گر من از باغِ تو یک میوه بچینم چه شود؟
پیش پایی به چراغِ تو ببینم چه شود؟
یا رب اندر کَنَفِ سایهٔ آن سروِ بلند
گر منِ سوخته یک دَم بنشینم چه شود؟
آخِر ای خاتَمِ جمشیدِ همایون آثار
گر فِتَد عکسِ تو بر نقشِ نگینم چه شود؟
واعظِ شهر چو مِهرِ مَلِک و شَحنه گُزید
من اگر مِهرِ نگاری بِگُزینم چه شود؟
عقلم از خانه به در رفت، وَگَر مِی این است
دیدم از پیش که در خانهٔ دینم چه شود
صرف شد عمرِ گرانمایه به معشوقه و مِی
تا از آنم چه به پیش آید، از اینم چه شود؟
خواجه دانست که من عاشقم و هیچ نگفت
حافظ ار نیز بداند که چُنینم چه شود؟
تعبیر فال شما
این غزل به جستجوی عشق و پرسشهای بیپایان دربارهی معنای زندگی و انتخابهای فردی میپردازد. شاعر از خود میپرسد که اگر به دنبال خواستههای قلبی خود برود، چه اتفاقی رخ خواهد داد و آیا این انتخابها او را به سعادت خواهد رساند. او با تردید و عدم قطعیت در مورد مسیر زندگیاش مواجه است، اما همچنان به دنبال یافتن آرامش و معنا در سایهی عشق است. این غزل به ما یادآوری میکند که در جستجوی عشق و حقیقت، باید با شجاعت و امید به جلو حرکت کنیم و از فرصتهای پیش رو بهرهمند شویم. در نهایت، عشق و انتخابهای درست میتوانند ما را به آرامش و رضایت درونی برسانند.


توسط
توسط
توسط


