📋 خلاصه مقاله:
دیوید لترمن در مراسم تالار مشاهیر راک اند رول به وارن زیوون ادای احترام کرد و داستانهایی از دوستیشان و تأثیر موسیقی زیوون را به اشتراک گذاشت. او گیتار زیوون را به گروه کیلرز اهدا کرد و بر اهمیت لذت بردن از لحظات زندگی تأکید کرد.
دیوید لترمن که در سال ۲۰۰۲ میزبان آخرین حضور تلویزیونی وارن زیوون پیش از مرگش بود، شنبه شب با یک سخنرانی طولانی در مراسم ورود به تالار مشاهیر راک اند رول به دوستش ادای احترام کرد. این سخنرانی چندین برابر طولانیتر از اجرای موسیقی گروه کیلرز بود که پس از آن انجام شد. این مجری سابق برنامههای شبانه، شوخیهایی درباره گرگینهها را با یادآوری گریه کردن در پایان آخرین دیدارش با زیوون ترکیب کرد.
لترمن داستان حضور زوون در برنامهاش را تعریف کرد. زمانی که این خواننده راک به تازگی با سرطان ریه غیرقابل درمان تشخیص داده شده بود و تنها چند ماه برای زندگی داشت. در آنجا بود که زوون نصیحت معروف خود “از هر ساندویچ لذت ببر” را ارائه داد. لترمن از دنبال کردن او به اتاق رختکنش صحبت کرد. او گفت که زوون گیتار الکتریکیای را که در بسیاری از حضورهایش در برنامه استفاده کرده بود به او داد و گفت: “از این مراقبت کن.” لترمن گفت: “میدانم که حالا چه اتفاقی باید بیفتد.” و مطمئناً، این اتفاق افتاد. من شروع به گریه غیرقابل کنترل کردم.
لترمن در کنار گیتار مورد نظر ایستاد و گفت: “به مدت ۲۲ سال، من از این گیتار مراقبت کردهام. به خدا، امشب دوباره به کار برمیگردد.” سپس به دیو کینینگ، گیتاریست اصلی گروه کیلرز، گفت: “این گیتار مال شماست، آقا.” در آن لحظه، این گیتار به کیلرز واگذار شد. با حضور ویژه وادی واچتل، که در بیشتر آلبومهای معروف زوون گیتار نواخته بود، مراسم با اجرای نسخهای از آهنگ معروف “Lawyers, Guns and Money” به پایان رسید.
این تنها یک ادای احترام با یک آهنگ بود. معروفترین آهنگ او، “گرگهای لندن”، در آن نقشی نداشت. البته، چند عبارت “آه-اووه!” که براندون فلاورز در نزدیکی پایان “وکلاء” به کار برد، به عنوان یک تلفیق نیمهظریف استفاده شد.
من دیو “آنها مرا نسیم مینامند” لترمن هستم. به خدا قسم، چقدر باحال است، دوستان؟ چطور میتوانید بعد از Salt-N-Pepa کمی احساس ناامیدی نکنید؟ من شما را سرزنش نمیکنم. بیایید برنامه را جمع کنیم و به خانه برویم.
نمیتوانم به شما بگویم چقدر این برای من سرگرمکننده است. یکی اینکه فقط از خانه بیرون باشم و دوم اینکه اینجا باشم. میخواهم از کسانی که مرا دعوت کردند تا بخشی از این باشم تشکر کنم. برای نمایندگی وارن زوون، نمایندگی خانوادهاش و نمایندگی کسانی که موسیقی وارن را دوست دارند، بسیار متشکرم.
حدود یک هفته پیش با پسر وارن، جردن صحبت کردم و گفتم: «جردن، اول از همه، افتخار بزرگی است که بخشی از این ماجرا هستم و دوباره از تو تشکر میکنم. آیا چیزهایی هست که دوست داری آن شب خاص به آنها اشاره کنم؟»
نکات مهمی که باید به آنها اشاره شود
جردن گفت: «بله. سه چیز هست که میخواهم به آنها اشاره کنی: وقتی وارن بچه بود با ایگور استراوینسکی، آهنگساز کلاسیک، درس میخواند.» گفتم: «باشه، این کار را میکنم.» سپس ادامه دادم: «راستی، وقتی بچه بودم، یک مسیر روزنامهفروشی داشتم.» و ادامه دادیم. او گفت: «همچنین میخواهم به استامپی گانگستر اشاره کنی.» گفتم: «باشه، فهمیدم. استامپی گانگستر.» او گفت: «بعدی، میخواهم به بوی مورمون اشاره کنی.» گفتم: «باشه. استامپی گانگستر، بوی مورمون. فهمیدم.» و گفتم: «راستی، جردن، اینها دو آهنگ مورد علاقه من هستند.» او گفت: «آنها والدینش بودند، احمق.»
راستی، ایگور استراوینسکی هنوز منتظر نامزدیاش است.
من اولین بار با موسیقی وارن زوون آشنا شدم وقتی که مقالهای در مجله رولینگ استون منتشر شد. این مقاله بزرگ در صفحه اول درباره وارن زوون بود. عنوان مقاله «شکست و رستاخیز وارن زوون» بود و زیرعنوان آن چنین بود: «چگونه او خود را از مرگ بزدلانه نجات داد.» این موضوع توجه من را جلب کرد و مقاله را خواندم چون از موسیقی این مرد لذت میبردم.
مبارزه وارن زوون با اعتیاد
در بخشی از مقاله متوجه شدیم که وارن با مشکلات اعتیاد دست و پنجه نرم میکند. او عذاب میکشد و مشکلات احساسی دارد. او معتاد است و در حال مبارزه است. همه ما میدانیم که این داستانها گاهی به خوبی پایان نمییابند. در نهایت، او در یک مقطع بسیار مست شد، اسلحهای برداشت و شروع به تیراندازی به آلبومهای خودش کرد.
تجربهای خارج از دنیای من
در آن زمان من یک هواشناس تلویزیونی بودم، بنابراین این موضوع کاملاً خارج از تجربه من بود. اما به خاطر همین، وارن توانست با کمک خانواده و دوستانش از این وضعیت عبور کند و زندگی خود را نجات دهد. من فقط تعجب میکنم، آیا نجات زندگی خودتان سختتر است یا نجات زندگی شخص دیگری؟ یا آیا این دو برابرند؟
ارزش موسیقی وارن زوون
به خدا، این که وارن با وجود این همه عذاب توانست زندگی خود را نجات دهد، برای من که به موسیقی او گوش میدادم، ارزش بیشتری پیدا کرد.
وقتی با وارن از نزدیک آشنا شدم، برنامهای تلویزیونی در شبکه NBC داشتم. دستها بالا اگر NBC را به یاد دارید. وارن مهمان برنامه بود و اغلب به جای مدیر موسیقی ما، پل شفر، حضور داشت. برای من لذتبخش بود که این دو نفر را در کنار خود داشته باشم، به وارن گوش دهم و با او صحبت کنم و او را بهتر بشناسم.
آلبوم شگفتانگیز وارن زوون
من تحت تأثیر آلبومی قرار گرفتم که وارن در دهه ۷۰ منتشر کرده بود. نام آن آلبوم «Stand in the Fire» بود. این آلبوم در Roxy در بلوار سانست ضبط شده بود و یک آلبوم زنده بود. انرژی آن آلبوم در آن روزها از روی صفحه بیرون میآمد و شما را به زمین میزد. شگفتانگیز بود. من در برنامه با وارن درباره آن آلبوم صحبت میکردم و گفتم، «وارن، آن آلبوم زنده، “Stand in the Fire”، فوقالعاده بود. موسیقی آن آلبوم زنده، من نمیتوانستم از آن سیر شوم. بسیار پویا بود.»
خاطرات وارن از دهه ۷۰
وارن به من نگاه کرد و گفت، «خب، میدانی، دیو، وقتی صحبت از دهه ۷۰ میشود، واقعاً چیز زیادی به یاد نمیآورم»، به نوعی توضیحی برای مبارزاتش. اما سپس موسیقی که گوش میدادیم، وارن با گروه ما مینواخت. بودن در همان استودیو، نسخه خودم از «۲۰ Feet From Stardom» بود. لذتبخش بود.
در دنیای موسیقی، بسیاری تظاهر میکنند، اما وارن شاعری است که به ندرت از پیچیدگیهای زندگی غافل میشود. موسیقی وارن پر از توهمات تاریخی، عشق و اندوه است که با شوخطبعی غیرمنتظرهای رنگآمیزی شده است. این موسیقی با انرژی بالای راک اند رول یا ملودیهای شیرین، دلشکن و سمفونیک ارائه میشود. هر دو نسخه از موسیقی او کلاسیک هستند.
وارن زوون و تأثیر او در موسیقی
راک اند رول… از هر یک از همکاران وارن بپرسید — بروس اسپرینگستین، دان هنلی، جکسون براون، باب دیلن. حتی از ایگور استراوینسکی بپرسید. وارن زوون در تالار مشاهیر راک اند رول من جای دارد. در واقع، او بال خودش را دارد.
«یک ایده به ذهنم رسید؛ باید با من همراه باشید. من آنقدر درگیر کارهای وارن زوون هستم که وقتی امشب با ویمو به اینجا میآمدم، تصمیم گرفتم لیستی از آهنگهای وارن زوون تهیه کنم و برخی از آنها را برای این مخاطب توضیح دهم.
بنابراین اگر مشکلی ندارید، همین حالا این کار را انجام میدهم. به یاد داشته باشید، متشکرم، من موسیقیشناس نیستم، من استاد راک نیستم. من فقط دیو هستم. آمادهاید؟ بفرمایید. حالا این لیست کامل نیست. و من آنها را به سه دسته تقسیم کردهام.
دسته اول: وارن زوون، کشمکشهای جهانی و شخصی
خوب، «رولاند، تفنگدار بدون سر تامپسون» — همه ما میدانیم که این درباره یک مزدور نروژی و پتی هرست است. ما «پسر هیجانزده» را میشناسیم — این درباره پسری است که از گوشت کبابی بسیار هیجانزده میشود. «وقتی مردهام میخوابم» — و اگر این شما را به تالار مشاهیر نمیبرد، دیگر تلاش نکنید. این دسته اول است.
دسته دوم: آهنگهای عاشقانه
«شورشگر». خدای من، این مردم را به گریه میاندازد. «مرا دوباره در نظر بگیر». این هم مردم را به گریه میاندازد. «در جستجوی قلب». هر بار که به این آهنگ گوش میدهم، انگار اولین بار است که آن را میشنوم و سپس شروع به گریه میکنم.
دسته سوم: آهنگهای درباره گرگینهها
خوب، دسته سوم آهنگهای وارن زوون: آهنگهایی درباره گرگینهها. درست است. این درباره یک گرگینه در لندن است و نمیدانم آیا این داستان واقعی است یا نه، اما این هم از این.
یک ویدئوی تجلیل به نمایش درآمد که در آن بروس اسپرینگستین، جکسون براون، دان هنلی و خورخه کالدرون، به همراه دیگر دوستان و همعصران، درباره تأثیر زوون صحبت میکردند. این ویدئو با کلیپهایی از اجراها که شامل اجرای لیندا رانستد از یکی از کاورهای معروف او بود، همراه بود. سپس لترمن بازگشت.
لذت بردن از هر لحظه
موضوع “از هر ساندویچ لذت ببر” ساده است، اما عمیقاً معنادار. هیچکس در این اتاق نیست که به آن فکر نکرده باشد، اما پایبندی به آن هر روز دشوار است. به خدا، آیا این حقیقت زندگی در سراسر سیاره نیست؟ از هر ساندویچ لذت ببر.
یک شوخی برای امتحان
اینجا یک جوک دارم که میخواهم امتحان کنم: خدای من، من توسط قاتلان احاطه شدهام و آنها وادی واچتل را دستگیر کردهاند. اوه، برادر.
آن شب، با حضور وارن در برنامه، که ۲۲ سال پیش بود، آخرین باری بود که وارن را بعد از برنامه دیدم. وارن به اتاق لباسش میرود و من هم او را دنبال میکنم. به من هشدار داده بودند که هرگز نباید افراد را به اتاق لباسشان دنبال کنم، اما من به دنبال وارن میروم. در اتاق لباس هستیم و او لباسهایش را عوض کرده و وسایلش را جمع میکند.
او گیتاری دارد که هر بار در برنامه ما از آن استفاده کرده است. در حالی که در حال صحبت هستیم، گیتار را برمیدارد و در جعبه گیتار میگذارد. سپس آن دو قفل کوچک جعبه گیتار را میبندد. چقدر باید این کار را انجام دهم؟ او جعبه گیتار را میبندد، آن را به من میدهد و میگوید، «از این مراقبت کن.»
لحظه احساسی و غیرمنتظره
در ذهنم فکر میکنم که این فیلم را دیدهام. میدانم که حالا چه باید اتفاق بیفتد و به یقین، همین اتفاق افتاد. شروع به گریه غیرقابل کنترل کردم. وارن و من همدیگر را در آغوش گرفتیم و گفتم، «وارن، من واقعاً موسیقیات را دوست دارم.»
«بنابراین به مدت ۲۲ سال، من از این گیتار مراقبت کردهام. این همان گیتار است که همیشه با آن خاطرات زیادی دارم. میدانید، به نوعی خوشحالم که گیتار واکنش بیشتری نسبت به شوخی ‘من توسط قاتلان احاطه شدهام’ دریافت میکند. این همان گیتار است و به خدا، امشب دوباره به کار برمیگردد.
دیو [کونینگ، گیتاریست اصلی گروه کیلرز]، این برای شماست، آقا. حالا برای قرار دادن وارن در تالار مشاهیر راک اند رول، این گروه کیلرز است. تبریک میگویم، وارن. از همه چیز متشکرم. از هر ساندویچ لذت ببر»




