📋 خلاصه مقاله:
گییرمو دل تورو و کیت هاولی برای طراحی لباس فیلم “فرانکنشتاین” همکاری کردند. داستان فیلم در دوران جنگ کریمه روایت میشود و به چالشهای خلاقانه و تاریخی میپردازد. بازیگران شامل اسکار آیزاک، میا گاث و کریستوف والتز هستند.
گییرمو دل تورو با طراح لباس فیلم “قله سرخ”، کیت هاولی دوباره همکاری کرد تا ظاهر فیلم “فرانکنشتاین” را به زندگی بیاورد.
شروع همکاری جدید
وقتی هاولی تماس را دریافت کرد، به عنوان یک عاشق رمانتیکها و دانشجوی سابق تاریخ هنر، اولین کاری که کرد این بود که به صفحات کتاب بازگشت. او به دنبال الهام از آثار کلاسیک بود تا بتواند به بهترین شکل ممکن ظاهر فیلم را طراحی کند.
احساسات و چالشها
اما هاولی اعتراف میکند، “دانستن اینکه ما با گییرمو در این سفر همراه هستیم، به معنای چیزهای فوقالعاده زیادی بود: دلهره و همچنین هیجان.” این همکاری برای او فرصتی بود تا خلاقیت خود را به نمایش بگذارد و در عین حال با چالشهای جدیدی روبرو شود.
«فرانکشتاین» با بازی اسکار آیزاک در نقش دانشمندی نابغه اما خودخواه، داستانی جذاب را روایت میکند. او موجودی به نام جیکوب الوردی را در آزمایشی به زندگی بازمیگرداند و تلاش میکند بر مرگ غلبه کند. این آزمایش به نابودی او منجر میشود و سوالی مهم را مطرح میکند: چه کسی واقعاً هیولا است؟
بازیگران و نقشها
میا گاث در نقش الیزابت ظاهر میشود و رالف اینسون نقش پروفسور کرمپ را ایفا میکند. کریستوف والتز نیز در نقش هارلندر حضور دارد. دیگر بازیگران شامل فلیکس کامرر، لارس میکلسن، دیوید برادلی، کریستین کووری و چارلز دنس هستند که نقش پدر ویکتور را بازی میکند.
زمینه تاریخی و دیدگاه کارگردان
فیلم در دوران جنگ کریمه در دهه ۱۸۵۰ قرار دارد. هاولی میگوید دل تورو به وضوح میخواست این دنیا بزرگتر و گستردهتر از حد معمول باشد. در اینجا، هاولی به بررسی ظاهر شخصیتهایی که خلق کرده میپردازد.
ویکتور فرانکشتاین
در طراحی ظاهر شخصیتها، دل تورو هیچ کمبودی از نظر منابع الهام برای هاولی نداشت. او درباره بسیاری از آنها صحبت کرد. منابع معاصرتر مانند دیوید بویی و اسکار که به پرینس اشاره کرد.
کودکی اولیه ویکتور فرانکنشتاین بیشتر به آن عصر روشنگری اشاره دارد. هاولی میگوید: «این قطعاً اشارهای به جهان و دوره زمانی خود مری شلی است.»
تغییرات در دهه ۱۸۵۰
وقتی فیلم به دهه ۱۸۵۰ میرسد، هاولی میگوید که گستره وسیعتری از دوره را در بر میگیرد. دل تورو به وضوح نمیخواست فیلمی تاریخی با «کلاههای سیاه فراوان» بسازد. او میخواست حسی مدرن داشته باشد که بسیار شبیه به آنچه در زمان جنگ از نظر فناوری و زمان اتفاق میافتاد، باشد.
نگاه به لرد بایرون
علاوه بر این، هاولی به لرد بایرون نگاه کرد و گفت: «او هنرمندی است که الهام خود را پیدا میکند. او دانشمندی به معنای سنتی آن نیست، این هنری است که او میسازد. ما به همه آن ارجاعات با بیاحترامی بوهیمی و نحوه پوشیدن لباسهایش نگاه کردیم.»
ویکتور از اشرافزادگان است. وقتی مخاطبان برای اولین بار او را میبینند، او در حال ارائه اختراع خود در یک تئاتر است. هاولی میخواست داستانی درباره مخمل ضخیمی که او میپوشد بگوید، اما همچنین نشان دهد که دورهای از زمان گذشته است.
داستان مخملهای قدیمی
مخملها قدیمی و فرسوده هستند. داستانی از کسی روایت میشود که در این نقطه از زمان پولش تمام شده، اما هنوز این لباسهای زیبا را دارد.
آشنایی با هارلندر
وقتی او ارائه خود را میدهد، با هارلندر آشنا میشود و این دو شروع به آشنایی میکنند. فرانکنشتاین از پول لذت میبرد. هاولی میگوید: «لباسهای او بیشتر به چشم میآیند.»
لباس عروسی الیزابت
تصویری از لباس عروسی الیزابت
هالی به اهمیت لباس عروسی الیزابت واقف بود. این لباس کل داستان را به هم پیوند میدهد. در طراحی قوس شخصیت، هالی میگوید که این یکی از اولین چیزهایی بود که او خلق کرد.
هاولی اعتراف میکند که “این فشارهای خاص خود را داشت”، با توجه به تاریخچه عروس فرانکشتاین. او همچنین باید لباس را در چارچوب دنیای ویکتوریایی کارآمد کند. ازدواج الیزابت با برادر ویکتور، ویلیام، به سمت پایان فیلم میرود. تا این نقطه، او با موجود پیوندی برقرار کرده است. برای انعکاس این موضوع، هاولی اشاره میکند که “لباسهای الیزابت در این مرحله بهویژه بیشتر از دنیای دیگر، دنیای موجود را منعکس میکنند.”
طراحی لباس و ارتباط با دنیای ویکتوریایی
بدنه لباس به سبک سوئیسی آن زمان بود. این سبک دارای استخوانبندی و پایین نوکتیز است. روبانهای روی بازوها و کرستبندی “اجزای اسکلتی خود موجود را تداعی میکنند.” هاولی اضافه میکند: “ما به زبان آناتومیک بازمیگردیم.”
ارتباط لباسهای الیزابت با طبیعت
تمام لباسهای الیزابت به گیاهشناسی و دنیای طبیعی مرتبط هستند.
لباس آبی او بر اساس فرم یک اشعه ایکس طراحی شده بود. ما این طرح را به عنوان یک چاپ توسعه دادیم که کمی از طرحهای ویکتوریایی را نیز تداعی میکند. این طرح بخشی از دنیای آناتومی است که در الگوها، بافتها و موتیفها زیاد استفاده میکنیم.
فرآیند طراحی و آمادهسازی لباس
چند ماه طول کشید تا هاولی و تیمش آن را آماده کنند، زیرا قرار بود برای یک صحنه شبانه استفاده شود. ما مجبور بودیم کار زیادی در لایهها انجام دهیم تا اشباع رنگ آبی که گیلرمو میخواست را حفظ کنیم. برای هاولی، این لباس طبیعت زودگذر و اثیری الیزابت را تداعی میکند. در مورد پارچه، او تأیید میکند که حداقل ۶۰ متر در دامن وجود داشت.
میا گاث در نقش الیزابت در «فرانکشتاین».
کن ورونر/نتفلیکس
همکاری با تیفانی
افسانه شخصی هاولی
هاولی این همکاری را افسانه شخصی خود مینامد. در فرآیند ساخت جواهرات الیزابت، شرکت او را دعوت کرد تا به پشت درهای آرشیو تیفانی برود. او با شرکت همکاری کرد تا قطعاتی از تاریخ ۲۰۰ ساله شرکت را انتخاب کند.
انتخاب جواهرات تاریخی
در میان این اقلام، گردنبند وید که توسط الیزابت پوشیده شده بود و بیش از ۴۰ قیراط الماس داشت، و گردنبند اسکاراب لوئیس کامفورت تیفانی قرار داشت. او میگوید: «این منبع عظیم و شگفتانگیز در دسترس ما قرار گرفت و تمام زبان این عناصر شروع به هماهنگی با داستان ما کرد.»
جیکوب الوردی در نقش موجود در “فرانکنشتاین”.
کن ورونر/نتفلیکس
موجود دچار یک تحول میشود. وقتی او پس از انفجار آزمایشگاه بیدار میشود، یکی از اولین چیزهایی که به دست میآورد، یک کت از محل دفن یک سرباز جنگ کریمه است. هاولی میگوید: «همانطور که او در سفرهایش پیش میرود و گرما و عشق را تجربه میکند، او یک دگرگونی مداوم و تکاملی را فقط در لباس تجربه میکند.»
توصیف اولیه موجود
وقتی مخاطبان برای اولین بار او را میبینند، هاولی او را به عنوان یک «کودک برهنه در زیر» توصیف میکند. بنابراین او از داخل به بیرون شروع کرد و آنچه هنرمند پروتز، مایک هیل، در مجسمهسازیاش انجام میداد را تکرار کرد. «کار من این بود که آن را تکرار کنم و ارزش موجود را از طریق لباسها حفظ کنم. بنابراین وقتی او کت را از روی اسکلت برمیدارد، اثر مرد دیگر هنوز آنجا است.» او اضافه میکند: «فکر کردم این تصویر بسیار زیبایی است، داشتن اثر یا خاطرهای از بدن دیگری، با توجه به اینکه موجود از بدنهای دیگر ساخته شده است، این یک موتیف بود.»




