دَمی با غم به سر بردن، جهان یک سر نمیارزد
به می بفروش دلقِ ما، کز این بهتر نمیارزد
به کویِ می فروشانش، به جامی بر نمیگیرند
زهی سجادهٔ تقوا که یک ساغر نمیارزد
رقیبم سرزنشها کرد کز این باب رُخ برتاب
چه افتاد این سر ما را که خاکِ در نمیارزد؟
شکوهِ تاجِ سلطانی که بیمِ جان در او دَرج است
کلاهی دلکش است اما به تَرکِ سر نمیارزد
چه آسان مینمود اول غمِ دریا به بوی سود
غلط کردم که این طوفان به صد گوهر نمیارزد
تو را آن بِهْ که رویِ خود ز مشتاقان بپوشانی
که شادیِّ جهانگیری، غمِ لشکر نمیارزد
چو حافظ در قناعت کوش و از دنیایِ دون بگذر
که یک جو مِنَّتِ دونان دو صد من زر نمیارزد
تعبیر فال شما
این غزل به ما یادآوری میکند که ارزش زندگی در شادی و آرامش نهفته است و غم و اندوه نباید بر ما غالب شود. حفظ تقوا و پرهیز از تعلقات دنیوی، اگرچه ممکن است دشوار به نظر برسد، اما در نهایت به آرامش دل میانجامد. در مواجهه با مشکلات، قناعت و بیتوجهی به زرق و برق دنیا، راهی به سوی آرامش و رضایت واقعی است. از این رو، به جای دلبستگی به مادیات و قدرت، بر دوستی و محبت تمرکز کنید. با قناعت و حکمت، زندگی خود را سادهتر و شادتر کنید.


توسط
توسط
توسط
توسط


