Image

بررسی «Violent Ends»: فروپاشی یک کارتل خانوادگی به شیوه‌های پیش‌بینی‌شده

📋 خلاصه مقاله:

تریلر «پایان‌های خشونت‌آمیز» به کارگردانی جان-مایکل پاول، داستان انتقام‌جویی در خانواده‌ای جنایتکار در اوزارک را روایت می‌کند. با وجود بازیگران قوی، فیلم به دلیل شخصیت‌پردازی ضعیف و کلیشه‌های داستانی، تأثیرگذاری محدودی دارد.

تریلر احساسی جان-مایکل پاول که در اوزارک اتفاق می‌افتد، به نظر می‌رسد مانند یک ژانر تکراری باشد.

نسل‌های حکومت اوباش با داستانی از انتقام‌جویی در فیلم «Violent Ends» به پایان می‌رسند. این فیلم تریلر کم‌هزینه اما بدون سبک خاصی است که به درگیری‌های داخلی یک خانواده جنایتکار در مناطق دورافتاده اوزارک آرکانزاس می‌پردازد. در دومین فیلم بلند خود، نویسنده و کارگردان جان-مایکل پاول علاقه‌ای خاص به طعم محلی ایالت زادگاهش دارد. با این حال، از نظر شخصیت‌پردازی چیز زیادی ارائه نمی‌دهد. رویکرد جدی او به داستان جنایی‌اش که دارای طرحی آشنا و ساده‌انگارانه است، به یک تطابق نهایی تبدیل می‌شود.

همان‌طور که از عنوان آن، برگرفته از “رومئو و ژولیت” شکسپیر، برمی‌آید، “پایان‌های خشونت‌آمیز” با زوجی ساده‌لوح و عاشق آغاز می‌شود. این زوج درگیر جنگی بر سر قلمرو بین دو خانواده با شأن برابر هستند. لوکاس فراست، پسر روستایی خشن (بیلی مگنوسن)، عاشق اما دارلینگ، کارمند بانک منظم (الکساندرا شیپ) شده است. این زوج به نظر می‌رسد دو بازیگر اصلی با جذابیت‌های خود تلاش می‌کنند تا آن را باورپذیر کنند. آن‌ها به فکر ازدواج و بچه‌دار شدن هستند. اما عضویت در خانواده فراست با بار سنگینی همراه است. این خاندان به دو کسب‌وکار موازی کارتل تقسیم شده و سنت طولانی‌مدتی از قدرت‌طلبی و تصاحب قدرت در خانواده وجود دارد.

«پایان‌های خشونت‌آمیز» با کارت‌های عنوانی آغاز می‌شود که یادآور «فارگو» هستند. این کارت‌ها به‌طور مشکوکی داستانی واقعی را پیشنهاد می‌دهند، اما بیشتر شبیه مقدمه‌نویسی «جنگ ستارگان» عمل می‌کنند. آن‌ها مخاطبان را در میانه نبردی طولانی قرار می‌دهند. توضیحات بیشتری در راه است، بیشتر از آنچه که برای تنظیم صحنه نیاز است. اما زمانی که سید، پسرعموی خودشیفته و جامعه‌ستیز لوکاس، از زندان آزاد می‌شود، فتیله روشن می‌شود. او با بازی همیشه خوب جیمز بج دیل، عملاً لب‌هایش را می‌لیسد و برنامه‌ریزی می‌کند تا کسب‌وکار خانوادگی را به دست بگیرد.

قدرت‌نمایی او به شکلی ناگهانی وارد زندگی روزمره می‌شود. این صحنه‌ای برجسته و پرتنش است. با این حال، به نظر می‌رسد از تصویرسازی سنگین زنی سیاه‌پوست که اسلحه‌ای به سوی او نشانه رفته، بی‌خبر است. نحوه پایان این رویارویی، «پایان‌های خشونت‌آمیز» را به داستانی انتقامی تبدیل می‌کند. این پایان بوی راحت‌طلبی می‌دهد و فیلم هرگز از آن رهایی نمی‌یابد.

رویکرد پاول و تأثیر آن بر فیلم

مسئله این نیست که رویکرد بعدی پاول نابالغ یا به طرز ناخوشایندی خون‌خواهانه است. «پایان‌های خشونت‌آمیز» برای نمایش طراحی نشده‌اند. بلکه به عنوان برخوردهایی ساده و بدون تزئینات رخ می‌دهند. فیلم در حرکت به سمت تراژدی نیز به همین اندازه ساده است. به دنبال وزن دراماتیک در برخی فلاش‌بک‌های سطحی و بحث‌های اخلاقی خشک می‌گردد. این‌ها پایه‌های کسل‌کننده‌ای هستند که نتیجه‌گیری‌های تلخ داستان را بی‌اهمیت می‌کنند و صبری را که فیلم در رسیدن به آن‌ها نشان می‌دهد، هدر می‌دهند.

این موضوع به‌ویژه در داستان اصلی لوکاس درباره بازگشت به کسب‌وکار خانوادگی به‌وضوح احساس می‌شود. مگنوسن به‌عنوان یک حضور قوی در صحنه شناخته شده است. او نقش‌های به‌یادماندنی در فیلم مستقل «اینگرید به غرب می‌رود» و فیلم پرفروش «زمانی برای مردن نیست» داشته است. اما در اینجا، به نظر می‌رسد که بازیگر کمتر توانایی دارد تا آشفتگی درونی مردی که به خشونت تن می‌دهد را به تصویر بکشد. البته پاول کلمات زیادی برای درد شخصیت در صفحه نمی‌گذارد.

تصویرسازی شخصیت لوکاس

یک سکانس محوری وجود دارد که در آن لوکاس به‌طور کامل به خونریزی متعهد می‌شود. این سکانس با باز کردن شاعر درونی شخصیت، به دلایلی لبه خود را از دست می‌دهد. در نهایت با یک مونولوگ کلیشه‌ای درباره مارهای زنگی به اوج می‌رسد. «پایان‌های خشونت‌آمیز» که به‌عنوان یک سوخت آهسته معرفی شده، عمدتاً در یک سری از توقف‌ها حرکت می‌کند. این فیلم یکی پس از دیگری به بن‌بست‌های نویسندگی می‌رسد و بازیگران را وادار می‌کند تا سعی کنند شکاف‌های روان‌شناختی بین آن‌ها را پر کنند.

پاول ایده خوبی داشت که گروهی از روسای پر سر و صدا و گانگسترهای دست و پا چلفتی را برای پر کردن خانواده فراست انتخاب کند. این انتخاب به اندازه‌ای بود که لوکاس خوش‌چهره در مقایسه با آن‌ها ترسناک به نظر برسد. علاوه بر این، انتخاب هوشمندانه بازیگران وضعیت متزلزل خاندان فراست را بهتر از دیالوگ‌های فیلم نشان می‌دهد.

اگر این افراد تندخو مسئول هستند و افراد نالایق کارهای کثیف را انجام می‌دهند، اوضاع واقعاً به قدری بی‌نظم شده که نمی‌تواند دوام بیاورد.

اما «پایان‌های خشونت‌آمیز» خارج از لحظات کوچک، تأثیر چندانی نمی‌گذارد. حتی با تأکید بر محیط خود، این اثر نتوانسته است به خوبی عمل کند. پاول به همراه فیلمبردار الیجا گس، تمدن آرکانزاس را مانند یک سرزمین بایر به تصویر می‌کشند. این منطقه متروکه با خانه‌های خاکی و انبارهای وسیع، حس تنهایی را القا می‌کند.

تصاویر به‌یادماندنی و محیط کلیشه‌ای

برخی مکان‌های به‌یادماندنی وجود دارند. مثلاً یک پیست خاکی با زندگی شبانه پرجنب‌وجوش و یک رستوران قدیمی که به نظر می‌رسد صدها سال قدمت دارد. اما بیشتر اوقات، دنیای فیلم کلیشه‌ای و خالی از سکنه به نظر می‌آید. این سوال پیش می‌آید که چه کسی حتی تمام مواد مخدر خانواده فراست را می‌خرد؟

در «پایان‌های خشونت‌آمیز» اجساد زیادی روی هم انباشته می‌شوند. اما فیلم به اندازه کافی زندگی را به تصویر نمی‌کشد تا شایسته سوگواری باشد.

بررسی «Violent Ends»: فروپاشی یک کارتل خانوادگی به شیوه‌های پیش‌بینی‌شده