دلا، رَفیقِ سفر بختِ نیکخواهت بس
نسیمِ روضهٔ شیراز، پیکِ راهت بس
دگر ز منزلِ جانان سفر مَکُن درویش
که سِیرِ معنوی و کُنجِ خانقاهت بس
وگر کمین بِگُشایَد غمی ز گوشهٔ دل
حریمِ درگهِ پیرِ مغان، پناهت بس
به صَدرِ مِصْطَبه بنشین و ساغرِ مِی نوش
که این قَدَر ز جهان، کسبِ مال و جاهَت بس
زیادتی مَطَلَب، کار بر خود آسان کن
صُراحیِ مِیِ لعل و بُتی چو ماهَت بس
فلک به مَردمِ نادان دهد زِمامِ مراد
تو اهل فضلی و دانش، همین گناهت بس
هوایِ مسکن مألوف و عهدِ یارِ قدیم
ز رهروانِ سفرکرده، عذرخواهت بس
به مِنَّتِ دگران خو مَکُن که در دو جهان
رضایِ ایزد و اِنعامِ پادشاهت بس
به هیچ وِردِ دگر نیست حاجت ای حافظ
دعایِ نیمْشب و درسِ صبحگاهت بس
تعبیر فال شما
ای دوست عزیز، در این غزل حافظ به تو توصیه میکند که به دنبال آرامش درونی و معنوی باشی و از دنیای مادی و دغدغههای آن فاصله بگیری. او اشاره میکند که رضایت خداوند و خودشناسی از هر چیزی ارزشمندتر است. با تکیه بر دانش و فضیلت خود، زندگیات را ساده و بینیاز از تأیید دیگران کن. در نهایت، نیایش شبانه و آموختن در صبحگاه، برای رسیدن به آرامش و سعادت کافی است. به یاد داشته باش که سادگی و آرامش درونی، کلید خوشبختی است.

توسط
توسط
توسط



