شهریست پُر ظریفان وز هر طرف نگاری
یاران! صلای عشق است گر میکنید کاری
چشم فلک نبیند زین طُرفهتر جوانی
در دست کس نیفتد زین خوبتر نگاری
هرگز که دیده باشد جسمی ز جان مُرَکَّب؟
بر دامنش مبادا زین خاکیان غباری
چون من شکستهای را از پیش خود چه رانی؟
کم غایت توقع بوسیست یا کناری
مِی بیغش است دریاب، وقتی خوش است بشتاب
سال دگر که دارد امّید نوبهاری؟
در بوستان حریفان مانند لاله و گل
هر یک گرفته جامی بر یادِ رویِ یاری
چون این گره گشایم وین راز چون نمایم
دردی و سخت دردی، کاری و صعب کاری
هر تار موی حافظ در دست زلفِ شوخی
مشکل توان نشستن در این چنین دیاری
تعبیر فال شما
در این غزل، حافظ به زیبایی از عشق و جوانی سخن میگوید و به ارزش لحظات خوش زندگی اشاره میکند. او دوستان را به بهرهبرداری از فرصتهای شادمانی دعوت میکند و از گذر سریع زمان یاد میکند. در این شهر پر از زیبایی و ظرافت، عشق همچون گوهری نایاب است که باید با دقت و احترام نگهداری شود. زندگی در این فضای عاشقانه با وجود دشواریها، همچنان دلانگیز و پر از امید است. به یاد داشته باشید که هر لحظه را غنیمت بشمارید و در جستجوی زیباییهای اطرافتان باشید.

توسط
توسط

توسط


