📋 خلاصه مقاله:
نسخه جدید فیلم «مرد دونده» با کارگردانی ادگار رایت و بازی گلن پاول، داستانی درباره خشونت به عنوان سرگرمی و کنترل اجتماعی را به تصویر میکشد. این فیلم با الهام از رمان استیون کینگ، به نقد جامعهای میپردازد که در آن قتل به سرگرمی تبدیل شده است.
این نسخه از فیلم، نسبت به نسخه ۱۹۸۷ با بازی آرنولد شوارتزنگر، بهبود یافته است. با این حال، داستان پیشگویانه استیون کینگ درباره خشونت به عنوان سرگرمی و کنترل، تأثیر شوکآور کمتری برای آینده باقی گذاشته است.
در دهه ۱۹۸۰، فیلمهای علمی-تخیلی با نمایش آینده به عنوان یک کابوس بزرگ از جایی که به سمت آن میرفتیم، محبوبیت زیادی داشتند. فیلمهایی مانند «بلید رانر»، «اوتلند»، «ترمیناتور» و «فرار از نیویورک» از جمله این آثار بودند. یکی از این فیلمها «مرد دونده» بود که از رمان استیون کینگ در سال ۱۹۸۲ اقتباس شده بود. این کتاب درباره یک مسابقه تلویزیونی مرگبار است و اکنون به نظر میرسد که حلقه گمشدهای بین «شبکه» و «بازیهای گرسنگی» باشد.
انتشار فیلم «مرد دونده»
فیلم «مرد دونده» در سال ۱۹۸۷ منتشر شد. این فیلم سنگین با بازی آرنولد شوارتزنگر همراه بود. میتوان گفت که ادگار رایت
کارگردان نسخه جدید، فیلمی قابل قبول با حضور بروس ویلیس ساخته است. صحنهپردازی با زمانبندی دقیق و سادیستی انجام شده و عنصر انسانی به ندرت بر هرج و مرج طراحی شده غلبه میکند.
نقشآفرینی گلن پاول
گلن پاول به عنوان مردی از طبقه پایین که به قهرمان بازمانده یک نمایش رقابتی مرگبار تبدیل میشود، نقشآفرینی میکند. این نمایش شبیه به نسخه بهروز شده “خطرناکترین بازی” در عصر تلویزیون واقعیتنما است. او با چشمان کوچک، بدن عضلانی و تحویل سریع خود، روحیهای وحشیانه را به تصویر میکشد. گاهی اوقات، بر اساس منطق فیلمی مانند این، این روحیه تنها راه حل برای شرافت است.
پاول که در تگزاس به دنیا آمده و بزرگ شده، میداند چگونه ویژگیهای خود را به نگاه انتقامجویانه تبدیل کند. با این حال، هنوز هم چیزی اساساً شیرین در مورد او وجود دارد. او در حال تقلید از بیرحمی قهرمانان اکشن دهه ۸۰ است.
و حتی این سادهترین بخش فیلم است. آنچه در اینجا ذکر نشده، این است که ادگار رایت فیلمسازی است که هرگز با مفهومی روبرو نشده که نتواند آن را به چیزی پر زرق و برق و چشمگیر تبدیل کند.
فیلم قبلی رایت، «شب گذشته در سوهو»، به عنوان یک خیالپردازی جذاب از لندن دهه شصت آغاز شد. سپس به یک جشن هیولایی از تاریکی همه چیز تبدیل شد که با افراط و تفریط خود تقریباً به من PTSD داد. «مرد دونده» محدودتر است؛ فیلم به خوبی کنار هم قرار گرفته و عمدتاً از قوانین سینمای تجاری اصلی پیروی میکند.
جذابیت پروژه برای رایت
با این حال، واضح است که آنچه رایت را به این پروژه جذب کرد، شیفتگی او به جامعهشناسی علمی-تخیلی یک آیندهنگری ایالات متحده است. در این آیندهنگری، قتل به عنوان سرگرمی است و تودهها این چیزها را مانند یک دارو مصرف میکنند تا آنها را در خط نگه دارند. تنها راه خروج از چرخه خشونت به عنوان کنترل ذهن، این است که یک نفر شجاعت و افتخار را به دست آورد تا همه چیز را منفجر کند.
نکته عجیب درباره تماشای «مرد دونده» امروز این است که در دهه ۸۰ و حتی دهه ۹۰، تمام دیدگاههای دیستوپیایی بر اساس احساسی از شوک آینده بنا شده بودند. این فیلمها به عنوان زنگ خطری از آینده فاشیستی عمل میکردند. اکنون آمریکا به آن واقعیتها نزدیکتر احساس میشود. به همین دلیل و به دلیل اینکه ما تعداد زیادی فیلم علمی تخیلی با دیدگاههای تیره و تار دیدهایم، دیستوپیا اکنون هوایی است که تخیلات ما در آن نفس میکشد. ارزش شوک کمی برای جامعه فاسدی که «مرد دونده» جدید به نمایش میگذارد باقی مانده است.
ببینید، اینجا بابی تی، مجری شیک و جذاب برنامه است که توسط کولمن دومینگو با لبخندی بزرگ و لذتبخش در کمپ رسانهای به عنوان یک پیپر اخلاقی بازی میشود. تماشاگران استودیویی به هر چیزی که او میگوید، مانند گروهی از «احمقها» میخندند. شرطهای چیده شده شکار است. سه شرکتکننده باید برای ۳۰ روز زنده بمانند و به هر جایی که میتوانند بروند تا زنده بمانند. اما شکارچیان، یک نیروی ویژه از قاتلان نخبه به رهبری ایوان مککون (لی پیس)، با ماسک مرد نامرئی ترسناکی زیر عینکهایش، به دنبالشان هستند. آنها قبل از اینکه هفته اولتان را پشت سر بگذارید، شما را شکار خواهند کرد.
و اینجا قدرت پشت همه اینها: دن کیلیان، با بازی جاش برولین با لبخندی پر از دندان، فساد از او مانند بخار بیرون میآید.
معامله با شیطان
کیلیان رئیس شبکه است و بنابراین قدرتمندترین فرد در ایالات متحده محسوب میشود. او با بن ریچاردز، با بازی پاول، ملاقات میکند و به او معاملهای با شیطان پیشنهاد میدهد. او میخواهد بن ستاره مسابقه “مرد دونده” او باشد. هدف این است که بن از مخزن خشم خود استفاده کند و از دستگیرکنندگانش فرار کند. همه اینها برای افزایش رتبهبندیها است.
تبدیل به سلبریتی شورشی
اینگونه کار میکند: تماشاگران برای پیروزی شکارچیان تشویق میکنند. اما هرچه یک شرکتکننده بیشتر زنده بماند، بیشتر به یک سلبریتی شورشی تبدیل میشود. این تنها میل تماشاگران برای دیدن نابودی او را تغذیه میکند. زیرا این قرار است یک اوج واقعی سرگرمی باشد.
بن که به دلیل “نافرمانی” از یک شغل به شغل دیگر اخراج شده است، در آپارتمانی شبیه به زندان با همسرش شیلا (جیمی لاوسون) و دختر جوانش زندگی میکند. در صحنههای ابتدایی، دخترش به آنفولانزا مبتلا شده که ممکن است به مرگ او منجر شود. آنها توانایی خرید دارو یا مراجعه به پزشک را ندارند. حالا این شروع به شبیه شدن به یک پیشگویی واقعی میکند.
به همین دلیل، بن تصمیم میگیرد به شبکه برود و برای برنامههای نمایشی خطرناک آنجا که پاداش آن به نسبت مستقیم با خطر است، آزمون دهد. او نمیخواهد در “مرد دونده” شرکت کند، اما این همان چیزی است که کیلیان میخواهد. او نگاهی به بن میاندازد و یک شرکتکننده پرولتاریای خشمگین را به عنوان ستاره اکشن میبیند. این دو قبل از اینکه بن حتی شروع به دویدن کند، به توافق رسیدهاند.
یک یکنواختی تکراری در ساختار داستان وجود دارد. بن مدام با افرادی روبرو میشود که به او کمک میکنند. برای مثال، دوست قدیمیاش مولی (ویلیام اچ. میسی) به او یک شناسه جعلی و تغییر قیافه به شکل یک گیک با سبیل میدهد. این فیلم کمی از شخصیت «Hit Man» پاول به عنوان یک آفتابپرست هویتی الهام گرفته است.
سکانسهای هیجانانگیز و فرارهای نفسگیر
یک سکانس فوقالعاده در هتلی در بوستون وجود دارد. در این سکانس، بن با منفجر کردن کل مکان از زیرزمین، از دستگیری فرار میکند. این صحنه به طرز رضایتبخشی به سبک اکشنهای قدیمی است و هیجان زیادی به داستان میافزاید.
اما رایت که تلاش میکند بیشتر از فیلم آرنولد به جوهره رمان کینگ بپردازد، به چیزی بیش از رویاروییهای “انفجاری” فکر میکند. کینگ یکی از تهیهکنندگان اجرایی نسخه جدید است. او زمان زیادی را به قسمتی اختصاص میدهد که مایکل سرا به عنوان نویسندهای عصبی از زینها که به چرخدستی هاتداگ پدر پلیس فقیدش وسواس دارد، میپردازد. پدرش پس از اخراج از نیرو به دلیل صداقت مجبور به انجام آن شد. امیلیا جونز به عنوان یک غیرنظامی پرانرژی که بن برای فرار سریع در جاده هدف قرار میدهد، حضور دارد.
سکانس اوج و رویارویی بن
سکانس اوج که در یک هواپیمای نظامی تنظیم شده است، با رویارویی بن با شکارچیان همراه است. این سکانس در یک تریلر بروس ویلیس سادهتر و رضایتبخشتر میبود.
با زنده ماندن بن، او به یک رهبر شورشی تبدیل میشود که با شعار «ریچاردز زنده است!» شناخته میشود. این موضوع به نظر اغراقآمیز میرسد زیرا فیلم تلاش میکند هر دو طرف را نشان دهد. از یک سو، تلویزیون واقعنمای قاتلانه را به عنوان اوج انحراف اجتماعی و فریبی برای جذب تودهها به تصویر میکشد. از سوی دیگر، میگوید که تلویزیون با قهرمان مناسب میتواند سکوی پرتابی برای انقلاب باشد. در «مرد دونده»، این خیال مانند رویایی پر از هیجان به نظر میرسد.




