📋 خلاصه مقاله:
یورگوس لانتیموس و جرسکین فندریکس در فیلم “باگونیا” با رویکردی نوین همکاری کردند. داستان فیلم درباره میشل، مدیرعامل ربودهشدهای است که باید به بیگانه بودن اعتراف کند. موسیقی فیلم ترکیبی از ارکسترال و سینتیسایزر است که حس بیگانگی را منتقل میکند.
آتسوشی نیشیجیما/Focus Features
هشدار اسپویل: این داستان به نقاط اصلی و پایان فیلم “Bugonia” که در حال حاضر در سینماها در حال اکران است، میپردازد.
همکاری یورگوس لانتیموس و جرسکین فندریکس
یورگوس لانتیموس و آهنگساز همیشگیاش، جرسکین فندریکس، از سال ۲۰۲۳ درباره “Bugonia” صحبت کردند. این رویکرد فصل جدیدی برای همکاری آنها بود.
رویکرد جدید در همکاری
در “چیزهای فقیر”، فندریکس به فیلمنامه و بسیاری از هنرهای مفهومی دسترسی داشت. برای “انواع مهربانی”، او فیلمنامه را داشت. این بار، لانتیموس تنها سه کلمه با فندریکس به اشتراک گذاشت: زنبورها، زیرزمین و سفینه فضایی.
«اگر فیلم را دیده باشید، منطقی به نظر میرسد. اما بدون دیدن فیلم، تشخیص اشتراکات بین این سه مفهوم بسیار چالشبرانگیز است. اگر چیزی باشد، غیرمتعارف بود.» فندریکس اذعان میکند، هرچند او موافق است که این رویکرد سرگرمکنندهای بود.
داستان فیلم «باگونیا»
«باگونیا» با بازی اما استون در نقش میشل، مدیرعامل یک شرکت داروسازی است. او توسط تدی (جسی پلمونز) و پسرعمویش دان (آیدان دلبیس) ربوده میشود. آنها میشل را در زیرزمین نگه میدارند و او را تحت فشار قرار میدهند تا اعتراف کند که یک بیگانه است. تدی همچنین در یک خانه دورافتاده در مزرعهای زندگی میکند که در آن زنبور نگه میدارد.
فندریکس میگوید که ماهها را صرف تحقیق درباره این سه کلمه و مفاهیم مرتبط با آنها کرده است. او توضیح میدهد: «به معانی و کاربردهای مختلفی که میتوانند داشته باشند نگاه کردم. سپس سعی کردم ببینم چه نوع ارتباطی میتوانم بین آنها پیدا کنم، قبل از اینکه واقعاً موسیقی را بنویسم.»
در پیدا کردن موسیقی پشت زنبورها، او میگوید: «زنبورها صدای جالب و آشنایی دارند که در فیلم به شدت استفاده میشود.»
او ادامه میدهد که به سیستمها علاقهمند بوده است: «من به ایدههای هندسی علاقهمند بودم. ششضلعیها بخش بزرگی از تصاویر مرتبط با زنبورها هستند. اینها نمایانگر یکنواختی و برابری و همچنین پیچیدگی به عنوان یک ساختار اجتماعی هستند. من چیزهای زیادی را در طراحیها و سیستمها در زیرزمینها و دیگر نظریههای معماری مرتبط با آن دیدم. همچنین سفینههای فضایی. واقعاً سفینههای فضایی وجود دارند که الگوهای ششضلعی روی آنها دارند، زیرا به شکلی تکرار میشوند که به نظر میرسد با هدف آنها سازگار است.»
فندریکس در تأمل میگوید: «اگر میدانستم فیلم درباره چیست، به شیوهای کاملاً متفاوت مینوشتم. این خود گواهی بر کارگردانی یورگوس است.»
فندریکس درباره سکانسهای زیرزمین فیلم میگوید: «شما با یک نظریهپرداز توطئه روبرو هستید که بیش از حد در این دنیای اینترنتی فرو رفته است. این فقط یک داستان بسیار غمانگیز درباره او و پسرعمویش است. در واقعیت، او برای سرنوشت جهان میجنگد، مثل اینکه این یک فیلم آخرالزمانی است. موسیقی در پسزمینه حضور دارد و میگوید که خطرات بسیار بالاست.»
موسیقی و ترکیب آن در فیلم
«موسیقی سفینه فضایی که نوشتم کاملاً ارکسترال بود. موسیقی زیرزمین کاملاً سینتیسایزر بود و سپس موسیقی زنبورها ترکیبی از این دو بود.»
اما لانتیموس از موسیقی که فندریکس تصور میکرد استفاده نکرد. تنها بخش سینتیسایزر بود که به صحنه نهایی سفینه فضایی راه یافت. موسیقی این صحنه یک فینال بزرگ و پرشور نیست. موسیقی سفینه فضایی به نوعی آرام و صلحآمیز است، اما در عین حال حس بیگانهای دارد.




