عیشم مدام است، از لعل دلخواه
کارم به کام است، الحمدلله
ای بخت سرکش! تنگش به بَر کش
گه جام زرکش، گه لعل دلخواه
ما را به رندی، افسانه کردند
پیران جاهل، شیخان گمراه
از دست زاهد، کردیم توبه
و از فعل عابد، استغفرالله
جانا چه گویم؟ شرح فراقت
چشمی و صد نم، جانی و صد آه
کافر مبیناد، این غم که دیدهست
از قامتت سرو، از عارضت ماه
شوق لبت برد، از یاد حافظ
درس شبانه، ورد سحرگاه
تعبیر فال شما
این غزل از حافظ به شادی و سرخوشی از عشق و زیبایی میپردازد. شاعر از زندگی مطلوب خود و دوری از زهد و ریاضت سخن میگوید و به عشق و دلبستگیاش به محبوب اشاره میکند. او از تأثیرات مثبت عشق بر زندگیاش و از زیباییهای محبوبش سخن به میان میآورد. در این مسیر، از نقدهای نادرست و قضاوتهای ناصواب دیگران نیز عبور کرده است. پیام این غزل این است که با شکرگزاری و عشق به زندگی، میتوان بر مشکلات و قضاوتهای نادرست دیگران غلبه کرد و زندگیای سرشار از شادی داشت.

توسط
توسط
توسط
توسط


