طالع اگر مدد دهد، دامَنَش آوَرَم به کف
گر بِکَشَم زهی طَرَب، ور بِکُشَد زهی شرف
طَرْفِ کَرَم ز کَس نَبَست، این دلِ پُر امیدِ من
گر چه سخن همی بَرَد، قصهٔ من به هر طرف
از خَمِ ابرویِ توام، هیچ گشایشی نشد
وَه که در این خیالِ کَج، عمرِ عزیز شد تلف
اَبرویِ دوست کِی شود، دَستکَشِ خیالِ من؟
کس نزدهست از این کمان، تیرِ مراد بر هدف
چند به ناز پَروَرَم، مِهرِ بُتانِ سنگدل
یادِ پدر نمیکنند، این پسرانِ ناخَلَف
من به خیالِ زاهدی، گوشهنشین و طُرفه آنک
مُغْبَچهای ز هر طرف، میزندم به چنگ و دَف
بیخبرند زاهدان، نقش بخوان و لاتَقُل
مستِ ریاست محتسب، باده بده و لاتَخَف
صوفی شهر بین که چون، لقمهٔ شُبهه میخورد
پاردُمَش دراز باد، آن حَیَوانِ خوش علف
حافظ اگر قدم زنی، در رَهِ خاندان به صِدق
بدرقهٔ رَهَت شود، همَّتِ شَحنِهٔ نجف
تعبیر فال شما
این غزل به امید و تلاش در مسیر عشق و صداقت اشاره دارد. شاعر از چالشها و موانعی که در مسیر عشق با آنها مواجه است سخن میگوید و از اهمیت صداقت و نیت پاک در دستیابی به اهداف یاد میکند. او از بیتوجهی به ظواهر و تمرکز بر حقیقت درونی و عشق واقعی انتقاد میکند. در نهایت، اگر با صداقت و ایمان به راه خود ادامه دهید، حمایت و راهنمایی الهی را خواهید داشت. به خود و مسیرتان ایمان داشته باشید و با پشتکار ادامه دهید.

توسط
توسط
توسط
توسط


