک بازیگر چگونه صحنه مرگ خود را مدیریت کرده است.
پروژه سریع و پرشتاب “خانه وحشت”
“خانه وحشت” یک پروژه سریع و پرشتاب است. این تولید تنها در پنج روز با بودجه محدود انجام میشود. فیلمبرداری آن سه ماه قبل از نمایش “V/H/S/Halloween” در جشنوارههای ژانر در پاییز صورت میگیرد. این سرعت به نظر میرسد که بیکر را سرزنده میکند. حتی با اینکه او بیش از یک دهه است که به طور رسمی بازنشسته شده است.
تجربه بیکر از کار در فیلم
بیکر میگوید: “دیروز بودن در کنار همه، مثل این بود که وقتی بچه بودم فکر میکردم کار کردن در یک فیلم چگونه است. همه فقط میخواستند آنجا باشند و هر کاری که میتوانند برای کمک انجام دهند. وقتی وارد دنیای واقعی شدم، خیلی شوکه شدم.”
احترام به بیکر در “خانه وحشت”
این تحسین دوطرفه است. بیکر حتی قبل از اینکه به صحنه برسد، یک شخصیت مهم در “خانه وحشت” است. سه نفر مختلف میپرسند که آیا سیستم تهویه مطبوع قبل از ورود او روشن است یا نه. این مرد ۷۴ ساله هیچگاه به عنوان یک ستاره رفتار نمیکند. اما آنها میخواهند مطمئن شوند که او راحت است.
ریک بیکر در صحنه فیلمبرداری ‘V/H/S/Halloween’.
MPR
او همیشه در بخش گریم بود. پیت-نورمن به یاد میآورد که در زمان بین برداشتها، او به دقت به جزئیات توجه میکرد و همیشه آماده بود تا بهترین نتیجه را ارائه دهد.
بیکر میگوید: «تقریباً میخواستم بپرم و به جلاد شما کمک کنم.» او ادامه میدهد: «اما بعد فکر کردم که این کار فقط او را عصبی میکند.»
پیت-نورمن پاسخ میدهد: «در واقع فکر میکنم شما یک خاطره زندگی ایجاد میکردید. خاطرهای که احتمالاً بعداً از شادی برای آن گریه میکردند.»
بیکر میگوید: «معمولاً وقتی کسی میگوید، “من طرفدار بزرگ شما هستم، آیا میتوانید پوستر را امضا کنید؟” من میگویم، “شما ۱۰ ساله بودید که این فیلم را دیدید.” مثل همسرم که گفت، “خب، تو هم وقتی بچه بودی همه این فیلمهای بد را دوست داشتی، پس حباب این بچه را نترکان!”»
هنگامی که تولید برای ناهار متوقف میشود، نورمن وارد اتاق میشود و به بیکر میگوید: «جادوگر ما میخواهد تو را ببیند.» او بیکر را به طبقه پایین به بخش آرایش همراهی میکند. بیکر بلافاصله به بازیگر و تیمی که در حال تکمیل پوست سبز او هستند، خوشآمد میگوید. سپس درباره طراحی قوزپشت سوال میکند و دستش را بالای جوشهای بزرگ او میبرد. اگرچه روزهای آرایشگری او برای فیلمها مدتهاست که به پایان رسیده، اما واضح است که نمیتواند از کمی درگیر شدن خودداری کند.
پیش از این، بیکر یک مصاحبه انفرادی انجام داده بود. گفتگوی زیر را بخوانید.
آیا کارهای بهخصوص چالشبرانگیزی وجود دارد که هنوز در ذهنتان باقی مانده باشد؟
چیزهایی که قبلاً هرگز انجام نشده بودند، مانند “گرگینه آمریکایی”. وقتی اولین فیلم جان لندیس “شلک” را در ۲۰ سالگی انجام دادم، به من گفت: “من واقعاً میخواهم درد را نشان دهم و میخواهم گرگینه بتواند حرکت کند.” من گفتم: “دوست دارم بتوانم این را بفهمم، اما این کار زمان و پول بیشتری نسبت به آنچه به من دادهای نیاز دارد.” چون جان یک فیلمساز واقعاً باهوش است و کارش را میداند، فقط به من اجازه داد کارم را انجام دهم.
تجربه کار با جان لندیس
او میخواست که فیلم به شدت روشن باشد، که من خیلی به آن علاقهمند نبودم. داشتن سایهها برای پنهان کردن چیزها خوب است. اما او گفت: “میتوانم نیمی از گروه را حذف کنم. اگر این شات ۱۰ ساعت طول بکشد، میتوانی ۱۰ ساعت بگیری.” من مصاحبههای زیادی انجام دادهام که میپرسند: “چه مواد جدیدی به شما اجازه داد این کار را انجام دهید؟” من میگویم: “زمان کافی و پول کافی.” منظورم این است که در “گرملینها ۲: دسته جدید”—
که میدانم باید تا حدی شما را برای پیوستن به آن متقاعد میکردند.
من پیشنهاد “Gremlins” را بارها رد کردم. اول از همه، قسمت اول تقریباً دوست من، کریس والاس، را کشت. بنابراین نمیخواستم بمیرم. طراحیهای او قبلاً انجام شده بود. اما جو دانته یک جعبه پیشنهاد داشت که گرملینها باید چه کار کنند. من درخواست کردم که شخصیتها را دوباره طراحی کنم. ما مجبور بودیم یک ارتش از عروسکها بسازیم، اما خیلی بیشتر سرگرمکننده بود.
گسترش کارگاه و نشانهای از خدا
وقتی یک صبح به کارگاهم میرفتم و در حال تصمیمگیری بودم، یک تابلو “برای اجاره” روی ساختمان کناری دیدم. مثل یک نشانه از خدا بود. میتوانم کارگاهم را به ساختمان کناری گسترش دهم. بنابراین خوشحالم که این کار را کردم. ما مقدار زیادی چیز ساختیم.
بیشتر فیلمهایی که روی آنها کار کردهام واقعاً خوب نبودند. (میخندد) شگفتزدهام که این فیلمها اصلاً به پایان میرسند، چه برسد به اینکه خوب باشند. این واقعاً یک معجزه است. منظورم این است که اولین فیلم من به نام “Octaman” بود. نمیدانم درباره آن چیزی میدانید یا نه.
به یاد دارم زمانی که “T2” منتشر شد. بلافاصله ما به دایناسورها تبدیل شدیم. من شخصاً فناوری جدید را پذیرفتم. این یک راه دیگر برای انجام کارهایی است که نمیتوانیم انجام دهیم. اما در آن زمان گفتم، “ده سال بعد، به این چیزها نگاه میکنید و آنقدر شگفتانگیز به نظر نمیرسد.” و این درست بود.
تغییرات فناوری و تاثیر آن بر سینما
به یک هیولای CG دهه ۹۰ نگاه کنید — افتضاح است. به “هری و هندرسونها” نگاه کنید، هنوز هم خوب است. مشکل من همیشه این بود که زود تصمیم بگیرم. مثل در “Gremlins 2″، من یک سال قبل از تولید شروع کردم. اما بسیاری از کارگردانان تا آخرین لحظه صبر میکنند. این چیزی بود که باعث حسادت من به چیزهای کامپیوتری شد: آنها میتوانستند به راحتی تغییرات ایجاد کنند.
این فناوری بسیاری از شغلها را از بین خواهد برد. من کارهای جالبی که با هوش مصنوعی انجام شده را دیدهام. اما به نقطهای خواهد رسید که همه چیز به قدری همگن میشود که همه چیز دقیقاً شبیه به هم خواهد بود. در آن زمان دوباره به یک هنرمند نیاز خواهند داشت.
این همان چیزی است که هنگام استفاده از فناوریهای کامپیوتری برای پیر کردن افراد اتفاق افتاد. تفاوت واقعی وجود دارد وقتی که یک بازیگر در آینه نگاه میکند و چهرهای که به او نگاه میکند، چهره خودش نیست. باز هم، من دوست دارم که فناوری وجود دارد که میتواند کارهایی انجام دهد. اما چیزی که از ابتدا گفتم این بود: “فقط به این دلیل که اکنون میتوانید ۴۰ گرگینه را در حال بالا رفتن از دیوارها داشته باشید، به این معنا نیست که باید این کار را انجام دهید.”
من روی خودم آزمایشهایی انجام میدادم. در فیلم “گرینچ”، نمیتوانستم از بینی نفس بکشم. بنابراین، این سبیلها و یک وکیوم کوچک که به آنها متصل بود را اضافه کردم. تمام بدنم را قالبگیری کردهام و حتی چشمهایم را نیز قالبگیری کردهام! دوست دارم بدانم که در طرف دیگر چه حسی دارد. پدرم به من کمک کرد تا اولین ماسک زندگیام را با یک قالب گچی بسازم. ما به اندازه کافی میدانستیم که باید وازلین روی صورتم بزنیم، اما خیلی داغ شد. وقتی این چیز را برداشتیم، نیمی از ابروهایم رفته بود.
من چند طراحی زخم برای “Mortal Engines” انجام دادم، اما کار زیادی نکردم و از این بابت خوشحالم. یکی از دلایلی که بازنشسته شدم این بود که تماسهایی برای پیشنهاد قیمت در یک نمایش داشتم. میگفتم، “آیا به دنبال ارزانترین پیشنهاد هستید؟ خب، من آن نخواهم بود.” نمیخواهم وقتم را تلف کنم. کاری که انجام میدهم خوب خواهد بود، اما ارزان نخواهد بود.
من یک استودیوی ۶۰ هزار فوت مربعی داشتم که تقریباً سه سال خالی بود. روی کارهای خودم کار میکردم و گاهی تماسهایی داشتیم، اما خیلی اتفاق خاصی نمیافتاد. وقتش رسیده بود. زودتر بازنشسته میشدم، اما استودیو پر از چیزهایی بود که ۵۰ سال نگه داشته بودم.




