صبا اگر گذری اُفتَدَت به کشور دوست
بیار نَفحِهای از گیسوی مُعَنبَر دوست
به جانِ او که به شکرانه جان برافشانم
اگر به سویِ من آری پیامی از برِ دوست
و گر چنان که در آن حضرتت نباشد بار
برایِ دیده بیاور غباری از درِ دوست
منِ گدا و تمنایِ وصلِ او هیهات
مگر به خواب ببینم خیالِ منظرِ دوست
دل صِنوبَریام همچو بید لرزان است
ز حسرتِ قد و بالای چون صنوبرِ دوست
اگر چه دوست به چیزی نمیخرد ما را
به عالمی نفروشیم مویی از سرِ دوست
چه باشد ار شود از بندِ غم دلش آزاد
چو هست حافظِ مسکین غلام و چاکر دوست
تعبیر فال شما
این غزل از حافظ بیانگر اشتیاق و آرزوی عمیق برای دیدار محبوب است. شاعر از نسیم صبا میخواهد که بوی خوش یار را به او برساند و حتی غباری از دیار او را برای تسکین چشمهای مشتاقش بیاورد. این اشتیاق به وصال، نشاندهنده عمق وفاداری و عشق پاک به محبوبی است که شاید در این دنیا دستنیافتنی به نظر برسد. پیام این غزل به ما یادآوری میکند که حتی در سختترین شرایط، عشق و امید میتواند راهگشا باشد و دلهای ما را به سوی زیباییهای ناپیدا هدایت کند. در مسیر زندگی، به یاد داشته باشید که وفاداری و عشق راستین ارزشمندترین سرمایهها هستند.

توسط

توسط
توسط


