📋 خلاصه مقاله:
گروه White Stripes به تالار مشاهیر راک اند رول وارد شد، اما مگ وایت حضور نداشت. جک وایت به نمایندگی از هر دو نفر سخنرانی کرد و از تأثیرات موسیقایی و دوئتهای نمادین یاد کرد. اولیویا رودریگو و فیست آهنگهای کلاسیک را اجرا کردند.
در مراسمی که برگزار شد، گروه Twenty One Pilots و دوئت اولیویا رودریگو و فیست به اجرای آثار کلاسیک گروه White Stripes پرداختند.
ورود The White Stripes به تالار مشاهیر راک اند رول، برخلاف امید بسیاری، به تجدید دیدار این دو نفره که مدتها پیش از هم جدا شده بودند، منجر نشد. مگ وایت همچنان از دید عموم دور مانده است، همانطور که از زمان اعلام جداییشان نزدیک به ۱۵ سال پیش بوده است. با این حال، اگرچه او در مراسم تالار مشاهیر در تئاتر پیکاک لسآنجلس حضور نداشت، حضور او به شدت در سخنان ایگی پاپ که به طور رسمی این زوج را معرفی کرد، احساس میشد. به ویژه در سخنان جک وایت که به نمایندگی از هر دو نفر پذیرفت و حتی داستانی که این هفته درباره داستان پیدایششان نوشته بود، این حضور ملموس بود.
پس از سخنرانیها، دو دوئت نیز اجرا شد. اولیویا رودریگو و فیست آهنگ «ما دوستان خواهیم بود» را به صورت دوئت احساسی اجرا کردند. همچنین، توئنتی وان پایلتس یکی از معدود دوئتهای واقعی در تاریخ اخیر راک را ارائه داد. آنها آهنگ «Seven Nation Army» را به صورت یک راکر تنها با بیس و درام بازسازی کردند.
در مورد غیبت درامر سابقش، وایت گفت: «من روز دیگر با مگ وایت صحبت کردم. او گفت که بسیار متاسف است که نتوانست امشب اینجا باشد. اما او خواست که به شما بگویم که بسیار سپاسگزار است. به همه کسانی که در طول این سالها از او حمایت کردند، این واقعاً برای او اهمیت زیادی دارد. او همچنین به من در نوشتن همه اینها کمک کرد. من این چیزها را برای او فرستادم و او بسیاری از علائم نگارشی و اصلاحات را بررسی کرد. او در این کار بسیار خوب است.»
او ادامه داد و یک فکر تصادفی از مگ را به اشتراک گذاشت: «او گفت، ‘یادت هست، جک؟ ما عادت داشتیم که راه برویم و حیوانات به دلایلی به ما خیره میشدند. آنها به دلایلی میایستادند و به ما نگاه میکردند. حتی در باغوحش دیترویت، یک بار یک فیل دقیقاً همین کار را کرد.’ او فقط میخواست که این را به شما بگویم.» او توضیح داد و جمعیت خندیدند.
اشاره به دوئتهای نمادین
وایت به برخی دیگر از دوئتهای نمادین که قبل از وایت استرایپس در صحنه هنری ملی حضور داشتند و به حوزههای غیرموسیقیایی تعلق داشتند، اشاره کرد.
در زمانی که موسیقی راک اند رول در حال شکلگیری بود، دو ترانهسرا به نامهای لیبر و استولر وجود داشتند. بسیاری از ترانههایی که نوشتند احتمالاً برای بسیاری ناشناخته مانده است. اما آنها همچنین چند ترانه نوشتند که واقعاً با مردم ارتباط برقرار کرد. مانند ‘Jailhouse Rock’ و ‘Stand By Me’ که مطمئناً آنها را شنیدهاید.
قهرمانان کمیک و خالقان آنها
یک بار دو نفر به نامهای جری سیگل و جو شوستر بودند که تیم نویسندگی قهرمانان کمیک بودند. آنها انواع قهرمانانی را خلق کردند که احتمالاً هرگز نشنیدهاید. مانند اسلم برادلی و دکتر اوکولت و غیره. اما آنها همچنین شخصیتی را خلق کردند که واقعاً با مردم ارتباط برقرار کرد: سوپرمن، که مطمئنم او را میشناسید.
کمدینهای مشهور و جوکهای ماندگار
و یک بار یک زوج کمدی به نام ابوت و کاستلو بودند که از پدرم در کودکی شنیدم. آنها هزاران جوک را روی کارتهای سفید در یک کابینت فایل نگه میداشتند. جوکها و روتینهایی که هیچکس هرگز نشنیده بود و هرگز اجرا نکردند. اما آنها همچنین یک جوک را توسعه دادند که به دلایلی واقعاً با مردم ارتباط برقرار کرد و آن روتین ‘Who’s On First?’ نام داشت. میدانم که آن را شنیدهاید.
وایت افزود: «خودم در بسیاری از گروهها بودهام که احتمالاً هرگز نامشان را نشنیدهاید. اما به دلایلی مردم بهویژه با این پروژه دو نفرهای که در آن بودم به نام وایت استرایپس ارتباط برقرار کردند. ما نمیدانیم چرا این چیزها با مردم ارتباط برقرار میکنند. اما وقتی این اتفاق میافتد، زیباترین چیزی است که میتوانید داشته باشید.»
تأثیرات موسیقایی وایت
وایت فهرستی از موسیقیدانانی را که به عنوان تأثیرگذار از آنها تشکر میکرد، خواند. این فهرست شامل نامهای متنوعی مانند لورتا لین، فوگازی، د میسفیتس، جترو تال، د تراگز، امرسون لیک و پالمر، آرتور لی و لاو، د فلت دو جتس، دیک دیل، ریچی بلکمورز رینبو، د سونیکس، پیوومنت، بلک فلگ، اسلیتر-کینی، د بریدز، د کرامپس، مرل هاگارد، د هایوز، دم، د دمد، د یاه یاه یاهز، ماینر ترت و کاپیتان بیفهارت بود.
به کارخانهها، ابزارها، برق و لامپهای خلاء، میگوییم متشکریم. همچنین به کنی آیلندهای دیترویت، هانکیتونکهای نشویل و میخانههای گوشهای لندن نیز سپاسگزاریم. به بیخانمانها، بیقدرتها و فراموششدگان همواره میگوییم متشکریم.
به عنوان نصیحت، او پیشنهاد کرد: “به هنرمندان جوان میخواهم بگویم: دستهایتان را کثیف کنید. از صفحهها فاصله بگیرید و از اتاق کوچکتان بیرون بیایید و شیفته شوید. شیفته چیزی شوید… همه ما میخواهیم در آنچه ممکن است خلق کنید، سهیم باشیم.”
سپس، حکایتی که او برای اولین بار همراه با مخاطبان خواهد شنید، توسط مگ وایت گفته شد.
«میخواستم این را برای مگ بفرستم، اما فرصت نشد. بنابراین فکر کردم امشب آن را برای شما بخوانم»، وایت شروع کرد. «یک بار دختری از درختی بالا رفت. در آن درخت پسری بود — برادرش، او فکر میکرد — و درخت چنان باشکوه و زیبا به نظر میرسید. اما فقط یک درخت بلوط بود.
این دو چنان عاشق دنیا بودند که یک شناور رژهای ساختند. یکی که در گاراژ پشت درخت بلوط با دستان خودشان ساختند. پسر به این آبنبات نعناعی بزرگ روی چرخها نگاه کرد و احساس غرور کرد. غروری که در شهر موتور ساخته شده بود، درست مثل کارخانههای بزرگ، اما فقط در گاراژشان بود. او به دختر نگاه کرد — خواهرش، او فکر میکرد — و مثل بچههای کوچک گفتند، «بیایید یک نمایش بگذاریم.»
این شناور را از راهروی کاس عبور دادند. ایستاده بر روی آبنبات نعناعی که توسط اسبهای سفید کشیده میشد، یا شاید یک ون ردوانلاینز بود. بسیاری از بلوکهایی که سفر کردند خالی بودند، اما برخی مردم داشتند. برخی از آن مردم تشویق کردند، و برخی خندیدند، و حتی برخی سنگ پرتاب کردند.
او با حفظ تم خواهر و برادر تا پایان گفت: «خواهرم از شما تشکر میکند و من هم از شما تشکر میکنم.»
مقدمهای از ایگی پاپ
در مقدمهاش، ایگی پاپ، همشهری اهل دیترویت گفت: «اولین باری که آنها را دیدم در یک عکس بود. لبخند میزدند انگار که یک راز جالب دارند، مثل اینکه از یک شیشه کوکی دزدیدهاند. اساساً داشتم به یک آدم و حوای قرن بیستم نگاه میکردم که یک گروه راک اند رول راه انداخته بودند. بچههای بامزه، احتمالاً به جاهای خوبی خواهند رسید.» او به یاد میآورد که اینطور فکر میکرد.
پاپ به “مگ وایت، که زیبایی بیزمانی دارد” ادای احترام کرد. مگ وایت، که نام گروه از او گرفته شده بود، فردی کاریزماتیک و دوستداشتنی بود. من یک بار او را ملاقات کردم و او لبخندی بسیار صمیمی و جذاب داشت. او به طبلها ضربهای محکم میزد، همانطور که فرد بلو برای مادی واترز و چاک بری میزد. فکر میکنم حمایت مگ بود که به پرتاب موشک پر سر و صدای جک وایت کمک کرد.
نقش جک وایت در موسیقی
جک میتوانست مانند جغد جیغ بکشد. او میتوانست مانند یک هیلبیلی بنوازد. در نوازندگی او پژواکهایی از گروههایی مانند هو، اسمال فیسز، بیتلز، آرت راک و کانتری بلوز میشنوم. او همه اینها را میتوانست انجام دهد. نوشتن او چیزی بود که در گروههای بزرگ دیترویت در دهههای ۶۰ و ۷۰ معمول نبود. این موسیقی ملودیکتر و جذابتر بود. به هر حال، این قرن جدیدی بود و موسیقی وایت استرایپس از پایهای از عشق به جای انقلاب میآمد.
در ویدئوی تجلیلی که تالار مشاهیر راک برای این دو نفر تهیه کرده بود، رودریگو قدردانی نسل جوانتری از این زوج را ارائه داد. او بالاترین ستایش ممکن را برای «Seven Nation Army» بهویژه بیان کرد: «آیا آن هفت نت را میشنوید؟ هیچ شکی نیست که چیست. ‘Seven Nation Army’ نمادینترین آهنگ تمام دوران است. این آهنگ به قدری در وجود ما به عنوان انسانها ریشه دوانده است.»




