📋 خلاصه مقاله:
باب برودر، نماینده ادبی برجسته و مدیر تجاری چاک لوری، به خاطر شخصیت آرام و تحلیلگرش و عشق به خانواده و سگهایش شناخته میشد. مراسم یادبود او با حضور دوستان و همکارانش برگزار شد و چاک لوری از تأثیر عمیق برودر بر زندگیاش سخن گفت.
باب برودر به گفتوگوهای سطحی حساسیت داشت. در دوران اوج خود به عنوان یکی از برترین نمایندگان ادبی صنعت، به او لقب “دارث برودر” داده بودند. او عاشق اسکی و بازی پوکر بود. همچنین، درست کردن مربای انجیر و کشیدن سیگار برگ از دیگر علایق او بود. او با تمام وجود خانوادهاش و سگهای گلدن رتریور خود را دوست داشت.
اینگونه بود که برودر در مراسم یادبودی که شنبه در تئاتر استیون جی. راس در محوطه وارنر برادرز برگزار شد، به یاد آورده شد. او در دوازده سال آخر حرفهاش به عنوان مدیر تجاری تولیدات چاک لوری فعالیت داشت. برودر در ۲۳ سپتامبر در سن ۸۵ سالگی درگذشت. گردهمایی چند صد نفرهای که شامل مدیران و رهبران صنعت و همچنین دوستان و خانواده قدیمی بود، برگزار شد. تعداد زیادی از نمایندگان رقیب نیز برای ادای احترام حضور یافتند.
لور، تهیهکننده پرکار و همخالق برنامههایی مانند «دو و نیم مرد»، «تئوری بیگ بنگ»، «دارما و گرگ» و مجموعههای دیگر، پس از سخنرانی قدرتمند افتتاحیهای که توسط خاخام استیون زد. لدر از معبد ویلشایر بلوار ارائه شد، صحبت کرد. با حضور تعداد زیادی نویسنده کمدی در این مراسم، بزرگداشت برودر به هیچ وجه یک مراسم غمانگیز نبود. همچنین پر از جزئیات شخصی فاشکنندهای درباره مردی بود که هرگز به اشتراکگذاری بیش از حد متهم نشده بود.
جزئیات ناشناخته از زندگی باب برودر
چه کسی میدانست باب برودر در حالی که در دانشکده حقوق UCLA بود، مدیریت بارهای تنقلات در ساحل سانتا مونیکا را بر عهده داشت؟ همانطور که جیمز باروز، یکی دیگر از مشتریان قدیمی، مشاهده کرد، «او درباره پول میدانست؛ من درباره خنده.»
علاوه بر لور و باروز، سخنرانان دیگری نیز حضور داشتند. نورمن کرلند، شریک تجاری قدیمی او در آژانس برودر کرلند، یکی از این سخنرانان بود. همچنین، خواهر و برادرهای کوچکتر مدلین برودر کوپل و بیل برودر نیز سخنرانی کردند. کریس سیلبرمن از CAA، که نماینده نسل فعلی عوامل ارشد آموزشدیده در برودر کرلند است، نیز در این مراسم حضور داشت.
ادی گورودتسکی، نویسنده و تهیهکنندهای که مدتها با لور همکاری داشته و دوست سیگاری برودر است، نیز سخنرانی کرد. رواتا بائرز، رئیس سابق مرکز آموزش ابتدایی UCLA، جایی که برودر به عنوان امین و رئیس هیئت مدیره خدمت کرده، نیز از جمله سخنرانان بود. تام هابرمن، وکیل برجسته سرگرمی و دوست قدیمی، نیز در این مراسم حضور داشت.
در پایان، سهگانه “Cheers” از خالقان سریال گلن چارلز و لس چارلز، که مشتریان قدیمی برودر بودند، و ستاره تد دانسون نیز سخنرانی کردند. این سخنرانیها به یاد و گرامیداشت برودر و دستاوردهای او در صنعت سرگرمی برگزار شد.
در اینجا ادای احترام چاک لوری به برودر به طور کامل آمده است. جمله ابتدایی او یکی از بزرگترین واکنشها را در مراسم یادبود پر از خنده به خود اختصاص داد، زیرا بسیار درست بود. او با لحنی خشک گفت: “باب مرا از این وضعیت نجات میداد”.
معرفی چاک لوری و رابطهاش با برودر
نام من چاک لوری است. باب برودر، معروف به دارث بودر، به مدت ۲۵ سال نماینده من بود. او ۱۲ سال شریک تجاری من و دوست من برای اوه خدای من، باید بگویم شش، هفت ماه… نه به صورت متوالی بود. باب دوست داشت به مردم بگوید که او برای من کار میکند، اما هر دوی ما میدانیم که این درست نبود. برودر برای من همانطور کار میکرد که یک نگهبان باغ وحش برای میمونها کار میکند.
آنهایی که مرا میشناسند میدانند که من تا حدی احساسی رفتار میکنم. بگذارید بگوییم که خشم نقطه قوت من است و خشم مقدس جای خوشحالی من. فکر میکنم همه ما میتوانیم توافق کنیم که باب برودر هیچکدام از اینها نبود. او همیشه آرام، منصف و تحلیلی بود و البته به شدت باهوش.
اختلاف نظرها و واکنشهای احساسی
به همین دلیل، هر بار که بر سر چیزی اختلاف نظر داشتیم، که زیاد هم اتفاق میافتاد، من اشتباه میکردم. من آنقدر اشتباه میکردم که وقتی کلمات از دهانم بیرون میآمدند، میدانستم که اشتباه میکنم. میتوانستم به باب نگاه کنم و واقعاً ببینم که او سعی میکند چشمانش را نچرخاند.
تعامل با باب برودر
برای بدتر شدن اوضاع، او همیشه به من اجازه میداد که درباره بیعدالتیهای سطح بالایی که مجبور به تحمل آنها بودم، غر بزنم و فریاد بزنم. مانند زمانی که یک قرارداد جدید با وارنر برادرز مذاکره میکردیم. او صبر میکرد تا من حرفهایم را تمام کنم و سپس به آرامی و با حوصله توضیح میداد که چرا اشتباه است که هزینههای توزیع را به عنوان سود اضافی بنامم.
یکی از خاطرات شیرین من زمانی بود که از بیانیه مشارکت در سود شوکه شدم. او سعی کرد مرا آرام کند و توضیح داد که چگونه Warner Bros.، Fox، Disney و اساساً همه شرکتهای تولیدی، بازیای به نام “بهطور قانونی پول را از شرکای خود بدزدید” انجام میدهند. وظیفه او جلوگیری از این بازی نبود. بلکه وظیفهاش این بود که کلاهبرداری را به یک عدد قابل قبول محدود کند. یا به قول خودش، چاک. آنها میخواهند تو را فریب دهند. من فقط مطمئن میشوم که کمی روغن بیاورند. اینها حرفهای او بود، نه من.
من همچنان با باب در حال بحث هستم، اما اکنون این بحثها در اینجا [اشاره به سرش] انجام میشود و نتایج همان است. هنوز هم اشتباه میکنم و این اشکالی ندارد. به جای ناراحت شدن، یاد گرفتهام که مکث کنم، نفس بکشم و از خودم بپرسم، برودر چه میکرد؟ میدانید او به من چه میگوید؟ در واقع، او به مدت ۲۵ سال به من میگفت، نه با سخنرانی یا پند و اندرز، بلکه با رفتارش و نحوهی برخوردش با دیگران در کسب و کار. در شهری که خودخواهیها بر آن تسلط داشت، او به نظر میرسید که هیچ خودخواهی نداشت. او همیشه بزرگسال در اتاق بود و فضایی امن برای کودکان ایجاد میکرد. منظورم از کودکان خودم هستم. اگر او به اندازه کافی ماریجوانا میکشید، جیمی بروز، متاسفم. متاسفم. درست آنجا بود.
باب مورد علاقه همه کسانی بود که او را میشناختند. او یک نماینده ادبی بسیار موفق، پدر خوب، همسر مهربان و دوست مورد اعتماد بود. همچنین، او مدیر تولید سختگیر اما منصف، اسکیباز عالی و بازیکن پوکر در سطح جهانی بود. تنها چیزی که نمیتوانست انجام دهد، گپ زدن بود. اگر بعد از اتمام کار یک تماس تلفنی میگفتم، “هی، دیشب آن قسمت از ‘Succession’ را دیدی؟” پاسخ او این بود: “خداحافظ.” اگر نیاز به گپ زدن داشتم، باید به پیتر راث زنگ میزدم.
اخیراً کسی از من پرسید که آیا قصد دارم باب را به عنوان رئیس شرکت خود جایگزین کنم. پاسخ من این بود، چرا باید این کار را بکنم؟ او اینجاست و اینجاست [اشاره به سر و قلب]. متشکرم.




