چو دست بر سرِ زلفش زنم به تاب رَوَد
ور آشتی طلبم با سرِ عِتاب رَوَد
چو ماهِ نو رَهِ بیچارگانِ نَظّاره
زَنَد به گوشهٔ ابرو و در نقاب رود
شبِ شراب خرابم کُنَد به بیداری
وگر به روز شکایت کنم به خواب رود
طریقِ عشق پرآشوب و فتنه است ای دل
بیفتد آن که در این راه با شتاب رود
گدایی درِ جانان به سلطنت مفروش
کسی ز سایهٔ این در به آفتاب رود؟
سوادِ نامهٔ مویِ سیاه چون طی شد
بَیاض کم نَشَوَد گر صد انتخاب رود
حباب را چو فِتَد بادِ نخوت اندر سر
کلاه داریَش اندر سرِ شراب رود
حجابِ راه تویی حافظ از میان برخیز
خوشا کسی که در این راه بیحجاب رود
تعبیر فال شما
در این غزل، حافظ به پیچیدگیهای عشق و نیاز به صبر و تدبر در این مسیر اشاره میکند. او میگوید که در راه عشق، عجله و شتاب میتواند باعث سقوط و ناکامی شود. همچنین تاکید میکند که ارزش عشق را نباید به چیزهای دنیوی فروخت و باید با صداقت و خلوص در این راه قدم برداشت. موانع اغلب درونی هستند و با برداشتن آنها، راه به سوی عشق واقعی هموار میشود. با آرامش و تدبیر، میتوان به اهداف والای عشق دست یافت.


توسط
توسط
توسط



