📋 خلاصه مقاله:
کریس چاک در سریال «It: Welcome to Derry» نقش دیک هالوران را بازی میکند که با قدرتهای تلهکینتیک خود به داستان عمق میبخشد. این سریال با پرداختن به نقد نژادی و کلیشهها، شخصیتهای متنوعی را معرفی میکند و به تاریخچه خشونت نژادی میپردازد.
هشدار اسپویلر: این داستان شامل اسپویلرهایی از فصل ۱، قسمت ۳ سریال «It: Welcome to Derry» است که اکنون در HBO Max پخش میشود.
حضور کریس چاک در سریال «It: Welcome to Derry»
وقتی کریس چاک برای اولین بار در قسمت ۲ سریال «It: Welcome to Derry» از HBO ظاهر شد، طرفداران وفادار ژانر وحشت احتمالاً متوجه شدند که شخصیت او، دیک هالوران، نامی مشترک با سرآشپز تلهکینتیک هتل اورلوک در «درخشش» دارد. قسمت ۳ تأیید میکند که این تنها اشارهای به اثر دیگر استیون کینگ نیست.
در یک صحنه هیجانانگیز و ترسناک، سرباز جوان سیاهپوست قدرتهای منحصر به فرد خود را به نمایش میگذارد. این نمایش او را به یک کلاسیک تبدیل میکند. هالوران با بازی چاک، تفاوت زیادی با نسخه ناکام اسکاتمن کراوترز از این شخصیت در فیلم استنلی کوبریک در سال ۱۹۸۰ دارد. چاک به ورایتی میگوید: «هر کاری که انجام میدهم باید با وقار باشد.» او این وقار را با هدف و شدت قوی در طول نمایش به هالوران میبخشد.
دیک هالوران برای اولین بار در سال ۱۹۷۷ به عنوان شخصیتی جادویی معرفی شد. او تواناییهای روانی مشابه دنی تورنس را در سومین رمان استیون کینگ، «درخشش» به اشتراک میگذارد. او نقش برجستهای در کتاب دارد و در دنباله آن در سال ۲۰۱۳، «دکتر اسلیپ» دوباره ظاهر میشود. بین این دو، او به طور مختصر در رمان «آن» در سال ۱۹۸۶ حضور دارد، هرچند در یک فلشبک کوتاه. حتی چاک اعتراف میکند، «من هیچکدام از آن چیزها را در کتاب به یاد نمیآوردم. منظورم این است که کتاب ۳۰۰۰ داستان دارد. اشکالی ندارد که برخی از آنها را فراموش کنیم.»
با این حال، آن فلشبکهای متناوب در «It» بخش زیادی از مواد اولیه برای «Welcome to Derry» را فراهم میکنند. بنابراین، حضور کاننیکال هالوران در شهر به طور طبیعی در سریال پیشدرآمد گسترش مییابد. بر این اساس، چاک دوباره مواد اولیه را مطالعه کرد. با راهنمایی نویسنده، کارگردان و تهیهکننده اجرایی اندی موشیتی، شخصیت گذرا به طور کامل به نمایش درآمد.
هالوران در نسخه چاک از شخصیت، با تفسیرهای گذشته تفاوت دارد. انتقادات معاصر از «درخشش» اغلب به هالوران به عنوان یک شخصیت کلیشهای و نمادین سیاهپوست اشاره میکنند. چاک میگوید: «او واقعاً یک سیاهپوست جادویی است.» اما مشکل این است که او تنها فرد سیاهپوست در فیلم است. این دقیقاً در «درخشش» صدق میکند، جایی که هالوران کروترز در میان بازیگران کاملاً سفیدپوست قرار دارد.
«به دری خوش آمدید»، با این حال، از کلیشههای قدیمی فاصله میگیرد. در کنار Chalk به عنوان Hallorann، Jovan Adepo نقش Leroy Hanlon را بازی میکند. او یک سرگرد سیاهپوست ارتش است که همسر و پسری دارد. این دو شخصیت توسط Taylour Paige و Blake Cameron James به تصویر کشیده میشوند. همچنین Hank (Stephen Rider) و Veronica Grogan (Amanda Christine) حضور دارند. آنها یک پدر سیاهپوست مجرد و دخترش هستند که در سینمای شهر کار میکنند و در ناپدید شدن برخی کودکان شهر به عنوان قربانیان انتخاب میشوند. سایر سربازان سیاهپوست نیز در پایگاه ارتش و شهر حضور دارند. همچنین شخصیتهای بومی آمریکایی و لاتین نیز دیده میشوند.
نقشهای متنوع در روایت
Chalk میگوید: «اینکه از قبل این انتخاب بزرگ از انسانهای سیاهپوست در روایت وجود دارد، نه فقط به عنوان ابزار، بلکه به عنوان بخشهای اساسی از روایت، میدانم که ما از این کلیشهها دوری خواهیم کرد. زیرا کلیشه وجود ندارد اگر همه در آنجا هدفی داشته باشند. من اتفاقاً یک مرد سیاهپوست جادویی هستم، اما در دنیایی پر از سیاهپوستان، این موضوع ناخوشایند به نظر نمیرسد.»
«به دري خوش آمديد» به وضوح به نقد نژادی خود میپردازد. این سریال که در سال ۱۹۶۴ اتفاق میافتد، تاریخچه خشونت نژادی و جداسازی نژادی در این مکان را گسترش میدهد. این موضوع در فیلمهای «آن» ۲۰۱۷ و ۲۰۱۹ به صورت حاشیهای ذکر شده است، اما در رمان اجتنابناپذیر است. حتی حضور کوتاه هالوران در کتاب، نقش او را به عنوان بنیانگذار «نقطه سیاه» توصیف میکند. این کلوب شبانه برای سربازان سیاهپوست مستقر در دري بود که توسط گروهی شبیه به کو کلاکس کلان به آتش کشیده شد.
وقتی برای اولین بار هالوران را در سریال میبینیم، او و چند سرباز سیاهپوست دیگر به اصرار رئیس پلیس از یک بار محلی بیرون انداخته میشوند. سپس به پایگاه ارتش بازمیگردند. در آنجا نیز به طور مشابه هدف قرار میگیرند تا اینکه نام هالوران نوعی اقتدار را به یاد میآورد. این اولین نشانهای است که نشان میدهد او ویژگی خاصی دارد.
به زودی مشخص میشود که پایگاه ارتش در حال حفاری برای یافتن یک سلاح یا قدرت باستانی در زیر شهر دری است. تواناییهای هالوران میتواند به آنها در تعیین مکان دقیق آن کمک کند. این تواناییها در قسمت سوم به طور کامل به نمایش گذاشته میشود. در این قسمت، هالوران موظف میشود یک هلیکوپتر را بر فراز دری هدایت کند تا به نقطه هدف برسد. او با استفاده از تواناییهایش از پشت هلیکوپتر، وارد حالت خلسه میشود. به تدریج مضطربتر میشود تا جایی که واقعیت او شکسته میشود. صحنه بین هلیکوپتر در آسمان و قلمروی تاریکی که هالوران در ذهن خود در آن حرکت میکند، تغییر میکند.
در همین حال، بازی کردن نقش هالوران در قلمرو روانیاش تجربهای آرامتر است. چاک میگوید: «او فکر میکند که کنترلش را دارد.» یک آرامش وجود دارد، زیرا او میداند که در قلمرو روانی است و هیچ چیزی نمیتواند به او آسیب برساند. همه چیز در قلمرو روانی از خاطرات خود هالوران ساخته شده است و او میداند چگونه در آن حرکت کند. اما وقتی این خاطرات توسط چیزی تاریک و ناشناخته ربوده میشوند، او اضافه میکند: «دنیا شروع به فروپاشی و فرو ریختن بر روی او میکند.»
تجربههای ذهنی هالوران
تماشاگران این را زمانی میبینند که هالوران برج قربانیان شناور پنیوایز را در ذهنش میبیند. تصاویری از جنگ و خشونت از دوران کودکیاش قبل از اینکه به واقعیت بازگردد، در ذهنش میدرخشند. جایی که یک پایش از درب عقب هلیکوپتر بیرون است و تنها زمانی نجات مییابد که هانلون او را به داخل میکشد.
در حالی که بازیگران در طول این سکانس بهطور ایمن در یک استودیو روی زمین بودند، چاک به یاد میآورد: «هم من و هم جووان آسیب دیدیم. این اوایل فیلمبرداری بود و وقتی او مرا از باز کردن در عقب نجات داد، دندهام را جابهجا کرد. آن مرد خیلی قوی است. من جوجیتسو کار کردهام، بنابراین فکر میکردم نباید آنقدر بد باشد. اما بعد او را به دیوار زدم و کمرش را آسیب زدم. بنابراین مبارزهای که میبینید در واقع دو بازیگر هستند که کمی بیش از حد درگیر شدند و واقعاً در صحنه آسیب دیدند.»
خوشبختانه، دو بازیگر بهبود یافتند و صحنهای که نتیجه شد، ترکیبی هیجانانگیز از اکشن واقعی و معمای فراطبیعی است. در پایان قسمت، هالوران در خانه هانلون شام میخورد. پس از غذا، دو سرباز درباره آنچه در آسمان رخ داده صحبت میکنند. هالوران به بهترین شکل ممکن قدرتهای خود را توضیح میدهد. او همچنین میگوید که هنگام ورود به ذهن هانلون، نمیتواند هیچ ترسی را پیدا کند. این وضعیت به آسیب آمیگدالای هانلون در طول جنگ مرتبط است. با توجه به آنچه درباره پنیوایز و اشتهای او برای ترس میدانیم، به نظر میرسد که هالوران و هانلون ممکن است اولین خطوط دفاعی در برابر نفرین دلقک ترسناک شهر باشند.
با این حال، برای شجاعت در دنیای واقعی، چاک از اندی موشیتی و همچنین سازندگان جیسون فوکس و برد کالب کین برای ساخت یک نمایش جسورانه تقدیر میکند. او میگوید: «فکر میکنم این کار تا حدی شجاعت دارد. آنها میتوانستند به راحتی یکی از داستانهای دیگر از ‘It’ را روایت کنند و این کار قابل احترام بود.
شجاعت در روایت داستانهای جدید
اما من دوست دارم که اندی و جیسون و برد گفتند: ‘نه، ما میخواهیم این نسخه از نژادپرستی را که هنوز بسیار واضح و ملموس است، انجام دهیم. اما میخواهیم آن را در ژانر انجام دهیم. ما میخواهیم آن را به روش خودمان انجام دهیم و آن لایه دیگر از وحشت را اضافه کنیم.’ به نظر من، اگر بتوانیم یک واقعیت صادقانه را پایهگذاری کنیم و این داستان صادقانه را بگوییم، و سپس وحشت را به آن اضافه کنیم، مردم واکنش نشان خواهند داد.»




