📋 خلاصه مقاله:
فیلمهای مستقل در گیشه شکست میخورند و تغییرات در عادتهای سینما رفتن و رشد سرویسهای استریمینگ از دلایل این رکود هستند. برای نجات سینمای مستقل، فیلمسازان باید به تفکر جسورانه و توجه به مخاطبان بازگردند و فیلمهایی با خطر، زیبایی و واقعیت بسازند.
فیلمهای معتبر در گیشه شکست میخورند. با این حال، راهی برای خروج از این رکود وجود دارد.
اکنون در اوج فصل پاییزی فیلمها هستیم. اما از نظر فروش بلیط و گفتگوهای عمومی، این موضوع چندان مشهود نیست. به سادگی میتوان گفت: فیلمهای مستقل موفق کجا رفتهاند؟
تغییرات در تقویم سینمایی
نه چندان دور، مجموعهای از فیلمهای پرطرفدار و تحسینشده که در پاییز اکران میشدند، به نوعی معادل فصل فیلمهای پرفروش مستقل بودند. دلیل این ترتیب زمانی در تقویم سینمایی وجود داشت. فیلمهای تحسینشده معمولاً در اواخر سال اکران میشدند زیرا در آن زمان موفق بودند. این روند در دهه ۹۰ میلادی به اوج خود رسید. زمانی که هاروی واینستین فصل جوایز قدیمی را به یک صنعت جوایز تبدیل کرد. به زندگی خود خوش آمدید، بازیگران و کارگردانانی که اکنون باید پنج ماه در مسیر کمپین جوایز اسکار سفر کنند.
اما روزهایی که یک فیلم پاییزی پرطرفدار میتوانست در گیشه موفقیت بزرگی داشته باشد، به نظر میرسد به خاطرهای دور و عجیب تبدیل شده است. این کاهش تدریجی از زمانی آغاز شد که همهگیری کرونا تغییرات ناخوشایندی در عادتهای سینما رفتن ایجاد کرد. یعنی افراد بیشتری دیگر علاقهای به رفتن به سینما ندارند. این موضوع را میتوان در تفاوت بین تحسین و محبوبیتی که به فیلمهایی مانند «Tár»، «Anatomy of a Fall» و سال گذشته «Anora» داده شد، مشاهده کرد. این فیلمها به سختی به ۲۰ میلیون دلار رسیدند. هرچند که این یادآوری تلخی بود که در دنیای فیلمهای مستقل، ۲۰ میلیون دلار به معنای ۵۰ میلیون دلار جدید است.
این پاییز، اوضاع به شدت در حال تغییر است. فیلمهای پرآوازه و معتبر یکی پس از دیگری در گیشه شکست میخورند. این شکستها به قدری متنوعاند که هر فیلم بهانه خاص خود را دارد.
دلایل شکست فیلمها در گیشه
“After the Hunt”? مردم علاقهای به تماشای تریلر آکادمیک ضد “بیداری” با بازی جولیا رابرتز نداشتند. او در نقش یک استاد ظاهر شده بود. “The Smashing Machine”? مردم نمیخواستند دواین جانسون را در نقشی جدی ببینند. او شبیه به پسرعموی آسیبدیده هالک بود و فیلم حس یک مستند صحنهسازی شده را داشت.
مردم علاقهای به دیدن یک فیلم بیوگرافی موسیقی «هنری» درباره ساختن رکورد سادهترین اثر بروس اسپرینگستین نداشتند. در مورد «کریستی» که این آخر هفته با فروش معمولی افتتاح میشود، مردم بیشتر به بررسی تبلیغ شلوار جین سیدنی سوینی علاقهمند بودند تا دیدن اجرای تحسینشده او در یک فیلم بیوگرافی بوکس قدرتمند و واقعی.
موفقیت فیلم «بوگونیا» در گیشه
سپس به «بوگونیا» میرسیم، هیجانانگیزترین فیلم در میان این مجموعه. این فیلم تا پایان دومین آخر هفته اکران گسترده خود ۱۲.۵ میلیون دلار درآمد کسب خواهد کرد. به عبارت دیگر، این فیلم «چیزهای فقیر» نیست، که همکاری بسیار موفق قبلی بین اما استون و کارگردان یورگوس لانتیموس بود. اما شاید در نهایت به باشگاه ۲۰ میلیون دلار بهجای ۵۰ میلیون دلار بپیوندد.
دقیقاً چه اتفاقی در حال رخ دادن است؟ آیا فیلمهای مستقل در حال نابودی هستند؟ به نظر من این اغراقآمیز است. اما قبل از اینکه به معنای بزرگتر آن بپردازیم، بیایید دلایل وقوع این اتفاق را مرور کنیم. نشانههایی از امید در انتهای رنگینکمان وجود دارد.
رشد سرویسهای استریمینگ
این موضوع به خودی خود گویاست. مردم دیگر نیازی به رفتن به سینما ندارند زیرا فیلمها به خانههایشان میآیند.
کاهش فاصله زمانی
اگر زمان بیشتری طول میکشید تا فیلمها از سینما به نمایش خانگی برسند، انگیزه بیشتری برای دیدن آنها وجود داشت. فروپاشی این فاصله زمانی یک فاجعه برای هالیوود بوده است. اما آیا صنعت میتواند به طور جمعی مسیر را تغییر دهد؟
چالشهای سینماها
به نظر من این عامل بیش از حد بزرگنمایی شده است. اما همه ما از لیست شکایات آگاهیم. کفها کثیف هستند، مردم در حال استفاده از تلفنهایشان هستند، تریلرها ۳۵ دقیقه طول میکشند و اکنون کمتر از یک همهمه پرشور در کل تجربه وجود دارد.
تلویزیون: فیلم مستقل جدید
تلویزیون با کیفیت، و حتی تلویزیون نه چندان با کیفیت، اکنون فضایی را پر میکند که قبلاً فیلمهای مستقل پر میکردند. این تغییر نشاندهنده تحولی در صنعت سرگرمی است که به تلویزیون اجازه میدهد نقش مهمتری ایفا کند.
برنامه تجاری نتفلیکس و تاثیر آن بر سینما
این بخشی از برنامه تجاری نتفلیکس است که ما را از فیلمهای پرفروش محروم کند. فکر میکنم «فرانکشتاین»، مانند «نوسفراتو»، میتوانست در سینماها یک موفقیت بزرگ باشد. «بیدار شو مرده: معمای چاقوها»؟ بدون شک بهترین فیلم «چاقوها» تا به حال است. «خانهای از دینامیت»؟ من طرفدارش نیستم، اما همه دربارهاش صحبت میکنند. باید در سینماها نمایش داده میشد.
آیا “آغاز” جشنواره فیلم هنوز اهمیت دارد؟
فیلمهای پر سر و صدای جشنواره ساندنس امسال، وقتی منتشر شدند، به سختی دیده شدند. دنیا به سختی میدانست که وجود دارند. از “النور بزرگ” تا “ادینگتون”، فیلمهای کن ۲۰۲۵ با واکنشهای بیتفاوتی مواجه شدند. اگرچه “ارزش احساسی” ممکن است داستان متفاوتی باشد. همینطور برای عناوین ونیز. با این حال، تنها موفقیت بزرگ و معتبر پاییز، فیلم “یک نبرد پس از دیگری” اثر پل توماس اندرسون بود. این فیلم حتی در هیچ جشنوارهای نمایش داده نشد. آیا اینجا پیامی وجود دارد؟
فکر میکنم یک پیام مهم در تمام اینها نهفته است. اما این پیام درباره جشنوارهها، پخش آنلاین یا هیچکدام از عوامل دیگر ذکر شده نیست. این پیام درباره نوع فیلمهایی است که مردم میسازند. این پیامی است که باید در دنیای فیلمهای مستقل طنینانداز شود: اگر آن را بسازید، آنها نخواهند آمد — مگر اینکه آن را به روش درست بسازید.
تعداد کمی از فیلمهای جسورانه و اصیل امسال به موفقیت دست یافتهاند و این خود داستانی درباره داستانگویی را شکل میدهد. این موفقیتها شامل فیلم «Materialists» به کارگردانی سلین سونگ است. این فیلم با جسارت به عنوان یک کمدی رمانتیک درباره دنیای واقعی و فعلی قرارهای عاشقانه ساخته شده است.
فیلم «One Battle After Another» بهروزترین تصویری از آنچه در آمریکا میگذرد را ارائه میدهد. این فیلم مانند صاعقهای شما را تحت تأثیر قرار میدهد. همچنین پیشبینی میکنم «Marty Supreme» که در ۲۵ دسامبر اکران میشود، تریلر پینگپنگ وجودی جاش سفدی با بازی تیموتی شالامی است. او با تعهدی شدید ایفای نقش کرده است. این فیلم مانند «Uncut Gems» بازسازی شده و به عنوان یک فیلم محبوب تماشاگران است.
پیام این فیلمها این است: در دنیایی که توجهها کاهش یافته و بلاکباسترها بیحسکننده شدهاند، فیلمسازان مستقل باید بیشتر به مخاطبان فکر کنند. نه به شکلی محتاطانه و بیروح، بلکه به شکلی جسورانه و ماجراجویانه. آنها باید به آنچه بازار به آنها میگوید توجه کنند و دوباره مانند سرگرمکنندگان فکر کنند.
اهمیت تفکر جسورانه در سینما
ممکن است به نظر برسد که من در حال ارائه یک استدلال واکنشی هستم یا یکی از آن حملات ضد فیلمهای هنری را انجام میدهم. اما اینطور نیست. این همان چیزی است که هالیوود در اوج خود همیشه نماینده آن بوده است. همچنین، این همان چیزی است که هالیوود جدید دهه ۷۰ نماینده آن بود. انقلاب فیلمهای مستقل دهه ۹۰، که توسط کوئنتین تارانتینو تجسم یافت، نیز همین پیام را داشت. این همان چیزی است که «ماتریالیستها» و «یک نبرد پس از دیگری» و (به یاد داشته باشید) «مارتین برتر» نماینده آن هستند.
باید جایی برای فیلمهای کوچک و بسیار خاص وجود داشته باشد. بدون شک. اما اگر سینمای مستقل میخواهد خود را نجات دهد، باید به یاد بیاورد که فیلمها، قبل از هر چیز، باید ما را از خودمان بیرون بکشند. آنها باید به دنبال خطر، زیبایی، واقعیت و عشقی برتر باشند. و باید همین حالا شروع به انجام این کار کنند.
شرایط بسیار حساس است.




