Image

کارگردان «Predator: Badlands» درباره پایان غافلگیرکننده، تأثیر احتمالی «The Avengers» بر فیلم‌های آینده و حضور غیرمنتظره «Stranger Things»

📋 خلاصه مقاله:

“Predator: Badlands” با تغییر نقش یائوتجا به قهرمان، داستان دک را روایت می‌کند که با چالش‌های خانوادگی و هم‌پیمانان غیرمنتظره روبرو می‌شود. فیلم با تمرکز بر شخصیت‌ها و اکولوژی سیاره، به دنبال تغییرات در فرنچایز “شکارچی” است.

هشدار اسپویلر: این داستان شامل جزئیات مهمی از طرح است. از جمله پایان فیلم “Predator: Badlands” که در حال حاضر در سینماها در حال اکران است.

وقتی کارگردان شروع به تصور “Predator: Badlands” کرد، می‌دانست که می‌خواهد با این فرنچایز علمی تخیلی ۳۸ ساله کاری کاملاً متفاوت انجام دهد. او قبلاً این کار را با “Prey” در سال ۲۰۲۲ انجام داده بود. این فیلم در اوایل قرن هجدهم اتفاق می‌افتد و داستان زنی از قوم کومانچی (با بازی امبر میدتاندر) را دنبال می‌کند. او باید تنها با تکیه بر هوش و سگ وفادارش با هیولای بیگانه ترسناک مقابله کند.

اولین فیلم انیمیشنی فرنچایز

تراختنبرگ بار دیگر این کار را با اولین فیلم انیمیشنی فرنچایز، “Predator: Killer of Killers” در سال ۲۰۲۵ انجام داد. این فیلم به کارگردانی مشترک با جاشوا واسونگ ساخته شده است. داستان روایت می‌کند چگونه یک جنگجوی وایکینگ از قرن نهم، یک نینجای ژاپنی از قرن هفدهم و یک خلبان آمریکایی از جنگ جهانی دوم موفق می‌شوند یکی از بیگانگان معروف به یائوتجا را شکست دهند. اما سپس دستگیر می‌شوند، در حالت تعلیق منجمد می‌شوند و به یک نبرد گلادیاتوری که توسط یک ارباب جنگی بی‌رحم یائوتجا نظارت می‌شود، پرتاب می‌شوند.

برای “Badlands” که توسط پاتریک آیسون، نویسنده “Prey”، نوشته شده است، تراختنبرگ تصمیم گرفت کل فرضیه سریال را معکوس کند. او یائوتجا را نه به عنوان شرور داستان، بلکه به عنوان قهرمان آن معرفی کرد.

فیلم با دک (دیمیتریوس شوستر-کولواماتانگی) آغاز می‌شود. او با برادرش کویی (مایک هومیک) در حال مبارزه است تا خود را شایسته پدرشان، نجور (روبن د جونگ) ثابت کند. اما نجور به کویی دستور می‌دهد که دک را، که او را یک ننگ می‌داند، اعدام کند. در عوض، کویی خود را فدا می‌کند تا دک را آزاد کند. او برادرش را به سیاره مرگبار جنا می‌فرستد تا کاری را انجام دهد که هیچ یائوتجایی دیگری نتوانسته است: کشتن شکارچی برتر و به ظاهر شکست‌ناپذیر سیاره، کالیسک.

در سیاره جننا، دک به سرعت متوجه می‌شود که تقریباً هر گیاه و حیوانی در این سیاره در تلاش است تا او را بکشد. اما او با دو هم‌پیمان غیرمنتظره روبرو می‌شود.

هم‌پیمانان غیرمنتظره دک

اولین نفر تیا (با بازی ال فانینگ) است. او یک اندروید دوستانه از شرکت وایلند-یوتانی است. این شرکت بخشی از همکاری بین فرنچایزهای «شکارچی» و «بیگانه» است که با فیلم «بیگانه علیه شکارچی» در سال ۲۰۰۴ آغاز شد. تیا، که عضو یک گروه اکتشافی تماماً اندرویدی به جننا است، در یک برخورد قبلی با کالیسک از پاهایش جدا شده است. بنابراین او دک را متقاعد می‌کند که از دانش او درباره گیاهان و جانوران محلی به عنوان یک «ابزار» برای شکارش استفاده کند تا او را به نیمه پایینی گمشده‌اش بازگرداند.

ملاقات با بود

در مسیر، آنها با بود روبرو می‌شوند. بود موجودی به طرز شگفت‌انگیزی دوست‌داشتنی و تقریباً به اندازه یک سگ بزرگ است. او به قدری به دک علاقه‌مند می‌شود که روی او تف می‌کند تا او را به عنوان بخشی از قبیله‌اش علامت‌گذاری کند. اما دک بود را رها می‌کند زیرا معتقد است یائوتجا باید به تنهایی شکار کنند.

در نهایت، دک با کالیسک در نبردی شدید مواجه می‌شود. او موفق می‌شود سر کالیسک را قطع کند. اما متوجه می‌شود که توانایی‌های بازسازی کالیسک بسیار قوی است. کالیسک می‌تواند سر خود را دوباره به بدنش متصل کند. وقتی کالیسک تازه بازسازی شده برای کشتن دک حمله می‌کند، ناگهان متوقف می‌شود. او به چیزی که از بدن دک بوییده است، واکنش نشان می‌دهد.

دیمیتریوس شوستر-کولواماتانگی (چپ) با کالییسک در “Predator: Badlands” مواجه می‌شود.

استودیوهای قرن بیستم

در آن لحظه، هم دک و هم کالیسک توسط خواهر اندرویدی تیا، تسسا (همچنین فنینگ)، که تحت دستورهای هوش مصنوعی بی‌رحم وی‌لند-یوتانی، مو/ث/ور، برای دستگیری کالیسک به هر قیمتی است، منجمد می‌شوند. تسسا دک را شکنجه و تمسخر می‌کند و تیا را شوکه می‌کند. تیا تصمیم می‌گیرد به دک برای فرار کمک کند، حتی اگر به معنای از کار افتادن خودش توسط تسسا باشد.

فداکاری تیا و کشف جدید دک

دک که از فداکاری تیا متحیر شده است، پس از اینکه دوباره با باد متحد می‌شود، کشف غیرمنتظره دیگری می‌کند. این یک کالیسک بچه است و تسسا مادرش را ربوده است. کالیسک قبلاً او را بخشیده بود زیرا باد او را علامت‌گذاری کرده بود. آنها اکنون خانواده او هستند.

مأموریت جدید دک و باد

بنابراین دک مأموریت خود را مجدداً متمرکز می‌کند و با باد برای نجات تیا و کالیسک همکاری می‌کند. آنها این کار را انجام می‌دهند، اما وقتی کالیسک به طور کامل تسسا را می‌بلعد، اندروید از داخل موجودی که تا کنون غیرقابل کشتن بود، منفجر می‌شود. دک پشت سر تسسا را می‌زند و او را به طور دائمی می‌کشد.

دک به سیاره خانگی خود، یائوتجا پرایم، بازمی‌گردد و جمجمه تسسا را به پدرش ارائه می‌دهد. پدرش او را رد می‌کند. اما دک آماده است. آنها مبارزه می‌کنند. دک پیروز می‌شود و باد، که اکنون بسیار بزرگ‌تر شده است، سر نجور را می‌بلعد.

پایان داستان و ظهور کشتی یائوتجا

فیلم با ایستادن دک در کنار تیا و باد، قبیله جدیدش، به پایان می‌رسد. در همین حال، یک کشتی بزرگ و ترسناک یائوتجا در افق ظاهر می‌شود. دک به تیا توضیح می‌دهد که این کشتی مادرش را حمل می‌کند.

تغییرات در فرانچایز «شکارچی»

همان‌طور که تراختنبرگ به ورایتی توضیح می‌دهد، افشاگری درباره باد و مادر دک بخشی از تمایل برای تغییر دادن هرچه بیشتر فرانچایز «شکارچی» بود.

او می‌گوید: «ما در حال ساخت فیلمی هستیم که در آن هیولا، شکارچی، مادرزادی زشت، قهرمان داستان است. من فکر نمی‌کردم که این تنها ایده دیوانه‌وار باشد.»

فیلمساز درباره چگونگی طراحی تمام موجودات در جننا توسط او و تیمش صحبت کرد. او توضیح داد چرا “انتقام‌جویان” در ذهنش است وقتی به آینده فرنچایز “شکارچی” فکر می‌کند. همچنین، او به دعوت خالقان “چیزهای عجیب” برای یک حضور کوتاه اشاره کرد و توصیه‌ای از جیمز کامرون دریافت کرد. (افشا: تراختنبرگ و من زمانی که فرزندانمان به یک پیش‌دبستانی می‌رفتند، دوست شدیم.)

دن تراختنبرگ در صحنه فیلمبرداری “Predator: Badlands”.

نیکولا داو/استودیوهای قرن بیستم

چگونه به طراحی موجودات در Genna نزدیک شدید؟

آیا ابتدا موجودات را طراحی کرده و سپس داستانی پیرامون آن‌ها ساختید یا برعکس؟

همه چیز واقعاً از روایت داستان شروع شد. طراحی موجودات واقعاً چالش‌برانگیز است. بعد از چند بار انجام این کار، معمولاً به این نتیجه می‌رسیم که “ما قبلاً این نوع سیلوئت را دیده‌ایم. اگر اینجا را منحنی کنیم به جای صاف، و اگر شاخ‌ها را روی آن بگذاریم چه می‌شود؟” اکنون می‌توانیم جلوه‌های بصری را به خوبی انجام دهیم. همه چیز جالب به نظر می‌رسد، اما هیچ‌کدام از آنها نمادین یا برجسته نمی‌شود. نمی‌خواستم به هیچ‌یک از این دام‌ها بیفتم.

تکامل موجودات در میدان چمن‌تیغی

به عنوان مثال، ما صحنه‌ای را در میدان چمن‌تیغی تنظیم کرده بودیم. موجودی که برای تغذیه در آن میدان‌ها تکامل یافته بود، زره‌ای بر روی پوست خود و منقاری برای پوشاندن دهانش برای دور کردن چمن‌ها توسعه می‌داد. این پوزه عجیب و غریب می‌توانست چرا کند. ما سعی کردیم این رویکرد را در همه جا اعمال کنیم. با فکر کردن به اینکه اکولوژی واقعی یا تکامل سیاره چگونه خواهد بود، موجودات حس مرتبط بودن داشته باشند — نه فقط برای جالب بودن یا ترسناک بودن.

چگونه به طراحی بود پرداختید؟

او کمی بامزه است و “شکارچی” و “بامزه” در گذشته مترادف نبوده‌اند.

شخصیت‌های متفاوت در فیلم

فیلم به شدت درباره شخصیت‌هایی است که به نظر می‌رسد به یک شکل هستند، اما در واقع کاملاً متفاوت‌اند. به راکت راکون یا گروت فکر کردم — دوست‌داشتنی، اما همچنین فوق‌العاده خفن. ما در حال ساخت فیلمی هستیم که در آن هیولا، شکارچی، زشت‌ترین موجود، قهرمان داستان است. فکر نمی‌کردم این باید تنها ایده دیوانه‌وار باشد.

من بارها به این فکر کرده‌ام که چرا “ترمیناتور ۲” یکی از نمادین‌ترین دیالوگ‌های سینمای اکشن را دارد: “هستا لا ویستا، بیبی.” این جمله از صحنه‌ای می‌آید که یک ربات با یک پسر نوجوان ارتباط برقرار می‌کند. این یکی از گرم‌ترین لحظات داستان است. من عاشق این ایده‌ام که دائماً با چیزی که شدید و حسی و وحشیانه به نظر می‌رسد و چیزی که احساسی است بازی کنم.

من عاشق این هستم که با وجود اینکه این فیلم بسیار خفن است، اما گرما و احساساتی هم در آن وجود دارد. از نظر فنی، من خیلی “ورلد آو وارکرفت” بازی می‌کنم و مرلاک موجودی از “ورلد آو وارکرفت” است که کمی در طراحی او تأثیر گذاشته است. سپس بین اینکه یک بود بزرگ چگونه خواهد بود و یک بود کوچک چگونه خواهد بود، برای پیدا کردن چیزهای درست جابجا می‌شدم.

صحنه‌های اکشن فوق‌العاده‌ای در این فیلم وجود دارد که کارهای شگفت‌انگیزی انجام می‌دهد. حتی “Prey” داستانی با یک جنگجو و سگش بود که از سیلوئت مد مکس و سگش الهام گرفته شده بود. همیشه چیزی واقعاً جذاب در مورد قهرمان و همکارش برای من وجود دارد. این چیزی است که باعث می‌شود به شکلی خاص به آن اهمیت دهیم. ما به موجودات و حیوانات به شکلی متفاوت از انسان‌ها اهمیت می‌دهیم. من عاشق ایده‌ی او هستم که در حال سفر است و چیزی کوچک در کنارش است. همیشه در ذهنم یک صحنه از “The Monster Squad” دارم که همه بچه‌ها با فرانکشتاین در سیلوئت غروب خورشید هستند. گاهی اوقات به این نوع از نمادشناسی فکر می‌کنم. بنابراین این هم بر آن تأثیر گذاشت.

تقریباً همین‌طور است. باید بگویم، در یک مقطع، ما به سمتی رفتیم که شاید تبدیل به [کالیست] شود. این تقریباً مانند یک گرملین است، همان موجودی که کوچک و ریز به نظر می‌رسد و سپس پوست خود را می‌ریزد و بزرگ می‌شود. این برای من کمی بیش از حد ماورایی به نظر می‌رسید. اما می‌دانم که سلیقه‌ها متفاوت است.

چالش‌های خانوادگی و جستجوی حقیقت

چیزی که واقعاً دوست داشتم این است که هم دک و هم تیا با وضعیت‌های خانوادگی بسیار ناراحت‌کننده‌ای دست و پنجه نرم می‌کنند. والدین سوءاستفاده‌گر و به اصطلاح، خانواده سوءاستفاده‌گر، در حالی که به دنبال چیزی هستند که قرار است وحشیانه‌ترین چیز باشد. در واقع، این همان چیزی است که در فیلم بهترین رابطه خانوادگی را دارد. بار دیگر، همه چیز از تمایل به شگفت‌زده کردن ناشی می‌شود.

لحظه‌ای از شگفتی

در لحظه‌ای که عنوان کارت ظاهر می‌شود، یک صخره بزرگ در پس‌زمینه با یک چیز بزرگ و کرم‌مانند که روی آن می‌خزد وجود دارد. آن چه بود؟

من همیشه به آن “سنگ‌خور” می‌گفتم. در فیلم “داستان بی‌پایان” یک جمله عالی وجود دارد: “یک سنگ‌خور؟ یک سنگ‌خور!” این جمله همیشه در ذهنم می‌ماند. آنها در پس‌زمینه چند صحنه حضور دارند. اما شما می‌پرسید، چرا هرگز به آنجا نمی‌رویم و با آن تعامل نمی‌کنیم؟

عنصر زنجیره غذایی در فیلم‌ها

[می‌خندد] ما همیشه سعی می‌کنیم که نوعی عنصر زنجیره غذایی را در قاب داشته باشیم و آن را مرگبار نشان دهیم. اغلب وقتی این نوع فیلم‌ها را می‌سازیم، مانند جزیره جمجمه در نیمه اول یک فیلم “کینگ کونگ” یا هر چیز دیگری، مکان باشکوه است. اما موجودات مرگبار هستند. اگر می‌گوییم این یک سیاره مرگ است، همه چیز باید در تلاش برای کشتن باشد و همه چیز باید خطرناک به نظر برسد. بنابراین چیزی در گوشه‌ای وجود دارد که در حال خوردن چیز دیگری است.

چگونه نام جیمز کامرون در تشکرهای ویژه در پایان تیتراژ قرار گرفت؟

این موضوع به دو شکل اتفاق افتاد. او فیلم «Prey» را دید و آن را پسندید. این فیلم برای او بسیار جذاب بود. ما فیلم «Badlands» را در اوکلند، نیوزیلند فیلمبرداری کردیم. در همان زمان، او در ولینگتون مشغول ساخت «آواتار» بود. او مرا دعوت کرد تا به دیدن برخی از مراحل ساخت «آواتار» بروم. زمانی را در استیج صدای او گذراندیم. وقتی در اتاق تدوین بودیم، ایده‌ای که برای فیلم داشتیم را به او ارائه دادم. این فرآیند جدید شامل استفاده از یک نفر در لباس پروستتیک و سپس جلوه‌های ویژه برای چهره‌اش بود.

سپس در هنگام شام دوباره با هم ملاقات کردیم. وقتی نشست، گفت: «در راه اینجا به کاری که انجام می‌دهید فکر می‌کردم. باید بگویم، فکر می‌کنم که جواب می‌دهد.» این حرف او به من انرژی داد تا به اوکلند برگردم.

سپس، وقتی که داشتیم فیلم را به پایان می‌رساندیم، نسخه نهایی در وضعیت خوبی بود. نه کاملاً تمام شده، اما به‌طور کلی خوب بود. می‌خواستم آن را برای او بفرستم تا اگر وقت داشت، هر بازخوردی که می‌توانست بدهد. او یادداشتی برایم نوشت که شامل چیزهای زیادی بود. یکی از آن‌ها این بود: «باید بگویم، وقتی اولین بار شنیدم که چه کاری انجام می‌دهی، فکر نمی‌کردم که موفق شود. اما واقعاً شگفت‌انگیز است که توانستی این کار را انجام دهی.» این به من انگیزه داد.

فکر می‌کنم او دقیقاً می‌داند که کسی چه چیزی را باید بشنود و چه زمانی باید بشنود. او واقعاً یک فیلمساز بسیار سخاوتمند است.

قرار بود در فصل پنجم «Stranger Things» کارگردانی کنید قبل از اینکه اعتصابات برنامه شما را تغییر دهد، اما چگونه از خالقان این سریال، مت و راس دافر، به عنوان صدای کامپیوتر در کشتی دک استفاده کردید؟

ما در حال میکس کردن “Badlands” در همان استیج‌هایی بودیم که همزمان “Stranger Things” را میکس می‌کردند. برخی از همان میکسرهای صدا روی هر دو پروژه کار می‌کردند. ما نیاز داشتیم صدای کشتی یائوتجا را بسازیم. من گفتم، “چه می‌شود اگر از دافرها بخواهم این کار را انجام دهند؟ چقدر دیوانه‌وار خواهد بود؟” آن‌ها هیچ ایده‌ای نداشتند که من قرار است به آن‌ها یک تکه کاغذ بدهم که روی آن نوشته شده بود، “‘N, G, I, L, A’ یک کلمه است. موفق باشید!” آن‌ها باید خیلی سریع زبان یائوتجا را یاد می‌گرفتند. صدای کامپیوتر به شدت پردازش شده و باید تحت تأثیر به نظر برسد. بنابراین، ترکیب کردن صداهای آن‌ها و سپس انجام کارهای دیگر در کامپیوتر صدای کاملی ایجاد کرد.

ال فانینگ در نقش تس و تیا در “Predator: Badlands”.

20th Century Studios

از آنجا که “Badlands” جهان “Alien” را در بر می‌گیرد، آیا مشخص کرده‌اید که فیلم شما در چه زمانی نسبت به دیگر فیلم‌های هر دو مجموعه قرار دارد؟

به طور عمدی، این فیلم در آینده‌ای دورتر از هر دو مجموعه “Predator” و “Alien” قرار دارد. وقتی که در حال ساخت آن بودیم، واقعاً نمی‌دانستم چه اتفاقی با “Alien: Romulus” می‌افتد. حتی نمی‌دانم چقدر از “Alien: Earth” آگاه بودم. بنابراین نمی‌خواستم به کار کسی دخالت کنم. می‌خواستم مطمئن شوم که کار خودمان را انجام می‌دهیم. خودخواهانه، من قبلاً در دوره‌های زمانی مختلف “Predator” کار کرده بودم. برای همین از اینکه این فیلم در آینده و حتی پس از “Alien: Resurrection” باشد، هیجان‌زده بودم.

چیزی که درباره آن پایان دوست دارم این است که به عنوان یک پیچش نهایی در داستانی که به تازگی دیده‌ایم عمل می‌کند. همچنین، انتظاری برای چیزی ایجاد می‌کند که به نظرم بسیار جذاب است. اگر بخواهم به جلو بروم، فکر نمی‌کنم این تنها دلیل باشد. اما این یک عنصر بسیار جالب برای اضافه کردن خواهد بود.

ادامه داستان دک

چیزی که بسیار عالی است این است که اکنون همه این شخصیت‌های جالب را داریم. چه کسی می‌داند که بعدی چه خواهد بود؟ من نمی‌دانستم که بعدی قرار است “قاتل قاتلان” یا داستان دک باشد. سپس به این نتیجه رسیدیم که هر دو را همزمان انجام دهیم. درهای بسیاری برای ورود به مرحله بعدی باز است، این که مطمئن است.

همه چیز ممکن است وقتی شروع به نوشتن می‌کنیم، تغییر کند. با این حال، تا جایی که می‌توانستم نگاه کردم تا از آنچه انجام می‌دهم احساس راحتی کنم. هر فیلم یک فکر کامل است. این موضوع چندان متفاوت از کارهای اولیه مارول قبل از فیلم اول “انتقام‌جویان” نیست. در آن زمان، این فیلم‌ها عالی بودند و در نهایت، ما در واقع در حال آماده‌سازی این هستیم که چیزها می‌توانند به شکلی لذت‌بخش کنار هم بیایند. اما آنها به این شکل نبودند که بگویند: “ببینید چطور همه چیز ناگهان به طرز دیوانه‌واری به هم متصل شده است!” بنابراین من سعی می‌کنم این درس را یاد بگیرم و مطمئن شوم که هر یک از این فیلم‌هایی که می‌سازیم، ایده‌های فوق‌العاده‌ای برای فیلم‌ها به خودی خود هستند.

«قاتل قاتلان» با اتصال به «Predator»، «Predator 2» و «Prey» به پایان می‌رسد، و از آنجا که شما به تازگی به Avengers اشاره کردید، آیا به فکر ادغام همه این خطوط مختلف در یک چیز بزرگ‌تر بوده‌اید؟

این کار سخت است. جالب است که به این فکر کنیم، «وای خدای من، آیا جالب نخواهد بود اگر…». حتی در فیلمی که انتظار ندارید این اتفاق بیفتد. اما تنها زمانی جالب است که سفر به آنجا به همان اندازه ارزشمند باشد.

فکر می‌کنید چقدر می‌توانید در این فرنچایز زندگی کنید؟

فکر نمی‌کردم اینقدر طولانی در آن زندگی کنم. چیزی که متوجه شدم این است که به دلیل کدی که یائوتجا دارد، این امکان را به من داده تا نوع فیلم‌هایی را بسازم که همیشه می‌خواستم.

ویژگی‌های منحصر به فرد یائوتجا

این موجود مایکل مایرز یا جیسون نیست. فقط برای کشتن قربانیان در اطرافش نیست. این موجودی با فرهنگ و کد خاص خود است و به دنبال شایسته‌ترین‌ها می‌گردد. این موضوع در زندگی ما طنین‌انداز است، جایی که دائماً به این فکر می‌کنیم که چگونه در برابر دنیای بیرون، خودمان، در حرفه و عشق و هر چیز دیگری اندازه‌گیری می‌شویم.

ادامه داستان‌سرایی احساسی

بنابراین می‌توانم به ساخت فیلم‌هایی با این محور ادامه دهم که تمام این وزن تماتیک را تحمل می‌کند و داستان‌سرایی احساسی که دوست دارم را به ارمغان می‌آورد. همچنین، به دلیل اینکه این موجود با طراحی‌ها و ویژگی‌های منحصر به فردی که دیگر فرانچایزها ندارند، می‌توانم داستان‌هایی با اکشن‌های هیجان‌انگیز بسازم. واقعاً این امکان را به من داده تا داستان‌های بسیار متفاوتی بسازم و هر کدام از آنها شایسته خود فرانچایز باشند.

این داستان ویرایش و خلاصه شده است.

کارگردان «Predator: Badlands» درباره پایان غافلگیرکننده، تأثیر احتمالی «The Avengers» بر فیلم‌های آینده و حضور غیرمنتظره «Stranger Things»