📋 خلاصه مقاله:
دیانا سیلورز، بازیگر و مدل، مسیر جدیدی در موسیقی آغاز کرده و با اجرای زنده در جشنواره نیوپورت فولک و پیوستن به تور جان باتیست، تجربهای تحولآفرین داشته است. او با انتشار اولین آلبوم خود، به بیان احساسات عمیق و آسیبپذیر پرداخته و به دنبال تقویت فعالیتهای خلاقانهاش است.
دیانا سیلورز دقیقاً در جایی است که باید باشد.
مسیر جدید دیانا سیلورز در موسیقی
این بازیگر و مدل ۲۷ ساله که ممکن است او را از فیلمهایی مانند «Booksmart» و «Ma» یا کمپینهای برجسته برای سلین و پرادا بشناسید، اخیراً مسیر جدیدی در موسیقی آغاز کرده است. او در ماه ژوئیه در جشنواره معتبر نیوپورت فولک به صورت زنده اجرا کرد. سپس به تور «Big Money» جان باتیست، موسیقیدان برنده گرمی و اسکار، در سراسر ایالات متحده پیوست. با تمام این اتفاقات قبل از اینکه او به طور رسمی موسیقی خود را منتشر کند، گفتن اینکه چند ماه گذشته برای او پر از هیجان بوده، کمگویی است.
«وقتی برای اولین بار به خانه رسیدم، فکر میکنم پنج دقیقه روی کاناپه نشستم و گریه کردم.» سیلورز از آپارتمانش در نیویورک سیتی، در یک استراحت یک هفتهای قبل از مرحله نهایی تور، به ورایتی میگوید. او ادامه میدهد: «احساس میکنم بسیار خوششانس و مفتخرم که افتتاحیه برای جان اولین تجربه من با تور است. این را به هیچ وجه دست کم نمیگیرم. این تجربه، صادقانه بگویم، به طرز باورنکردنیای تحولآفرین بوده است.»
بعد از اینکه از او میپرسم چگونه به اینجا رسیده است، سیلورز ناگهان صدایش دور به نظر میرسد. او میگوید: “ببخشید اگر صدای دور شدن من از کامپیوترم را میشنوید، چون میخواهم دفترچهام را بردارم.” سپس به صندلیاش برمیگردد. در اینجا، سیلورز هر “لحظهی خوشیمن” و نشانهای از جهان در طول سفرش را ثبت کرده است. یکی از آنها که با من به اشتراک میگذارد در آستین، تگزاس اتفاق افتاده است. او در ساعت ۴ بعد از ظهر به دنبال قهوه بود که به نظر میرسد وقتی در نیویورک نیستید، کار دشواری است.
تجربهای در آستین
“هیچ چیزی باز نبود و من در قسمتی عجیب از شهر بودم، اما به یک مکان رفتم و یک شیشه کوکیهای شانس آنجا بود،” او میگوید. “من جستجو کردم، یکی را برداشتم و باز کردم، و نوشته بود: ‘به رویاهای جوانیات وفادار بمان.'”
سیلورز در لس آنجلس و در خانوادهای از موسیقیدانان کلاسیک بزرگ شد. ساز مورد علاقهاش ویولنسل بود. در ده سالگی، پس از آشنایی با هنرمندانی مانند تیلور سوئیفت و آوریل لاوین، از پدرش خواست تا به او اجازه دهد گیتار بزند. او گفت: «دخترها گیتار نمیزنند.» و من گفتم: «خب، این درست نیست!» بنابراین شروع به یادگیری گیتار به صورت مخفیانه کردم.
سیلورز همچنین شروع به نوشتن آهنگ کرد، اما هنر خود را پشت درهای بسته نگه داشت. به جز اجرای گاهبهگاه کاور جونی میچل که در اینستاگرامش منتشر میکرد، تا اجرای او در نیوپورت در تابستان. در سپتامبر، او اولین تکآهنگ خود را از آلبوم نخستینش «از اتاقی دیگر» منتشر کرد. این آلبوم که این جمعه از طریق کپیتال رکوردز منتشر میشود، ادای احترامی به عشق جدید با پیانوی وورلیتزر و آفتابگیر به نام «ژوئن» است. سیلورز فاش میکند که همان ماه بر روی پشت بخت بود.
او ادامه میدهد: «من گفتم، این واقعاً شگفتانگیز است که این شانس نام اولین تکآهنگ من را دارد. این موضوع را مطرح میکنم چون متوجه شدهام که وقتی در حال خواندن و نواختن موسیقی هستم، بیشترین احساس خود بودن و ارتباط با کودک درونم را دارم. این خالصترین شکل بیان است.»
سیلورز میگوید: «این همهاش خیلی ناعادلانه است. این نوزاد تازه به دنیا آمده و از همین حالا مردی هست که با او دشمنی دارد. میفهمید چه میگویم؟ فقط به خاطر وجودش، مردی هست که از او عصبانی است. او نباید از همین حالا ترس را بشناسد.»
احساسات در آهنگ «هواپیما»
در آهنگ غمانگیز «هواپیما»، دومین تکآهنگ سیلورز که در ۱۰ اکتبر منتشر شد، او بهطور تأثیرگذاری احساس حرکت در این دنیا به عنوان یک زن را به تصویر میکشد. برای بسیاری از ما، ترس احساسی بسیار آشناست. سیلورز با صدایی نرم و گیتاری آرام میخواند: «من فقط ۱۵ ساله بودم و حالا میترسم»، قبل از اینکه در کورس تکرار کند: «من از احساسم میترسم. من از احساسم میترسم. من از احساسم میترسم.»
«برای قرنها، مردان زنان را برای سرگرمی و منافع شخصی خود مورد سوءاستفاده، استفاده، شرمساری، تحقیر و گمراهی قرار دادهاند. سوال همیشه به نوعی به اینجا ختم شده و همچنان ادامه دارد: ‘خب، او چه کاری انجام داد که این سوءاستفاده را بر خود آورد؟’» سیلورز در خبرنامهاش در روزی که «هواپیما» منتشر شد، نوشت.
او افزود: «این سوالی است که من بارها از خودم پرسیدهام. آیا من بیش از حد مهربان بودم؟ آیا او مهربانی من را به چیزی بیشتر تعبیر کرد؟ آیا من بیش از حد این بودم؟ آیا من بیش از حد آن بودم؟ چه کاری انجام دادم که این را سزاوار شدم؟ این سوالاتی است که امیدوارم و دعا میکنم دختران نسل ما مجبور نباشند از خود بپرسند.»
نوشتن “Airplane” همان فراخوانی بود که سیلورز به آن نیاز داشت. او به یاد میآورد: «من گفتم، ‘این آهنگ من را به شدت میترساند، اما فکر میکنم این مهم است.’ سپس کمی بیش از یک ماه بعد، دونالد ترامپ دوباره انتخاب شد. من گفتم، خب، من واقعاً چیزی دارم که باید بگویم، چون خیلی عصبانی هستم.
اما نمیخواهم فقط عصبانی باشم. میخواهم با این انرژی کاری انجام دهم و آن را به حرکت درآورم. به عنوان کسی که از هنرمندانی که در طول تاریخ با شجاعت از طریق هنر خود صحبت کردهاند الهام گرفتهام، گفتم، ‘باید این را به جهان ارائه دهم، چون فکر میکنم ما شایسته بهتر از این هستیم.’»
به نظر میرسد روح حقیقتگویی به قدرت، که در غولهای موسیقی فولک پیش از او مانند باب دیلن و جونی میچل وجود داشت، در سیلورز نیز زنده است. صدای او نیز به همین شکل است. صدای متزوسوپرانو سیلورز قبلاً با صدای میچل مقایسه شده و شعرهای سادهگوی او کیفیتی دیلنگونه دارند.
سازهای ساده و ضبط زنده
همه اینها، به همراه سازهای ساده گیتار یا پیانو و اصرار سیلورز بر ضبط هر ترک به صورت زنده و در یک برداشت، باعث میشود که «از اتاقی دیگر» به نظر برسد که از زمانی دیگر آمده است. این آلبوم در استودیوی افسانهای الکتریک لیدی در نیویورک ضبط شده است. برای سیلورز بسیار مهم بود که آلبومش خام و بدون ترفند یا فیلتر به نظر برسد. او با تهیهکنندگی خود و همکاری با شریک مدیریت استودیو، لی فاستر، این امر را محقق کرد.
نتیجهای نوستالژیک و اندیشمندانه
نتیجه، معرفی نوستالژیک و اندیشمندانهای از هنرمندی است که قلبش را بر روی آستینش دارد. از تأملات روحخراش «برای پدر» درباره گذر زمان تا شیرینی امیدوارانه و هوای نمکی «بیگ سور» و مرثیهای برای عشقی که خیلی زود از دست رفته در «رویا».
سیلورز درباره انتشار برخی از احساسات آسیبپذیر خود به جهان اعتراف میکند و نگران است. او میگوید: «اما اگر هنرتان کمی شما را نترساند، واقعاً ارزشش را ندارد.»
او ادامه میدهد: «فکر میکنم برای من، بخش کاتارسیس نوشتن و ساختن آهنگها بود. اکنون، انتشار آن به جهان به معنای رها کردن است. امید و آرزوی من این است که این آهنگها، این آلبوم، هر چیزی که در آینده میسازم — کسی گوش دهد و خود را در آن ببیند، میدانید؟»
سیلورز همچنین در حال طراحی وینیل برای “From Another Room” است که شامل یک ترک مخفی خواهد بود. او میگوید: “من فقط میخواهم این یک چیز عجیب باشد که فقط روی وینیل باشد. زیرا برخی از هنرمندان مورد علاقهام نیز این کار را کردهاند. این یک سورپرایز کوچک و دلپذیر است که در انتها به آن میرسید. زیرا همچنان میچرخد و شما میگویید، ‘صبر کن!’ فکر میکنید تمام شده و بعد نیست.”
ورود به دنیای موسیقی و تقویت فعالیتهای خلاقانه
ورود به دنیای موسیقی به صورت جدی، سایر فعالیتهای خلاقانه سیلورز را نیز تقویت کرده است. از جمله تمایل او به کارگردانی. او هر دو موزیک ویدیو برای “June” و “Airplane” را کارگردانی کرده است. دیدگاه منحصر به فرد و الهام گرفته از سبکهای قدیمی خود را به نمایش گذاشته و از تیمهای کاملاً زنانه استفاده کرده است.
تجربه و یادگیری در مسیر خلاقیت
او میگوید: “من در طول سالها چیزهای زیادی یاد گرفتهام. به عنوان بازیگر یا مدل در سمت دریافتکننده بودن، دستورالعملها را گرفتن و دیدن چگونگی عملکرد این مجموعهها. و سپس وارد نقش شدن که، خوب، چگونه میتوانم ایدههای خلاقانهام را به گونهای که سازنده و مهربان باشد، منتقل کنم؟ این واقعاً سرگرمکننده است.”
و در مورد متعادل کردن حرفه بازیگری همچنان پررونق خود با موسیقی، سیلورز قصد دارد کنجکاوی را در اولویت قرار دهد.
اولویتهای سیلورز در حرفه هنری
او میگوید: «تا زمانی که کاری که انجام میدهم برایم رضایتبخش است و شادی و کنجکاوی را در من برمیانگیزد، همان را دنبال خواهم کرد. در حال حاضر، قطعاً موسیقی است. همزمان، اگر سوفیا کاپولا بخواهد فیلمی بسازد، نمیگویم نه. من فقط باز هستم — احساس میکنم در حال حاضر به هر چیزی که جهان و زندگی بخواهد به من ارائه دهد، بسیار باز هستم.»




