📋 خلاصه مقاله:
فیلم «کریستی» به کارگردانی دیوید میچود، داستان زندگی کریستی مارتین، بوکسور زن برجسته را روایت میکند که با چالشهای هویت جنسی و خشونت خانگی مواجه است. سیدنی سوینی با نقشآفرینی قوی، این بیوگرافی بوکس را به اثری تاثیرگذار تبدیل کرده است.
بن فاستر در نقش مربی و همسر ظاهر میشود. در نهایت، او به خبری ناخوشایند در بیوگرافی صادقانه و تاثیرگذار دیوید میچود تبدیل میشود.
وقتی کلمات “فیلم بوکس” را میشنوید، ممکن است ابتدا به چیزی پرانرژی و شاد فکر کنید. اما با نگاهی دقیقتر، متوجه میشوید که چقدر درد در این ژانر نهفته است و بسیاری از فیلمهای بوکس چقدر غمانگیز هستند.
فیلمهای بوکس و عمق تراژدی
“مرثیهای برای یک سنگینوزن” یک مرثیه بود که در زیرزمین دنیای مبارزات جایزهای خزید. “راکی”، یکی از الهامبخشترین فیلمهای زمان خود، همچنان با باخت راکی به پایان میرسد. “گاو خشمگین” تراژدی شکسپیر را با خشونت یک داستان مافیایی روانی ترکیب کرده است. “دختر میلیون دلاری” یک تمثیل مسیحی بود.
نمایش اصالت در فیلمهای بوکس
سال گذشته، جشنواره فیلم تورنتو فیلم “آتش درون” را به نمایش گذاشت. این فیلم یک بیوگرافی بوکس بود که به قدری در اصالت خود واقعی بود که کاتارسیس پیروزی فیلم در نیمه راه رخ داد. از آنجا به بعد، همه چیز به سمت پایین رفت.
اکنون در جشنواره فیلم تورنتو امسال، فیلم «کریستی» را داریم. این فیلم یک بیوگرافی بوکس قدرتمند و غیرمعمول است که امروز به نمایش درآمد. سیدنی سوینی در این فیلم نقشآفرینی قوی و تاثیرگذاری دارد که تغییر دهنده بازی است. او نقش کریستی مارتین را بازی میکند. کریستی مارتین در اواخر دهه ۸۰ میلادی به عنوان یک دیناموی طبیعی در رینگ شناخته شد. او نه تنها در معرفی بوکس زنان نقش اساسی داشت، بلکه چهره این ورزش شد. کریستی به عنوان برجستهترین و موفقترین بوکسور زن در ایالات متحده شناخته شد.
او اولین زن بوکسوری بود که روی جلد مجله Sports Illustrated ظاهر شد و همچنین اولین کسی بود که با دان کینگ قرارداد بست. سوییینی او را با غرور و جسارتی در رینگ بازی میکند که به نوعی شادمانه است. کریستی نسبتاً کوتاه است و در کنار برخی از رقبایش، با موهای قهوهای کوتاه و نگاه دخترانهاش، وقتی که بوکس را شروع میکند ۲۱ ساله است. او میتواند شبیه نسخه بوکسی بیلی آیلیش به نظر برسد. با این حال، تقریباً همیشه با ناکاوت پیروز میشود. این به این دلیل است که خشمی دارد که قطعاً شخصی است. همانطور که در یک صدای آغازین توضیح میدهد، او در حال نابود کردن شیاطین خود است.
دیدن او در رینگ، خمیده و متمرکز، در حال مشت زدن و سپس با یک هوک چپ بیرحمانه حریف را به زمین انداختن، لذتبخش است. هر بار که این اتفاق میافتد، شادابی او نمایان میشود. او با پیروزی لبخند میزند و مشتهایش را مانند کودکی در جشن تولدش به هوا میبرد. لذتی که از پیروزی میبرد بخشی از چیزی است که او را به یک ستاره تبدیل میکند.
کریستی از ویرجینیای غربی میآید و بیشتر به لطف هوش بازاریابی دان کینگ به عنوان “دختر معدنچی زغالسنگ” شناخته میشود. او واقعاً یکی از آنهاست و این یک قلاب نمادین خانگی است که میتوان یک ماشین خردکن زنانه را بر روی آن آویزان کرد.
اما یک جنبه تاریک در این داستان وجود دارد که از همان ابتدا به شکلی موذیانه ظاهر میشود. وقتی با کریستی آشنا میشویم، او با دوستدخترش، رزی (جس گابور)، به صورت مخفیانه رابطه دارد. اما همه اطرافیانش از این موضوع باخبرند و در یک ناهار یکشنبهای که با خانواده کاتولیکش در سکوتی شوم برگزار میشود، والدینش (ایتن امبری و مریت ویور) به او نشان میدهند که چقدر تحمل این رابطه را دارند: هیچ. به عنوان تماشاگران فیلم، انتظار داریم که هویت جنسی کریستی برای او مشکلاتی ایجاد کند. این اتفاق میافتد، اما به شکلی بسیار پیچیدهتر و افراطیتر از آنچه انتظار داریم.
چالشهای هویت جنسی کریستی
والدینش به سردی و بهطور مستقیم همجنسگراهراسی خود را نشان میدهند. اما این اواخر دهه ۱۹۸۰ است. کریستی احساس نمیکند که میتواند بهطور علنی درباره هویت خود با جهان صحبت کند. بنابراین او تصمیمی غیرمنتظره میگیرد. موفقیت بزرگ او زمانی رخ میدهد که با یک مربی به نام جیم مارتین ارتباط برقرار میکند.
جیم یک مربی فوقالعاده است. با این حال، او فردی متردد، کنترلگر و به طرز عجیبی خصمانه است. موهای بلوندش را به شکلی شبیه به مبلغان تلویزیونی شانه میکند. بن فاستر او را با حالتی پفکرده و دهان باز بازی میکند. او شبیه هنری گیبسون است که نقش جو بایدن چهلساله را بازی میکند.
به نظر نمیرسد مربی کریستی فردی سختگیر و کمی بیادب باشد. فیلمهای زیادی از این نوع رابطه ساخته شدهاند. اما چیزی که ما را متعجب میکند، شبی است که او به خانهاش میرود و با او میخوابد. سپس با او ازدواج میکند. این کار ممکن است اشتباه باشد. هرچه فیلم جلوتر میرود و جیم بیشتر به فردی سرکوبگر تبدیل میشود، این کار اشتباهتر به نظر میرسد.
کریستی که در ابتدا شبیه به آنچه یکی از شخصیتها به عنوان “پسرانه” توصیف میکند به نظر میرسد، به تدریج ظاهر و حال و هوای جدیدی پیدا میکند. فیلم به سال ۱۹۹۵ میپرد و او اکنون موهای بلند و فرفری دارد و حالتی شبیه به عروسکهای کیوپی پیدا کرده که بخشی از شخصیت او در رینگ شده است. او پری کوچکی است که میتواند شما را به شدت بزند. اما هنوز هم پول زیادی به دست نمیآورد. وقتی او و جیم را میبینیم که در این باره بحث میکنند، نشانهای اولیه از جایی است که رابطه به سمت آن میرود. تنها زمانی که دان کینگ وارد تصویر میشود، حرفه او شروع به پیشرفت میکند.
ورود دان کینگ و تغییرات در حرفه کریستی
چاد ال. کولمن نقش کینگ را با خندهای بلند و شور و شوقی مسلط بازی میکند. این شیطانی است که با او معامله میکنید اما نمیخواهید با او درگیر شوید. کریستی با نمایش “من تو را له خواهم کرد!” به خوبی با کینگ هماهنگ میشود. از سوی دیگر، وقتی جیم به او میگوید، “اگر مرا ترک کنی، تو را خواهم کشت”، مشخص است که این همان واقعیت است.
او معاملهای با شیطان کرده است. همه اینها به نوعی برای “عادی شدن” بود. او برای انکار خود و ایجاد نمایشی ساختگی از یک هیولا در رینگ و یک خانهدار خوشظاهر در بقیه زمانها تلاش میکرد.
سیدنی سوینی نشان میدهد که چگونه کریستی نقشی را بازی میکند که باید برای خودش واقعی کند. او به تدریج عمیقتر میشود تا جایی که در حال غرق شدن است. این فیلم با مهارت سادهای توسط کارگردان دیوید میچود ساخته شده است. ابتدا به شکل «مبارزه دخترانه» شروع میشود و سپس به نسخه بیوگرافی ورزشی «عشق چه ربطی به آن دارد» تبدیل میشود.
تصویر دردناک از سوءاستفاده و خشونت خانگی
این یک تصویر دردناک از سوءاستفاده، تسهیل، گازلیتن و اینکه خشونت خانگی تا چه حد میتواند پیش برود، است. با این حال، بخشی از قدرت آن این است که میچود زندگی کریستی مارتین را به یک قوس کاذب تبدیل نکرده است. آنچه در زیر پیروزی او جریان داشت با صداقت ناامیدانه و خاصی به تصویر کشیده شده است.
روایت ساده و قهرمانی کریستی
فیلمهای بوکس به نوعی حس اسطورهای دارند. اما چیزی که «کریستی» را مؤثر میکند این است که به سادگی داستان او را روایت میکند و اجازه میدهد قهرمانی از آن برخیزد. سیدنی سوینی در حال حاضر در مسیر تبدیل شدن به یک ستاره سینما است. اما این فیلم ممکن است به عنوان فیلمی که او در آن به طور کامل روح خود را بیان میکند، شناخته شود.
ویژگی یک ستاره سینما این است که او به طور کامل به شخصیت تبدیل میشود. در این فرآیند، او به ما تبدیل میشود.




