Image

اشک‌های کلویی ژائو و کوره‌ادا هیروکازو در جشنواره توکیو با فیلم‌های «هملت» و «زندگی پس از مرگ»

📋 خلاصه مقاله:

کلوئی ژائو و کوره‌ادا هیروکازو در جشنواره فیلم توکیو درباره شباهت‌های احساسی و خلاقانه در کارگردانی خود گفتگو کردند. ژائو از چالش‌های پایان‌بندی فیلم‌هایش و تأثیر موسیقی بر خلاقیتش گفت، در حالی که کوره‌ادا به فرآیند غیرمتعارف و جزئیات روزمره در فیلم‌هایش پرداخت.

پیش از آنکه کلوئی ژائو و کوره-ادا هیروکازو برای گفتگوی خود در جشنواره بین‌المللی فیلم توکیو بنشینند، هر دو از کارهای یکدیگر گریه کرده بودند.

تحسین متقابل و گفتگوی صمیمی

این تحسین متقابل، زمینه‌ساز گفتگویی صمیمی بین دو کارگردان شد. آنها بیش از آنچه انتظار داشتند، اشتراکات داشتند. این گفتگو در حالی انجام شد که آخرین فیلم ژائو آماده بود تا جشنواره را به پایان برساند. در همین حال، کوره-ادا در حال تولید فیلم جدید خود “گوسفند در جعبه” با بازی آیسه هاروکا و کمدین دایگو بود.

شباهت‌های احساسی در کارگردانی

این ارتباط احساسی شباهت قابل توجهی را در نحوه برخورد هر دو کارگردان با کارهایشان نشان داد. هیچ‌کدام نمی‌دانند فیلم‌هایشان چگونه به پایان می‌رسد وقتی که شروع به فیلمبرداری می‌کنند.

«وقتی برای ساخت یک فیلم وارد عمل می‌شوم، هرگز نمی‌دانم که چگونه به پایان خواهد رسید»، ژائو توضیح داد. «من آن را روی کاغذ می‌نویسم تا خوب به نظر برسد و تأیید شود و پول برای ساخت فیلم دریافت کند. اما در عمق وجودم می‌دانم – و اغلب بازیگران اصلی من می‌دانند – که آنجا نیست.»

فلسفه خلاقانه ژائو و چالش‌های فیلم «هملت»

این فلسفه خلاقانه تقریباً در فیلم «هملت» به فاجعه منجر شد. چهار روز قبل از پایان تولید، تنها دو نفر در تئاتر گلوب می‌دانستند که پایان کار فیلم وجود ندارد: ژائو و بازیگر اصلی او، جسی باکلی.

چالش‌های پایانی و واکنش بازیگران

«من پایان‌نامه‌ای که در فیلمنامه بود را فیلم‌برداری کردم»، ژائو به یاد می‌آورد. «به آن نگاه کردم و گفتم، ‘این کار نمی‌کند. ما فیلمی نداریم.’» او واکنش باکلی را به یاد آورد: «جسی به من نگاه می‌کند و می‌گوید، ‘این است؟ من از همه این‌ها عبور کردم و این پایان است؟’»

پیشرفت در صبح روز بعد در حین یک سفر با ماشین در لندن بارانی رخ داد. باکلی آهنگ “On the Nature of Daylight” از مکس ریشتر را برای ژائو فرستاد. این آهنگ در فیلم “Arrival” و دیگر فیلم‌ها ظاهر شده بود. ژائو گفت: “این آهنگ توانایی خاصی دارد که تمام بدن شما را با دنیای اطراف هماهنگ کند. ناگهان احساس می‌کنید که با همه چیز یکی شده‌اید.”

تجربه ژائو با آهنگ و طبیعت

در حالی که به آهنگ گوش می‌داد، ژائو خود را در حال رسیدن به باران بیرون از پنجره ماشین یافت. او گفت: “می‌خواستم به طبیعت برسم تا دیگر از دست دادن عشقم نترسم. زیرا اگر همه ما یکی باشیم، نمی‌توانید عشق را از دست بدهید. فقط به چیزی دیگر تبدیل می‌شود.” در آن لحظه از غم شخصی و ناامیدی خلاقانه، پایان واقعی فیلم آشکار شد.

انتظار برای پایان و استرس‌های آن

ژائو اعتراف کرد: “من همیشه منتظر هستم تا پایان ظاهر شود. این بسیار استرس‌زا است زیرا همیشه کمی فاصله دارید تا فیلمی نداشته باشید. اما زندگی همین‌طور است.”

کوره‌ادا با بیان درک خود، فرآیند غیرمتعارف خود را فاش کرد. او استوری‌بوردها را ایجاد می‌کند اما وقتی به صحنه می‌رسد، آن‌ها را کنار می‌گذارد. او از طریق ترجمه گفت: «من همیشه حدود دو هفته جلوتر را نگاه می‌کنم. به برنامه نگاه می‌کنم تا ببینم کدام بازیگران در صحنه خواهند بود و به این فکر می‌کنم که چه کاری می‌توانم انجام دهم. در واقع، من فیلمنامه را در همان فضا در صحنه می‌نویسم و بازنویسی می‌کنم. احتمالاً کارکنان نگران هستند، اما آنچه به این روش به وجود می‌آید به ندرت اشتباه به نظر می‌رسد.»

تفاوت‌های ژائو در آثارش

ژائو تفاوتی بین آخرین کار خود و فیلم‌های قبلی‌اش قائل شد. او توضیح داد: «’هملت’ درباره چشم‌انداز داخلی است، در حالی که ‘سرزمین آواره‌ها’ درباره چشم‌انداز خارجی است.»

همکاری با فیلمبردار لوکاش ژال برای اولین بار، ژائو از افق‌های باز فیلم‌های قبلی آمریکایی خود به چیزی محدودتر تغییر جهت داد. در فیلم‌های قبلی‌ام، در دهه سی زندگی‌ام بودم و بسیار به دنبال افق‌های بیشتری بودم. بنابراین، موضوع گسترده شدن بود. با ‘هملت’، من به این علاقه‌مند بودم که چگونه می‌توانیم همه چیز را در یک قاب، یک صحنه، یک اتاق محدود کنیم تا آب عمیق‌تر شود.

رویکرد تئاتری و همکاری با کورئدا

این رویکرد تئاتری باعث شد ژائو از کورئدا درباره قاب‌های دقیقاً ترکیب‌شده‌اش بپرسد که اغلب به پس‌زمینه‌های صحنه‌ای شباهت دارند. کارگردان ژاپنی توضیح داد که او در صحنه با فیلمبردارش کلمات کمی رد و بدل می‌کند و ترجیح می‌دهد از طریق خود دوربین به کاوش در نیت‌های یکدیگر بپردازند. او گفت: «این بسیار لذت‌بخش است. اگر فقط از استوری‌بورد پیروی کنم، فقط به مصرف یک برنامه فشرده می‌پردازم.»

زمانی که از ژائو پرسیدند چرا به جای مستند، در حوزه داستانی کار می‌کند، او پاسخی شگفت‌انگیز درباره شجاعت – یا فقدان آن – ارائه داد. او توضیح داد: «فکر می‌کنم وقتی مستند می‌سازید، می‌گویید، ‘این من هستم و این موضوع است’». به عنوان نمونه‌ای از فیلم‌سازی مستند بی‌باک، به «درون پرتگاه» ورنر هرتزوگ اشاره کرد. او افزود: «من در دهه سی زندگی‌ام آن شجاعت را برای انجام آن کار پیدا نکرده‌ام.»

نمایندگی و کرامت در فیلم‌سازی

اما دلیل دیگری نیز وجود داشت که ریشه در نمایندگی و کرامت داشت. ژائو درباره جوامع حاشیه‌نشین در آمریکا صحبت کرد. او به افرادی اشاره کرد که در رزروها یا در ون‌ها زندگی می‌کنند. این افراد اغلب با دوربین‌های دیجیتال خشن و در نورهای نامناسب مستند می‌شوند. به جای اینکه به عنوان انسان دیده شوند، به عنوان مسائل اجتماعی مطالعه می‌شوند.

زیبایی‌های زندگی در حاشیه

ژائو گفت: «اگر با آنها در سبک زندگی‌شان باشید، در معرض زیباترین مناظر آمریکا قرار می‌گیرید.» او افزود که درمان‌های سینمایی و تصاویر نقاشی‌گونه معمولاً – به دلیل شرایط تاریخی – برای افراد خاصی از جمعیت حفظ می‌شوند.

ژائو با همکاری فیلمبردارش اصرار داشت که این چهره‌ها را با همان شیوه سینمایی که برای هر ستاره هالیوودی به کار می‌رود، در ساعت طلایی ثبت کند. او می‌گوید: «کیفیت نورپردازی باعث می‌شود احساس کنیم با نور یکی شده‌ایم. این نوع غروب و طلوع خورشید، برای افرادی که در شهرهای بزرگ نیستند یا از امتیازاتی که بسیاری از ما داریم برخوردار نیستند، در واقع تجربه‌ای روزانه است.»

ژائو نتیجه‌گیری کرد: «گاهی اوقات شعر می‌تواند حقیقت را بهتر از واقعیت به تصویر بکشد. این یک حقیقت احساسی است، نه فقط یک واقعیت.»

ژائو در وضعیت بیگانه خود آزادی غیرمنتظره‌ای یافت. او خندید و گفت: «من فقط دو و نیم فیلم وسترن دیدم وقتی وسترن خودم را ساختم. من مانند آمریکایی‌ها بار سنگینی بر دوش نداشتم که وسترن بسازم. و وقتی این شکسپیر را ساختم، شکسپیر را خیلی خوب نمی‌شناختم. بنابراین بار سنگینی مانند یک بریتانیایی نداشتم. همه چیز درباره شکسپیر بسیار مقدس است. من فقط هر کاری که می‌خواهم انجام می‌دهم.»

رویکرد بی‌پروا و چالش‌های زبانی

این رویکرد بی‌پروا، مبارزه‌ای قبلی را پنهان می‌کند. وقتی ژائو برای تحصیل به آمریکا آمد، ناامنی او درباره زبان به قدری عمیق بود که از داستان‌گویی دست کشید. او به جای آن سیاست خواند. او گفت: «فکر نمی‌کردم بتوانم داستان بگویم. چگونه می‌توانم این کار را انجام دهم اگر زبانی را صحبت نمی‌کنم؟»

اما فیلم‌های مورد علاقه او پر از سکوت بودند. او متوجه شد که “یک زبان وجود دارد که چگونه صورت و بدن شما حرکت می‌کند.” اگر این زبان را صحبت نکنید، در واقع حساسیت بیشتری به تعاملات غیرکلامی پیدا می‌کنید. چیزی که زمانی چالش بود، به یک مزیت تبدیل شد.

ژائو اعتراف کرد: “من یک ساعت گریه کردم.” او توضیح داد که چگونه فیلم با کار او روی “هامنت” که به چگونگی پردازش مرگ پسرشان توسط شکسپیر و همسرش می‌پردازد، هم‌خوانی داشت. “وقتی زندگی‌مان را می‌بینیم، چه شاد و چه دردناک، که به ما بازتاب داده می‌شود، این تجربیات را معنادار می‌کند و تجربه انسانی را کمی کمتر دشوار می‌سازد.”

او با شخصیت‌های «After Life» که تصمیم می‌گیرند خاطره‌ای انتخاب نکنند و در عوض در برزخ بمانند تا به دیگران کمک کنند، همذات‌پنداری می‌کرد. ژائو گفت: «خاطرات مورد علاقه من در زندگی‌ام در واقع در حین ساختن باورها و خیال‌پردازی‌هایی است که واقعی نیستند، برای خاطرات دیگران». وقتی «Hamnet» را ببینید، خواهید دید که شکسپیر نیز مردی است که در ارتباط و برقراری ارتباط در زندگی واقعی مشکل دارد. اما وقتی روی صحنه‌اش است، می‌تواند با همه چیز ارتباط برقرار کند. بنابراین برای بسیاری از ما که انتخاب کردیم داستان‌گو باشیم، نوعی تلخی و شیرینی وجود دارد.

کوره‌ادا که «After Life» را در دهه ۲۰ زندگی‌اش ساخت، اذعان کرد که این تنش هنوز هم در دهه ۶۰ زندگی‌اش برای او وجود دارد. او گفت: «می‌خواهم بدون اینکه نسبت به آن احساس بدبین شوم، به کارم ادامه دهم».

ژائو فیلم‌های کورئدا را به خاطر تمرکز بر جزئیات روزمره مانند لباس‌شویی، آشپزی و روال‌های روزانه تحسین کرد. این جزئیات ریتمی مراقبه‌ای ایجاد می‌کنند که قبل از طوفان‌های احساسی فرا می‌رسند. ژائو مشاهده کرد: «بسیاری از اوقات سینما از ۸۰٪ میانی عبور می‌کند و فقط اوج‌ها و افت‌های شدید را نشان می‌دهد. اما شما ما را به راحتی این آیین‌های روزانه دعوت می‌کنید. از طریق آن، ما را به جلو می‌برد و به چالش می‌کشد. این مانند نوعی آیین است و قطعه‌ای در یک حلقه می‌آید. سپس وقتی به شما می‌رسد، در بدن است.»

تأثیر داستان‌های احساسی کورئدا

کورئدا با تواضع این تعریف را پذیرفت. او گفت امیدوار است داستان‌هایی از نوسانات کوچک احساسی در زندگی روزمره بسازد. هرچند مطمئن نیست که چقدر در این کار موفق است.

گفتگو به مسائل عملی نیز پرداخت. کورئدا تقریباً دو ماه فیلم‌برداری می‌کند و تلاش دارد زمانی که کودکان در صحنه هستند، قبل از شام کار را به پایان برساند. او به قوانین بهبود یافته کار در تولیدات ژاپنی پایبند است. همچنین، در طول تولید شب‌ها ویرایش می‌کند و گاهی فیلم‌ها را برای بازخورد به تیمش ارسال می‌کند. این کار باعث ایجاد انتظار و نگرانی در میان اعضای تیمش می‌شود.

روش‌های متفاوت ژائو در تولید

در مقابل، ژائو به هشت ساعت خواب نیاز دارد و در طول تولید به ویرایش نمی‌پردازد. او توضیح داد: «من به راحتی تحت تأثیر اطرافیانم قرار می‌گیرم. اگر در اوایل چیزی را ویرایش کنم و به خوبی کار نکند، ممکن است نحوه انجام کارهایم را تغییر دهد.» فیلم‌برداری «هملت» از اواخر ژوئیه تا سپتامبر انجام شد.

نگاه ژائو به آینده

ژائو با نگاه به آینده گفت که او معتقد است داستان‌ها فیلم‌سازان را انتخاب می‌کنند، نه برعکس. «وقتی که کانال، رسانای برق آماده باشد، آن خواهد آمد.»

او الگوهایی را مشاهده کرده است: سه فیلم اول او به بررسی هویت، خانه و تعلق پرداخته‌اند. در حالی که “Eternals” و “Hamnet” به وحدت و از بین بردن توهم جدایی می‌پردازند. او می‌گوید: “فکر می‌کنم این چیزی است که به دنبالش هستم. چگونه می‌توانیم توهم جدایی که با یکدیگر احساس می‌کنیم را از بین ببریم و آن نوع وحدتی را که در لحظه تولد یا زمانی که در طبیعت هستید احساس می‌کنید، تجربه کنیم.”

قدرت سه‌ها و فیلم‌های آینده

“من به قدرت سه‌ها اعتقاد دارم”، او اضافه کرد. “از آنجا که دو فیلم درباره آن ساخته‌ام، فکر می‌کنم یک سومی هم وجود دارد. فقط نمی‌دانم چیست.”

تعادل کار و زندگی در فیلمسازی

در مورد کورئدا، او به تولید “Sheep In The Box” ادامه می‌دهد و تعادل کار و زندگی را که واقعاً تعادل نیست، حفظ می‌کند. او اعتراف کرد: “من به کسی تبدیل شده‌ام که همیشه در حال کار است و این برای من ناخوشایند نیست.” اما او می‌خواهد فیلمسازان جوان بدانند که برای ساخت فیلم نیازی نیست که در ۶۰ سالگی به کار معتاد باشند. او می‌گوید: “اگر فکر کنند فیلمسازی حتی وقتی به عنوان کار انتخاب می‌شود می‌تواند سرگرم‌کننده باشد، خوب خواهد بود.”

اشک‌های کلویی ژائو و کوره‌ادا هیروکازو در جشنواره توکیو با فیلم‌های «هملت» و «زندگی پس از مرگ»