Image

بررسی «Winter of the Crow»: درخشش لسلی منویل در تریلر مهیج جنگ سرد

📋 خلاصه مقاله:

لسلی منویل در تریلر «زمستان کلاغ» به کارگردانی کاسیا آدامیک، نقش استاد روانشناسی بریتانیایی را بازی می‌کند که در آشفتگی‌های سیاسی لهستان دهه ۱۹۸۰ گرفتار می‌شود. این فیلم بر اساس داستان کوتاه اولگا توکارچوک ساخته شده و به تلاش او برای بقا می‌پردازد.

بازیگر با تجربه بریتانیایی، نقشی ارزشمند در تریلر جذاب کاسیا آدامیک ایفا می‌کند. این فیلم درباره یک دانشگاهی مهمان است که در آشفتگی‌های سیاسی لهستان در اوایل دهه ۱۹۸۰ گرفتار می‌شود.

هر کسی که اجرای خشمگین و نامزد اسکار لسلی منویل را در فیلم «نخ خیال» به کارگردانی پل توماس اندرسون دیده باشد، می‌داند که او می‌تواند در صفحه نمایش به سختی فولاد باشد. هرچند این نقش‌ها معمولاً در حمایت از دیگران بازی می‌شود. نقش‌های بزرگ‌تر او، از «یک سال دیگر» تا «خانم هریس به پاریس می‌رود»، معمولاً آسیب‌پذیری‌های شکننده‌تری را به نمایش می‌گذارند.

قهرمان سرسخت در «زمستان کلاغ»

اینکه «زمستان کلاغ» او را به عنوان یک قهرمان سرسخت و باهوش در شرایط دشوار در مرکز توجه قرار می‌دهد، به تنهایی دلیلی برای ارزش‌گذاری بر تریلر سرد و جنگ سرد کاسیا آدامیک است. هرچند لذت‌های فیلم فراتر از این انتخاب بازیگری کلیدی است.

در نگاه اول، این داستان آشنا به نظر می‌رسد و با بسیاری از تریلرهای سیاسی درباره افراد بی‌گناهی که در شبکه‌های فساد سیستماتیک گرفتار می‌شوند، همخوانی دارد. مکان وقوع داستان، ورشو در زمستان ۱۹۸۱ است. در این زمان، دولت کمونیستی لهستان برای سرکوب جنبش دموکراتیک همبستگی، حکومت نظامی اعلام کرد. در این میان، جوآن اندروز (منویل)، استاد محترم روانشناسی بریتانیایی که برای یک سخنرانی مهمان به دانشگاه شهر آمده، درگیر می‌شود. اگرچه او به هیچ وجه یک بازیگر سیاسی نیست، اما وضعیت شاهد تصادفی او و دسترسی احتمالی‌اش به رسانه‌های خارجی، او را به هدفی بزرگ تبدیل می‌کند.

اندروز که فردی سریع و خشک است و به کارش متعهد است، در یک پیش‌درآمد کوتاه در لندن نشان داده می‌شود. او با همکارانش به‌طور نسبتاً دست بالا رفتار می‌کند. نشانه‌های اولیه بی‌نظمی و ناآرامی در لهستان را به‌عنوان یک توهین شخصی تلقی می‌کند. وقتی چمدانش در فرودگاه ورشو نمی‌رسد، عصبانیتش را بر سر آلینا خالی می‌کند. آلینا، دانشجوی تیزهوش و فعال، به‌عنوان دستیارش در طول بازدیدش منصوب شده است. بار دیگر آلینا مقصر شناخته می‌شود وقتی که سخنرانی اندروز توسط معترضان دانشجوی همبستگی مختل می‌شود. انقلاب برای این فرد خارجی چیزی بیش از یک مزاحمت نیست. نگرانی‌های فکری‌اش به چشم‌انداز سیاسی کشوری که او را میزبانی می‌کند، گسترش نمی‌یابد. با این حال، قبل از پایان هفته، او مجبور خواهد شد توجه بیشتری به این موضوع کند.

شب را نه در هتل، بلکه در آپارتمان بلند و کسل‌کننده‌ای که متعلق به والدین آلینا است، سپری می‌کند. این هم نقطه‌ای دیگر از ناراحتی است. به استاد ناراضی دستور داده می‌شود تا منتظر برداشتن صبحگاهی توسط برادر آلینا باشد، هرچند او هرگز نمی‌رسد. در عوض، او به طور اتفاقی شاهد و عکاس قتل توسط پلیس می‌شود و به سختی با جان سالم فرار می‌کند.

فرار و تلاش برای بقا

ناگهان در حال فرار، بدون مدارک و با مراقبانش که یا مرده‌اند یا ناپدید شده‌اند، اندروز باید راه خود را به سوی امنیت پیدا کند. او در شهری عجیب و گرفتار بهمن که به طور ناگهانی تحت مدیریت خشونت‌آمیز جدیدی قرار گرفته، سرگردان است. او با کمترین راهی برای تشخیص دوست از دشمن، در تلاش است. حتی یک سفیر بریتانیایی که با بازی تام برک همیشه خوش‌آمد است، با خوانایی مبهمی بازی می‌کند و به اندازه‌ای که انتظار دارید آرامش‌بخش نیست.

این یک کابوس بیداری عصبی است که بافت‌های زغالی دانه‌دار فیلمبرداری توماش ناومیوک و طراحی تولید فوق‌العاده آلکساندرا کیرزکوفسکا، سردرگمی قهرمان ما را برجسته می‌کند. این دو با هم ورشو اوایل دهه هشتاد را به یک هزارتوی بروتالیستی نامرتب تبدیل می‌کنند. حتی پیچ‌های درست هم در آن اشتباه به نظر می‌رسند. در همین حال، زمستان سخت دسامبر که عنوان فیلم را به خود اختصاص داده، با نیروی ملموس و مرطوب خود بر روی عمل فشار می‌آورد و نفس‌ها و صبرها را کوتاه می‌کند.

اقتباس از داستان کوتاه اولگا توکارچوک

آدامیک و نویسندگان همکارش، لوسینا کاکسون و ساندرا بوختا، با اقتباس از داستان کوتاهی از برنده نوبل لهستانی، اولگا توکارچوک، عمل را پرتحرک و فوری نگه می‌دارند. شخصیت‌پردازی را مختصر می‌کنند. تقریباً هر شخصیتی در اینجا دارای درجه‌ای از رمز و راز است. این شامل خود اندروز نیز می‌شود که توانایی‌های کامل او تنها تحت فشار شدید آشکار می‌شود. همچنین، ذخایر همدلی پنهان قبلی او نیز در این شرایط نمایان می‌گردد.

منویل با حالتی از عزم فزاینده و خام، فیلم را به دوش می‌کشد. حق‌طلبی و تحریک‌پذیری استاد به هنگام نیاز، به غریزه‌های بی‌چشم‌پوشی برای حفظ خود تبدیل می‌شود. دیدن ستاره‌ای در مرکز داستانی که معمولاً به شکل یک نوآر مرد اشتباهی روایت می‌شود، هیجان‌انگیز است. مانند اما تامپسون در تریلر دیگری با عنوان سرد امسال، «مرگ زمستان»، او قدرت دست‌کم‌گرفته‌شده زنی را نشان می‌دهد که به اندازه کافی زندگی کرده تا سرما را تحمل کند.

بررسی «Winter of the Crow»: درخشش لسلی منویل در تریلر مهیج جنگ سرد