📋 خلاصه مقاله:
فیلم “Bugonia” به کارگردانی یورگوس لانتیموس، داستان ربوده شدن میشل فولر، مدیر عامل یک شرکت داروسازی توسط تدی، نظریهپرداز توطئه، را روایت میکند. طراحی تولید فیلم با ایجاد فضاهای متضاد و استفاده از الهامات بصری و آناتومی انسانی، دنیایی فراگیر و منحصر به فرد را به تصویر میکشد.
هشدار: این داستان به نقاط مهم و پایان فیلم ” Bugonia ” که در حال حاضر در سینماها در حال پخش است، میپردازد.
داستان فیلم “Bugonia”
در فیلم “Bugonia”، اما استون نقش میشل فولر، مدیر عامل یک شرکت داروسازی را بازی میکند. او توسط تدی (جسی پلمونز) و پسر عمویش دان (آیدان دلبیس) ربوده میشود. تدی یک نظریهپرداز توطئه است که باور دارد میشل یک بیگانه است. او معتقد است که میشل قصد نابودی زمین را دارد. پس از ربودن او، تدی و دان میشل را در زیرزمینی نگه میدارند. آنها از او بازجویی میکنند و امیدوارند که او را به اعتراف وادار کنند.
طراح تولید، جیمز پرایس، میدانست که باید فضاهای متضادی ایجاد کند. دنیای شرکتی میشل و خانه فوقمدرن او با خانه تدی و دان که در زمان گیر کرده و قدیمی و فاسد به نظر میرسید، تفاوت داشتند. او در ایجاد این فضاها میدانست که میتواند تمام سرنخهایی که به شخصیتها و داستانهای مربوط به آنها اشاره میکنند را به وضوح پنهان کند.
خانه دان و تدی
این فیلم بار دیگر پرایس را با کارگردان “چیزهای فقیر” یورگوس لانتیموس همراه میکند. پرایس وقتی فیلمنامه را خواند، میدانست که خانه باید دورافتاده و منزوی باشد.
زندگی تدی و گذشته او
تدی با پسرعمویش دان زندگی میکند. از طریق فلشبکها، مخاطبان متوجه میشوند که او زمانی با مادرش، سندی (آلیشیا سیلورستون) در این خانه زندگی میکرده است. اکنون سندی پس از مصرف داروهای تولید شده توسط شرکت داروسازی میشل، در کما در بیمارستان بستری است.
ایجاد دنیایی فراگیر
پرایس در نهایت خانه را از پایه ساخت تا دنیایی کاملاً فراگیر ایجاد کند. او توضیح میدهد: «میخواستم یک صحنه زنده و پویا خلق کنم. به طوری که دیگر یک صحنه نباشد، بلکه یک مکان باشد.»
پرایس همچنین میدانست که باید یک زیرزمین بسازد زیرا تدی و دان میشل را آنجا نگه میدارند. او گفت: «من به اندازه کافی در ایالات متحده وقت گذرانده بودم تا متوجه شوم که منظره خیلی با بریتانیا تفاوت ندارد. به همین دلیل، فکر کردم میتوانیم این کار را در بریتانیا انجام دهیم. میتوانیم خانه را به نیازهای خودمان تطبیق دهیم و شما میتوانید فیلم را به شکلی که میخواهید بسازید.»
طراحی خانه با توجه به فیلمبرداری
پرایس خانه را با در نظر گرفتن فیلمبردار، رابی رایان طراحی کرد. او متوجه شد که میتوانیم آن را سیمکشی و نورپردازی کنیم مثل یک خانه واقعی. بنابراین، همه چیز میتواند به طور طبیعی روشن شود.
پیشینه داستانی خانه
پرایس همچنین برای خانه یک پیشینه داستانی ایجاد کرد. او ادامه داد: «یک زمانی مقداری پول وجود داشت، اما خانه به وضعیت بدی افتاده بود. خانواده مدت زیادی در آن زندگی کرده بودند.» او افزود که آخرین بازسازی شاید در اواخر دهه ۱۹۹۰ بود.
او خانه را در آن زمان خاص قرار داد. در صحنههایی که مادر تدی نشان داده میشود، هدف این بود که نشان دهد او مدتی است که حضور نداشته و تدی باید از پسرعمویش مراقبت کند. او در نظریهای که یک توطئه بیگانه وجود دارد، آرامش مییابد. ما به بسیاری از خانههای مشاور املاک نگاه کردیم و از زندگی واقعی و eBay الهام گرفتیم. همچنین به عکاسی خبری از اوایل دهه نود نیز نگاه کردیم.
تأثیرات تجربیات واقعی
تأثیر دیگری از یک تجربه واقعی آمد. پرایس میگوید: “من به خانه یک کشاورز در نیوزیلند رفته بودم و والدینشان زمانی که آنها نوجوان بودند فوت کرده بودند. سه برادر در این خانه زیبای استعماری زندگی میکردند و وضعیت آن وحشتناک بود. همه جا کثیف بود. میدانستم که عکسهایی گرفتهام، اما نمیتوانستم آنها را پیدا کنم. اما این تصویر را داشتم که خانه باید چگونه باشد.”
پرایس همچنین با طراح لباس فیلم، جنیفر جانسون، همکاری کرد. در آزمایشهای دوربین، این دو درباره لباسها، الگوها و کهنگی صحبت کردند. آنها بررسی کردند که چگونه تدی حس کثیفی و بافتهای نشسته را داشته باشد. این یک فرآیند بود تا بفهمند تا چه حد باید پیش بروند تا آن را باورپذیر کنند. به گفته آنها، «آن خانه داستان تدی را روایت میکند.»
وقتی نوبت به زیرزمین رسید، برنامه این بود که آن را روی یک صحنه بسازیم. اما در حین بررسی، کسی پیشنهاد داد که زیرزمین را زیر خانه بسازیم. خوشبختانه، زمینی که حفاری کردیم خاک رس بود و توانستیم آن را به راحتی حفاری کنیم.
در زیرزمین، یک اتاق مخفی وجود دارد که میشل آن را پیدا میکند. این اتاق به عنوان “مکان مقدسی که تمام این توطئه در آن شکل گرفته است” شناخته میشود. پرایس توضیح میدهد که تدی تحقیقات خود را در آنجا نگه میدارد. او قطعات بدن جدا شده، سرها در شیشهها و عکسهای متعدد از افرادی که معتقد بود بیگانه هستند را در آنجا جمعآوری کرده است.
در فیلمنامه نوشته شده بود که یک کمد در مقابل در قرار دارد و او نوری را میبیند و آن را فشار میدهد. اما پرایس اعتراف کرد که این ایده مناسبی نبود. او پیشنهاد داد که اتاق مخفی باید عایقبندی شده و پشت پلهها پنهان شود. پرایس به دنبال ایدههای بیشتری گشت و تصمیم گرفت که یک چهره گچی در زیرزمین تراشیده شود.
کشف میشل در اتاق مخفی
در اتاق مخفی، کشف میشل رخ میدهد. تدی یک قاتل زنجیرهای است که تحقیقات گستردهای درباره بیگانگان دارد. شاید سرهایی که در بستهبندی خلاء قرار گرفتهاند، تمام تئوری توطئه فویل آلومینیومی را نشان دهند.
ایده تدی برای سفینه فضایی
در مورد ایده تدی از شکل یک سفینه فضایی، پرایس تصمیم گرفت که او یک چاپگر سهبعدی داشته باشد. این ابزار میتواند چیزی شگفتانگیز و در عین حال باورپذیر خلق کند.
دنیای میشل
با این حال، پاسخ در طراحی تولید پرایس نهفته است. او اعتراف کرد: «این کار دشواری بود که به آن بپردازیم.» اما میخواستم واضح باشد که او یک بیگانه است. او در یک سفینه فضایی زندگی میکند و دفتر کارش نیز یک سفینه فضایی است. به نوعی، این مفهوم در معنای مدرنیستی سفینه فضایی قرار دارد.
در مقابل، هر چیزی که شخصیت میگوید، برعکس است. او به شما میگوید و بسیار قانعکننده است که او یک بیگانه نیست.
پرایس از فیلم «۲۰۰۱: یک ادیسه فضایی» استنلی کوبریک برای الهامگیری از ظاهر یک سفینه فضایی استفاده کرد و آن را به دفتر و خانه اعمال کرد.
پرایس میگوید: «هیچکس باور نخواهد کرد.» او از تجربهاش به عنوان طراح تولید در اقتباس تلویزیونی «پرونده ایپکرس» بهره برد. در آنجا، او تمام نشانهها را در کارش به نمایش گذاشت. نشانههای مستر دالبی وقتی با مستر دالبی ملاقات میکنید، او بدمن است، اما شما فکر نمیکنید که او بدمن است. او در لانه بدمنهاست زیرا کفهای سیاه دارد و همه چیز درباره طراحی و تولید صحنه به شما میگوید که آن شخص بدمن است. اما چون همه چیزهایی که میگوید بسیار میهنپرستانه و درست است، باور میکنید که او بدمن نیست.
پرایس سرنخها را آنجا گذاشت. او خانهای شبیه به سفینه فضایی برای میشل انتخاب کرد و دفتر او مینیمالیستی بود. او گفت: «این فرش تیره به این دفتر شیشهای منتهی میشود.»
سفینه فضایی
همانطور که مشخص شد، تدی به آن اندازه که به نظر میرسید دیوانه نیست. او از ابتدا درست میگفت. میشل فولر واقعاً یک بیگانه است.
در فیلمنامه، پرایس میدانست که قرار نیست یک سفینه فضایی سنتی طراحی کند؛ این دنیای یورگوس لانتیموس بود. ایده این بود که وقتی سفینه فضایی آشکار میشود، مخاطبان اتاق تاج و تخت میشل را ببینند. پرایس توضیح میدهد: «همیشه این حس را داشتم که باید ارگانیک باشد. ایدهام این بود که اتاق تاج و تخت باید یک معبد مقدس باشد، مثل استونهنج با کمی آب.»
الهام بصری و طراحی سفینه فضایی
از نظر بصری، پرایس از ایده تولد و تولد دوباره الهام گرفته بود. این مفهومی بود که در طول فرآیند طراحی بارها به آن بازمیگشت. داستان پسزمینه او برای سفینه فضایی شامل یک استخر مقدس در مرکز آن بود. او میگوید: «همه چیز درباره این چیز از این آب میآید. فکر کردم باید یک استخر به شکل رحم باشد و سپس همه چیز اطراف آن اسکلتی باشد.» پرایس ادامه میدهد: «همه ساختمانهایی که از آن تکامل مییابند بر اساس اندامهای انسانی مانند کبد یا کلیهها هستند. بنابراین مقدار زیادی آناتومی انسانی وجود دارد.»
در حین خواندن فیلمنامه، پرایس با مفهوم کره دایسون نیز مواجه شد. این ساختار انرژی را از خورشید به دست میآورد. او فکر کرد: “چه میشود اگر این چیز با خورشید تأمین انرژی شود؟”
چالشهای ساخت سفینه فضایی
ساخت سفینه فضایی چالش بعدی پرایس بود. او گفت: “ما این چیز ۵۰ فوتی را داشتیم و مایعی وجود داشت که به رنگ میلکشیک توتفرنگی بود.” پرایس جزئیات کامل را فاش نمیکند، اما میگوید که از ساختن این مجموعه لذت برده است. او با شوخی میگوید: “صندلیهای اتاق تاجگذاری مانند دندانهای فرسوده شدند. همه چیز بر اساس آناتومی بود.”




