📋 خلاصه مقاله:
کارمن خیمنز با فیلم «نفس کشیدن آتش» به بررسی سوءاستفاده و هویت در رابطهای همجنسگرایانه در دنیای آشپزی میپردازد. این فیلم به چالشهای پدرسالاری و سوءاستفاده میپردازد و بر اهمیت آزادی و تعریف مجدد موفقیت تأکید دارد.
نویسنده مشترک «La Mesías» با درام جدیدی که در انکوباتور ECAM توسعه یافته و توسط La Filmahora تولید شده است، اولین فیلم بلند خود را ارائه میدهد.
سان سباستین – کارمن خیمنز، نویسنده سریال «لا مسیاس» اثر لوس جاویس، با فیلم «نفس کشیدن آتش» («Respirando fuego») اولین فیلم بلند داستانی خود را ارائه میدهد. این درام به بررسی سوءاستفاده، قدرت و هویت در یک رابطه همجنسگرایانه در دنیای رقابتی آشپزی عالی میپردازد. این پروژه بخشی از برنامه انکوباتور ECAM، برنامه توسعه مدرسه فیلم مادرید است که به سکوی پرتابی برای اولین فیلمهای بلند اسپانیایی تبدیل شده است.
فیلم داستان برتا، دانشجوی ۲۰ ساله آشپزی را دنبال میکند. او تحت تأثیر دانیلا، یک سرآشپز جوان و با استعداد قرار میگیرد. رابطه آنها که بر پایه اشتیاق مشترک شکل گرفته، به سرعت به یک رابطه شدید اما خفهکننده تبدیل میشود.
در طول پنج سال، تحسین برتا به وابستگی و در نهایت به خشونت تبدیل میشود. او خود را در چرخهای از کنترل، شرم و سکوت گرفتار میبیند. تا اینکه یک برخورد اتفاقی با زنی جوان به نام ایونه، امکان زندگی دیگری را برای او بیدار میکند.
«وقتی به فیلمهایی که دینامیکهای سمی را به تصویر میکشند نگاه کردم، متوجه شدم که بیشتر آنها بر اساس یک دوگانگی ساده ساخته شدهاند: مهاجم/قربانی، سیاه/سفید، مرد/زن»، جیمینز به ورایتی گفت. او افزود: «همچنین فکر میکنم که نمایندگی دینامیکهای سمی در زوجهای همجنس کم است. ما اغلب در به تصویر کشیدن شخصیتهای کوییر بسیار محتاط بودهایم و از پیچیدگیها اجتناب کردهایم. این به دلیل ترس از تقویت انگ بوده است. من معتقدم که زمان آن رسیده است که به رویکردی با جزئیات بیشتر بپردازیم.»
کارگردان معتقد است که مشکل اصلی در پدرسالاری نهفته است، نه در مردانگی. او اظهار داشت: «میخواهم مخاطبان درک خود را از سوءاستفاده گسترش دهند و تشخیص دهند که این مسئله بسیار بیشتر از آنچه دوست داریم بپذیریم، وجود دارد. برای بسیاری از قربانیان، دیدن خود به عنوان قربانی بسیار دشوار است. این امر به دلیل نحوه نمایش سوءاستفاده در رسانهها و داستانها است که بسیار قطبی شدهاند. در واقعیت، به ندرت اینقدر واضح است.»
آشپزی عالی: استعارهای برای زندگی
آشپزی عالی به عنوان پسزمینه و استعارهای عمل میکند. این حوزه بسیار پرتقاضا است و مرز بین زندگی و کار را محو میکند. جیمینز توضیح داد: «این پیگیری بیوقفه برای کمال به راحتی میتواند به شکلی از خودآزاری تبدیل شود.» او افزود: «این فرهنگ فشار، سلسلهمراتب و جاهطلبی، رابطهای را که در قلب فیلم است، منعکس میکند. جایی که اشتیاق به کنترل تبدیل میشود و تلاش برای برتری به سلطهگری میانجامد.»
کارگردان به فیلمهای «تار» اثر تاد فیلد و «من عشق هستم» اثر لوکا گوادانینو به عنوان تأثیرات کلیدی اشاره میکند. همچنین «جنگ سرد» اثر پاول پاولیکوفسکی و «خداحافظ عشق اول» اثر میا هانسن-لووه نیز از جمله این تأثیرات هستند. او گفت: «این فیلمها به من الهام میدهند که چگونه زمان را مدیریت کنم و تنش را حفظ کنم. همچنین داستانهای صمیمی را به حماسه تبدیل کنم.»
کار او بر روی «لا مسیاس» تأثیرگذار بود. او افزود: «مشاهده فرآیند کار لوس جاویس بینهایت ارزشمند بود. توانایی آنها در اعتماد به شهود و نشان دادن همدلی نسبت به شخصیتهای ناقص چیزی است که من نیز میخواهم در کار خودم به کار ببرم.»
تولید شده توسط دیوید گونزالز مارسلو و تاتیانا ویلاکوب در لا فیلمهورا سویا، فیلم “من آتش نفس میکشم” با بودجهای معادل ۲.۳۲ میلیون یورو (۲.۷ میلیون دلار) در حال حاضر به دنبال تأمین مالی است.
دیدگاه کارمن و رویکرد منحصر به فرد
گونزالز گفت: «از همان ابتدا، دیدگاه کارمن به شدت با ما همخوانی داشت. رویکرد او به موضوع حساسی مانند سوءاستفاده، با دقت و بدون ترس از پیچیدگی، منحصر به فرد به نظر میرسید. قرار دادن داستان در دنیای بسیار سینمایی مانند آشپزی عالی، لایهای اضافی از تنش و اصالت به آن افزود.»
به نظر ویلاکوب، ترکیب صمیمیت و جهانی بودن فیلم نقطه قوت آن است. او گفت: «ما معتقدیم که فیلم پتانسیل قوی در جشنوارههای بینالمللی بزرگ دارد، به ویژه در بخشهایی که به صداهای جدید و روایتهای جسورانه میپردازند.»
آزادی و تعریف مجدد موفقیت
برای خیمنز، این پروژه در نهایت درباره آزادی است. او گفت: «سفر برتا درباره تعریف مجدد موفقیت است. او باید انتظارات خارجی را کنار بگذارد و با آنچه واقعاً در مورد آشپزی دوست دارد، دوباره ارتباط برقرار کند. با آزاد کردن خود از ایدهآلهای تحمیلی، او شروع به یافتن راه خود و صدای خود میکند. امیدوارم فیلم مخاطبان را تشویق کند تا در زندگی خود تأمل کنند و بپرسند: آیا روشی که روزهایم را میگذرانم واقعاً برای من معنا دارد؟»




