📋 خلاصه مقاله:
الکساندر او. فیلیپ، مستندساز معروف، به تحلیل سینما و کارگردانانی چون نیکلاس روگ و ویلیام فریدکین میپردازد و به سمت ساخت فیلمهای داستانی حرکت میکند. او به دنبال کشف رازهای سینما و ایجاد ارتباطات شخصی با کارگردانان است.
الکساندر او. فیلیپ فیلمهایی درباره لینچ، هیچکاک و ویلیام فریدکین ساخته است. اما یکی از آنها از دستش رفته است. حداقل فعلاً.
راز نیکلاس روگ
او میگوید: “نیکلاس روگ. او برای من بیشتر از هر کارگردان دیگری راز دارد.” روگ که در سال ۲۰۱۸ درگذشت، بیشتر به خاطر فیلمهای “حالا نگاه نکن” و “پیادهروی” شناخته میشود.
جادوی سینمایی نیکلاس روگ
او ادامه میدهد: “احساس میکنم که زمان کافی را با فیلمهای او نگذراندهام. همیشه میخواهم برگردم و بفهمم که او چگونه کار میکرد. یک فیلم خاص وجود دارد که به نوعی جادوی سینمایی عجیب میپردازد و آن ‘یورکا’ با بازی جین هکمن است.”
فیلیپ که قرار است جایزه ستاره مستقل را در جشنواره فیلم آمریکایی تورون دریافت کند، به خاطر تحلیل تاریخ سینما در مستندهای دقیقش شناخته شده است. اخیراً او پرترههای صمیمی از ویلیام شاتنر و کیم نواک در «سرگیجه کیم نواک» ارائه داده است. این اثر در ونیز به نمایش درآمد.
تغییر به سمت شخصیتر شدن
او میگوید: «قطعاً تغییری به سمت شخصیتر شدن رخ داده است. من به هنر بسیار علاقهمندم. اما احساسات سینما واقعاً چیزی است که بیشترین اشتیاق را به آن دارم.»
«برای من، واقعاً با ویلیام فریدکین شروع شد. داشتن آن ارتباط شخصی با او و گذراندن زمان زیادی با هم، فرصتی بود تا عمیقاً کاوش کنیم.» فیلیپ درباره کارگردان فقید در «Leap of Faith: William Friedkin on The Exorcist» صحبت کرد.
راز نزدیک شدن به کارگردانان
راز نزدیک شدن او چیست؟
«بهترین راه برای پاسخ به این است که بگویم من به دنبال شایعات نیستم»، او میگوید. «من هیچ هدفی جز این ندارم که مطمئن شوم به آنها زمان و فضایی میدهم تا خودشان را همانطور که هستند نشان دهند. همه آنها به داشتن شهرتی برای محافظت شدید معروف هستند. همه از فریدکین وحشت داشتند. و شاتنر؟ [ترانهسرا] بن فولدز گفت او کارگردانها را برای صبحانه میخورد. کیم نواک کاملاً منزوی است.»
تجربهای خاص در اتاق زیر شیروانی
با این حال، به او اجازه داده شد که «به اتاق زیر شیروانی او برود، جعبهها را بردارد و شب را با بررسی آنها بگذراند.»
«عجیب است که ما به این سطح از راحتی رسیدهایم. هنوز هم داریم.»
رابطه کیم و سمی دیویس جونیور
او اضافه میکند: «برای مثال، با کیم، من به رابطه او با سمی دیویس جونیور علاقهمند نبودم. کلمن دومینگو در حال ساخت یک فیلم درباره آن با سیدنی سوینی است. من بیشتر به این علاقهمندم که چه چیزی آنها را به حرکت در میآورد. چه چیزی زیر پوستشان میرود؟ در ‘You Can Call Me Bill’ یک فصل کامل به تنهایی اختصاص داده شده است که عمیقترین ترس شاتنر است. شما او را هرگز اینگونه ندیدهاید.»
آمادهسازی فیلیپ برای ساخت فیلمهای داستانی
فیلیپ به آرامی در حال آمادهسازی برای ساخت فیلمهای داستانی خود نیز هست. او اعتراف میکند: «یا یک وسترن خواهد بود یا یک فیلم ترسناک. اما ساخت یک فیلم ترسناک منحصر به فرد با چیزی برای گفتن سخت است. من طرفدار بزرگ ‘Weapons’ هستم و از ‘Longlegs’ بسیار تحت تأثیر قرار گرفتم. دوست دارم یک فیلم ترسناک بسازم که به طرز غیرمنتظرهای زیر پوست مخاطب برود.»
در همین حال، او به اثبات این موضوع ادامه خواهد داد که “هیچ راه درست واحدی برای نگاه کردن به یک فیلم وجود ندارد.”
تجربههای فیلمسازی و دیدگاههای نو
او میخندد و میگوید: “وقتی با ’۷۸/۵۲′ در حال تور بودم، گفتم میتوانم تا آخر عمرم فقط فیلمهایی درباره آن صحنه دوش [از ‘Psycho’] بسازم و همچنان زندگی کامل و جذابی به عنوان یک فیلمساز داشته باشم.” در ابتدا، “Memory: The Origins of Alien” قرار بود درباره صحنه معروف چستبرستر باشد.
تغییر مسیر در پروژههای سینمایی
او میگوید: “فکر کردم: ‘چرا همان مدلی که برای ’۷۸/۵۲’ به کار بردم را برای این استفاده نکنم و به جای صحنه دوش درباره آن صحبت نکنم؟ هر دو کاملاً شوکهکننده هستند و مسیر سینما را تغییر دادند. اما این کار جواب نداد.”
تفاوتهای تاثیرگذار در صحنههای سینمایی
فیلیپ به یاد میآورد: “آنها به روشهای بسیار متفاوتی عمل میکنند. صحنه دوش، صحنهای بود که مردم آن زمان میخواستند ببینند. میگفت: ‘دهه ۱۹۵۰ تمام شده است. به دهه ۱۹۶۰ خوش آمدید.’ صحنه چستبرستر صحنهای نبود که مردم میخواستند ببینند. آنها بیگانگان دوستانه و E.T. میخواستند. این صحنه ۴۰ سال جلوتر از زمان خود بود.”
او شروع به خواندن درباره ریدلی اسکات کرد که به اچ.آر. گیگر سهگانههای فرانسیس بیکن را نشان میداد. او گفت: “متوجه میشوید که این سه شخصیت در سهگانههای او، خشمهای اساطیر یونان هستند. من شروع به هیجانزده شدن کردم و به ریشههای اساطیری زنومورف فکر کردم.”
تبدیل فیلم به گذشته دور
او میگوید فیلمی درباره آینده دور به فیلمی درباره گذشته دور تبدیل شد. او افزود: “درسی که از آن گرفتم این بود که، خب، هرگز نباید تنبل بود. وظیفه من به عنوان فیلمساز این است که به آنچه فیلم واقعاً میخواهد باشد، توجه کنم.”
رازهای فیلمها
اگرچه او به عمق فیلمهایی که دوست دارد میپردازد، اما هرگز قصد ندارد تمام رازهای آنها را فاش کند.
«موضوع این نیست که بگذار توضیح دهم دیوید لینچ یا کیم نواک چه کسانی هستند. با کیم، بازخوردی که دریافت کردهام این است که او اکنون حتی مرموزتر به نظر میرسد. این بهترین تعریفی است که میتوانم دریافت کنم.»
«این موضوع مرا به شدت تحت تأثیر قرار داد. او فهمید که قصد من این نبود که دیوید لینچ را حل کنم. این کار مضحک است. بلکه میخواستم رمز و راز را عمیقتر کنم.»




