📋 خلاصه مقاله:
مستند «پودنیکس درباره پودنیکس» به زندگی و آثار یوریس پودنیکس، مستندساز لتونیایی، میپردازد که با شجاعت و حقیقتگویی خود در دوران اتحاد جماهیر شوروی شناخته شد. این فیلم با استفاده از خاطرات و دفترچههای شخصی او، تأثیر جهانی و تعهد او به حقیقت را به تصویر میکشد.
«پودنیکس درباره پودنیکس» داستان یک مستندساز فوقالعاده تأثیرگذار لتونیایی است. او امروزه توسط تعداد کمی به یاد آورده میشود. با این حال، کارهای او زمانی توسط بیش از ۴۰ میلیون نفر در اتحاد جماهیر شوروی سابق دیده شده بود. این فیلم هفته گذشته در جشنواره بینالمللی فیلم مستند جی.هلاوا به نمایش درآمد.
فیلمهای یوریس پودنیکس که به گفته کارگردان، روزهای پایانی اتحاد جماهیر شوروی را به عنوان “مرگ هیولا” به تصویر کشیدند، دیدنشان توسط هر کسی به نوعی معجزه بود. آنا ویدولیا، که به همراه آنترا سیلینسکا، یکی از ویراستاران سابق پودنیکس، فیلم “پودنیکس درباره پودنیکس” را کارگردانی کرده است، میگوید که احتمالاً دلیل این اتفاق این بود که او در دورهای کار میکرد که این امکان را فراهم میکرد.
تأثیر جهانی یوریس پودنیکس
در واقع، پودنیکس که در سال ۱۹۹۲ تحت شرایط مرموزی درگذشت، به خاطر نیاز بیوقفهاش به “حضور داشتن” در رویدادهایی که به پایان جنگ سرد منجر شدند، توجه جهانی را به خود جلب کرد.
بیبیسی به او برای گزارشهایی از قیامها در کشور زادگاهش، لتونی، مراجعه میکرد. این قیامها در مواجهه با ارتشهای تحت حمایت مسکو گاهی به طور مرگبار پایان مییافتند. خود پودنیکس شاهد بود که فیلمبردارش در حالی که تیم در حال ضبط وقایع در خیابانهای ریگا در سال ۱۹۹۲ بود، به ضرب گلوله کشته شد. یکی دیگر از همکارانش نیز بعداً بر اثر جراحاتی که توسط نیروهایی که تلاش میکردند گروههای بزرگ خوانندگان را که آهنگهای ممنوعه توسط شورویها را میخواندند، سرکوب کنند، جان باخت. این وقایع در فیلم «وطن» توسط پودنیکس به تصویر کشیده شد.
پودنیکس: منبع حقیقتگویی و شجاعت
اما در کشور خود پودنیکس، او به عنوان منبع نادر حقیقتگویی و گزارشگری شجاعانه درباره جهانی که به سرعت در حال تغییر بود، مورد تحسین و احترام قرار گرفت. این ویژگیها باعث شد تا او در میان مردم لتونی به عنوان یک قهرمان شناخته شود.
«پودنیکس درباره پودنیکس» افکار، نگرانیها و انگیزههای این شخصیت برجسته را با استفاده از خاطرات شخصی، عکسها و فیلمها آشکار میکند. این مستند آنچه ویدولیا آن را سفر زندگی یک فیلمساز مینامد به تصویر میکشد. او به تأمل در وسواسهای خود میپردازد اما قادر به کنترل آنها نیست.
کشف دفترچههای شخصی
ویدولیا میگوید که هنگام شکلگیری فیلم، کشف دفترچههای شخصی کارگردان یک لحظه تحولآفرین بود. او به یاد میآورد: «پس از دعوت شدن به پروژه توسط آنترا سیلینسکا، کارگردان، تهیهکننده و رئیس استودیو JPS – یوریس پودنیکس، یک مجله لتونیایی به نام کینو راکستی از سال ۲۰۰۰ پیدا کردم. در آن بخشی از دفترچه خاطرات یوریس پودنیکس از سال ۱۹۷۵ وجود داشت.»
«شور و شوق او برای وظایف خلاقانهاش و جزئیات دقیق فرآیند فیلمسازی در استودیوی فیلم مستند ریگا، به همراه رفتار مهربانانهاش با همسر تازهاش و امیدهای شخصیاش در این صفحات به تصویر کشیده شده بود.»
داستان پودنیکس و افکار نویسنده
او با بیان داستان پودنیکس و ترکیب افکار خودش میگوید: «به نظر میرسید این پاسخ باشد.»
عنوان مناسب برای کتاب
«به قفسه بالایی و کتابها نگاه کردم: فلینی درباره فلینی، برگمان درباره برگمان، کیشلوفسکی درباره کیشلوفسکی، کاساوتس درباره کاساوتس… بنابراین “پودنیکس درباره پودنیکس” به نظر عنوان مناسبی میآمد.»
کشف دفترچه خاطرات
و صفحات بیشتری از دفترچه خاطرات کشف میشد. آنها به نوشتههای دقیقی دست یافتند که در زمان ساخت فیلم درباره آخرین واحدهای تفنگداران لتونی و همچنین سربازان گارد پراتوریان لنین نوشته شده بود.
تحقیقات درباره فیلمهای پودنیکس
«یا بعدها وقتی که مواد مربوط به ساخت فیلم پودنیکس درباره نسل پس از جنگ مجسمهسازان را تحقیق میکردیم: “سیزیف سنگی را میغلتاند.” یا عزیزترین فیلم او، “آیا جوان بودن آسان است؟”»
هر بار، فردی که به پودنیکس نزدیک بود، بخشهای بیشتری از یادداشتهای کارگردان را با ویدولیا و سیلینسکا به اشتراک میگذاشت.
اعترافات جوانان لتونی
فیلم دوم بر اساس اعترافات جوانانی ساخته شده بود که در لتونی زندگی میکردند. آنها بهطور آشکار از معلمان و والدین خود انتقاد میکردند. نگرانیهایشان برای آینده و ترسهایشان از پیامدهای فاجعه هستهای چرنوبیل را بیان میکردند.
روایت سربازان سابق
فیلم ۱۹۸۶ همچنین شامل روایتهایی از سربازان سابق بود. آنها مجبور به شرکت در اشغال افغانستان توسط روسیه شده بودند. این روایتها ناامیدی و بیرحمی جنگ را به وضوح نشان میدادند. این دیدگاه به شدت با نسخه کرملین از جنگی با پیشرفت و هدف در تضاد بود.
ویدولجا میگوید اگر این فیلم حتی چند ماه زودتر ساخته میشد، احتمالاً ممنوع میشد. او اضافه میکند: «تغییرات سیاسی که توسط گورباچف آغاز شد، به این فیلم فرصت داد تا روی پرده بیاید و پس از آن دیگر نمیشد جلوی آن را گرفت.»
دفترچههای یوریس و ارتباط با نسل جوان
پسرعموی یوریس، اینارا زلتینا، دفترچههای او را به ما داد. این دفترچهها وظایفی را که او در فرآیند ایجاد رابطه صادقانه با نسل جوانی که در فیلم به تصویر کشیده شده بود، برای خود تعیین کرده بود، آشکار میکرد.
پودنیکس و تعهد به حقیقت
در سال ۱۹۷۸، پودنیکس در نامهای به همکارش نوشت: «شاید این غرور من باشد که بگویم میآیم و با چشم و سرم تمام حقیقت را میگویم، اما مصمم به انجام این کار هستم!»
شناخت فرآیندهای اجتماعی و سیاسی
ویدولجا میگوید: «توانایی پودنیکس در شناخت فرآیندهای سیاسی و اجتماعی گستردهتری که در جامعه در حال وقوع بود، همراه با علاقه صادقانه و عمیق او به زندگی فردی که با او صحبت میکرد، دلیل این است که فیلم او توسط دهها میلیون نفر از مردم شوروی درک و ارزشگذاری شد.»




