📋 خلاصه مقاله:
نیکول شرزینگر در کنسرت والت دیزنی هال، با ترکیب شجاعت “بلوار غروب آفتاب” و بازیگوشی پوسیکت دالز، تواناییهای بینظیر خود را در اجرای زنده و ترکیب سبکهای مختلف موسیقی به نمایش گذاشت. این اجرا شامل آهنگهای محبوب و لحظات احساسی بود.
نیکول شرزینگر در اجرای خود در دیزنی هال، ترکیبی از شجاعت «بلوار غروب آفتاب» و بازیگوشی گروه پوسیکت دالز را به نمایش گذاشت. این کنسرت تواناییهای بینظیر او را در ترکیب سبکهای مختلف موسیقی و اجرای زنده نشان داد.
اگر فقط میتوانستیم بشنویم که نورما دزموند برخیزد و بخواند: آیا دوست نداری دوست دخترت، آن دخترک بتی شیفر، مثل من داغ باشد؟
اجرای نیکول شرزینگر در تالار کنسرت والت دیزنی
این اتفاق در اجرای فعلی نیکول شرزینگر نمیافتد. این اجرا شامل توقفی جذاب در شب پنجشنبه در تالار کنسرت والت دیزنی در مرکز شهر لسآنجلس بود. آهنگهای نمایشی در گوشه خود باقی ماندند و آهنگهای قدیمی گروه پوسیکت دالز در گوشه خود. این نمایش با شخصیتی کمی دوگانه بود. قطعات تئاتر موزیکال سهچهارم اول را تسخیر کرده و پاپ پر زرق و برق گروه سابق او در بخش آخر تسلط داشت.
اما این فاصله به نظر نمیرسید که غیرقابل عبور باشد. حتی وقتی شرزینگر دو آهنگ برجسته از نمایش موزیکالی که او را به شکلی بزرگ به صحنه بازگرداند، «Sunset Blvd.»، اجرا کرد، به یاد میآوردید که آن نمایش برادوی/وست اند زمانی که او در آن نقش داشت، به گونهای تغییر کرده بود. گلوریا سوانسون به خاطرهای دور تبدیل شده بود و شما باید نورما دزموند را نه به عنوان یک پیرزن، بلکه به عنوان زنی در سن خاصی که بسیار جذاب و آماده است، تصور کنید. این کار موفقیتآمیز بود.
در همین حال، جامعه تئاتر لسآنجلس از نداشتن اجرای محلی نمایش “سانست” با حضور شرزینگر در برادوی احساس کمبود میکند. البته، بسیاری از اهالی لسآنجلس به سمت شرق رفتند تا اجرای او را در آن نقش برنده تونی در اواخر ۲۰۲۴ و اوایل ۲۰۲۵ ببینند.
“تو در ‘سانست’ همه چیز بودی!” مردی که جلوی من بود فریاد زد. این دقیقاً همان چیزی است که باید در یک اجرای دیوا فریاد زد، جایی که همه کمی بیش از حد بالغ هستند تا چیزی درباره مادر بودن بگویند. بنابراین احتمالاً سالن پر از حدود یکسوم جتستترهایی بود که قبلاً میدانستند اجرای “With One Look” او چقدر فوقالعاده خواهد بود. دوسوم دیگر محلیهایی بودند که تا کنون فقط میتوانستند حدس بزنند.
در حالی که بخش “غروب” در میانهی پردهی دوم کنسرت او به نمایش درآمد، او به حضار گفت که این نمایش “چیزی است که مرا به اینجا رسانده است”. “با یک نگاه” واقعاً فقط گرمکننده بود. اما شمارهای که بعد از آن آمد، “انگار که هرگز خداحافظی نکردهایم”، آهنگ اصلی بود. این آهنگ بوی باربارا استرایسند را در نسخهی خود از نئوکلاسیک اندرو لوید وبر میداد.
در طول آن، حس کردم تعدادی از افراد اطرافم مشتاقانه منتظر پایان آهنگ بودند. نه به این دلیل که واقعاً میخواستند شرزینگر خواندن را متوقف کند، بلکه به این دلیل که روی لبهی صندلیهایشان بیقرار بودند. آنها به سختی میتوانستند از بلند شدن برای تشویق ایستادهی اجتنابناپذیر خودداری کنند. بیقراری آنها را حس کردم.
و نه خیلی بعد از آن اوج، شیکپوشی با لباسهای بلند: آهنگ «Buttons» از Pussycat Dolls و رونمایی از یک لباس چسبان بدون دکمه برای هماهنگی. چرا که نه؟
شرزینگر به وضوح در حال حاضر به دوران بازیگری صحنهای خود علاقهمند است. اما هنوز هم تواناییهای لازم برای لذت بردن از برخی حرکات رقص قدیمی یا تمرینات کاردیو از گذشته را دارد.
نیکول شرزینگر در سالن کنسرت والت دیزنی، ۳۰ اکتبر ۲۰۲۵.
تیموتی نوریس/فیلارمونیک لس آنجلس
این یک تور کامل برای خواننده نیست، بلکه آخرین اجرای سهگانهای است که در برخی از معروفترین سالنهای جهان برگزار میشود. این سالنها شامل رویال آلبرت هال، کارنگی هال و اکنون دیزنی هال هستند. این اجرا یک روز پس از تجلیل او در مراسم قدرت زنان لسآنجلس توسط وریتی برگزار میشود.
آیا اجراها ادامه خواهند یافت؟
به راحتی میتوان تصور کرد که او این اجراها را در جاده ادامه دهد. البته اگر برنامه دیگری در تئاتر نداشته باشد یا اقامت طولانیتری را انجام دهد. آیا این اجراها میتواند طیف وسیعتری از طرفداران را در شهرهای دیگر جذب کند؟ کسانی که ممکن است تنها برای اجرای Dolls یا تنها برای یک شب استانداردها جذب شوند؟ احتمالاً، اما به احتمال زیاد همه را در نهایت راضی خواهد کرد.
نمایش روز پنجشنبه اهداف اصلی خود را بهوضوح در همان ابتدا اعلام کرد. اجرای وفادارانه شرزینگر از «باران بر رژه من نبار» شروعی جسورانه بود. این اجرا برای خوانندهای که عمدتاً در عرصه تئاتر شناخته نشده، شاید بیش از حد جسورانه به نظر میرسید. او اعلام کرد که قلمرو استرایسند، قلمرو او نیز هست. نسخه او عالی بود، اما انتخابی بهویژه خلاقانه یا بازآفرینیشده نبود.
آهنگهای محبوب و اجراهای خاص
از آنجا، او با آهنگ محبوب هالووین/آراندبی «من تو را طلسم کردهام» کمی آزادتر شد. این اجرا به خوبی خشونتآمیز بود. «الماسها برای همیشه هستند» نیز انتخاب عالیای از آهنگهای فیلم بود که شامل شود.
عاقلانه بود که او به درستی به خالق اصلی احترام گذاشت. اما مسئله همچنان باقی است که چقدر دشوار است از شرلی بسی بهتر عمل کرد. حداقل او دهها بار بیشتر از دوژا کت، که در اسکار امسال به اشتباه انتخاب شده بود، توانایی انجام این کار را دارد.
در نهایت، شرزینگر به اولین آهنگی رسید که واقعاً با او مرتبط بود. او با کمی شوخی و گفتگوی دوستانه آن را معرفی کرد: “همه شما خیلی خوب به نظر میرسید، فکر میکنم ممکن است برای همیشه با شما بمانم. این من را به یاد یک آهنگ میاندازد…” بله، ما هم همینطور. این انحراف به قلمرو موفقیتهای Pussycat فقط لحظهای بود. بهطور واقعی یک پیشنمایش برای پایان نمایش بود. اما چیزی در آن وجود داشت که به نظر میرسید او را بر روی پایهای محکمتر قرار میدهد. حتی زمانی که به صحنه و فیلمهای همیشگی بازگشت.
ترکیب آهنگهای بهیادماندنی
یک ترکیب از آهنگهای “Losing My Mind” و “Not a Day Goes By” از سوندهایم، که به نظر میرسد در ذهن مفسران در حوالی آغاز قرن به هم پیوستهاند، ارائه شد. این ترکیب یک پیشنمایش خوب برای امکانات از دست دادن ذهن در مواد “Sunset” که بعداً خواهد آمد، ارائه داد.
سپس، برای اجرای پایانی قبل از استراحت، شرزینگر به سراغ بزرگترین آهنگ «کاباره»، «شاید این بار» رفت. این آهنگ به نوعی حامی همه بازندگان است. او در یک تولید مدرن «کاباره» که در آن بازیگر اصلی باید نقش یک دخترک بیتجربه را بازی کند، جا نمیافتاد. اما مطمئناً در زمانی که همه به دنبال اجرای آن به مهارت لایزا بودند، در این نقش میدرخشید.
در پایان، او احساسات را برای لحظهای از نمایش فدا کرد، اما این اشکالی نداشت. او به سمت میز کنار تختی که بطری آب و دستمال کاغذیاش را روی آن نگه میداشت، برگشت و به طرز عجیبی خم شد. آیا او در حال رفع گرفتگی عضله بود؟ سپس با چیزی در پشتش دوباره ظاهر شد. «شاید این بار»، او با تأکید خواند و دو جایزه بزرگش را در هر دست بیرون آورد. «من برنده خواهم شد!» او به آنها به عنوان دوستانش «لورنس و آنتوانت» اشاره کرد، که البته منظورش یک اولیویه و یک تونی بود.
افکار میانپرده: یا شما این نوع نمایشهای قدیمی و پر زرق و برق را دوست دارید یا نه. این نمایشها شامل مکالمات طولانی و پرحرفی میشوند. کسانی که به این نوع نمایشهای تکنفره و نوستالژیک علاقه ندارند، شاید ترجیح دهند که از آن صرفنظر کنند.
اما شرزینگر در حال ادامه دادن یک سنت بزرگ با این نوع نمایشها است. افراد زیادی از نسل او نیستند که این خلأ را پر کنند. حداقل با توجه به پروفایل او که از دنیای پاپ میآید و تواناییهایش در تئاتر. او به نظر میرسد که برای این کار به دنیا آمده باشد. حتی بیشتر از زمانی که در دهه ۲۰۱۰ به عنوان یک ستاره پاپ شناخته میشد. هرچند که او به اندازه کافی بازیگر خوبی بود که آن نقش را هم به خوبی ایفا کند.
بودن به عنوان یک بمب جنسی در اینترسکوپ قطعاً به او اجازه نمیداد که به راحتی روی صحنه قدم بزند. او در میان نمایش مهارتهای آوازیش، نظراتی کمی خارج از عرف میداد. همه اینها به این معناست که اگر این مقدمهای برای اجرای نمایشهای مشابه به صورت نامحدود باشد و او در حال آمادهسازی برای اضافه کردن آهنگ «من هنوز اینجا هستم» به رپرتوارش در ۲۰ سال آینده باشد، برخی از ما حتماً برای آن حضور خواهیم داشت.
«خانمها واقعاً فوقالعاده به نظر میرسند،» شرزینگر به حضار گفت. او افزود: «امشب مردان جذاب زیادی در اینجا حضور دارند.» احتمالاً او این جمله را به همه پسران کارنگی و رویال آلبرت هال میگوید. یا شاید هم نه.
او اضافه کرد: “به نظر میرسد همهی WeHos اینجا هستند.” این جمله باعث شد صدای تشویق جمعیت به حدی بلند شود که هر چیزی که بعد از آن گفت، شنیده نشود. او از شوخیهای نیشدار ابایی نداشت. دربارهی میراث خود گفت: “هاوایی، فیلیپینی، اسپانیایی، چینی، لهستانی… ایرلندی ۲٪… همچنین کمی انگلیسی هم در من هست. نام او تام است.”
نامزدش، تام ایوانز، دوباره به یاد آورده شد وقتی که او تنها آهنگ جدید و اصلی شب، پاپ-آراندبی “Bullshit” را خواند. او گفت: “این ایدهی من از یک آهنگ عاشقانه است. دربارهی انتظار برای آن شخص خاص است که، چطور بگویم، خودش را جمع و جور کند و حلقهای به دست کند. متوجه منظورم شدید؟” نمونهای از شعر: “بیدار شو قبل از اینکه من بروم.”
پس از پایان آهنگ، با نشان دادن حلقهای گفت: “نیازی به گفتن نیست، او پیام را گرفت.”
شرزینگر به افرادی که در بالکن پشت سر او بودند بیتوجهی نکرد. اگرچه گاهی اوقات قصد داشت این کار را انجام دهد. او در ابتدای برنامه به آنها گفت: “شما بهترین صندلیهای سالن را دارید!”
احساسات شرزینگر درباره پرینس
خیلی بعدتر، در پایان پرده دوم از سه پرده، او با احساسات درباره پرینس صحبت کرد. او پرینس را به عنوان “بخش بزرگی از وجودم – او مربی و برادر بزرگم بود” توصیف کرد. سپس به سمت میز کنار تخت برگشت و لحظهای به پشت به تماشاگران ایستاد و بینیاش را پاک کرد. “خدا را شکر برای این دستمالها…”
تعامل با جمعیت پشت صحنه
سپس به یاد آورد که یک جمعیت جداگانه پشت صحنه وجود دارد. “اوه عالی، شما هم اینجا هستید؛ فراموش کرده بودم. برای مهمانی سورپرایز من در آنجا دست بزنید.”
تلاشهای موسیقایی و تأثیرات فرهنگی
«باران بنفش» یکی از اصلیترین تلاشهای او برای جلب سلیقههای پاپ-راک بود. این اثر برای کسانی که او را به گریه میاندازد، جذابیت خاصی داشت. سرود «من همانی هستم که هستم» از «لا کاژ او فول» و جری هرمن و گلوریا گینور، تلاش او برای جلب توجه به جامعه همجنسگرایان بود. او خودش این موضوع را بیان کرد. برای جمعیت برادوی در میان تماشاگران، او بیشتر به آثار بزرگ تئاتر موزیکال پایبند بود. اما لذتبخش بود وقتی که برای شروع پرده نهایی، قطعه شوخطبعانه «چاپرون خوابآلود» با عنوان «نمایش» را اجرا کرد. این دقیقاً همان چیزی بود که قصد داشت برای فینال انجام دهد.
پایانبندی نمایشی و جذاب
او برای بخش آخر در لباسی که شبیه به یک لباس خواب شیک بود ظاهر شد و چای مینوشید. او گفت: «بگذارید این را بگذارم تا زیاد نریزد». در نهایت کمی پا را نشان داد و سپس بهطور کامل کنار گذاشته شد تا خیلی بیشتر از آن را نشان دهد. نمایش به پایان کامل خود رسید.
در اجرای نهایی مدلی از Pussycat Dolls، شرزینگر با لباس مشکی و پاشنه بلند، به طرز شگفتانگیزی بلندتر از قد ۱۶۵ سانتیمتری خود به نظر میرسید. او تماماً به زندگی یک شوگرل اختصاص داشت. این همان چیزی است که احتمالاً اگر او تصمیم بگیرد این کار را به عنوان اقامت در وگاس انجام دهد، واقعاً مخاطبان را جذب خواهد کرد.
اجرای به یادماندنی در سالن دیزنی
اما چیزی که بیشتر مخاطبان سالن دیزنی به یاد خواهند داشت، اجرای دو آهنگ از «Sunset Blvd.» بود. در اینجا، نورما در سرزمین خانگی ساحل غربی زنده شد، بدون خون صحنه برادوی. بدون دوربینهای جیمی لوید برای کلوزآپها، شرزینگر نقش ضدقهرمان را کمتر به خاطر جنون وسواسی و بیشتر به خاطر سبک خالص باربرا بازی کرد. نورما دزموند واقعاً نیازی به نمایش به عنوان یک قاتل ندارد. از این نمایش فوقالعاده، ما قبلاً درک کردهایم که نیکول شرزینگر یکی از آنهاست.
باران بر روی جشن من نبار
من تو را جادو کردم
الماسها برای همیشه هستند
با تو میمانم
تو مرا بالا میبری/بازتاب
از دست دادن ذهنم/نه یک روز میگذرد
شاید این بار
مجموعه ۲:
من همان هستم که هستم
چرندیات
با یک نگاه
انگار هرگز خداحافظی نکردیم
باران بنفش
مجموعه ۳:
نمایش بده
دکمهها
وقتی بزرگ شدم
آیا نمیخواهی
نفست را نگه ندار




