درآ که در دلِ خسته، توان درآید باز
بیا که در تنِ مُرده، رَوان درآید باز
بیا که فُرقَتِ تو، چشمِ من چنان در بست
که فتحِ بابِ وصالت مگر گشاید باز
غمی که چون سپهِ زنگ، مُلکِ دل بگرفت
ز خیلِ شادیِ رومِ رُخَت زُدایَد باز
به پیشِ آینهٔ دل هر آن چه میدارم
به جز خیالِ جمالت، نمینماید باز
بدان مَثَل که شب آبستن است روز از تو
ستاره میشِمُرَم تا که شب چه زاید باز
بیا که بلبلِ مطبوعِ خاطرِ حافظ
به بویِ گُلبُنِ وصلِ تو میسُراید باز
تعبیر فال شما
این غزل به امید و آرزوی وصال با معشوق پرداخته و از تاثیر عمیق جدایی بر دل سخن میگوید. شاعر به شما یادآور میشود که در لحظات سختی و دلتنگی، امید به دیدار دوباره میتواند دل را زنده کند. اگرچه غم و دوری ممکن است چشمانتان را ببندد، اما نور وصال میتواند دوباره راه را روشن کند. به یاد داشته باشید که در تاریکی شب، ستارگان امید را بشمارید و به روزی روشنتر نگاه کنید. همیشه به یاد داشته باشید که امید و عشق میتواند حتی در سختترین شرایط، روح را تازه کند.

توسط


توسط


